تفکر استراتژیک

تفکر استراتژیک (Strategic thinking) به عنوان فرایند ذهنی و روانی مدیریت سازمان برای ترسیم اهداف بلندمدت تعریف می‌شود. این رویکرد در مدیریت و سازمان موجب بهبود تصمیم‌گیری، افزایش مزیت رقابتی، نوآوری و انطباق استراتژی سازمان با تغییرات محیطی می‌شود. در این مقاله، مفهوم تفکر استراتژیک، اهمیت آن در مدیریت سازمان و تفاوت آن با برنامه‌ریزی استراتژیک بررسی خواهد شد.

تعریف تفکر استراتژیک

تفکر استراتژیک فرایندی ذهنی و آینده‌نگر است که به مدیران کمک می‌کند محیط، فرصت‌ها، تهدیدها و مسیرهای رشد سازمان را به‌صورت کلان و هوشمندانه تحلیل کنند. مدیریت استراتژیک و هیئت مدیره سازمان، همیشه نیازمند الگویی برای اندیشه است که بتواند براساس چشم‌انداز سازمان به ترسیم اهدافی بلندمدت بپردازد.

از دیدگاه ماهوی تفکر استراتژیک یک «بصیرت و فهم» است. این بصیرت کمک می‌کند تا در شرایط پیچیده کسب‌وکار.

  • واقعیت‌های بازار و قواعد آن به درستی شناخته شود
  • ویژگی‌های جدید بازار زودتر از دیگران کشف گردد
  • جهش‌های (ناپیوستگی‌های) کسب‌وکار درک شود
  • برای پاسخگویی به این شرایط راهکارهای بدیع و ارزش آفرینی خلق شود.

تفکر استراتژیک مدیر را قادر می‌سازد تا بفهمد چه عواملی در دستیابی به اهداف موردنظر موثر است و کدامیک موثر نیست. چرا، و چگونه عوامل موثر برای مشتری ارزش می‌آفریند؟ این بصیرت نسبت به عوامل تاثیرگذار در خلق ارزش، قدرت تشخیص ایجاد می‌کند.

بدون این تشخیص، صرف منابع (مادی و غیرمادی) سازمان برای دستیابی به موفقیت بی حاصل خواهدبود. اگر موضوعات اساسی را تشخیص ندهید، هرقدر به خود و کارمندانتان فشار روحی و فیزیکی وارد کنید، سرانجام نتیجه‌ای جز سردرگمی و شکست حاصل نخواهدشد.

ابعاد تفکر استراتژیک

اگر رویکردهای نوین استراتژی نبود، امروز استراتژی (همچون بسیاری از مفاهیم دیگر مدیریتی) به تاریخ ادبیات مدیریتی سپرده شده بود. دلیل این امر عدم تطابق ماهیت رویکردهای «کلاسیک» استراتژی با محیط کسب‌وکار امروز است. محیط کسب‌وکار امروز با ویژگی‌هایی همچون تغییرات پیچیده و غیرخطی، تحولات ناپیوسته و جهشی، تغییرات پی درپی پارادایم‌ها و رقابت بدون حیطه بندی قابل تعریف است. این خصوصیات صحت پیش‌بینی محیط آینده را به شدت تضعیف می‌کند.

به‌طور کلی مهم‌ترین ابعاد تفکر استراتژیک عبارتند از:

  • تفکر سیستمی
  • عزم استراتژیک
  • پیشروی بر اساس رویکرد علمی
  • فرصت طلبی هوشمندانه
  • تفکر در زمان
ابعاد تفکر استراتژیک

ابعاد تفکر استراتژیک

مدیران باید پیش از هرچیزی تفکر سیستمی را در دستور کار خود قرار دهند. از طریق چنین تفکری است که مدیران عزم استراتژیک پیدا می‌کنند تا با پیشروی براساس رویکردی علمی به شکار فرصت‌ها بپردازند. تفکر در زمان نیز عنصری است که مانند چتری فراگیر سراسر این مراحل را تحت پوشش خود قرار می‌دهد. برای سنجش این مقوله از پرسشنامه تفکر استراتژیک استفاده کنید.

