پایداری و توسعه پایدار (Sustainability) به معنای پاسخگویی به نیازهای اقتصادی و اجتماعی امروز بدون به مخاطره انداختن محیط زیست و نیازمندیهای نسل آینده است. پایداری در لغت به معنای استمرار و ثبات است اما در قرن بیستویکم اشاره به همکاری مسالمتآمیز بین زندگی انسان و محیطزیست اشاره دارد. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله به تشریح مفهوم پایداری و توسعه پایدار پرداخته شده است.
تاریخچه پایداری و توسعه پایدار
بحث پایداری و توسعه پایدار از نیمه دوم قرن بیستم و همزمان با افزایش نگرانیهای جهانی درباره تخریب محیط زیست، رشد صنعتی و مصرف بیرویه منابع طبیعی مورد توجه قرار گرفت. به تدریج سازمانهای بینالمللی، دولتها و پژوهشگران تلاش کردند چارچوبی برای توسعه متوازن میان اقتصاد، جامعه و محیط زیست ارائه کنند. مهمترین نقاط عطف تاریخی این مفهوم عبارتند از:
- ۱۹۷۲: برگزاری کنفرانس محیط زیست انسان در استکهلم
- ۱۹۷۴: طرح مباحث توسعه پایدار در اعلامیه کوکویاک
- ۱۹۸۰: انتشار راهبرد جهانی حفاظت توسط اتحادیه جهانی حفاظت
- ۱۹۸۷: انتشار گزارش برانتلند و تعریف رسمی توسعه پایدار
- ۱۹۹۲: برگزاری اجلاس زمین در ریودوژانیرو
- ۱۹۹۷: تصویب پروتکل کیوتو درباره تغییرات اقلیمی
- ۲۰۰۰: تدوین اهداف توسعه هزاره سازمان ملل
- ۲۰۱۵: تصویب اهداف توسعه پایدار سازمان ملل (SDGs)
- ۲۰۱۵: توافق پاریس درباره مقابله با تغییرات اقلیمی
در مجموع، مفهوم پایداری از یک دغدغه صرفاً زیستمحیطی فراتر رفته و به رویکردی جامع در مدیریت، اقتصاد، جامعه و حکمرانی تبدیل شده است. امروزه توسعه پایدار بر ایجاد تعادل میان رشد اقتصادی، عدالت اجتماعی و حفاظت از محیط زیست تاکید دارد.
تعریف پایداری و توسعه پایدار
واژه پایدار (Sustainable) به معنای حیات، زنده نگهداشتن، استمرار و آن چیزی است که میتواند در آینده تداوم داشته باشد. پایداری (Sustainability) نیز در لغت به توانایی حفظ، تداوم و استمرار یک وضعیت، فرایند یا نظام در طول زمان اشاره دارد. این مفهوم بیانگر شرایطی است که در آن یک پدیده بتواند بدون فرسایش، نابودی یا اختلال جدی به حیات خود ادامه دهد.
توسعه (Development) به فرایند رشد، تحول و بهبود مستمر در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فناورانه گفته میشود که با هدف ارتقای کیفیت زندگی انسانها صورت میگیرد. توسعه معمولا با افزایش ظرفیتها، بهرهوری، رفاه و توانمندی جوامع همراه است.
اما در معنای خاص، پایداری به حفظ تعادل میان ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی برای تضمین کیفیت زندگی نسل حاضر و آینده اشاره دارد. بر همین اساس توسعه پایدار نوعی الگوی توسعه است که ضمن تامین نیازهای نسل حاضر، توانایی نسلهای آینده برای تامین نیازهای خود را به خطر نمیاندازد. این مفهوم بر ایجاد تعادل میان رشد اقتصادی، عدالت اجتماعی و حفاظت از محیط زیست تاکید دارد.
ابعاد توسعه پایدار
پایداری در دیدگاه جامع از سه جزء اساسی تشکیل شده است:
اقتصاد: اقتصاد منابع در دسترس و چگونگی سازماندهی این منابع برای تامین نیازهای انسان و اهداف او را توصیف میکند. عوامل اقتصادی معانی بسیار زیادی را در رابطه با تاثیرات محیطی و عوامل اجتماعی دربر دارد.
جامعه: منظور از جامعه در این مفهوم مجموعهای از فعل و انفعالات انسانی و چگونگی سازماندهی آنهاست. انسانها به گونهای کامل شدهاند که کاملا به جامعه وابسته باشند. بنابراین پایداری جوامع یک شرط مهم برای گردآوری نیازهای انسان است. معیارهای وابسته به جامعه برای پایداری مهم هستند زیرا آنها خصایص کنونی زندگی را تعریف میکنند و میتوانند یک جزء اصلی از میراث نسلهای آینده باشند.
محیط: محیط نیز پیرامون انسانهاست و وجوه زندگی آنها را حمایت میکند و فعالیتهای آنها را طبق قوانین کالبدی پایه محدود میسازد. عوامل محیطی در رفاه کنونی تاثیر میگذارد و میراث نسلهای آینده را مشخص میکند.
