شرکت کوچک و متوسط (SME) بنگاهی است که بر اساس معیارهایی مانند تعداد کارکنان، فروش یا دارایی در طبقه بنگاههای کوچک و متوسط قرار میگیرد. اهمیت این شرکتها از نقش آنها در اشتغال، کارآفرینی، نوآوری، رقابت و توسعه اقتصادی ناشی میشود. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله، شرکت کوچک و متوسط مفهومسازی و تعریف خواهد شد.
تعریف شرکت کوچک و متوسط
شرکت کوچک و متوسط (Small and Medium-sized Enterprise) به بنگاهی گفته میشود که از نظر اندازه فعالیت در محدوده تعیینشده برای بنگاههای کوچک یا متوسط قرار دارد. برای تشخیص اندازه شرکت، شاخصهایی مانند تعداد کارکنان، میزان فروش سالانه، گردش مالی، ارزش داراییها و حجم سرمایه مورد استفاده قرار میگیرند. بااینحال، تعریف واحد و جهانی برای SME وجود ندارد و کشورها و نهادهای مختلف از معیارهای متفاوتی استفاده میکنند.
کوچک یا متوسط بودن شرکت به قالب حقوقی آن وابسته نیست. یک بنگاه ممکن است در قالب شرکت سهامی، شرکت با مسئولیت محدود یا سایر اشکال حقوقی تشکیل شود و در عین حال، براساس شاخصهای اندازه در گروه بنگاههای کوچک و متوسط قرار گیرد. بنابراین، SME برخلاف انواع شرکتهای تجاری، یک قالب حقوقی مستقل نیست؛ بلکه مفهومی برای طبقهبندی بنگاهها براساس اندازه و برخی شاخصهای اقتصادی است.
در بستر سازمانی، این بنگاهها معمولاً در مقایسه با شرکتهای بزرگ از ساختار مدیریتی سادهتر و تعداد کارکنان کمتری برخوردارند. در بسیاری از آنها فاصله میان مالکیت و مدیریت نیز محدود است و مؤسس یا مالک نقش مستقیمی در مدیریت فرایند کسبوکار دارد. انعطافپذیری، سرعت تصمیمگیری و نزدیکی به مشتری میتواند از نقاط قوت این شرکتها باشد؛ در مقابل، محدودیت منابع مالی، نیروی انسانی و قدرت بازار از چالشهای رایج آنها محسوب میشود.
ویژگیهای شرکتهای کوچک و متوسط
تعریف و معیارهای SME در کشورها و نهادهای مختلف متفاوت است؛ بنابراین نمیتوان مجموعهای از ابعاد کاملاً جهانی برای آن تعیین کرد. بااینحال، شرکتهای کوچک و متوسط معمولاً دارای برخی ویژگیهای سازمانی و مدیریتی مشترک هستند که آنها را از بنگاههای بزرگ متمایز میکند.
- تعداد کارکنان نسبتاً محدود
- ساختار سازمانی سادهتر
- تمرکز نسبی تصمیمگیری
- ارتباط نزدیکتر مدیران و کارکنان
- انعطافپذیری بیشتر در تصمیمگیری
- محدودیت نسبی منابع مالی و مدیریتی
- وابستگی بیشتر به بازار و شبکه کسبوکار
این ویژگیها همزمان میتوانند فرصت و محدودیت ایجاد کنند. برای مثال، ساختار ساده سازمانی ممکن است سرعت تصمیمگیری را افزایش دهد، اما وابستگی زیاد شرکت به مدیر یا مؤسس نیز میتواند مانع توسعه ساختار حرفهای شود. ازاینرو، رشد SME معمولاً نیازمند تحول تدریجی در ساختار سازمانی، نظام مدیریتی و فرایندهای داخلی است.
تفاوت شرکت کوچک و متوسط با استارتاپ
استارتاپ و شرکت کوچک و متوسط دو مفهوم یکسان نیستند. SME براساس اندازه بنگاه تعریف میشود، در حالی که مفهوم استارتاپ معمولاً به کسبوکاری نوپا اشاره دارد که در جستوجوی یک مدل کسبوکار قابل تکرار و مقیاسپذیر است. بنابراین، بسیاری از استارتاپها از نظر اندازه در گروه بنگاههای کوچک قرار میگیرند، اما هر شرکت کوچک الزاماً استارتاپ نیست.
یک شرکت کوچک ممکن است سالها با مدل کسبوکار تثبیتشده و در یک بازار محلی فعالیت کند و برنامهای برای رشد سریع نداشته باشد. در مقابل، استارتاپ معمولاً با عدمقطعیت بیشتر، آزمون بازار و تلاش برای دستیابی به مقیاسپذیری همراه است. نوع تأمین مالی نیز میتواند متفاوت باشد و برخی استارتاپها برای رشد سریع به سرمایهگذاری خطرپذیر متکی شوند.
بااینحال، استارتاپ موفق ممکن است در فرایند رشد به یک SME و سپس به یک شرکت بزرگ تبدیل شود. درک این تفاوت برای سیاستگذاری، سرمایهگذاری و مدیریت استراتژیک اهمیت دارد؛ زیرا نیازهای یک کسبوکار محلی تثبیتشده الزاماً با نیازهای یک شرکت نوپای دارای الگوی رشد سریع یکسان نیست.
