هوش اجتماعی (Social intelligence) توانایی و ظرفیت شناخت خود و دیگران برای برقراری ارتباط مناسب در جوامع بشری است. افرادی که از چنین هوشمندی بهرهمند هستند میتوانند روابط بهتری را با دیگران برقرار کنند. این افراد در جامعه به صورت برجسته حضور پیدا میکنند و مورد قبول دیگران هستند. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله، «هوش اجتماعی» مفهومسازی و تعریف خواهد شد.
مبانی نظری هوش اجتماعی
هوش اجتماعی نخستینبار توسط ادوارد ثرندایک (Edward L. Thorndike) در سال ۱۹۲۰ معرفی شد. او هوش اجتماعی را توانایی درک، هدایت و تعامل مؤثر با دیگران تعریف کرد و آن را در کنار هوش انتزاعی و هوش مکانیکی از ابعاد اصلی هوش انسان دانست. با وجود اهمیت این ایده، تا چند دهه پژوهشهای اندکی درباره آن انجام شد؛ زیرا اندازهگیری این سازه دشوار بود و پژوهشگران بیشتر بر سنجش بهره هوشی (IQ) تمرکز داشتند.
از دهه ۱۹۸۰، با گسترش مطالعات شناخت اجتماعی و روانشناسی بینفردی، توجه دوبارهای به مفهوم هوش اجتماعی معطوف شد.
در دهه ۱۹۹۰، دنیل گلمن (Daniel Goleman) با انتشار آثار خود درباره هوش هیجانی و سپس «کتاب هوش اجتماعی» در سال ۲۰۰۶، این مفهوم را به یکی از موضوعات مهم روانشناسی و مدیریت تبدیل کرد.
گلمن هوش اجتماعی را مجموعهای از تواناییهای شناختی و رفتاری برای درک احساسات، نیتها و رفتار دیگران، ایجاد روابط اثربخش و مدیریت تعاملات اجتماعی دانست. امروزه هوش اجتماعی در حوزههایی مانند رهبری، مدیریت منابع انسانی، رفتار سازمانی، مذاکره، بازاریابی و کار تیمی بهعنوان یکی از شایستگیهای کلیدی مدیران و رهبران سازمان شناخته میشود.
تعریف هوش اجتماعی
هوش اجتماعی یکی از چندین نوع هوش است که در بحش انواع هوش بحث شد و به روابط ما مربوط میشود. این هوش، در حقیقت میزان تبحر لازم برای ایجاد، حفظ و گسترش ارتباطات را به ما میدهد و تقریبا شامل سیزده مهارت است. هوش اجتماعی شامل مهارتهای برقراری ارتباط موثر، حفظ و گسترش این روابط است.
هوشمندی اجتماعی هم مانند هوش هیجانی قابل تقویت شدن است. یعنی میتوان آن را با آموزش تقویت کرد. اما نکته قابل توجه در تقویت آن این است که قبل از تقویت آن بهتر است هوش هیجانی افراد تقویت شود.
برخورداری از این نوع هوشمندی برای مدیران اهمیت زیادی دارد و در هوش مدیریتی و هوش سازمانی دخیل است. بسیاری از افراد ممکن است اطلاعات زیادی درباره چگونگی برقراری یا حفظ روابط را داشته باشند، اما نمیتوانند به این دانستهها عمل کنند.
بنابراین، در اینجا پای هوش هیجانی برای از بین بردن فاصله میان دانش و عمل به میان میآید. بسیاری از افراد مشکلات درونی عدیدهای برای برقراری روابط دارند که این مشکلات را میتوان به مدد تقویت هوش هیجانی رفع کرد.
مفهوم هوش اجتماعی در سازمان
هوش اجتماعی در سازمان به توانایی افراد، بهویژه مدیران و کارکنان، در درک احساسات، رفتارها و انگیزههای دیگران و برقراری تعاملات مؤثر در محیط کاری اشاره دارد. این نوع هوش به افراد کمک میکند تا روابط حرفهای سالمتری ایجاد کنند، تعارضها را بهتر مدیریت نمایند و در همکاریهای گروهی عملکرد موفقتری داشته باشند.
