استراتژی هوش مصنوعی برنامهریزی بلندمدت و فراگیر برای بکارگیری هوش مصنوعی در راستای دستیابی به ماموریتها و هدفهای سازمان است. نخستین گام مدیریت استراتژیک مبتنی بر هوش مصنوعی تدوین استراتژی سازمان است. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله کوشش بر آن است تا «استراتژی هوش مصنوعی» در سازمان و مدیریت، مفهومسازی و تعریف شود.
تعریف استراتژی هوش مصنوعی
استراتژی هوش مصنوعی مجموعهای از تصمیمها، سیاستها و برنامههای بلندمدت سازمان برای بهکارگیری فناوریهای هوش مصنوعی در راستای تحقق اهداف کسبوکار، ایجاد مزیت رقابتی، افزایش بهرهوری و خلق ارزش است. این استراتژی مشخص میکند که سازمان چگونه از داده، الگوریتمها، زیرساختهای فناورانه و سرمایه انسانی برای توسعه و استفاده مؤثر از هوش مصنوعی بهره میگیرد.
استراتژی هوش مصنوعی چارچوبی نظاممند برای همسوسازی قابلیتهای هوش مصنوعی با اهداف راهبردی سازمان است که حوزههایی مانند داده، فناوری، منابع انسانی، حکمرانی، نوآوری و ملاحظات اخلاقی را در بر میگیرد.
در عصر تحول دیجیتال و انقلاب صنعتی چهارم، گرایش به استفاده از هوش مصنوعی در مدیریت بسیار زیاد است. این تصمیم نیاز به تغییرات اساسی در زیرساختها و فرایندهای جاری سازمان دارد. تصمیم خلقالساعه برای استفاده از فناوریهای هوشمند نهتنها دستاورد مناسبی ندارد بلکه مسائل زیادی را نیز به همراه خواهد آورد. اقدام درست در این زمینه تدوین استراتژی هوش مصنوعی با نگاهی کلان و دوربرد میباشد.
مزایای استراتژی هوش مصنوعی
تدوین استراتژی هوش مصنوعی مزایای بسیاری را برای سازمانهای پیشرو و نوآور به همراه دارد. هوشمندی استراتژیک به سازمان اجازه میدهد تا به طور هدفمند از قابلیتهای هوش مصنوعی استفاده کنند. یک راهبرد مشخص در این زمینه، ابتکارات هوش مصنوعی را با اهداف کلی کسبوکار هماهنگ کنند. استراتژی هوش مصنوعی قطبنمای کمکهای معنادار به موفقیت سازمان میشود. این به ذینفعان قدرت میدهد تا پروژههایی را انتخاب کنند که بیشترین پیشرفت را در فرآیندهای حیاتی سازمان ایجاد میکند.
به طور خاص، یک استراتژی هوش مصنوعی مراحلی را مشخص میکند که پروژههای هوشمندسازی را قادر میسازد تا ایدهها را به راهحلهای تاثیرگذار تبدیل کنند. این امر همچنین از سازمان میخواهد که تصمیمات مهمی در مورد دادهها، استعدادها و فناوری اتخاذ کند.
یک استراتژی خوب، برنامهای واضح برای مدیریت، تجزیه و تحلیل و استفاده از دادهها برای ابتکارات هوش مصنوعی ارائه میدهد. همچنین استعدادهایی را که سازمان برای توسعه، جذب یا حفظ با مهارت های مرتبط در علم داده، یادگیری ماشین (ML) و توسعه هوش مصنوعی نیاز دارد، تعیین می کند. همچنین تهیه سخت افزار، نرم افزار و منابع محاسبات ابری لازم را برای اطمینان از اجرای موثر هوش مصنوعی هدایت می کند.
گامهای تدوین استراتژی هوش مصنوعی
فرایند تدوین استراتژی هوش مصنوعی شامل سه مرحله است:
- بیش از استقرار
- استقرار
- پس از استقرار
در اصل، یک استراتژی موفق هوش مصنوعی ضروری است که به عنوان پشتیبان اهداف تجاری عمل میکند. اولویت بندی را تسهیل میکند، استعدادها و انتخابهای فناوری را بهینه می کند. یکپارچگی سازمانیافته هوش مصنوعی را تضمین میکند که از موفقیت سازمانی پشتیبانی میکند.
