سیاستگذاری اجتماعی (Social policy) مجموعه روشهایی است که جوامع برای تامین نیازهای انسانی شامل امنیت، آموزش، کار، سلامت و رفاه استفاده میکنند. این شیوه از خطمشیگذاری یکی از مفاهیم اساسی خطمشی عمومی در جامعه نسل پنج است. در این مقاله کوشش بر آن است تا «سیاستگذاری اجتماعی» در بستر سیاستهای بخش عمومی مفهومسازی و تعریف شود.
مبانی نظری سیاستگذاری اجتماعی
خطمشی اجتماعی اولین بار در دهه ۱۹۴۰ توسط ریچارد تیتموس در حوزه مدیریت اجتماعی در بریتانیا مطرح شد. مطالعه تیتموس با عنوان «تقسیم اجتماعی رفاه» به سال ۱۹۵۸ موجب گسترش خطمشی اجتماعی برای جذب تدریجی مدیریت اجتماعی شد.
تیتموس مقاله نویسی بود که کارش به شکست بازار مربوط میشد. ناکافی بودن خدمات اجتماعی انتخابی؛ و برتری جمع گرایی و رویکردهای جهانی. در حالی که برخی از محققان خطمشی اجتماعی را به عنوان یک حوزه عملی بین رشتهای توصیف میکنند، محققانی مانند فیونا ویلیامز و پیت الکوک معتقدند خطمشی اجتماعی یک رشته برای خود است.
از دهه ۱۹۹۰، حقوق بشر و عدالت اجتماعی در عرصه سیاست اجتماعی وارد شد. در گذشته بیشتر بر وجوه اقتصادی و سیاسی حقوق بشر تاکید میشد اما امروز بر حق برخورداری از فرصت برابر برای مشارکت در جامعه صحبت میشود.
اکنون یکی از مهمترین دگرگونیها در ساخت و کارکرد مدیریت دولتی در دوران مدرن را میتوان به نقش و جایگاه دولت در حوزه تدوین سیاستهای اجتماعی دانست. تا جایی که امروزه سیاستگذاری اجتماعی را مسئله محوری مدیریت دولتی نوین میدانند.
تعریف سیاستگذاری اجتماعی
خطمشی اجتماعی طرح یا اقدامی از سوی دولت یا سازمانهای نهادی است که هدف آن بهبود یا اصلاح جامعه است. بهدیگر سخن این مفهوم ناظر بر سیاستهای توزیع منابع، منزلت و قدرت را بین گروهها تعیین میکنند.
در یک معنای دقیقتر «سیاست اجتماعی» را میتوان به مجموعهای از کنشها و سیاستگذاریهایی اطلاق نمود که بر رفاه و زندگی افراد جامعه تأثیر میگذارد. محدوده این کنشها و سیاستگذاریها در ارتباط با خدمات رفاهی عمومی است که از طریق مداخله دولت و نهادهای حکومتی در توزیع و بازتوزیع ثروتهای عمومی به ثمر میرسد. به گفته تی.اچ. مارشال سیاست اجتماعی «سیاست حکومتهایی است که عمل آنها تأثیر مستقیم بر رفاه شهروندان دارد و این تأثیر از طریق ارائه خدمات یا درآمد است.»
این خدمات و حمایتها شامل حمایت از کودک و خانواده، مدرسه و آموزش، نوسازی مسکن و محله، حفظ درآمد و کاهش فقر، حمایت از بیکاری و آموزش، بازنشستگی، مراقبتهای بهداشتی و اجتماعی است. هدف خطمشی اجتماعی شناسایی و یافتن راههایی برای کاهش نابرابری در دسترسی به خدمات و حمایت بین گروههای اجتماعی است که بر اساس وضعیت اجتماعی-اقتصادی، نژاد، قومیت، وضعیت مهاجرت، جنسیت، گرایش جنسی، معلولیت و سن، و بین کشورها تعریف میشوند.
ابعاد سیاستگذاری اجتماعی
سیاست اجتماعی به طور معمول به مسائلی چون تأمین اجتماعی، مسکن، بهداشت و درمان، خدمات اجتماعی شخصی و آموزش و ارائه آن از طرف دولت مربوط میشود. در بعضی از آثار نیز نویسندگان مسائلی چون ایجاد اشتغال و خدمات شغلی، خدمات حقوقی رایگان و برخورد با جرایم را نیز جزئی از سیاست اجتماعی تلقی کردهاند. در کشوری مثل بریتانیا نیز سیاست اجتماعی معادل تقسیم رسمی و اجرایی خدمات دولت به عنوان سنتی غالب در مدیریت اجتماعی است.

