مدل‌های مدیریت دانش

مدل‌های مدیریت دانش (KM Models) الگوهایی هستند که برای استفاده کاربردی از دانش نظری در یک سازمان ارائه شده‌اند. مدل‌های زیادی در زمینه مدیریت دانش وجود دارد که در اساس با یکدیگر مشابه هستند. شناخت مدل‌های مدیریت دانش در مدیریت دانایی سازمان اهمیت بسیاری دارد بنابراین در این مقاله مورد تاکید قرار گرفته است. همچنین الگوهای مدیریت دانش مطرح به صورت خلاصه و اجمالی ارایه شده است.

انواع مدل‌های مدیریت دانش

مدل‌های مدیریت دانش چارچوب‌هایی هستند که برای تبیین چگونگی خلق، ذخیره‌سازی، تسهیم و به‌کارگیری دانش در سازمان‌ها ارائه شده‌اند. این مدل‌ها به مدیران و پژوهشگران کمک می‌کنند تا فرایندهای دانشی را بهتر درک کرده و برنامه‌های مدیریت دانش را به شکلی اثربخش طراحی و اجرا کنند.

در طول سال‌های گذشته صاحب‌نظران مختلف الگوهای متنوعی برای مدیریت دانش ارائه کرده‌اند که هر یک از زاویه‌ای خاص به این موضوع پرداخته‌اند. مهم‌ترین مدل‌های مدیریت دانش عبارت‌اند از:

  • مدل مدیریت دانش هیسیگ
  • مدل خلق دانش نوناکا و تاکئوچی
  • مدل مدیریت دانش نیومن
  • مدل مدیریت دانش مک الروی
  • مدل مدیریت دانش پروبست
  • مدل مدیریت دانش پاتریک
  • مدل مدیریت دانش داونپورت و پروساک
  • مدل مدیریت دانش کارل ویگ

در میان این الگوها، مدل نوناکا و تاکئوچی، مدل ویگ، مدل پروبست و مدل داونپورت و پروساک از شناخته‌شده‌ترین و پرکاربردترین مدل‌های مدیریت دانش به شمار می‌روند.

مدل مدیریت دانش هیسیگ

مدل هیسیگ (۲۰۰۰) از چهار فرایند زیر تشکیل شده است:

خلق دانش: این امر به توانایی یادگیری و ارتباط بر می‌گردد. توسعه این قابلیت، تجربه تسهیم دانش، ایجاد ارتباط بین ایده‌ها و ساختن ارتباط‌های متقاطع با دیگر موضوعات، از این اهمیت کلیدی برخوردار است.

ذخیره دانش: به عنوان دومین عنصر مورد نیاز مدیریت دانش است که از طریق آن، قابلیت ذخیره سازمان یافته‌ای که امکان جستجوی سریع اطلاعات، دسترسی به اطلاعات برای کارمندان دیگر و تسهیم موثر دانش فراهم می‌شود، به وجود می‌آید. در این سامانه باید، دانش‌های لازم به آسانی برای استفاده همگان ذخیره شود.

نشر دانش: این فرایند به توسعه یک روح جمعی که در آن افراد به عنوان همکاران در جهت دنبال کردن اهداف مشترک، احساس پیوستگی به هم داشته و در فعالیت هایشان به یکدیگر وابسته اند،کمک می‌کند.

بکارگیری دانش: چهارمین فرایند، از این ایده آغاز می‌شود که ایجاد دانش، بیشتر توسط کاربرد عینی دانش جدید میسر است. این عنصر، دایره فرایند مرکزی مدیریت دانش متحد را تکمیل می‌کند.

مدل مدیریت دانش نوناکا و تاکوجی

مدل مارپیچ دانش نوناکا و تاکئوچی یکی از مشهورترین و پرکاربردترین مدل‌های مدیریت دانش است که در دهه ۱۹۹۰ ارائه شد. بر اساس این مدل، دانش از طریق یک فرایند پویا و مستمر در سراسر سازمان گسترش می‌یابد. این فرایند به شکل یک مارپیچ در نظر گرفته می‌شود؛ زیرا دانش در هر چرخه غنی‌تر شده و از سطح فردی به گروهی، سازمانی و حتی بین‌سازمانی توسعه پیدا می‌کند. نتیجه این فرایند، خلق دانش جدید و افزایش توان یادگیری سازمان است.

مدل نوناکا و تاکئوچی از چهار مرحله اصلی تشکیل شده است:

  • اجتماعی‌سازی (Socialization)
  • برونی‌سازی (Externalization)
  • ترکیب (Combination)
  • درونی‌سازی (Internalization)
مدل مدیریت دانش نوناکا و تاکوچی

مدل مدیریت دانش نوناکا و تاکوچی

اجتماعی‌سازی به انتقال دانش ضمنی از طریق مشاهده، تعامل و تجربه مشترک اشاره دارد. برونی‌سازی فرایندی است که طی آن دانش ضمنی به دانش صریح تبدیل می‌شود. در مرحله ترکیب، دانش‌های صریح مختلف با یکدیگر ادغام و سازمان‌دهی می‌شوند. در نهایت، درونی‌سازی موجب تبدیل دانش صریح به دانش ضمنی افراد از طریق یادگیری و تجربه عملی می‌شود.