پیش از استقرار
در فاز پیش از استقرار لازم است که ابتدا سناریوها شناسایی شوند سپس مزیتها و هزینههای استقرار هوش مصنوعی برآورده و هزینه-فایده آن مشخص گردد. سپس بهمنظور انتخاب معیارهای مناسب، شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) تعیین شوند.
سازمان برای موفقیت در بکارگیری فناوریهای هوشمند پیش از هرچیز نیازمند چشماندازهای روشن میباشد. چشمانداز و آینده ایدهآل سازمان باید براساس هوش مصنوعی بازبینی شود. پس از تدوین چشمانداز دیجیتال باید ماموریتهای سازمانی در زمینه هوش مصنوعی تدوین گردد. در راستای نیل به این ماموریتها باید هدفهای بلندمدت و کوتاه مدت مشخص شود. استراتژی هوش مصنوعی راهکاری عملیاتی برای دسترسی به این هدفگذاری میباشد.
استقرار هوش مصنوعی
در فاز استقرار هوش مصنوعی لازم است که کارکنان را ترغیب به پذیرش هوش مصنوعی کر.د چراکه کارکنان به خاطر انباشت فناوری بسیار بزرگ و پیچیده موجود در شرکت، سردرگم میشوند و به دلیل حجم گسترده دادهها زمان زیادی از کارکنان صرف خواهد شد. بنابراین مانع سایر فعالیتهایشان میشود همچنین ممکن است بینشها و توصیههای ارائهشده هوش مصنوعی برخلاف ترجیحات کارکنان باشد. تدوین استراتژی هوش مصنوعی نقش مهمی در مدیریت این تضادها در گام استقرار دارد.
پس از استقرار
در فاز پس از استقرار بهرغم تأیید اولیه راهحل و پذیرش موفق آن، برای ایجاد ارزش از هوش مصنوعی به یک تفکر فرایندی پایدار نیاز است. همچنین برای دریافت حمایت مداوم از سوی رهبر سازمان، به درک روشنی از ارزش دارایی هم نیاز است. این همانجایی است که راهحلهای هوش مصنوعی از نرمافزارهای معمولی در استفاده مداوم و چگونگی ارزشگذاری، فاصله میگیرند
پس چگونه ارزش هوش مصنوعی را حفظ و ارزش واقعی آن را تعیین کنیم؟ برای تعیین ارزش اقتصادی هوش مصنوعی برای کسبوکارها، مسیرهای مختلفی وجود دارد؛ اما برجستهترین آنها افزایش بهرهوری نیروی کار با خودکارسازی هوشمند فرایندهای کسبوکاری است.
یک استراتژی هوش مصنوعی به سازمان ها کمک می کند تا با چالش های پیچیده مرتبط با پیاده سازی هوش مصنوعی مقابله کنند و اهداف آن را تعریف کنند. خواه تجزیه و تحلیل عمیقتر دادهها، بهینهسازی فرآیندهای کسبوکار یا بهبود تجربیات مشتری باشد، داشتن یک هدف و برنامه کاملاً تعریفشده تضمین میکند که پذیرش هوش مصنوعی با اهداف تجاری گستردهتر همسو میشود.
سخن پایانی
در جمعبندی میتوان بیان کرد که استراتژی هوش مصنوعی دیگر یک انتخاب فناورانه صرف نیست، بلکه به یکی از مؤلفههای اساسی مزیت رقابتی و تحول سازمانی تبدیل شده است. سازمانها در محیطی فعالیت میکنند که سرعت تغییرات فناورانه، حجم گسترده دادهها و پیچیدگی تصمیمگیریها بهطور مستمر در حال افزایش است؛ ازاینرو بهرهگیری هدفمند و راهبردی از هوش مصنوعی میتواند زمینه ارتقای کارایی، نوآوری، چابکی و خلق ارزش پایدار را فراهم سازد. از این رو، استراتژی هوش مصنوعی را میتوان یکی از مهمترین الزامات مدیریت و رهبری سازمانها در عصر تحول دیجیتال دانست.
منبع: حبیبی، آرش؛ قوامی، محبوبه؛ تقیپور، خدیجه. هوش مصنوعی در سازمان و مدیریت. تهران: پارسمدیر.