دوسوتوانی سازمانی به عنوان توانایی سازمان در مدیریت شرایط حاضر و آمادگی برای مواجهه با تغییرات در آینده تعریف میشود. این توانمندی درباره عملکرد و بقای سازمانی مورد بحث میباشد و برای ایجاد تحول در دنیای کنونی الزامی است. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله به تشریح و مفهومسازی «دوسوتوانی سازمانی» خواهیم پرداخت.
تعریف دوسوتوانی سازمانی
کلمه دوسوتوانی از دو واژه لاتین (Ambi) به معنای دوسو و (Dexterity) به معنای مهارت تشکیل شده است. این واژه نخستین بار توسط دانکن یه سال ۱۹۷۶ استفاده شد. در علم روانشناسی افرادی که توانایی استفاده از هر دو دست خود را دارند، افراد دوسوتوان نامیده میشوند.
دانکن (۱۹۷۶)، در تعریف دوسوتوانی بر نیاز سازمانها جهت توسعه ساختاری دوگانه بهره برداری و اکتشاف برای مدیریت نوآوری تمرکز کرد.
مارچ (۱۹۹۱) معتقد است که بهره برداری و اکتشاف دو فعالیت یادگیری متفاوتاند. سازمان توجه و منابع خودر ا بین این دو تقسیم میکند. سازمان باید به طور همزمان با اکتشاف و بهره برداری هم تراز باشد.
تاشمن و اریلی (۱۹۹۶) دوسوتوانی سازمانی را توانایی پیگیری همزمان نوآوری تدریجی و ناپیوسته تعریف کردند. هدف دستیابی به ساختارها، فرایندها و فرهنگها در گروههای چندگانه متناقض برای بقای شرکت است.
دبرا و کاندوس (۲۰۰۴) دوسوتوانی را، یک توانایی سازمان در کارایی و همسویی پاسخ به تقاضاهای بازار و همزمان سازگاری با تغییرات در محیط تعریف میکنند.
با این حال به طور فزایندهای، پژوهشگران سازمانی به اهمیت ایجاد توازن همزمان میان تنشهای به ظاهر متناقض را پی برده و به تغییر تمرکز خود از جایگزینی به تفکر متناقض آغاز نمودهاند. علاوه بر این، شناخت در حال رشدی از نقش فرآیندها و سیستمهای موجود در یک محیط در رسیدن به تعادل مطلوب بین خواستههای متضاد وجود دارد. این فرآیندها و سیستمها از اهمیت زیادی برخوردارند زیرا آنها یک روش جایگزین برای توسعه ظرفیتهایی که سبکها و سازهها در تلاش برای خلق آنها هستند، ارائه میدهند.
ابعاد دوسوتوانی سازمانی
دو سو توانی سازمانی به دو قسمت اکتشاف و بهره برداری تقسیم میشود. اکتشاف به تحقیق، آزمایش و افزایش اختلاف مربوط است. در حالی که بهرهبرداری از طریق بهبود اجرا و کاهش اختلاف و پراکندگی، بهرهوری و کارایی را افزایش میدهد. پژوهشگران دو سوتوانی استدلال کردهاند که تعهد در فرایندهای بهره برداری و اکتشاف برای بقا و موفقیت طولانی مدت سازمانها حیاتی است.
ابعاد دوسوتوانی سازمانی به توانایی سازمان در ایجاد تعادل میان بهرهبرداری از قابلیتهای موجود و اکتشاف فرصتهای جدید اشاره دارد. این مفهوم بیان میکند سازمانهای موفق باید همزمان ضمن حفظ کارایی و ثبات، ظرفیت نوآوری و تغییر را نیز داشته باشند. مهمترین ابعاد دوسوتوانی سازمانی عبارتند از:
- بهرهبرداری (Exploitation)
- اکتشاف (Exploration)
بهرهبرداری (Exploitation)
بهرهبرداری به استفاده بهینه از منابع، دانش و قابلیتهای موجود سازمان اشاره دارد. این بعد بر کارایی، کنترل، استانداردسازی، بهبود مستمر و افزایش بهرهوری تمرکز دارد و هدف آن دستیابی به ثبات و عملکرد قابل اتکا در فعالیتهای جاری سازمان است.
اکتشاف (Exploration)
اکتشاف به جستجو، یادگیری و توسعه ایدهها، فناوریها و فرصتهای جدید مربوط میشود. این بعد بر نوآوری، خلاقیت، انعطافپذیری، ریسکپذیری و سازگاری با تغییرات محیطی تاکید دارد و زمینه تحول و رشد بلندمدت سازمان را فراهم میکند.
اهمیت دوسوتوانی سازمانی
شرکتهای که به صورت همزمان قابلیتهای جدید و ضروری مورد نیاز برای رقابت در محیط سازمان پویا را توسعه دهند و از قابلیتهای موجود خود بهترین استفاده را کنند.
شرکتهای دوسوتوان عرصه را برای کارآفرینی و ایجاد نوآوری در شرکت مهیا کنند. همچنین باعث بهینه شدن عملکرد خود میشوند. موضوع تکرارشونده در طیف وسیعی از ادبیات سازمانی این است که سازمانهای موفق در یک محیط پویا انطباق یافته و در مدیریت خواستههای کسبوکار امروز کارآمد هستند، درحالیکه چنین تطبیقی نیز نسبت به تغییرات فردای خود دارند. ایده ساده در پشت ارزش دوسوتوانی سازمانی این است که خواستههای سازمان در محیط کار خود، همیشه تا حدی در تضاد هستند. به طوری که همیشه بین آنها جایگزینی صورت میگیرد.
جایگزینی میان اهداف و راهبردهای مختلف هرگز نمیتواند به طور کامل حذف شود. بنابراین موفقترین سازمانها خود را به میزان زیادی سازگار میکنند. در انجام این کار، رقابتپذیری خود را در درازمدت افزایش میدهند. دوسوتوانی سازمانی مفهومی جدید در مدیریت و مرتبط با کسب مزیت رقابتی پایدار، مدیریت عملکرد و بقای سازمان است. توانایی برای استفاده از وضع موجود(بهره برداری)و استفاده از فرصتها برای رشد و بقا در آینده (اکتشاف) دو بال حرکت سازمانها به سمت دو سوتوانی هستند.
سخن پایانی
سازمان دوسوتوان به سازمانی گفته میشود که به طور همزمان توانایی تمرکز بر مسئولیتهای فعلی به خوبی فرصتهای آینده را به عنوان کلیدی برای بقای شرکت دارا باشد. این مقوله میزان تمایل شرکتها به تمرکز بر تواناییهای بهره برداری و یا اکتشاف را مشخص میکند. هدف شرکتهای بهره بردار گرا، رسیدن به کارایی بهتر برای نمونه از طریق تمرکز بر روی تولید و عادی سازی است. شرکتهای اکتشاف گرا هدفشان ایجاد انعطاف پذیری در سازمان از طریق یک رویکرد باز به یادگیری است. برخی از شرکتها از طریق آزمایش و گام گذاشتن به پروژههای نوآوری پر مخاطره انعطاف پذیری را ایجاد میکنند.
منبع: دوکصدرا، فاطمه. مفاهیم نوین مدیریتی. تهران: پارسمدیر.