رهبری استراتژیک (Strategic leadership) به توانایی رهبران در تعیین جهت بلندمدت سازمان، ایجاد چشمانداز و هدایت منابع برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار اشاره دارد. رهبری سازمان و هدایت در مدیریت استراتژیک و برنامهریزی استراتژیک سازمان جایگاه مهمی دارد. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله کوشش شده است تا مفهوم رهبری با دیدگاهی فراگیر، بلندمدت و راهبردی جهت دیدهبانی افق آینده تشریح شود.
تعریف رهبری استراتژیک
رهبری استراتژیک عبارت است از بررسی محیطی (هم محیط خارجی و هم محیط داخلی) تدوین استراتژی، اجرای استراتژی، ارزیابی و کنترل. رهبری راهبردی عبارت است از توانایی نفوذ در دیگران برای اتخاذ داوطلبانه تصمیمهای روزانهای که دوام بلندمدت سازمانها را افزایش میدهد، در حالی که همزمان موفقیت مالی کوتاهمدت آنها را نیز حفظ میکند. این رهبری به معنی توانایی پیشبینی وتجسم آینده، حفظ انعطاف پذیری، تفکر استراتژیک و پیریزی تغییراتی است که باعث ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان در آینده خواهد شد.
رهبری استراتژیک توانایی نفوذ در دیگران جهت انجام داوطلبانه امور به گونهای است که هم در راستای اهداف بلندمدت سازمانی باشد و هم اهداف کوتاهمدت مالی و غیرمالی را تضمین کند. مارینا لوپز
رهبری استراتژیک عبارت است از خلق استراتژی از طریق تحلیل مناسب محیط درونی و بیرونی سازمان، پیادهسازی استراتژی مناسب در زمان مناسب، ارزیابی و اتخاذ رفتار مناسبی که مقتضای محیط فعلی است. هدایت راهبردی را توانایی رهبران در بیان دلیل و برهان برای تداوم وجود سازمان تعریف میکند.
رهبری استراتژیک به عنوان توانایی مدیریت ارشد سازمان در تصمیمگیریها و اقدامات مدیریتی جهت تعیین عملکرد بلندمدت شرکت، تعریف میشود. رهبر باید با تکیه بر تفکر استراتژیک به برنامهریزی بلندمدت دستیابی به اهداف کلان سازمانی را هدف قرار دهد. این امر با تدوین و برقراری ارتباط بینش شرکت به اعضای سازمان میتواند استراتژیهایی را ایجاد کند. رهبر با در نظر داشتن محیط داخلی و خارجی سازمان، هم ترازی استراتژی با محیط کار خود، آغازگر تغییر مورد نیاز برای اجرای استراتژی و تأثیرگذاری بر کارمندان است.
ابعاد رهبری استراتژیک
ایرلند و هیت (۱۹۹۹) رهبری راهبردی را توانایی پیشبینی، تعیین افق، حفظ انعطافپذیری، تفکر استراتژیک و کار با دیگران برای آغاز تغییر که یک آینده با دوام را برای سازمان بوجود میآورد تعریف کردهاند.
ابعاد رهبری استراتژیک به زعم هیت و ایرلند عبارتند از:
- تعیین مسیر استراتژیک
- کشف و حفظ شایستگیهای اصلی
- توسعه سرمایه انسانی
- حفظ فرهنگ همکاری اثربخش
- تاکید بر شیوههای اخلاقی
- ایجاد کنترل استراتژیک
لیر (۲۰۱۲) رهبری استراتژیک را اینگونه تعریف کرده است: توانایی شخصی جهت پیشبینی کردن، تجسم کردن، حفظ انعطاف پذیری، تفکر استراتژیک، و کار کردن با دیگران به منظور ایجاد تغییراتی که آینده نویدبخشی را برای سازمان رقم میزند. ابعاد رهبری راهبردی به زعم لیر عبارتند از:
- چشمانداز درباره آینده
- ساختار و فرایند سازمانی
- سرمایه انسانی
- ارزشهای اخلاقی
- شایستگی
- فرهنگ سازمانی
رهبری راهبردی عبارت است از توانایی درک کلیتِ سازمان و محیطی که سازمان در آن فعالیت میکند و به کارگیری این شناخت و درک به منظور ایجاد تغییر استراتژیک از طریق سایر افراد سازمان برای تثبیت جایگاه آن در محیط در کوتاهمدت و بلندمدت.
نکته استراتژیک
ماهیت رهبری استراتژیک بدین گونه است که این رهبران مستقیماً بر افراد تأثیر نمی گذارند. بلکه از طریق تأثیرگذاری بر سیستمها و فرایندهای سازمانی به نتایج مطلوب و مورد نظر میرسند. یکی از این روشها تأثیرگذاری از طریق فرهنگ سازمانی است. فرهنگ معمولاً طریقه درست انجام کارها را به کارکنان نشان میدهد. اگر این طریقه انجام کار با چشماندازهای آتی سازمان مغایرت داشته باشند به عنوان مانعی در سر راه ایجاد تغییر در خواهد آمد.