تفاوت شرکت کوچک و متوسط با شرکت دانشبنیان
شرکت دانشبنیان و SME نیز دو طبقهبندی متفاوت هستند. کوچک یا متوسط بودن شرکت به اندازه آن مربوط میشود، در حالی که دانشبنیان بودن به ماهیت فعالیت، محصولات، خدمات، فناوری و معیارهای قانونی یا سیاستی مربوط در هر کشور وابسته است. بنابراین، یک شرکت دانشبنیان میتواند از نظر اندازه کوچک یا متوسط باشد، اما این دو اصطلاح مترادف نیستند.
بنگاههای دانشبنیان معمولاً وابستگی بیشتری به دانش تخصصی، تحقیق و توسعه، فناوری و نیروی انسانی متخصص دارند. در مقابل، یک SME ممکن است در صنایع سنتی، خدمات، تجارت، تولید یا سایر حوزههایی فعالیت کند که الزاماً مبتنی بر فناوری پیشرفته نیستند. ازاینرو، ماهیت دانش و فناوری معیار مناسبی برای تفکیک این دو مفهوم است.
پیوند میان این دو گروه زمانی اهمیت پیدا میکند که شرکتهای کوچک و متوسط برای ارتقای بهرهوری یا توسعه محصول از فناوری استفاده میکنند. همکاری با پارک علم و فناوری، دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و شرکتهای فناور میتواند مسیر تحول دیجیتال، توسعه فناوری و افزایش توان رقابتی این بنگاهها را تسهیل کند.
شرکتهای کوچک و متوسط در شهرک صنعتی
یکی از محیطهای مهم فعالیت SMEها، شهرک صنعتی و خوشه صنعتی است. در یک خوشه، تعداد زیادی بنگاه مرتبط در یک حوزه تخصصی یا زنجیره ارزش مشخص فعالیت میکنند. شرکتهای کوچک میتوانند بهعنوان تولیدکننده، تأمینکننده قطعات، ارائهدهنده خدمات فنی، توزیعکننده یا پیمانکار تخصصی بخشی از این شبکه باشند.
عضویت در شبکه کسبوکار میتواند بخشی از محدودیتهای ناشی از اندازه کوچک شرکت را جبران کند. بنگاه میتواند از خدمات تأمینکنندگان تخصصی استفاده کند، به دانش سایر شرکتها دسترسی پیدا کند و در پروژههای مشترک مشارکت داشته باشد. همچنین همکاری در خرید، آموزش، تحقیق و توسعه و بازاریابی میتواند هزینه برخی فعالیتها را کاهش دهد.
خوشهها زمینه مناسبی برای شکلگیری ائتلاف استراتژیک میان SMEها نیز فراهم میکنند. چند شرکت مستقل میتوانند برای دستیابی به بازارهای بزرگتر یا اجرای پروژههایی که خارج از ظرفیت یک بنگاه منفرد هستند با یکدیگر همکاری کنند. چنین شبکههایی بهویژه در بازاریابی صنعتی و توسعه بازارهای صادراتی اهمیت دارند.
رشد شرکتهای کوچک و متوسط
رشد SME تنها به افزایش فروش محدود نمیشود. توسعه پایدار شرکت نیازمند تقویت همزمان مدیریت مالی، مدیریت منابع انسانی، عملیات، فناوری و بازاریابی است. با افزایش اندازه شرکت، روشهای غیررسمی مدیریت ممکن است کارایی گذشته را نداشته باشند و سازمان به فرایندها و ساختارهای رسمیتری نیاز پیدا کند.
یکی از مراحل مهم رشد، کاهش وابستگی سازمان به شخص مؤسس است. ایجاد ساختار سازمانی، تفویض اختیار، تعریف مسئولیتها، طراحی شاخصهای کلیدی عملکرد و ایجاد سیستمهای اطلاعاتی میتواند ظرفیت مدیریتی شرکت را افزایش دهد. در این مرحله، مدیریت استراتژیک نیز برای تعیین مسیر رشد و تخصیص منابع اهمیت بیشتری پیدا میکند.
رشد همچنین میتواند از طریق توسعه محصول، ورود به بازارهای جدید، توسعه بازار، صادرات، نوآوری محصول یا همکاری با سایر شرکتها حاصل شود. انتخاب مسیر مناسب به منابع شرکت و شرایط صنعت وابسته است. هدف اصلی باید ایجاد ظرفیتی باشد که رشد درآمد و بازار را بدون افزایش نامتناسب ریسکهای مالی و عملیاتی امکانپذیر سازد.
سخن پایانی
شرکتهای کوچک و متوسط بخش مهمی از ساختار کسبوکار و یکی از بسترهای اصلی کارآفرینی، اشتغال و توسعه فعالیتهای اقتصادی هستند. مفهوم SME یک قالب حقوقی مانند شرکت سهامی یا شرکت با مسئولیت محدود نیست، بلکه روشی برای طبقهبندی بنگاهها براساس اندازه است. این شرکتها میتوانند در خوشههای صنعتی، زنجیره تأمین شرکتهای بزرگ و اکوسیستم نوآوری نقش مؤثری داشته باشند. در مقابل، محدودیت در تأمین مالی، منابع انسانی، فناوری و دسترسی به بازار میتواند مسیر رشد آنها را دشوار کند. توسعه بازاریابی صنعتی، شبکهسازی، تحول دیجیتال، مدیریت حرفهای و همکاری با پارکهای علم و فناوری و سایر نهادهای پشتیبان میتواند ظرفیت رقابتی این بنگاهها را افزایش دهد و زمینه رشد پایدار آنها را فراهم سازد.
منبع: جانسون، دیوید. دانشنامه جهانی صنایع. گیل.