فرهنگ کارآفرینی

فرهنگ کارآفرینی (Entrepreneurship culture) مجموعه ارزش‌ها، نگرش‌ها، هنجارها و رفتارهایی است که هویت افراد کارآفرین را تشکیل می‌دهد. . گسترش فرهنگ کارآفرینی از مهم‌ترین پیش‌نیازهای توسعه اقتصادی، افزایش نوآوری، ایجاد اشتغال پایدار و ارتقای رقابت‌پذیری جوامع در اقتصاد دانش‌بنیان به شمار می‌رود. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله، فرهنگ کارآفرینی مفهوم‌سازی و تعریف خواهد شد.

تعریف فرهنگ کارآفرینی

فرهنگ کارآفرینی مجموعه‌ای از ارزش‌ها، باورها، نگرش‌ها و هنجارهای اجتماعی است که خلاقیت، نوآوری، ریسک‌پذیری، فرصت‌جویی و ایجاد کسب‌وکارهای جدید را تشویق و حمایت می‌کند. در چنین فرهنگی، افراد به جای انتظار برای استخدام، به خلق ارزش، حل مسائل، پذیرش ریسک‌های حساب‌شده و بهره‌برداری از فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی ترغیب می‌شوند.

فرهنگ کارآفرینی مجموعه‌ای از ارزش‌ها، باورها، نگرش‌ها و هنجارهای اجتماعی است که خلاقیت، نوآوری، فرصت‌جویی، ریسک‌پذیری و ایجاد کسب‌وکارهای جدید را در افراد و سازمان‌ها تقویت و حمایت می‌کند.
پیتر دراکر

از ویژگی‌های بارز افراد کارآفرین می‌توان به خلاقیت، نوآوری، ریسک‌پذیری، تحمل شرایط ابهام، تحمل شکست اشاره کرد. پشتکار، کنترل درونی، اعتماد به نفس، انعطاف‌پذیری، دوراندیشی و استقلال‌طلبی نیز از مشخصات کارآفرینان است. کارآفرینان موتور توسعه اقتصادی هستند به همین خاطر همواره مورد توجه دانشمندان و پژوهشگران قرار داشته‌اند. مؤسسه تحقیقات بین‌المللی مونیتور تفاوت نرخ رشد را در کشورهای توسعه یافته بر اساس سطح کارآفرینی سازمانی آنها بیان نمود.

کارآفرینی فرهنگی

کارآفرینی فرهنگی (Cultural Entrepreneurship) نوعی فعالیت کارآفرینانه است که در حوزه فرهنگ، هنر و صنایع خلاق انجام می‌شود و هدف آن خلق ارزش اقتصادی و اجتماعی از طریق تولید و عرضه محصولات و خدمات فرهنگی مانند نشر، سینما، موسیقی، صنایع‌دستی، میراث فرهنگی، بازی‌های رایانه‌ای و سایر صنایع خلاق است. بنابراین، فرهنگ کارآفرینی یک بستر و نگرش اجتماعی است، در حالی که کارآفرینی فرهنگی یک حوزه تخصصی از فعالیت‌های کارآفرینانه به شمار می‌آید.

با وجود شباهت ظاهری این دو اصطلاح، فرهنگ کارآفرینی و کارآفرینی فرهنگی مفاهیم متفاوتی هستند. فرهنگ کارآفرینی به فضای ارزشی و اجتماعی حامی رفتارهای کارآفرینانه اشاره دارد و بستر رشد کارآفرینی را فراهم می‌کند.

در عمیق‌ترین لایه‌های فرهنگ کارآفرینی یک باور اساسی نهفته است. نمی‌توان در امواج سهمگین تحولات، جزیره‌ای کوچک و با ثبات ساخت. با قراردادن حصارهای به ظاهر مستحکم، نمی‌توان جامعه را از تبعات مثبت و منفی تحولات مصون نگاه داشت. این باور زمینه پیدایش، رشد و گسترش کارآفرینی و به تبع آن تولید ثروت و رفاه در جوامع است. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله به تشریح فرهنگ کارآفرینی پرداخته شده است.

اهمیت فرهنگ کارآفرینی

فرهنگ کارآفرینی یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های توسعه اقتصادی و شکل‌گیری اکوسیستم‌های نوآوری محسوب می‌شود. افراد کارآفرین نگاه‌شان به پدیده‌های اطراف متمایز است و به شیوه‌های متفاوتی در مواجه با پدیده‌های پیرامون خود رفتار می‌کنند. آنها دست به فعالیت‌های کارآفرینانه می‌زنند و به توسعه محصولات جدید یا توسعه خدمات جدید می‌پردازند.

کارکردهای مهم نظام فرهنگی عبارتند از:

  • ایجاد هماهنگی، انسجام و همبستگی اجتماعی
  • تأمین نیازهای فیزیولوژی
  • ایجاد ارتباط جمعی
  • دادن هویت فرهنگی خاص بر اعضا
  • حفظ و تداوم و بقای جامعه
  • ایجاد و حفظ همبستگی و انسجام اجتماعی

فرهنگ کارآفرینی از ارزش‌ها، باورها و هنجارهای حاکم بر جامعه و سازمان تأثیر می‌پذیرد. هرچه فرهنگ عمومی بر کار، تولید، خلاقیت، یادگیری و دانش‌افزایی تأکید بیشتری داشته باشد، زمینه برای گسترش نوآوری و شکل‌گیری رفتارهای کارآفرینانه فراهم‌تر می‌شود.

