مدیریت توسعه (Development management) به فرآیند برنامهریزی، سازماندهی، انتخاب کارگزاران و هدایت و کنترل فعالیتها جهت دستیابی کارا و اثربخش به اهداف توسعه است. به بیان دیگر هماهنگی بین منابع مادی و غیرمادی در سازمانهای مجری را در جهت سیاستهای توسعه جهت میل به اهداف مشخص آن مدیریت توسعه گویند. این مفهوم در مدیریت دولتی از جایگاه بسیار ویژهای برخوردار است و نقشی کلان در تصمیمگیری و جهتگیری استراتژیک برخوردار است. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله به تشریح مدیریت توسعه پرداخته میشود.
تعریف رشد و توسعه
رشد (Growth) در لغت عبارت است از هرگونه افزایش در حد میزان یک چیز. رشد اقتصادی در بستر اقتصاد مدیریت به صورت افزایش شاخصهای کمی اقتصاد نظیر تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه از دورهای به دوره دیگر تعریف میشود.
توسعه (Development) دارای مفهوم گستردهتری میباشد. توسعه اقتصادی فرایند بهبود بلندمدت و پایدار در شاخصهای مالی، اجتماعی، نهادی و انسانی یک جامعه است. رشد متضمن معنای بسیط زیرساخت اقتصادی است ولی توسعه علاوه برآن، مستلزم شکوفایی همه ابعاد حیات انسانی است.
توسعه در معنای زیستی به معنای گسترش و شکوفایی میباشد و از دیدگاه اجتماعی، رشدی هماهنگ و موزون در همه ابعاد مادی، روانی و معنوی را میرساند. توسعه فرایندی تعاملی است که در آن افراد در شبکههای کاری یاد میگیرند که چگونه مشکلات را تعریف و حل کنند. همچنین فرایندی است که در آن سازگاری همه بخشها افزایش مییابد.
در هزاره سوم توسعه از مفهوم سنتی آن فاصله گرفته و به سمت توسعه پایدار حرکت کرده است که متضمن مفاهیم زیر است:
- حفظ منابع طبیعی
- اخلاقمداری
- ملاحظات اجتماعی
- اقتصادمحوری
- کاهش مصرف انرژی
- استفاده از منابع انرژی پاک
- حفظ منابع برای نسل آینده
به دلیل حیطه گسترده تعریف توسعه، میتوان یک وظیفه حساس و اصلی را برای آن درنظر گرفت و آن عبارتست از هماهنگ کردن ابعاد مختلف رشد. در یک جامعه پویا تمامی بخشها لازم است به دنبال رشد و بهبود شرایط خویش باشند. اگر یک بخشی از این قاعده مستثنی باشد یااین که بیش از حدمعمول رشد یابد باعث تزلزل کل جامعه میگردد.
تعریف توسعه مدیریت
مدیریت توسعه فرایند برنامهریزی استراتژیک، مدیریت و کنترل پروژه از ابتدا تا انتهای چرخه تولید محصول و ارائه خدمت است. از سال ۱۹۵۰، توسعه مدیریت یا توسعه اجرایی برجستهترین حوزه مدیریت پرسنل یا منابع انسانی بوده است که «انقلاب مدیریت» نیز نامیده میشود. توسعه مدیریت یک فرآیند سیستماتیک برای آموزش و رشد مدیریت است که به وسیله آن افراد با کسب دانش، مهارت، بینش و نگرش به مدیریت مؤثر مدیران، کارکنان و کل سازمان کمک میکنند.
