اعتیاد به کار

اعتیاد به کار (Workaholism) یک وضعیت و حالت روحی است که فرد نمی‌تواند خود را از کار رهایی داده و مدام این رفتار را تکرار می‌کند. چنین وضعیتی سلامتی انسان را تهدید می‌کند و در عصر حاضر با شدت گرفتن رقابت رواج زیادی پیدا کرده است. البته باید تذکر داد این مفهوم در ادبیات مدیریت کلاسیک نیز قابل ریشه‌یابی است. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله به تشریح مبانی اعتیاد به کار پرداخته شده است.

تعریف اعتیاد به کار

واژه معتاد به کار (Workaholic) از ترکیب دو واژه Work به معنای کار و Alcoholic به معنای معتاد به الکل شکل گرفته است. رواج این اصطلاح را معمولاً به وین اوتس نسبت می‌دهند که در سال ۱۹۷۱ آن را در کتاب «اعترافات یک معتاد به کار» به‌کار برد. برخی منابع نیز اشاره می‌کنند که این واژه پیش‌تر در دهه ۱۹۶۰ توسط ریچارد ایوانز مطرح شده بود، اما اوتس نقش اصلی در گسترش آن داشت.

اعتیاد به کار نوعی اعتیاد رفتاری است که در آن فرد وابستگی افراطی و غیرطبیعی به کار پیدا می‌کند و تمایل شدیدی به اشتغال مداوم دارد. این وضعیت معمولاً با اشتغال ذهنی دائمی نسبت به کار، کاهش تعادل کار و زندگی و ناتوانی در فاصله گرفتن از فعالیت‌های شغلی همراه است.

پژوهشگران معتقدند اعتیاد به کار می‌تواند پیامدهایی مانند فرسودگی، اختلال در روابط اجتماعی، کاهش سلامت روان و آسیب‌های جسمانی ایجاد کند. اگرچه در بسیاری از فرهنگ‌ها سخت‌کوشی و ساعات کاری طولانی نشانه تعهد و موفقیت تلقی می‌شود، اما اعتیاد به کار با پشتکار و تعهد حرفه‌ای تفاوت دارد. در مجموع، اعتیاد به کار نوعی الگوی رفتاری ناسالم محسوب می‌شود که می‌تواند بر کیفیت زندگی فردی و سازمانی اثر منفی بگذارد.

علائم و نشانه‌های اعتیاد به کار

سخت کار کردن همیشه یک ارزش محسوب می‌شود و مورد تشویق قرار می‌گیرد اما با مفهوم اعتیاد مترادف نیست. اعتیاد حالتی افراطی از سخت‌کوشی است اگر چه در چنین وضعیتی افراد رفتار خود را به راحتی توجیه می‌کنند و می‌گویند کار زیاد برای موفقیت لازم است.  این افراد معتاد بودن خود را قبول نداشته و خود را متعهد به کار و موفق در انجام وظایف می‌دانند. این در حالی است که اعتیاد به کار با اشتیاق به کار به کلی متفاوت است.

مهم‌ترین نشانه‌های اعتیاد به کار عبارتند از:

  • اشتغال ذهنی مداوم به مسائل شغلی
  • صرف زمان افراطی برای کار و کاهش زمان استراحت
  • ناتوانی در فاصله گرفتن از فعالیت‌های کاری
  • برهم خوردن تعادل میان کار و زندگی شخصی
  • اولویت دادن به کار نسبت به روابط اجتماعی و خانوادگی
  • احساس اضطراب یا گناه در زمان عدم اشتغال به کار
  • تمایل به افزایش مداوم ساعات کاری
  • فرسودگی جسمی و روانی ناشی از کار بیش از حد

باید به این موضوع با نگاهی کاربردی در مدیریت منابع انسانی نگریست. اعتیاد به کار همیشه با موفقیت‌های شغلی رابطه مستقیم دارد و در انسان‌هایی که کمال‌گرا هستند این رفتار بیش‌تر اتفاق می‌افتد. کار به چنین افرادی عزت نفس می‌دهد به همین دلیل است که به کار معتاد می‌شوند. متاسفانه این افراد تا متوجه اثرات منفی معتاد شدن به کار نشوند به رفتار خود ادامه خواهند داد.

تشخیص اعتیاد به کار

شورای پزشکی دانشگاه برگن شاخصی را برای تشخیص اعتیاد به کار تهیه کرده است. این شاخص فاکتورهای مختلفی را مورد بررسی قرار می‌دهد: برای تشخیص آن باید ببینید اتفاقات زیر چند وقت به چند وقت در زندگی شما اتفاق می‌افتد.

  • به دنبال راهی هستید تا زمان‌های بیش‎تری را به کار کردن اختصاص دهید.
  • برای کاهش حس گناه، افسردگی، نگرانی و عدم مفید بودن کار می‌کنید.
  • اطرافیان از شما می‌خواهند ساعات کاری خود را کاهش دهید، اما توجهی نمی‌کنید.
  • بیش از ساعاتی که برای آن برنامه‌ریزی کرده‌اید، کار می‌کنید.
  • وقتی نمی‌توانید کار کنید دچار استرس می‌شوید.
  • اهمیت سرگرمی، تناسب اندام، و اوقات فراغت خود را در برابر ساعات کاری پایین آورده‌اید.
  • آن قدر کار کرده‌اید که بر سلامتی‌تان تاثیر منفی گذاشته است.

اگر پاسخ شما به چهار مورد از فاکتورهای بالا، گزینه‌های «اغلب» یا «همیشه» است بدانید که از اعتیاد به کار رنج می‌برید. اگر به تشخیص این رسیده‌اید که از معتاد شدن به کار رنج می‌برید، باید با کمک یک برنامه‌، توان‌بخشی خود را بهبود دهید.

البته این برنامه توان‌بخشی با برنامه‌های توان‌بخشی برای رهایی از اعتیاد به مواد مخدر و اعتیاد به الکل متفاوت است، اما از همین رویکرد برای مقابله با اعتیاد به کار بهره خواهیم برد. در برخی موارد این نوع معتاد شدن با ماندن در خانه، شرکت در کلاس‌ها و یا مشاوره قابل درمان است. در بعضی دیگر لازم است حتماً تا مدتی در مراکز ترک اعتیاد بمانید تا دوره بهبود را به طور کامل سپری کنید.

سخن پایانی

اعتیاد به کار یکی از پدیده‌های رفتاری نوظهور در سازمان‌های امروزی است که اگرچه گاهی با سخت‌کوشی، تعهد و موفقیت شغلی اشتباه گرفته می‌شود، اما در بسیاری از موارد پیامدهای منفی فردی و سازمانی به همراه دارد. اشتغال ذهنی مداوم به کار، کاهش تعادل میان زندگی و شغل، فرسودگی روانی و تضعیف روابط اجتماعی از مهم‌ترین آثار این پدیده محسوب می‌شود. سازمان‌ها باید ضمن توجه به بهره‌وری و عملکرد، به سلامت روانی و کیفیت زندگی کارکنان نیز اهمیت دهند و از شکل‌گیری فرهنگ‌های کاری افراطی جلوگیری کنند. از این‌رو، ایجاد تعادل میان کار، زندگی فردی و سلامت روان از مهم‌ترین الزامات مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی در عصر حاضر به شمار می‌آید.

پرسشنامه اعتیاد به کار

References

Evans, R. (1964). Dialogue with Erik Erikson. New York, NY: Harper & Row.

Oates, W. (1971). Confessions of a workaholic: The facts about work addiction. New York, NY: World Publishing Company