مدیریت کیفیت فراگیر

تاریخچه مدیریت کیفیت فراگیر – TQM

منبع: تاریخچه مدیریت کیفیت فراگیر نوشته الهام ملکی نشر الکترونیک پارس مدیر

در سال ۱۹۲۴ دکتر والتر شوارت آمریکایی در آزمایشگاه های شرکت بل سیستمی را به وجود آورد که می‌توانست واریانس سیستم های تولید را اندازه گیری کند. این سیستم به نام (کنترل آماری فرایند) یا SPC مشهور شده است. دکتر شوارت در سال ۱۹۳۱ کتابی با عندان کنترل اقتصادی کیفیت محصولات صنعتیمنتشر کرد. در این کتاب او به موضوع کنترل کیفیت آماری پرداخت در همان سال پس از جنگ جهانی دوم نیروهای حرفه ای تولید در ژاپن، سازمان غیر انتفاعی اتحادیه مهندسان و دانشمندان ژاپن را تاسیس کردند. جامعه کنترل کیفیت آمریکا نیز در همین سال تاسیس شد.

مدیریت کیفیت فراگیر در دهه

در سال ۱۹۵۰ اتحاده متخصصان علوم و مهندسین ژاپن (JUSE)، از دمینگ که شاگرد دکتر شوارت بود، دعوت کردند تا SPC و روش های کنترل کیفیت را در کشورشان آموزش دهد. ژاپنی ها به سرعت خود را با آموزش های دمینگ هماهنگ ساخته و در این روش ها تغییراتی به وجود آوردند.

در سال ۱۹۵۱ اتحادیه دانشمندان و مهندسین ژاپنی (JUSE)، جایزه دمینگ که عالی ترین جایزه کیفیت در ژاپن به حساب می‌آید را با هدف افزایش سطح کیفیت صنعت در ژاپن ایجاد کردند. دمینگ به پاس خدماتی که در جهت توسعه کیفیت در ژاپن انجام داد، بزرگترین جایزه ژاپن به نام مدل افتخار امپراطور برای سازندگان اقتصاد ژاپنی را دریافت کرد.

در سال ۱۹۵۱ دکتر فینگبام کتابی تحت عنوان کنترل کیفیت فراگیر را منتشر کرد. در این کتاب او به جای کنترل کیفیت آماری از کنترل کیفیت کیفیت فراگیر سخن به میان آورد.

در سال ۱۹۵۴، جوزف جوران اهمیت درگیر نمودن تمام بخش ها در پیگیری امر کیفیت و اهمیت رضایت مشتری را به جای امر ساده تبعیت از مشخصات محصول ژاپنی ها یادآوری نمود.

مدیریت کیفیت فراگیر در دهه ۶۰ تا ۸۰

در سال ۱۹۶۲، کاآرو ایشیکاوا ایده و تفکرات جوران را بسط داده و موضوع مشتریان داخلی که دریافت کنندگان بروندادهای داخل سازمان علاوه بر مشتریان خارجی سازمان مطرح کرد. ایشیکاوا بر مبنای کار متخصصین علوم رفتاری و نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو و تئوری X و Y مک گریگور توانست واژه کانون های کیفیت را پیشنهاد نماید. ژاپنی‌ها با طراحی کیفیت در ابتدای فرایند تولید به جای بررسی و بازرسی آن در انتهای خط تولید، باعث کاهش هزینه کیفیت ودر نتیجه کاهش هزینه‌های تولید شدند. توجه به کیفیت در ژاپن این کشور را در ردیف یک اقتصاد قدرتمند در منطقه قرار می دهد.

در اواخر دهه ۱۹۷۰، آمریکایی ها و اروپایی ها متوجه پیشی گرفتن ژاپنی ها در تسخیر بازارهای جهانی شدند، و بسیاری از واحدهای تجاری در آمریکا از خواب غفلت بیدار شدند. در آن زمان برای نخستین بار مدیران اجرایی در آمریکا دریافتند که علامت ساخت آمریکا بر روی کالاها به عنوان نشانه بهترین اقلام ارزش خود را از دست داده است.

دهه ۱۹۸۰، برای تغییرات قابل توجه در واحدهای تجاری در آمریکا نقطه عطفی محسوب می‌شود، بسیاری از شرکت‌ها به فکر استفاده از نگرش مدیریت کیفیت فراگیر در سبک های مدیریتی خود افتادند. در میانه دهه ۱۹۸۰، مفهوم مدیریت کیفیت فراگیر منتشر شد، در سال ۱۹۸۷و به دنبال مطالعات انجام شده در وزارت امریکا در باره علل توفیق ژاپن در مقایسه با امریکا، جایزه ملی کیفیت امریکا تهیه و با توجه به نقشی که مالکوم بالدریج در تهیه آن داشت، به نام جایزه ملی کیفیت مالکوم بالدریج نام گذاری شد. این جایزه برای معرفی سازمان هایی که به بالاترین سطح کیفیت خود و اجرای مدیریت کیفیت فراگیر دست یافته اند، طراحی شده است.

مدیریت کیفیت فراگیر در عصر حاضر

تاریخچه مدیریت کیفیت فراگیر تا عصر حاضر قابل پیگیری است. با افزایش رقابت در عصر حاضر و تغییر و تحولاتی که در فناوری‌های امروزی وجود دارد، سازمان‌ها برای رویارویی و مقابله با عدم اطمینان، حفظ موقعیت، گسترش عرصه‌ی رقابتی خود و بهره‌گیری مناسب از منابع، نیاز به نوآوری و بهبود عملکرد در محصولات و خدمات خود دارند. عوامل متعددی در بهبود نوآوری و عملکرد آن نقش ایفا می‌کنند. در این عصربا استفاده از مدیریت کیفیت فراگیر در تاروپود شرکت‌های موفق تنیده شده است. تاریخچه مدیریت کیفیت فراگیر نشان از سیر تکامل این حوزه از علم مدیریت تاکنون بوده است.


ادبیات پژوهش مدیریت کیفیت فراگیر

فصل دو شامل ادبیات پژوهش و مبانی نظری مدیریت کیفیت فراگیر به صورت فایل ورد همراه با منابع فارسی و لاتین