توسعه مدیریت نیازمند الزامات زیر است:
- شرکت فعال و هوشمندانه در دورههای رسمی آموزش توسعه مدیریت
- یادگیری فنون مدیریت از طریق تجارب واقعی شغلی در محیط کار
مدیریت توسعه از طریق آموزشهای رسمی، تجربههای شغلی، مربیگری، جانشینپروری و یادگیری مستمر محقق میشود. در این میان، شرکت در دورههای آموزشی تخصصی و کسب تجربه عملی در محیط کار دو مسیر اصلی برای رشد توانمندیهای مدیریتی محسوب میشوند. هدف نهایی این فرایند، پرورش مدیرانی است که بتوانند ضمن دستیابی به اهداف سازمانی، زمینه رشد و توسعه کارکنان و سازمان را نیز فراهم کنند.
در سازمانهای امروزی، نقش مدیران فراتر از انجام وظایف اداری و اجرایی است. تحولات فناوری، تغییرات اجتماعی، پیچیدگی محیط کسبوکار و افزایش انتظارات ذینفعان موجب شده است مدیران علاوه بر دانش تخصصی، از مهارتهای ارتباطی، اجتماعی و راهبردی نیز برخوردار باشند. از این رو، توسعه مدیریت به یکی از عوامل کلیدی موفقیت سازمانها تبدیل شده و نقش مهمی در افزایش بهرهوری، نوآوری، سازگاری با تغییرات و تحقق اهداف بلندمدت سازمان ایفا میکند.
ماهیت و اهمیت توسعه مدیریت
توسعه مدیریت یا توسعه اجرایی یک فرآیند و برنامه آموزش یافته و برنامهریزی شده ناشی از آموزش و رشد است که به وسیله آن مدیر در هر سطح از سلسلهمراتب مدیریت، دانش، مهارت، بینش و نگرش برای مدیریت مؤثر کارکنان استفاده میکند. البته بیشتر سازمانها فقط میتوانند فضای مطلوبی را برای توسعه مدیران ایجاد کنند. د
ر هر برنامه توسعه مدیریت، توسعه فردی عامل اصلی تعیین موفقیت برنامه توسعه اجرایی خواهد بود. به عبارت دیگر، شرکت کنندگان در این برنامه باید ظرفیت یادگیری و توسعه را داشته باشد. باید انگیزه بالایی برای دستیابی به اهداف برنامهریزی شده داشته باشند. استعداد اجرایی مهمترین سرمایه یک سازمان است. این مهم در ترازنامه شرکت نشان داده نشده، اما بر رشد، پیشرفت، سود و ارزش سهام بیش از سایر داراییهای شرکت تأثیر میگذارد
در حقیقت، مدیریت باید علاوه بر آنچه در برنامهریزی و توسعه محصول انجام شده است، برای مراقبت و رشد مردان و زنانی که دارای استعداد مدیریتی هستند نیز تلاش کند. اطمینان از اینکه مدیران با موقعیت مناسب میتوانند طبق انتظارات رشد کنند و میتوانند هم نیازهای سازمان و هم نیازهای خود را برآورده سازند. در کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه، مدیریت تنها عاملی است که به عنوان اصلیترین گزینه برای گشودن نیروهای توسعه اقتصادی عمل میکند.
افقهای آینده مفاهیم توسعه و مدیریت
افقهای آینده مفاهیم توسعه و مدیریت عبارتند از:
- توسعه فزاینده صنعتی
- توسعه انسانی
عوامل مؤثر بر توسعه انسانی عبارت است از: دولت، وسایل ارتباط جمعی، دستگاههای داری، احزاب سیاسی،آموزش محیطهای شهری، مذهب، محیطهای کاری. مدیریت دولتی سنتی، به دنبال ساختارهای ایستا و تغییرات کم بود اما مدیریت دولتی نوین به دنبال ساختارهای پویا و تغییرپذیر است. منطق مدیریت دولتی نوین بر خلاف مدیریت دولتی سنتی که بیشتر توصیفی، غیر عملی و علمی بود، عملگراتر و متکی به روشهای علمی و تجربه بیشتر است. بنابراین، میتوان گفت که مفاهیم مدنظر مدیریت دولتی نوین، درون ابعاد توسعه پایدار نهفته و چیزی جدای از آن نیست.