این شرایط نشان میدهد که در اینجا پایداری فقط به اصطلاح نگهداری محیط طبیعی در یک وضعیت خوب تفسیر شده است و توسعه اقتصادی و اجتماعی درنظر گرفته نشده است. درحالیکه در مفهوم توسعه پایدار، پایداری اقتصادی، محیطی و اجتماعی در کوتاهمدت و طولانیمدت، لاینفک هستند.
مفاهیم پایداری اغلب از طریق این سه حوزه پایداری نشان داده میشوند که اشاره به ماهیت یکپارچه پایداری محیطی، اجتماعی و اقتصادی دارد. در یک نگاه کلی توسعه پایدار را میتوان توازن و تعادل ابعاد پایداری در طول زمان دانست. بنابراین ذاتاً توانایی اولویتبندی موضوعات اجتماعی، محیطی و اقتصادی را ندارند. زیرا موضوعات پایداری اغلب در تعارض با یکدیگرند.
سهگانه ارزشآفرینی
سهگانه ارزشآفرینی (Triple Bottom Line) رویکردی در توسعه پایدار است که موفقیت سازمان را تنها بر پایه سود اقتصادی ارزیابی نمیکند، بلکه ابعاد اجتماعی و زیستمحیطی را نیز در نظر میگیرد. این مفهوم توسط جان الکینگتون مطرح شد و امروزه یکی از مهمترین چارچوبهای پایداری سازمانی محسوب میشود.
مفهوم سهگانه ارزشآفرینی نخستین بار توسط جان المرینگتون (John Elkington) در دهه ۱۹۹۰ مطرح شد. بر اساس این نظریه، ارزیابی موفقیت سازمانها باید بر پایه سه مؤلفه اصلی صورت گیرد:
سود اقتصادی (Profit): بر سودآوری، بهرهوری و رشد اقتصادی پایدار تاکید دارد.
مسئولیت اجتماعی (People): بر عدالت اجتماعی، رفاه کارکنان و مسئولیت اجتماعی سازمان تمرکز دارد.
حفاظت از محیط زیست (Planet): بر حفاظت از محیط زیست، کاهش آلودگی و مصرف بهینه منابع طبیعی تاکید میکند.
سهگانه ارزشآفرینی، تغییری بنیادین در درک ما از موفقیت سازمانی ایجاد کرده است. این الگو سازمانها را وادار میسازد تا مسئولیتپذیری گستردهتر و نگاه بلندمدتتری نسبت به تأثیرات اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی خود داشته باشند.
کنفرانس استکهلم
کنفرانس محیط زیست انسان در استکهلم در سال ۱۹۷۲ توسط سازمان ملل متحد برگزار شد و نخستین گردهمایی جهانی رسمی درباره مسائل محیط زیست به شمار میآید. این کنفرانس نقطه عطفی در توجه بینالمللی به پیامدهای زیستمحیطی رشد صنعتی و فعالیتهای انسانی محسوب میشود.
در پایان این نشست، «اعلامیه استکهلم» منتشر شد که بر ضرورت حفاظت از محیط زیست، مدیریت منابع طبیعی و مسئولیت دولتها در قبال نسلهای آینده تاکید داشت. همچنین تشکیل برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP) از مهمترین نتایج این کنفرانس بود. کنفرانس استکهلم زمینهساز شکلگیری ادبیات توسعه پایدار و گسترش سیاستهای زیستمحیطی در سطح جهان شد.
اعلامیه کوکویاک
باربارا وارد از نخستین اندیشمندانی بود که پیوند میان توسعه اقتصادی، عدالت اجتماعی و حفاظت از محیط زیست را مورد توجه قرار داد. وی در دهه ۱۹۷۰ نقش مهمی در شکلگیری مباحث اولیه توسعه پایدار ایفا کرد و بر ضرورت توجه همزمان به فقر، رشد اقتصادی و منابع طبیعی تاکید داشت.
در سال ۱۹۷۴، مباحث مربوط به توسعه و محیط زیست در «اعلامیه کوکویاک» مطرح شد و برخی پژوهشگران کاربرد اولیه اصطلاح توسعه پایدار را به این بیانیه نسبت میدهند. این دیدگاهها زمینهساز شکلگیری ادبیات رسمی توسعه پایدار و انتشار گزارش برانتلند در دهه ۱۹۸۰ شدند.
مفهوم توسعه پایدار، یک نوع تلاش برای ترکیب مفاهیمِ در حال رشدِ حوزهای از موضوعات محیطی در کنار موضوعات اجتماعی-اقتصادی میباشد. توسعه پایدار یک تغییر مهم در فهم رابطه انسان و طبیعت و انسانها با یکدیگر است. این مسئله با دیدگاه دو قرن گذشته انسان که بر پایه جدایی موضوعات محیطی و اجتماعی و اقتصادی شکل گرفته بود در تضاد است.
گزارش برانتلند
گزارش برانتلند (Brundtland Report) در سال ۱۹۸۷ توسط کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه سازمان ملل منتشر شد و یکی از مهمترین اسناد تاریخ توسعه پایدار محسوب میشود. این گزارش با عنوان «آینده مشترک ما» (Our Common Future) شناخته میشود و ریاست آن بر عهده گرو هارلم برانتلند بود.
