کریس آرجریس (Chris Argyris) از برجستهترین نظریهپردازان رفتار سازمانی، یادگیری سازمانی و مدیریت توسعه در سده بیستم بود. او با ارائه نظریههای یادگیری دوحلقهای، بلوغ شخصیت و نظریه عمل، تاثیر عمیقی بر درک مدیران از یادگیری، تغییر و توسعه سازمانها گذاشت. بسیاری از مفاهیم امروزی سازمان یادگیرنده، رهبری تحولآفرین و توسعه منابع انسانی ریشه در اندیشههای آرجریس دارند.
آشنایی با کریس آرجریس
کریس آرجریس (۱۹۲۳–۲۰۱۳) در نیوجرسی آمریکا زاده شد و تحصیلات خود را در رشته روانشناسی و رفتار انسانی دنبال کرد. پس از پایان خدمت نظامی در جنگ جهانی دوم، وارد دانشگاه کلارک شد و سپس تحصیلات تکمیلی خود را در رشته روانشناسی و رفتار سازمانی ادامه داد.
آرجریس بخش مهمی از زندگی علمی خود را در دانشگاه ییل و سپس مدرسه کسبوکار هاروارد سپری کرد. او در طول چند دهه فعالیت علمی، به یکی از تاثیرگذارترین پژوهشگران حوزه رفتار سازمانی تبدیل شد و آثارش بر مدیریت، آموزش، مشاوره سازمانی و توسعه رهبری اثر گستردهای گذاشت.
برخلاف بسیاری از نظریهپردازان مدیریت که بر ساختارها و فرایندها تمرکز داشتند، آرجریس توجه خود را بر یادگیری انسانها، رشد فردی و نحوه مواجهه سازمانها با تغییر معطوف کرد. او معتقد بود بسیاری از سازمانها ناخواسته شرایطی ایجاد میکنند که مانع یادگیری واقعی کارکنان میشود.
مهمترین آثار آرجریس
کتاب شخصیت و سازمان (Personality and Organization) به سال ۱۹۵۷ نخستین اثر مهم آرجریس است. او در این کتاب نشان داد بسیاری از ساختارهای سنتی سازمانی با نیازهای رشد و بلوغ انسان ناسازگار هستند.
کتاب شایستگی بینفردی و اثربخشی سازمانی (Interpersonal Competence and Organizational Effectiveness) به سال ۱۹۶۲ نگارش شد. در این کتاب نقش ارتباطات انسانی، اعتماد و تعاملات بینفردی در موفقیت سازمانها بررسی شده است.
کتاب نظریه در عمل (Theory in Practice) به سال ۱۹۷۴ منتشر گردید. اثر مهمی که با همکاری دونالد شون منتشر شد و مفهوم مشهور نظریه ابرازشده و نظریه مورد عمل را معرفی کرد.
کتاب یادگیری سازمانی (Organizational Learning) به سال ۱۹۷۸ از مهمترین آثار تاریخ مدیریت که مبانی یادگیری سازمانی را تبیین کرد و بعدها الهامبخش بسیاری از نظریههای سازمان یادگیرنده شد.
در پایان دانش برای عمل (Knowledge for Action) به سال ۱۹۹۳ جمعبندی بخش مهمی از اندیشههای آرجریس درباره یادگیری، تغییر و توسعه سازمانی است.
دستاوردهای علمی آرجریس
مهمترین سهم آرجریس در مدیریت، توضیح چگونگی یادگیری افراد و سازمانها بود. او نشان داد که بسیاری از سازمانها تنها خطاها را اصلاح میکنند، اما به ندرت فرضیات و باورهای بنیادی خود را مورد بازنگری قرار میدهند.
آرجریس مفهوم «یادگیری تکحلقهای» را برای توصیف اصلاح خطاها در چارچوب قواعد موجود مطرح کرد و در مقابل، «یادگیری دوحلقهای» را معرفی نمود که در آن افراد و سازمانها خود قواعد، ارزشها و فرضیات زیربنایی را نیز مورد پرسش قرار میدهند. این ایده بعدها به یکی از بنیادیترین مفاهیم مدیریت دانش و یادگیری سازمانی تبدیل شد.
او همچنین نظریه بلوغ شخصیت را مطرح کرد و استدلال نمود که انسانها به طور طبیعی در مسیر رشد، استقلال، مسئولیتپذیری و خودکنترلی حرکت میکنند، در حالی که بسیاری از سازمانهای سنتی این فرایند را محدود میسازند.
یکی دیگر از مفاهیم مشهور آرجریس تمایز میان «نظریه ابرازشده» و «نظریه مورد عمل» بود. او نشان داد افراد اغلب چیزی را بیان میکنند که معتقدند انجام میدهند، اما رفتار واقعی آنان ممکن است کاملاً متفاوت باشد.
سخن پایانی
کریس آرجریس را میتوان معمار یادگیری سازمانی نوین دانست. او توجه مدیران را از کنترل و نظارت صرف به سوی یادگیری، رشد انسانی و تحول پایدار سازمانی معطوف کرد. بسیاری از مفاهیمی که امروزه در حوزه سازمان یادگیرنده، مدیریت دانش، توسعه رهبری و تغییر سازمانی مطرح میشوند، مستقیم یا غیرمستقیم از اندیشههای او سرچشمه گرفتهاند. از این رو آرجریس در کنار متفکرانی همچون پیتر دراکر، هربرت سایمون، هنری مینتزبرگ و پیتر سنگه در شمار تاثیرگذارترین اندیشمندان مدیریت معاصر قرار میگیرد.