ماتریس آنسوف (محصول-بازار)

ماتریس آنسوف (محصول–بازار) چارچوبی تحلیلی در مدیریت استراتژیک است که به سازمان‌ها کمک می‌کند مسیرهای رشد خود را بر اساس دو بعد «محصول» و «بازار» تعیین کنند. سپس در قالب چهار گزینه‌ی نفوذ در بازار، توسعه بازار، توسعه محصول و تنوع‌گرایی تصمیم‌گیری نمایند. این ماتریس به مدیران امکان می‌دهد ریسک هر گزینه رشد را ارزیابی کرده و انتخابی آگاهانه و منسجم با منابع و شرایط محیطی داشته باشند. در این مقاله با معرفی ساختار ماتریس، تشریح چهار استراتژی اصلی و بررسی کاربردهای عملی آن در برنامه‌ریزی استراتژیک آشنا خواهیم شد.

استراتژی از دیدگاه آنسوف

ایگور آنسوف (۱۹۱۸–۲۰۰۲) به‌عنوان مبدع مفهوم مدیریت استراتژیک شناخته می‌شود. او نخستین فردی بود که با مسئولیت مستقیم خود، برنامه‌ریزی استراتژیک را به‌عنوان یک فعالیت رسمی مدیریتی در سازمان‌ها به اجرا درآورد.

کتاب مشهور او با عنوان «استراتژی شرکتی» (Corporate Strategy) که در سال ۱۹۶۵ منتشر شد، نخستین اثر جامع و متمرکز در حوزه استراتژی به‌شمار می‌آید و با وجود پیچیدگی مباحث، همچنان یکی از آثار کلاسیک مدیریت محسوب می‌شود. رویکرد مدرن او به استراتژی، موجب هم‌گرایی دیدگاه‌های مختلف و شکل‌گیری مفاهیم جدیدی در حوزه برنامه‌ریزی استراتژیک شد.

آنسوف چهار نوع تصمیمات سازمانی استاندارد را تعیین نمود.

  • استراتژی
  • سیاست
  • برنامه‌ها
  • رویکردهای اجرایی استاندارد

به زعم او، سه مورد آخر برای حل مسایل و موضوعات تکراری هستند و هر بار نیاز به تصمیم‌گیری جدید ندارند لذا قابل تفویض هستند. در ادامه، آنسوف براساس نظریه آلفرد چاندلر در زمینه «استراتژی و ساختار» طبقه بندی جدیدی از تصمیم‌گیری ارایه کرد:

  • استراتژیک (متمرکز بر تولیدات و بازارها)
  • اجرایی (تصمیمات سازمانی و اختصاص منابع)
  • عملیاتی (تأمین بودجه و مدیریت مستقیم)

طبقه بندی تصمیمات سازمانی آنسوف تحت عنوان استراتژی، ساختار و سیستم‌ها یا مدل 3S شناخته می‌شد.

ماتریس آنسوف

استراتژی ایگور انسف در زمینه ماتریس آنسوف شهرت زیادی دارد. ماتریس آنسف که «ماتریس تولید» یا «ماتریس رشد ۲ * ۲» نامیده می‌شود، ابزاری رایج برای سازمان‌هایی است که به دنبال درک عوامل خطر در استراتژی‌های مختلف توسعه از جمله تولید در برابر توسعۀ بازار و متنوع سازی هستند. این ماتریس نخستین بار در سال ۱۹۵۷ در مقاله‌ای تحت عنوان «استراتژیهای متنوع سازی» منتشر شد. مثال زیر نشان می‌دهد که این ماتریکس به چه صورت است:

استراتژی ایگور انسف

ماتریس محصول-بازار آنسوف

اساس این مدل بر ترکیب دو بعد اصلی «محصول» و «بازار» شکل گرفته است. هر یک از این ابعاد می‌تواند در وضعیت «فعلی» یا «جدید» قرار گیرد و از ترکیب آنها چهار گزینه استراتژیک برای رشد سازمان به دست می‌آید.

ابعاد ماتریس محصول–بازار عبارتند از:

  • محصول فعلی: کالاها یا خدماتی که شرکت در حال حاضر ارائه می‌دهد.
  • محصول جدید: محصولات یا خدمات تازه‌ای که سازمان قصد توسعه یا معرفی آن‌ها را دارد.
  • بازار فعلی: مشتریان و بخش‌های بازاری که شرکت هم‌اکنون در آن‌ها فعالیت می‌کند.
  • بازار جدید: بخش‌های جدید مشتریان یا مناطق جغرافیایی تازه که سازمان می‌تواند وارد آن‌ها شود.

با ترکیب این دو بعد، ماتریس آنسوف چهار گزینه استراتژیک برای رشد سازمان پیشنهاد می‌کند که هرکدام سطح متفاوتی از ریسک و نیازمندی‌های مدیریتی دارند. این گزینه‌ها مسیرهای مختلفی را برای توسعه فعالیت‌های سازمان نشان می‌دهند و به مدیران کمک می‌کنند تا مناسب‌ترین راهبرد را با توجه به منابع، توانمندی‌ها و شرایط محیطی انتخاب کنند.

پیامدها و تحلیل ماتریس آنسوف

در واقع، این ماتریس چارچوبی ساده اما مؤثر فراهم می‌کند تا شرکت‌ها بتوانند تصمیم بگیرند که رشد خود را از طریق تقویت فعالیت‌های فعلی دنبال کنند یا وارد حوزه‌های جدید شوند. چهار گزینه استراتژیک برای رشد سازمان عبارتند از:

  • نفوذ در بازار (Market Penetration)
  • توسعه بازار (Market Development)
  • توسعه محصول (Product Development)
  • تنوع‌گرایی (Diversification)

نفوذ در بازار: افزایش فروش محصولات فعلی در بازارهای فعلی از طریق اقداماتی مانند افزایش تبلیغات، بهبود خدمات یا رقابت قیمتی.

توسعه بازار: عرضه محصولات فعلی در بازارهای جدید، مانند ورود به مناطق جغرافیایی تازه یا جذب بخش‌های جدید مشتریان.

توسعه محصول: ارائه محصولات یا خدمات جدید برای مشتریان و بازارهای فعلی.

تنوع‌گرایی: ورود همزمان به محصولات و بازارهای جدید که معمولاً بیشترین سطح ریسک را برای سازمان به همراه دارد.

در مجموع، ماتریس آنسوف ابزاری کاربردی برای تحلیل گزینه‌های رشد سازمان محسوب می‌شود و با ارائه چارچوبی ساده، به مدیران کمک می‌کند تا مسیرهای مختلف توسعه کسب‌وکار را ارزیابی کرده و راهبردی متناسب با شرایط و اهداف بلندمدت سازمان انتخاب کنند.

عناصر استراتژی

آنسوف استدلال میکرد که در فعالیت‌های یک شرکت، باید بخشی از توانایی محوری وجود داشته باشد، ایده‌ای که هامل و پراهالد، بعدها توسعه دادند. برای ایجاد رابطه‌ای میان فعالیت‌های گذشته و آیندۀ سازمان، آنسوف چهار عنصر کلیدی را برای استراتژی مشخص نموده که عبارتند از:

  • گستره بازار: تولید، ایده‌ای روشن در این خصوص که یک شرکت در مورد هر آنچه که انجام می‌دهد و تولید مینماید، مسئول است.
  • توسعه: همانطور که در بخش زیر تحت عنوان ماتریکس آنسوف توضیح داده خواهد شد، این امر به معنای یافتن راهی برای تلاش جهت دستیابی به توسعۀ بیشتر است.
  • مزیت رقابتی: اینها مزیت‌هایی هستند که سازمان دارا میباشد و آن را قادر می‌سازد تا به شکلی اثربخش‌تر رقابت کند. این مفهومی است که بعدها مایکل پورتر از آن دفاع کرد.
  • سینرژی: آنسوف هم افزایی را به صورت ۵=۲+۲ بیان میکند یعنی اینکه نتیجه، بزرگتر از کنار هم قرار دادن اجزا است. این امر نیازمند استفاده مناسب از توانمندیهای اصلی یک شرکت از فرصت‌های بوجود آمده می‌باشد.

سخن پایانی

ماتریس آنسوف یکی از شناخته‌شده‌ترین ابزارهای تحلیل در مدیریت استراتژیک است که برای شناسایی و انتخاب مسیرهای رشد سازمان به کار می‌رود. این مدل که توسط ایگور آنسوف معرفی شد، به مدیران کمک می‌کند تا بر اساس وضعیت محصولات و بازارهای شرکت، گزینه‌های مختلف توسعه و گسترش فعالیت‌های سازمان را تحلیل کنند. سخن پایانی آن‌که ماتریس محصول–بازار با وجود سادگی ساختاری، چارچوبی منسجم برای ارزیابی سطح ریسک هر مسیر رشد فراهم می‌آورد و سازمان‌ها را قادر می‌سازد میان تمرکز بر فعالیت‌های موجود یا ورود به حوزه‌های جدید، تصمیمی آگاهانه، مرحله‌ای و همسو با منابع و قابلیت‌های خود اتخاذ کنند؛ از همین رو این مدل همچنان یکی از مبانی آموزش و عمل در مدیریت استراتژیک به شمار می‌آید.

References

Ansoff, H. I. (1957). Strategies for diversification. Harvard Business Review, 35(5), 113–۱۲۴.

Ansoff, H. I. (1965). Corporate strategy: An analytic approach to business policy for growth and expansion. McGraw-Hill.

Ansoff, H. I. (1975). Managing strategic surprise by response to weak signals. California Management Review, 18(2), 21–۳۳.

Ansoff, H. I. (1979). Strategic management. Macmillan.

Ansoff, H. I. (1984). Implanting strategic management. Prentice Hall.