برای آنکه سازمان در دنیای پرآشوب محیطی موفق باشد باید نگاهی بلندمدت داشته باشد. مدیریت ارشد سازمان باید به عنوان یک رهبر در این زمینه نقش آفرینی کند. مدیر باید نگاه فراگیر به تمامی سطوح داشته باشد. این نیازمند وجود مهارتهای ادراکی بسیار بالا است. ضمن آنکه باید برنامهریزی بلندمدت برای سازمان انجام شود نباید از اهداف کوتاهمدت غافل بود. از طریق هدفهای خرد و عملیاتی در نهایت باید راه سازمان را به سوی ارزشهای والای آن هموار ساخت.
بر این اساس عدهای از پژوهشگران یک رهبر راهبردی، را در حکم مغز متفکری اسمی برای سازمان یا واحدهای فرعی آن مطرح کرده اند که بر کل سازمان متمرکز است. مسئولیت چنین رهبری (در نقش مغز متفکر اسمی) ایجاد سازمانی اثربخش و اجزای اصلی این نوع سبک رهبری مسیر یابی و فرهنگ سازی است. رهبر از طریق مسیر یابی، سازمان را با محیط خارجی مرتبط میسازد و همزمان با آن از طریق فرهنگ سازی، افراد مناسب را برای دستیابی به اهداف سازمانی تربیت میکند. چنین رهبری باید تعیین کند که سازمان به کجا میرود و برای این منظور چگونه سازمانی باید باشد.
مبانی نظری رهبری استراتژیک
هدف اصلی رهبری استراتژیک، بقای سازمان در بلندمدت در راستای اهداف اصلی کسب وکار است. با وجود این، به طور همزمان دستیابی به سود بالای متوسط را نیز هدف قرار میدهد. بنابراین، هدف اولیه رهبری راهبردی، کسب سود است. به عبارتی دیگر کانون تمرکز رهبری استراتژیک، مزیت رقابتی پایدار یا تداوم موفقیت سازمان است. در دورنمایی رقابتی، این موضوع به طور فزاینده در حال تبدیل شدن به کانون توجه فعالان کسب وکار و دانشگاهیان است.
رهبری در سطح استراتژیک موضوع اصلی است که سازمانها در قرن بیست ویکم با آن مواجهاند. علیرغم تاریخچه طولانی پژوهشهای مربوط به رهبری، فقط در سالهای اخیر پژوهشگران رفتار سازمانی آن را به عنوان یک کانون توجه جداسازی کردهاند. پژوهشگران اذعان میکنند رهبری راهبردی یک شایستگی پیچیده و چندبعدی است که ریزهکاریهای فراوانی دارد. به همیه دلیل مدون کردن آن دشوار است. دلیل ایه دشواری تا اندازه زیادی به حوزه گسترده آن برمیگردد. چرا که ساختار سازمان و متغیرهای محیطی را دربرمی گیرد.
اهداف استراتژیک مبنایی برای تهیه استراتژیها هستند که این استراتژیها میتوانند در سطوح سازمانی، بخشهای کاری و حتی در سطح فردی و عملیاتی تدوین شوند. البته در این زمینه یکی از روشهای مؤثر مقایسه خود با سایر همکاران و رقبا و الگوسازی از فعالیتهای آنان است. یکی از دشوارترین مراحل فرایند رهبری راهبردی، فرایند تغییر است که اگر بدرستی اجرا و منجر به یادگیری شود، میتوان امیدوار بود که دستیابی به اثربخشی سازمانی محقق شده است. مرحله پایانی در فرایند رهبری استراتژیک به ارزیابی استراتژی اجرا شده مربوط است.
سخن پایانی
رهبری استراتژیک نوعی از رهبری سازمانی است که در آن رهبر با نگاه بلندمدت، تحلیل محیط و تدوین جهتگیریهای کلان سازمان را برای دستیابی به اهداف آینده هدایت میکند. رهبران استراتژیک علاوه بر تعیین استراتژیها، با الهامبخشی به کارکنان، هماهنگسازی منابع و ایجاد قابلیتهای سازمانی زمینه اجرای موفق راهبردها را فراهم میکنند. در محیط پیچیده و متغیر امروز، سازمانها بیش از هر زمان دیگر به رهبرانی نیاز دارند که بتوانند فراتر از مدیریت روزمره بیندیشند و آینده سازمان را شکل دهند. رهبری استراتژیک با ترکیب تفکر بلندمدت، تصمیمگیری هوشمندانه و توانایی بسیج منابع انسانی، نقش مهمی در پایداری و موفقیت سازمانها ایفا میکند. رهبرانی که این قابلیتها را توسعه میدهند، بهتر میتوانند سازمان خود را در مسیر رشد، نوآوری و مزیت رقابتی هدایت کنند.
دانلود پرسشنامه رهبری استراتژیک
References
Hitt, M. A., Ireland, R. D., & Hoskisson, R. E. (2017). Strategic management: Concepts and cases – Competitiveness and globalization (12th ed.). Cengage Learning.
Lear, L. W. (2012). The relationship between strategic leadership and strategic alignment in high-performing companies in South Africa (Doctoral dissertation, university of south africa).
Rowe, W. G. (2001). Creating wealth in organizations: The role of strategic leadership. Academy of Management Executive, 15(1), 81–۹۴.