نقشهای که مدیریت دولتی در مسیر توسعه مدیریت ایفا میکند عبارتند از:
- پذیرش مفهوم توسعه پایدار
- یکپارچه کردن ملاحظات محیطی در اهداف توسعه
- در نظر گرفتن ابعاد محیطی در تمام بخشهای توسعه
- استفاده پایدار از منابع طبیعی
- سیاستهای زیستمحیطی توسعه
حداقل به دو طریق میتوان بین مدیریت دولتی و توسعه پایدار پیوند ایجاد کرد که این حلقه پیوند را مدیریت توسعه پایدار مینامیم. در معنای نخست مدیریت توسعه پایدار میتواند به معنای اداره کردن توسعه پایدار و یا یافتن استراتژیهایی باشد که بدان طریق آرمان توسعه پایدار میتواند جنبه عملی به خود بگیرد
نظام اداری توسعه
نظام اداری توسعه شامل عوامل زیر است:
- وضع قوانین و مقررات حمایت کننده از توسعه و سرمایهگذاری.
- ایجاد تشکیلات و ساختارهای مناسب سازمانی در راستای قوانین و مقررات موضوعه.
- ایجاد سیستمها و روشهای حمایت کننده و تبدیل کننده اجرای برنامهها در راستای تحقق اهداف برنامه.
- تحول در ساختار و رفتار منابع انسانی سازمانهای دولتی و تقویت فرهنگ سازمانی مشتری مدار.
ویژگیهای ساختار نظام اداری توسعه عبارتند از:
- ساختار نظام اداری در گرایش مدیریت (اقتصادی)
- گرایش سیاسی
- گرایش حقوقی
ساختار نظام اداری شامل موارد زیر است:
- تأکید بر ساختارهای وظیفهگرا
- اجرای دقیق قوانین و مقررات و نظم و انضباط اداری
- انتصاب و انتخاب مدیران بر اساس نظام شایسته سالاری
سازماندهی و ساختار نظام اداری در گرایش سیاسی شامل موارد زیر است:
- انتصاب بر مبنای وفاداری سیاسی و همسوئی کارکنان با سیاست حاکم
- ساختار سازمانی مناسب انعطافپذیر با تکیه بر اهداف سیاسی نه کارایی
- تقدم اهداف سیاسی و اثربخشی سازمانی بر کارایی
- ساختار ارگانیک با حداقل سلسلهمراتب و حداکثر تفویض اختیار
ساختار نظام اداری در گرایش حقوقی شامل موارد زیر است:
- رعایت انصاف و حمایت از مردم
- رعایت حقوق فردی و جمعی
- تساوی همه در برابر قانون
- رعایت حقوق مردم در چارچوب قانون اساسی
سخن پایانی
مدیریت توسعه رویکردی است که بر برنامهریزی، هدایت و اجرای فرایندهای تحول اقتصادی، اجتماعی و سازمانی با هدف دستیابی به رشد پایدار و بهبود کیفیت زندگی تأکید دارد. این حوزه با بهرهگیری از دانش مدیریت، سیاستگذاری و برنامهریزی تلاش میکند منابع موجود را در مسیر تحقق اهداف توسعهای به کار گیرد. در دنیای امروز، موفقیت کشورها و سازمانها بیش از هر زمان دیگری به توانایی آنها در مدیریت اثربخش فرایندهای توسعه و سازگاری با تغییرات محیطی وابسته است. این یکی از مهمترین سرمایهگذاریهای سازمانها برای تضمین موفقیت بلندمدت محسوب میشود. از این رو، توسعه مستمر توانمندیهای مدیریتی نه تنها به ارتقای عملکرد مدیران، بلکه به رشد، نوآوری و پایداری کل سازمان کمک میکند.
تادارو، مایکل؛ و اسمیت، استیون. توسعه اقتصادی. هارلو: انتشارات پیرسون.