توسعهای که نیازهای امروزی را بدون از دست دادن توانایی پاسخگویی به نیازهای نسل آینده، ممکن میسازد، توسعه پایدار است.
آینده مشترک ما، کمیسیون برانتلند ۱۹۸۷
در این گزارش، توسعه پایدار بهصورت رسمی به توسعهای تعریف شد که نیازهای نسل حاضر را بدون به خطر انداختن توانایی نسلهای آینده برای تامین نیازهای خود برآورده سازد. گزارش برانتلند بر ضرورت ایجاد تعادل میان رشد اقتصادی، عدالت اجتماعی و حفاظت از محیط زیست تاکید داشت. این گزارش نقش مهمی در گسترش سیاستهای جهانی محیط زیست و شکلگیری ادبیات نوین پایداری ایفا کرد.
زمینههای توسعه پایدار
توسعه پایدار توسعهای است که بتواند نیازهای فعلی سازمان را بدون خدشهدار کردن به تواناییهای نسل آینده در برآورد ساختن نیازهایشان پاسخ گوید. در همین راستا، مدلهای گوناگونی نیز توسط پژوهشگران معرفی گردید و در ادبیات مدیریت گسترش یافت. مدلهای پایداری اشاره به زمینههای توسعه پایدار دارند که توسط کسبوکارها و مدیران قابل بکارگیری هستند.
توسعه پایدار چشماندازی مهم و جدید در مدیریت و سیاستگذاری عمومی است که بهطور گستردهای خارج از ایالات متحده ظهور یافتهاست. این مفهوم تلاش میکند تا به نحو روشنتری نتایج آینده رفتارهای کنونی را مورد توجه قرار دهد. توسعه پایدار زمینههای مختلفی را مورد توجه قرار میدهد که عبارتند از:
- تأثیر گازهای گلخانهای
- تغییرات آب و هوائی
- تخریب لایه ازن، تخریب زمین
- کاهش منابع غیر تجدید پذیر
- آلودگی هوای شهرها
پایداری فرایندی است که مردم، سیاستگذاران، سازمانها، منابع طبیعی و محیط زیست را درگیر میکند و تغییرات در رفتار، گرایشها، الگوهای مصرف، عادتهای خرید و چگونگی درک و ارزشگذاری محیط زیست از سوی جامعه را شامل میشود. شاید یکی از مهمترین بیانیههای مرتبط با پایداری از کمپل میباشد. وی معتقد است در نبرد انگارههای عمومی بزرگ، پایداری پیروز شده است و فعالیت سالهای آینده حقیقتاً معطوف به دقت جزئیات و کاهش فاصله بین نظریه و اجرا میباشد.
سخن پایانی
پایداری و توسعه پایدار امروزه به یکی از مهمترین رویکردهای فکری و اجرایی در مدیریت، اقتصاد و سیاستگذاری تبدیل شدهاند و بر ضرورت ایجاد تعادل میان رشد اقتصادی، رفاه اجتماعی و حفاظت از محیط زیست تاکید دارند. این مفهوم نشان میدهد توسعه واقعی تنها در صورتی معنا پیدا میکند که ضمن پاسخگویی به نیازهای نسل حاضر، توانایی نسلهای آینده برای بهرهمندی از منابع و امکانات نیز حفظ شود. از اینرو، پایداری را میتوان چارچوبی برای بازاندیشی در رابطه انسان، سازمان و طبیعت دانست که دستیابی به توسعه متوازن و بلندمدت را امکانپذیر میسازد. همچنین این دیدگاه با تأثیراتی بر توسعه سرمایهداری و انقلاب صنعتی نسل چهارم ادامه یافت.
دانلود پرسشنامه پایداری و توسعه پایدار
References
Cassen, R. H. (1987). Our Common Future: Report of the World Commission on Environment and Development.
Daly, H. E. (1996). Beyond growth: The economics of sustainable development. Beacon Press.
International Institute for Environment and Development. (n.d.). About IIED. https://www.iied.org/about-iied
Meadows, D. H., Meadows, D. L., Randers, J., & Behrens, W. W. (1972). The limits to growth. Universe Books.
Pearce, D., Markandya, A., & Barbier, E. (1989). Blueprint for a green economy. Earthscan.
Raworth, K. (2017). Doughnut economics: Seven ways to think like a 21st-century economist. Chelsea Green Publishing.
Rockström, J., Steffen, W., Noone, K., Persson, Å., Chapin III, F. S., Lambin, E., … & Foley, J. A. (2009). A safe operating space for humanity. Nature, 461(7263), 472–۴۷۵. https://doi.org/10.1038/461472a
Sachs, J. D. (2015). The age of sustainable development. Columbia University Press.
United Nations. (2015). Transforming our world: The 2030 agenda for sustainable development. United Nations General Assembly, A/RES/70/1. https://sdgs.un.org/2030agenda
Ward, B., & Dubos, R. (1972). Only one Earth: The care and maintenance of a small planet. W. W. Norton & Company.
World Commission on Environment and Development. (1987). Our common future. Oxford University Press.