مدل مدیریت دانش پاتریک و سونیا

مدل مدیریت دانش پاتریک و سونیا (۲۰۰۹) یکی از الگوهای فرایندی مدیریت دانش است که بر چرخه حیات دانش در سازمان تمرکز دارد. این مدل مدیریت دانش را مجموعه‌ای از فعالیت‌های به‌هم‌پیوسته می‌داند که از کسب دانش آغاز شده و تا نگهداری و بهره‌برداری از آن ادامه می‌یابد. هدف اصلی این الگو آن است که دانش مورد نیاز سازمان به شکلی نظام‌مند شناسایی، تولید، ذخیره و در اختیار اعضای سازمان قرار گیرد.

بر اساس این مدل، مدیریت دانش از پنج بعد اصلی تشکیل شده است:

  • جذب دانش (Knowledge Acquisition)
  • خلق دانش (Knowledge Creation)
  • ذخیره دانش (Knowledge Storage)
  • انتقال دانش (Knowledge Transfer)
  • نگهداری دانش (Knowledge Retention)

جذب دانش به گردآوری دانش از منابع داخلی و خارجی سازمان اشاره دارد. خلق دانش شامل تولید ایده‌ها، راهکارها و دانش جدید از طریق تجربه، یادگیری و نوآوری است. ذخیره دانش بر ثبت و سازمان‌دهی دانش در حافظه سازمانی و پایگاه‌های اطلاعاتی تأکید دارد. انتقال دانش نیز فرایند انتشار و تسهیم دانش میان افراد و واحدهای مختلف سازمان را در بر می‌گیرد. در نهایت، نگهداری دانش به حفظ و جلوگیری از اتلاف دانش ارزشمند سازمانی، به‌ویژه در زمان جابه‌جایی یا خروج کارکنان، مربوط می‌شود.

مدل مدیریت دانش پاتریک

مدل مدیریت دانش پاتریک و سونیا

مزیت اصلی این مدل، سادگی و جامعیت آن در تبیین فرایندهای اصلی مدیریت دانش است. به همین دلیل از ابعاد آن در پژوهش‌های دانشگاهی و طراحی پرسشنامه‌های مدیریت دانش استفاده گسترده‌ای شده است. برای بسیاری از مطالعات مدیریتی نیز این پنج بعد چارچوب مناسبی برای سنجش وضعیت مدیریت دانش در سازمان فراهم می‌کنند.

مدل مدیریت دانش لاوسن

مدل مدیریت دانش لاوسن

یکی از شناخته‌شده‌ترین مدل‌های مدیریت دانش، الگوی ارائه‌شده توسط لاوسن (۲۰۰۳) است. این مدل با تأکید بر نقش فرهنگ سازمانی در موفقیت مدیریت دانش طراحی شده و از جمله چارچوب‌هایی است که رابطه میان فرایندهای دانشی و ویژگی‌های فرهنگی سازمان را تبیین می‌کند.

بر اساس دیدگاه لاوسن، مدیریت دانش شامل شش بعد اصلی است:

  • خلق دانش (Knowledge Creation)
  • جذب دانش (Knowledge Acquisition)
  • سازماندهی دانش (Knowledge Organization)
  • ذخیره دانش (Knowledge Storage)
  • انتشار دانش (Knowledge Dissemination)
  • به‌کارگیری دانش (Knowledge Application)

ویژگی متمایز مدل لاوسن توجه همزمان به مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی است. لاوسن برای بررسی این رابطه از چارچوب ارزش‌های رقابتی کویین و کامرون (۱۹۹۹) استفاده کرده است. بر اساس این چارچوب، چهار نوع فرهنگ سازمانی شامل  شناسایی شدند:

  • فرهنگ گروهی
  • فرهنگ ویژه‌سالاری
  • فرهنگ بازاری
  • فرهنگ سلسله‌مراتبی

مطالعات مبتنی بر مدل لاوسن نشان می‌دهد فرهنگ‌های گروهی و ویژه‌سالاری معمولاً بستر مناسب‌تری برای خلق، انتشار و تسهیم دانش فراهم می‌کنند، در حالی که فرهنگ‌های سلسله‌مراتبی بیشتر بر نظم، کنترل و ذخیره‌سازی دانش تأکید دارند. به همین دلیل، مدل لاوسن یکی از پرکاربردترین الگوها برای مطالعه رابطه فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش در پژوهش‌های مدیریت محسوب می‌شود.

