خوشه صنعتی (Business cluster) تمرکز جغرافیایی بنگاهها و نهادهای مرتبط و مکمل در یک حوزه اقتصادی یا صنعتی مشخص است. اهمیت این ساختار از نقش آن در افزایش همکاری بین بنگاهها، تخصصگرایی، توسعه زنجیره ارزش، انتقال دانش و تقویت مزیت رقابتی ناشی میشود. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله، خوشه صنعتی مفهومسازی و تعریف خواهد شد.
تعریف خوشه صنعتی
به لحاظ تاریخی ریشه تئوریک خوشه صنایع در نظریه مارشال (۱۸۹۰) پیرامون اثر جانبی بنگاههای تخصصی قابل ردیابی است. اما برای نخستین بار مایکل پورتر (۱۹۹۰) در کتابی تحت عنوان «مزیت نسبی ملل» نظریه خوشههای صنعت را مشخصاً مطرح ساخت. صنایع پاییندستی، صنایع بالادستی، تأمینکنندگان مواد اولیه، شرکتهای خدماتی و توزیعکنندگان میتوانند اجزای یک خوشه باشند.
خوشه صنعتی به مجموعهای از بنگاهها، تأمینکنندگان، ارائهدهندگان خدمات تخصصی و نهادهای پشتیبان گفته میشود که در یک محدوده جغرافیایی مشخص و در ارتباط با یک صنعت یا حوزه اقتصادی فعالیت میکنند. اعضای خوشه علاوه بر رقابت، دارای روابط همکاری و مبادلهای هستند و از زیرساختها، نیروی انسانی، دانش و بازارهای مشترک بهره میبرند.
خوشههای صنعتی، گروههای جغرافیایی همجواری از شرکتها و نهادهای مرتبط در یک زمینه مشخص هستند که از طریق مهارت و فناوری مشترک با یکدیگر ارتباط دارند. آنها به طور معمول در یک منطقه جغرافیایی که ارتباطات، حمل و نقل و تعامالت شخصی به آسانی امکانپذیر است؛ وجود دارند. خوشهها معموال در مناطق و بعضی اوقات در یک شهرک صنعتی متمرکزند.
مایکل پورتر
در بستر سازمانی، خوشه را میتوان نوعی اکوسیستم کسبوکار محلی دانست. در این خوشه انواع بنگاههای مستقل در قالب شرکت سهامی، شرکت با مسئولیت محدود، شرکت تضامنی و سایر اشکال حقوقی میتوانند فعالیت کنند. بنابراین، خوشه یک شرکت یا سازمان واحد نیست، بلکه شبکهای از بازیگران مستقل و مرتبط است.
هدف تشکیل خوشه صنعتی
خوشههای صنعتی میتوانند ظرفیت رقابتی بنگاههای یک منطقه را افزایش دهند. نزدیکی جغرافیایی شرکتها هزینه برخی تعاملات را کاهش میدهد و دسترسی به منابع تخصصی را تسهیل میکند. همچنین تجمع بنگاههای مرتبط میتواند زمینه شکلگیری بازارهای تخصصی و توسعه همکاریهای بینسازمانی را فراهم سازد.
- تقویت مزیت رقابتی
- توسعه زنجیره تأمین
- افزایش بهرهوری سازمانی
- تسهیل انتقال دانش
- توسعه نوآوری سازمانی
- تقویت شبکهسازی کسبوکار
- تسهیل دسترسی به بازارهای صنعتی
اهمیت خوشه تنها به شرکتهای بزرگ محدود نیست. کسبوکارهای کوچک و متوسط نیز میتوانند از دسترسی مشترک به بازار، فناوری، نیروی انسانی و خدمات تخصصی بهرهمند شوند. این ساختار همچنین میتواند زمینه همکاری میان دانشگاه و صنعت، مراکز پژوهشی، نهادهای مالی و دستگاههای توسعهای را فراهم کند و ظرفیت صنعتی منطقه را ارتقا دهد.
خوشهسازی شرکتهای کوچک و متوسط
خوشهسازی یکی از رویکردهای توسعه شرکتهای کوچک و متوسط (SMEs) است که بر همکاری و شبکهسازی میان بنگاههای فعال در یک حوزه یا زنجیره ارزش تأکید دارد. شرکتهای کوچک با وجود رقابت با یکدیگر، میتوانند از طریق همکاری در زمینههایی مانند تأمین مواد اولیه، تولید، بازاریابی، آموزش، فناوری و توسعه بازار از منابع و قابلیتهای مشترک بهرهمند شوند.
خوشهسازی به بنگاههای کوچک و متوسط امکان میدهد محدودیتهای ناشی از اندازه و منابع خود را تا اندازهای جبران کنند. کاهش هزینهها، افزایش قدرت چانهزنی، انتقال دانش و فناوری، تقویت نوآوری و دسترسی بهتر به بازارها از مهمترین مزایای شکلگیری خوشههای صنعتی است. در این چارچوب، بنگاهها ضمن حفظ استقلال خود، در فعالیتهایی که منافع مشترک دارند با یکدیگر همکاری میکنند.
این رویکرد بهویژه در اقتصادهایی که تعداد زیادی بنگاه کوچک و پراکنده دارند اهمیت دارد. تمرکز و شبکهسازی این بنگاهها میتواند ارائه خدمات حمایتی، توسعه زیرساختهای مشترک و اجرای سیاستهای توسعه صنعتی را تسهیل کند. ازاینرو، توسعه خوشههای صنعتی یکی از ابزارهای تقویت رقابتپذیری و توسعه شرکتهای کوچک و متوسط محسوب میشود
تفاوت خوشه صنعتی و شهرک صنعتی
شهرک صنعتی و خوشه صنعتی دو مفهوم مرتبط اما متفاوت هستند. شهرک صنعتی در درجه نخست یک محدوده جغرافیایی برنامهریزیشده برای استقرار واحدهای تولیدی و صنعتی است که زیرساختهایی مانند زمین، مسیرهای دسترسی، آب، برق و سایر خدمات موردنیاز فعالیت صنعتی را در اختیار بنگاهها قرار میدهد. بنابراین، مفهوم شهرک صنعتی بیشتر بر مکان استقرار و زیرساخت فیزیکی تمرکز دارد.
در مقابل، خوشه صنعتی بیش از آنکه یک محدوده اداری یا فیزیکی باشد، بر روابط اقتصادی، تخصصی و شبکهای میان بنگاههای مرتبط تأکید دارد. شرکتهای عضو یک خوشه ممکن است در یک شهرک صنعتی مستقر باشند، اما صرف استقرار چند شرکت در یک شهرک موجب شکلگیری خوشه نمیشود. برای تحقق خوشه، وجود پیوندهای معنادار در زنجیره تأمین، تولید، فناوری، بازار یا خدمات تخصصی اهمیت دارد.
در عمل، یک شهرک صنعتی میتواند بستر فیزیکی مناسبی برای توسعه خوشه باشد. برای مثال، تمرکز تولیدکنندگان یک محصول، تأمینکنندگان قطعات، شرکتهای بستهبندی، حملونقل و خدمات فنی در یک منطقه میتواند زمینه توسعه روابط خوشهای را ایجاد کند. در چنین شرایطی، زیرساخت فیزیکی شهرک با شبکه اقتصادی خوشه ترکیب میشود.
ارتباط خوشه صنعتی و پارک علم و فناوری
پارک علم و فناوری نهادی است که بیشتر بر توسعه شرکتهای فناور، تجاریسازی دانش، ارتباط میان دانشگاه و صنعت و شکلگیری کسبوکارهای مبتنی بر فناوری تمرکز دارد. در مقابل، خوشه صنعتی میتواند شامل مجموعه گستردهای از شرکتهای تولیدی، خدماتی و تجاری باشد و لزوماً ماهیت دانشبنیان یا فناوری پیشرفته ندارد.
بااینحال، میان این دو ساختار ظرفیت بالایی برای همکاری وجود دارد. شرکتهای یک خوشه ممکن است برای حل مسائل فنی، توسعه محصول و ارتقای فرایندهای تولیدی با شرکتهای مستقر در پارک علم و فناوری همکاری کنند. این ارتباط میتواند مسیر انتقال فناوری و تجاریسازی فناوری را میان مراکز علمی و صنایع منطقه کوتاهتر کند.
همکاری میان خوشه و پارک فناوری همچنین میتواند زمینه توسعه تحقیق و توسعه، نوآوری باز و شکلگیری شرکتهای جدید را فراهم کند. در چنین الگویی، خوشه تقاضای صنعتی و بازار را نمایندگی میکند و پارک میتواند بخشی از دانش، فناوری و شرکتهای نوآور موردنیاز را تأمین کند. اتصال این دو ساختار یکی از مسیرهای تقویت اکوسیستم نوآوری منطقهای است.
سخن پایانی
خوشه صنعتی ساختاری شبکهای است که از تمرکز جغرافیایی و تعامل میان بنگاهها، تأمینکنندگان و نهادهای مرتبط با یک صنعت شکل میگیرد. اهمیت این ساختار در ایجاد پیوند میان زنجیره ارزش، مدیریت زنجیره تأمین، بازاریابی صنعتی، نوآوری سازمانی و توسعه کسبوکارهای کوچک و متوسط آشکار میشود. خوشه با شهرک صنعتی تفاوت مفهومی دارد، اما شهرک میتواند بستر فیزیکی مناسبی برای توسعه آن باشد. همچنین ارتباط خوشه با پارک علم و فناوری، دانشگاهها و مراکز پژوهشی میتواند انتقال دانش و فناوری را تسهیل کند. در نهایت، قدرت یک خوشه صرفاً به تعداد شرکتهای مستقر در یک منطقه وابسته نیست؛ بلکه کیفیت روابط، میزان تخصصگرایی، ظرفیت همکاری و رقابت و توانایی اعضا در ایجاد ارزش مشترک تعیینکننده پویایی و اثربخشی آن است.
منبع: جانسون، دیوید. دانشنامه جهانی صنایع. گیل.