رابرت کاپلان و دیوید نورتون

رابرت کاپلان و دیوید نورتون نظریه‌پردازان مدیریت استراتژیک هستند که با ارائه مدل کارت امتیازی متوازن، چارچوبی برای سنجش عملکرد و اجرای راهبردهای سازمانی ارائه کردند. دیدگاه‌های آنان نقش مهمی در پیوند میان برنامه‌ریزی راهبردی و مدیریت عملکرد سازمان‌ها ایفا کرده است. نظر به اهمیت موضوع در این نوشتار، رابرت کاپلان و دیوید نورتون مفهوم‌سازی و تعریف خواهند شد.

رابرت کاپلان

رابرت کاپلان (Robert Kaplan) در سال ۱۹۴۰ در نیویورک متولد شد. وی مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته مهندسی برق و در دانشگاه MIT گذرانده است. کاپلان دکترای تحقیق در عملیات را از دانشگاه کورنل اخد نمود. وی استاد دانشکده‌ بازرگانی هاروارد در شهر بوستون است. او قبلاً در دانشگاه کارنگی‌ملون تدریس می‌کرد. کارهای تحقیقاتی کاپلان متمرکز بر سیستم‌های سنجش عملکرد به ویژه تعیین هزینه‌ فعالیت‌ها و کارت امتیازی متوازن (BSC) بوده است.

دیوید نورتون

دیوید نورتون (David Norton) متولد سال ۱۹۴۱ در آمریکا است. وی دارای لیسانس مهندسی برق از موسسه پلی‌تکنیک ورسستر می‌باشد. نورتون کارشناسی ارشد خود را در رشته تحقیق در عملیات از دانشگاه ایالتی فلوریدا و دکترای مدیریت کسب‌وکار را از دانشگاه هاروارد اخذ نمود. او مؤسس و رئیس مرکز همکاری کارت امتیازی متوازن در لینکولن واقع در ایالت ماساچوست است. نورتون همچنین مؤسس و رئیس مرکز راه‌حل‌های رنسانس می‌باشد که یک شرکت ارائه‌دهنده‌ خدمات مشاوره در خصوص کارت امتیازی متوازن است.

دستاوردهای کاپلان و نورتون

کاپلان و نورتون به طور مشترک «کارت امتیازی متوازن» را در اوایل دهه‌۱۹۹۰ به دنیای مدیریت کسب‌وکار معرفی کردند. آنها استدلال می‌کنند که التزام به سود مالی و محصول نهایی به تنهایی نمی‌تواند سازمان را به یک نگرش کاملاً استراتژیک رهنمون سازد.

کارت امتیاز متوازن پیشرفتی بزرگ محسوب می‌شود زیرا سازمان را قادر می‌سازد تا استراتژی خود را به میزان کافی و مناسب تشریح کند. این امر نمایانگر نحوه‌ ارتباط عوامل غیر مالی (دارایی‌های ناملموس) با عوامل مالی است.

از دیدگاه این دو اندیشمند تنها تمرکز بر معیارهای مالی برای ارزیابی عملکرد کافی نیست. سازمان‌ها مانند شاخص‌های غیرمالی را نیز مدنظر قرار دهند. عمده‌ترین شاخص‌های غیرمالی شامل عوامل مرتبط با مشتری، فرایندهای داخلی و رشد و یادگیری هستند. رابرت کاپلان و دیوید نورتون معتقد هستند سازمان‌ها برای موفقیت پیوسته باید رشد کنند و این از طریق یادگیری میسر است. بنابراین باید شاخص‌های رشد و یادگیری را مورد پالایش و پیمایش قرار دارد.

سخن پایانی

رابرت کاپلان و دیوید نورتون را می‌توان از پیشگامان تحول در مدیریت استراتژیک معاصر دانست. آنان با ارائه رویکردی نظام‌مند برای ترجمه چشم‌انداز و استراتژی به اهداف و شاخص‌های عملیاتی، شکاف میان برنامه‌ریزی و اجرا را کاهش دادند. دستاوردهای این دو اندیشمند نشان داد که موفقیت سازمان‌ها تنها با سنجش نتایج مالی قابل ارزیابی نیست، بلکه عوامل مرتبط با مشتریان، فرایندها، نوآوری و یادگیری نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در تحقق اهداف بلندمدت دارند. امروزه بسیاری از سازمان‌های موفق با الهام از دیدگاه‌های کاپلان و نورتون، استراتژی را به بخشی از فعالیت‌های روزمره خود تبدیل کرده‌اند. از این منظر، آثار و نظریات آنان همچنان یکی از مهم‌ترین منابع برای مدیران و پژوهشگران حوزه مدیریت و برنامه‌ریزی راهبردی محسوب می‌شود.

منبع: کتاب تئوری سازمان دکتری مدیریت