در محیطهای سازمانی، هوش اجتماعی شامل مهارتهایی مانند همدلی، ارتباط مؤثر، درک نشانههای اجتماعی و توانایی سازگاری با شرایط و افراد مختلف است که در نهایت به بهبود فضای کاری، افزایش اعتماد و تقویت همکاری میان اعضای سازمان منجر میشود.
هوش اجتماعی یکی از انواع مهم هوش میباشد که برای بقاء انسان و ارتباط برقرار کردن بسیار با اهمیت است. افرادی که هوش اجتماعی دارند، زیاد حرف نمی زنند، بلکه زیاد گوش میکنند. یادمان باشد که ما یک دهان داریم و دو گوش، بنابراین سعی کنید دو برابر حرف زدن، بشنوید و این باعث افزایش هوش اجتماعی شما میشود.
اهمیت هوش اجتماعی
افراد با هوش هیجانی بالا، در اجتماع و در برقراری ارتباط با دیگران معمولا موفقتر هستند. چرا که گفته میشود این افراد درک و شعور اجتماعی بیشتری نسبت به سایرین دارند. شعور اجتماعی همان چیزی است که به ما کمک میکند در ارتباط با سایر انسانها به آنها کمترین آسیب را وارد کرده و قوانین را به بهترین شکل اجرا کنیم.
شعور اجتماعی شامل درک روابط انسانی، احترام به حقوق و احساسات دیگران، پایبندی به قوانین و … است. مسلما همهی ما دوست داریم با چنین فردی در ارتباط باشیم. به طور کلی اهمیت و فایدهی هوش اجتماعی عبارت است از:
- توانایی برقراری ارتباط موثر
- توانایی همدلی با سایر انسانها، توانایی ایجاد آرامش در روابط و مورد اعتماد بودن
- تشخیص درست بایدها و نبایدهای اجتماعی، درک محیط انسانی، درک و تشخیص رفتار درست
- وجود مهارت کمک به دیگران، مهارت درک نیاز افراد (چنین فردی در حیطهی فروش میتواند بسیار موفق باشد.)
- برخورداری از مهارت تطابق پذیری
- افزایش مهارت کار در گروه
- افزایش مهارت مدیریت گروههای کاری، دوستی، تحصیلی
هوش اجتماعی و توانایی استفاده از آن دقیقا شبیه به راه رفتن است. شما در ابتدای زندگی، به علت ضعف در پاها به سختی روی آنها میایستادید، اما با یادگیری مهارت راه رفتن توانایی دویدن، اسکیت کردن و بسیاری فعالیتهای دیگر را نیز فراگرفتید.
همانطور که گفتیم هوش اجتماعی توانایی کنترل احساسات وهیجانات است. اما شما در حالت عادی همیشه نمیتوانید این احساسات را تشخیص دهید؛ و این کار به تمرین نیاز دارد. در ادامهی این مطلب به معرفی دو روش برای تقویت هوش اجتماعی و مهارت تشخیص احساسات میپردازیم.
سخن پایانی
در مجموع، هوش اجتماعی یکی از عوامل مهم در موفقیت فردی و سازمانی به شمار میآید. سازمانهایی که کارکنان و مدیران آنها از سطح بالاتری از هوشمند در جامعه برخوردارند، معمولاً از تعاملات سازندهتر، روابط کاری سالمتر و روحیه همکاری بیشتری برخوردار هستند. توجه به تقویت این نوع هوش میتواند زمینهساز ایجاد محیطی پویا، هماهنگ و مبتنی بر اعتماد در سازمان باشد و به ارتقای عملکرد و تحقق اهداف سازمانی کمک کند. بنابراین در چند دهه اخیر سازمانها میکوشند تا با گسترش این نوع هوشمندی در اجتماع موفقتر از رقبای خود عمل کنند.
منبع: آلبرشت، کارل. هوش سازمانی در عمل. نیویورک: آماکام.