مدل مدیریت دانش کنراد و نیومن

براساس مدل نیومن و کنراد، ابعاد مدیریت دانش عبارتند از:

  • خلق دانش
  • بکارگیری دانش
  • انتقال دانش
  • نگهداری دانش

دانش صریح دانش مستند است. مثل یک دفترچه راهنما ٬توسط دیگران نیز قابل استفاده است. ولی دانش ضمنی دانشی است که در ذهن است. مثل تشخیص عملکرد موتور از روی صدا. یا تکنیک‌های ظریف نقاشی که در عمل آموخته می‌شوند. دانش سریح وقتی به اشتراک گذاشته شود همه می‌توانند از آن استفاده کنند. دانش ضمنی ممکن است قابل اشتراک‌گذاری نباشد. زیرا بیان تجربه در قالب سطور و کلمات کار آسانی نیست.

مدل مدیریت دانش کنراد و نیومن

مدل مدیریت دانش کنراد و نیومن

بنابراین دانش ضمنی به عنوان محرکی مهم در فرایند خلاقیت و نوآوری نقش مهمی را به عنوان یک منبع سازمانی و عامل موفقیت در سازمان ایفا می‌کند. و دانش ضمنی و تصریحی مکمل یکدیگرند این بدین معناست که برای ایجاد دانش جدید به اشتراک‌گذاری هر دوی آنها در سازمان ضروری است در چرخه اشتراک‌گذاری دانش ضمنی می‌تواند به دانش صریح به دانش ضمنی تبدیل گردد.

مدل سنگ‌بناهای مدیریت دانش پروبست

مدل سنگ‌بناهای مدیریت دانش توسط پروبست، روب و رمهاردت ارائه شد و از شناخته‌شده‌ترین الگوهای مدیریت دانش محسوب می‌شود. در این مدل، مدیریت دانش مجموعه‌ای از فرایندهای به‌هم‌پیوسته در نظر گرفته می‌شود که به شناسایی، توسعه و بهره‌برداری از دانش سازمانی کمک می‌کنند. پروبست و همکاران معتقدند مدیریت دانش باید به صورت نظام‌مند و در راستای اهداف سازمان انجام شود.

سنگ‌بناهای اصلی این مدل عبارت‌اند از:

  • اهداف دانشی (Knowledge Goals)
  • شناسایی دانش (Knowledge Identification)
  • کسب دانش (Knowledge Acquisition)
  • توسعه دانش (Knowledge Development)
  • تسهیم دانش (Knowledge Sharing)
  • به‌کارگیری دانش (Knowledge Utilization)
  • نگهداری دانش (Knowledge Retention)
  • ارزیابی دانش (Knowledge Evaluation)

در این مدل، اهداف دانشی نقش راهبردی دارند و سایر فعالیت‌ها در راستای تحقق این اهداف انجام می‌شوند. همچنین ارزیابی دانش به عنوان سازوکار بازخورد، اثربخشی فرایندهای مدیریت دانش را بررسی می‌کند. جامعیت و نگاه فرایندی از مهم‌ترین دلایل کاربرد گسترده این مدل در پژوهش‌ها و سازمان‌ها است.

فصل دو و ادبیات پژوهش مدیریت دانش

فصل دو شامل مبانی نظری و ادبیات پژوهش مدیریت دانش به صورت فایل ورد همراه با فهرست منابع فارسی و لاتین

در عمل هیچ مدل واحدی برای همه سازمان‌ها مناسب نیست و انتخاب الگوی مناسب به اهداف، ساختار، فرهنگ و شرایط هر سازمان بستگی دارد. با این حال، مدل‌هایی مانند مارپیچ دانش نوناکا و تاکئوچی، مدل ویگ، مدل پروبست و مدل لاوسن از شناخته‌شده‌ترین چارچوب‌های مدیریت دانش به شمار می‌روند.

سخن پایانی

مدل‌های مدیریت دانش تلاش می‌کنند فرایندهای دانشی سازمان را به شکلی نظام‌مند تبیین کنند و راهنمایی برای طراحی و اجرای برنامه‌های مدیریت دانش ارائه دهند. هر یک از این مدل‌ها از زاویه‌ای متفاوت به مدیریت دانش نگریسته‌اند؛ برخی بر خلق دانش تأکید دارند، برخی بر تسهیم و کاربرد دانش و برخی دیگر نقش فرهنگ سازمانی یا فناوری را برجسته می‌کنند. با وجود تفاوت‌ها، اغلب این الگوها بر اهمیت خلق، ذخیره‌سازی، انتقال و به‌کارگیری دانش اتفاق نظر دارند. آشنایی با این مدل‌ها به مدیران و پژوهشگران کمک می‌کند تا درک بهتری از فرایندهای دانشی سازمان داشته باشند و زمینه لازم برای یادگیری، نوآوری و بهبود عملکرد را فراهم سازند.

پرسشنامه مدیریت دانش

منبع: داونپورت، توماس؛ و پروساک، لارنس. کتاب دانش در عمل. بوستون: انتشارات هاروارد.