ابعاد سیاستگذاری اجتماعی
سیاستگذاری اجتماعی، رشتهای علمی است که شامل جزئیات پیچیدهای دربارۀ طراحی و تحلیل سیاستهای اجتماعی است. سیاستگذاری اجتماعی، هم چنین، مجموعه اقدام هایی است که دولت ها برای مواجهه با مشکلات اجتماعی، به ویژه، در حوزه های بهداشت، آموزش، مسکن، رفاه و تأمین اجتماعی در دستور کار قرار می دهند که نقش تأثیرگذاری در ارتقای مشروعیت سیاسی آنها دارد.
توجه به این نوع سیاست گذاری، به ویژه، در دورانی که جوامع مختلف با انواعی از عدم قطعیتها همراه هستند، اهمیت بیشتری دارد. عدم قطعیت اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی حقیقت دنیای پرآشوب کنونی است. انواعی از مناقشه های نظری و عملی حول این بحث ها وجود دارد. به رغم اینکه در ایران، سیاست های اجتماعی درمعنای عملی آن از چند دهه پیش از جانب دولت ها اعمال است. اما در معنای علمیِ آن بحث جدیدی است و در دانشگاه ها چندان مورد توجه نیست. بههمین دلیل مفاهیم و نظریههای این زمینه، گاه با تداخل ها و نارسایی هایی مطرح شود.
کارکردهای سیاستگذاری اجتماعی
سیاستگذاری اجتماعی به سیاستهای اجتماعی و عمومی از دو منظر نظامهای رفاهی پیشرفته و نظامهای رفاهی کشورهای درحالتوسعه میپردازد و به موقعیتهای مختلف کنشگران سیاست عمومی (دولت، خانواده، بازار و جامعه مدنی) در ارائه رفاه اجتماعی در موقعیتهای مختلف توجه میکند.
رشته سیاستگذاری اجتماعی و عمومی، شامل فهم بینرشتهای گسترده از شرایط، نهادها و مکانیسمهای تغییرات اجتماعی است. این با ترسیم دیدگاهی از انسانشناسی، جرمشناسی، جمعیتشناسی، اقتصاد، علوم سیاسی، جامعهشناسی امکانپذیر است. این رشته بر مهارتهای تحلیلی و مفهومی لازم برای بررسی دقیق مشکلات اجتماعی استوار است. همچنین تحلیل سیاستهای اجتماعی و ارزیابی تأثیرات اجتماعی بسیار مهم است. این بر طیف وسیعی از زمینههای موضوعی مختلف در میان کشورهایی با درآمد بالا، متوسط و پایین تأکید میکند.
همچنین صحبت از کیفیت زندگی نیز در سیاستگذاری اجتماعی مطرح است. این موضوع که افراد باید چگونه زندگی کنند؟ از چه خدماتی بهرهمند شوند؟ میزان بهرهمندی آنها به چه میزان باشد؟ چه منابعی به آنها اختصاص داده شود؟ و بسیاری از سؤالات دیگر در اینباره نیز مربوط به این حوزه است. کیفیت زندگی شاخصهایی دارد که جامعه به واسطه این شاخصها مورد بررسی قرار میگیرد. همچنین سیاستگذاران اجتماعی نیز در تعیین این شاخصها اهمیت دارند. اینکه چه موضوعی جزء این شاخصها باشد و چه موضوعی نباشد در حوزه اختیارات آنها قرار میگیرد.
سخن پایانی
سیاستگذاری اجتماعی به شیوههایی که در سرتاسر جهان برای رفع نیازهای انسانی از قبیل تأمین اجتماعی، آموزش، کار، بهداشت و سلامتی انجام میشود، گفته میشود. همچنین نشان میدهد که چگونه دولتها و جوامع در برابر چالشهای اجتماعی مانند تغییرات جمعیتی و اقتصادی، فقر، مهاجرت و جهانیشدن واکنش نشان میدهند. خطمشی اجتماعی نقشهای مختلفی را تجزیهوتحلیل میکند: نقش دولتهای ملی، نقش خانواده، نقش جامعه مدنی، نقش بازار و نقش سازمانهای بینالمللی که به ارائه خدمات و حمایتهایی در سراسر زندگی فرد میپردازد. این خدمات و حمایتها شامل: پشتیبانی از کودکان و خانوادهها، حمایت حفظ سطح درآمد و کاهش فقر، حمایتهای زمان بیکاری و کارآموزی، خدمات آموزش، خدمات مسکن، مستمریهای بازنشستگی و مراقب اجتماعی است. هدف پایانی، شناخت راهکارهای کاهش نابرابری در دسترسی به خدمات و حمایت از گروههای اجتماعی با وضعیتهای اجتماعی و اقتصادی مختلف در میان کشورها است.
Titmuss, R. M. The Social Division of Welfare. In Essays on the Welfare State. London: George Allen & Unwin.