در چنین شرایطی، کارآفرینان با پیوند دادن دانش و فناوری به نیازهای بازار، شکاف میان علم و عمل را کاهش می‌دهند و به توسعه اقتصادی و اجتماعی کمک می‌کنند. در جامعه دانشی نیز سرمایه فکری، استعداد و خلاقیت به منابع اصلی مزیت تبدیل شده‌اند؛ ازاین‌رو، نهادینه‌سازی فرهنگ علم و یادگیری، نقش اساسی در تقویت فرهنگ کارآفرینی دارد.

نظریه‌های فرهنگ کارآفرینی

نظریه فرهنگ کارآفرینی پارسنز

پارسنز، جامعه‌شناس مشهور آمریکایی، نظریه‌های خود را در چهار نظام زیستی، فرهنگی، اجتماعی و دینی بیان کرده است. از نظر وی توسعه فرهنگ خلاقیت و ابتکار، محصول نظام اجتماعی است. این موضوع تحت تاثیر نهاد خانواده و مدرسه. در پرتو آن انگیزه کنشگران برای به عهده گرفتن نقش‌های تولیدی بالا می‌رود. در همین زمینه باید به شیوه جامعه‌پذیری، میزان رشد و انسجام شخصیت، استقلال فردی، طرز تلقی از کار در جامعه، سخت‌کوشی، پشتکار و وقت‌شناسی اشاره کرد.

نظریه فرهنگ کارآفرینی ماکس وبر

ماکس وبر جامعه‌شناس بزرگ آلمانی در تشریح و تبیین چگونگی شکل‌گیری تمدت نوین صنعتی و سرمایه‌داری در غرب، به مفهومی اشاره می‌کند که در زبان امروزی همان فرهنگ کارآفرینی است. وبر توسعه فرهنگ کارآفرینی را متاثر از چهار عامل تشویق به کار برای سعادت، خطرپذیری برای تغییر سرنوشت، برنامه‌ریزی برای آینده و صرفه‌جویی می‌داند.

نظریه فرهنگ کارآفرینی مک‌کله‌لند

مک‌کله‌لند نظریه نیاز به موفقیت را برای نخستین بار در مباحث اجتماعی طرح کرد. به زعم وی جوامعی دارای نیاز به موفقیت پایین هستند، نرخ سرمایه‌گذاری و ریسک‌پذیری کمتری دارند. به تبع آن توسعه نیافته هستند ولی در جوامع توسعه یافته سرمایه‌گذاری و ریسک‌پذیری بالا است. در این جوامع افرادی هستند که کسب‌وکارهای جدید راه‌اندازی می‌کنند. از این افراد به عنوان کارآفرین یاد می‌شود و زمینه‌های رشد کارآفرینی ریشه در فرهنگ اجتماعی افراد دارد.

ویژگی‌های فرهنگ کارآفرینی

درک تغییر و کشف فرصت

کارآفرینان و شرکت‌های کارآفرین، همگام با تغییرات گام برمی‌دارند. آنها می‌کوشند تا فرصت‌های ایجاد شده در جریان این تغییرات را کشف و از آنها بهره‌برداری کنند. اساس بحث اکتشاف و بهره‌برداری از بازار در همین مفهوم قرار دارد.

فرهنگ مشارکت

در شرکت‌های کوچک مبتنی بر کارآفرینی ساختار سازمانی ساده است و سلسله‌مرابی بسیار مختصر و مفید است. در ساختار سلسله‌مراتبی فرهنگ امنیت شغلی در برابر اطاعت رایج است. اما در شرکت‌های کارآفرین ساختار شبکه‌ای جایگزین فرایندهای عمودی می‌شود. به‌ای ترتیب با برداشتن مرزها روایط بیشتر بر مبنای مشارکت و درک متقابل شکل می‌گیرد.

فرهنگ خلاقیت

کارآفرینان افراد خلاقی هستند که ایده‌ها نو تولید می‌کنند و آن را در قالب یک شرکت به سرانجام می‌رسانند. به علاوه در شرکت‌های کارآفرین، کارکنان می‌توانند به جستجوی ناشناخته‌ها بروند و روش‌های جدید را محک بزنند. فرهنگ نوآوری و خلاقیت در تاروپود کارآفرینی وجود دارد.

فرهنگ استقلال‌طلبی و مسئولیت‌پذیری

کارآفرینان افرادی هستند که روحیه استقلال‌طلبی دارند و حاضرند مسئولیت کار و اشتغال خود را برعهده بگیرند. از این مقوله با عنوان روحیه کارآفرینی یاد می‌شود و یکی از جنبه‌های اصلی برای شکار فرصت‌های کارآفرینی است.

سخن پایانی

فرهنگ کارآفرینی بیش از آنکه یک فعالیت اقتصادی باشد، نوعی نگرش و نظام ارزشی است که افراد را به شناسایی فرصت‌ها، خلق ارزش، پذیرش ریسک‌های منطقی و نوآوری مستمر ترغیب می‌کند. هرچه این فرهنگ در جامعه، سازمان‌ها و نظام آموزشی نهادینه‌تر شود، زمینه برای شکل‌گیری کسب‌وکارهای نوآور، توسعه کارآفرینی و افزایش رشد و رفاه اقتصادی فراهم‌تر خواهد شد. ازاین‌رو، تقویت فرهنگ کارآفرینی یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار و پیشرفت جوامع محسوب می‌شود.

منبع: دراکر، پیتر. کتاب کارآفرینی و نوآوری. نیویورک: مک‌گرا هیل.