انواع مدل‌های تفکر استراتژیک

تفکر استراتژیک «پیش‌بینی» آینده نیست. تفکر استراتژیک تشخیص به موقع خصوصیات میدان رقابت و دیدن فرصت‌هایی است که رقبا نسبت به آن غافل هستند. جف بزوس بنیانگذار شرکت آمازون هنگامی که در سال ۱۹۹۵ قابلیت فروش کتاب بر روی شبکه اینترنت را کشف و آن را تبدیل به یک کسب‌وکار کرد، تشخیص داد که توزیع کتاب بر روی شبکه اینترنت نه تنها هزینه‌ها را کاهش می‌دهد بلکه قابلیت­‌هایی برای مشتری می‌آفریند که به هیچ وجه با نظام توزیع سنتی قابل تامین نیست (خلق ارزش برای مشتری).

امروز این شرکت با عمر کوتاه خود به فروش سالیانه‌ای بیش از ۳/۱ میلیارد دلار دست یافته است که این رقم در مقایسه با فروش ۰/۷ میلیارد دلاری شرکت بزرگی همچون جان وایلی با ۲۰۰ سال سابقه فعالیت در این زمینه، ارزشمندی بصیرت نسبت به عوامل ارزش آفرین بازار را نشان می‌دهد.

برای تفکر استراتژیک الگوهای متعددی ارائه شده است. الگوی پیتر ویلیامسون، الگوی جین لیدکا و الگوی گری هامل از شناخته شده ترین این الگوها هستند. هریک از این الگوها، دارای ویژگی‌های خاص خود بوده و از منظر خاصی به این رویکرد نگریسته اند، هرچند وجوه مشترک آنها نیز قابل توجه است.

تاکید الگوی ویلیامسون بر توانمندسازی سازمان ازطریق توسعه قابلیت­‌ها و شناخت بازار است، گری هامل ایجاد شوروشوق تازه در سازمان را برای خلق دیدگاه‌های جدید استراتژیک توصیه می‌کند و لیدکا تمرکز انرژی سازمان بر اهداف را امری حیاتی می‌داند. علی رغم این تفاوتها همه الگوهای مذکور بر یادگیری به عنوان اساس درک رفتار بازار و بکارگیری آن درجهت‌گیری استراتژیک سازمان تاکید داشته اند. در این جا یک الگو که زمینه‌های بروز تفکر استراتژیک و استراتژی‌های خلاقانه را فراهم می‌سازد ارائه می‌گردد. این الگو در قالب سه فرمان اساسی معماری شده است

سخن پایانی

در مجموع، تفکر استراتژیک به سازمان کمک می‌کند تا فراتر از مسائل روزمره بیندیشد و با نگاهی آینده‌نگر، مسیر رشد و توسعه خود را ترسیم کند. این رویکرد با تقویت قدرت تحلیل، خلاقیت و تصمیم‌گیری مدیریتی، زمینه سازگاری بهتر با تغییرات محیطی و استفاده مؤثر از فرصت‌ها را فراهم می‌سازد. از این‌رو، توجه به تفکر استراتژیک در کنار مدیریت و برنامه‌ریزی استراتژیک، یکی از الزامات اصلی موفقیت و پایداری سازمان‌ها در محیط رقابتی امروز محسوب می‌شود. با این نگرش، می‌باید رابطه مدیران با محیط بازار را مجدداً تعریف کرد و سازوکارهای مدیریتی سازمان را مورد بازنگری قرار داد.

دانلود پرسشنامه تفکر استراتژیک

دانلود مقاله تفکر استراتژیک

 منبع: دیوید، فرد. کتاب مدیریت استراتژیک. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی.