همرقابتی (Coopetition) استراتژی کسبوکاری است که در آن شرکتها بهطور همزمان در برخی حوزهها همکاری و در حوزههای دیگر رقابت میکنند. اهمیت این رویکرد از وابستگی متقابل شرکتها، گسترش اکوسیستمهای کسبوکار و پیچیدگی محیط رقابتی در دنیای پرآشوب ناشی میشود. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله، مفهوم همرقابتی، منطق شکلگیری و کاربرد آن در کسبوکار و عصر دیجیتال بررسی میشود.
تعریف همرقابتی
همرقابتی واژهای ترکیبی برگرفته از دو مفهوم Cooperation به معنای همکاری و Competition به معنای رقابت است. این مفهوم به رابطهای اشاره دارد که در آن دو یا چند شرکت ضمن رقابت در بازار، در زمینههایی که منافع مشترک دارند با یکدیگر همکاری میکنند.
در رویکرد سنتی، همکاری و رقابت دو وضعیت متضاد تلقی میشدند. شرکت یا با سازمان دیگری همکاری میکرد یا آن را رقیب خود میدانست. منطق همرقابتی این دوگانگی را کنار میگذارد و میپذیرد که یک شرکت میتواند همزمان شریک و رقیب شرکت دیگری باشد.
برای نمونه، دو تولیدکننده رقیب ممکن است برای کاهش هزینههای تولید، تحقیقوتوسعه، ایجاد زیرساخت یا توسعه فناوری مشترک با یکدیگر همکاری کنند، اما هنگام عرضه محصول، قیمتگذاری و جذب مشتری همچنان رقیب باقی بمانند. در چنین شرایطی همکاری برای خلق ارزش بیشتر و رقابت برای تصاحب سهمی از ارزش خلقشده صورت میگیرد.
مرگ رقابت در اکوسیستم کسبوکار
جیمز مور (James Moore) با طرح مفهوم اکوسیستم کسبوکار، نگاه سنتی به رقابت میان شرکتهای مستقل را به چالش کشید. در این دیدگاه، شرکت تنها در برابر تعدادی رقیب قرار ندارد، بلکه عضوی از شبکهای شامل مشتریان، تأمینکنندگان، شرکا، رقبا و دیگر بازیگران است.
مفهوم «مرگ رقابت» در این چارچوب به معنای پایان رقابت نیست. منظور آن است که رقابت دیگر صرفاً نبرد مستقیم دو شرکت برای حذف یکدیگر نیست. موفقیت شرکت به سلامت، رشد و توانایی اکوسیستمی وابسته است که در آن فعالیت میکند.
در چنین فضایی حتی رقبای مستقیم ممکن است برای توسعه فناوری، ایجاد استانداردهای صنعتی، توسعه زیرساخت یا گسترش کل بازار با یکدیگر همکاری کنند. بنابراین مرز میان شریک و رقیب نسبت به گذشته سیالتر شده است و منطق همرقابتی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
پیدایش همرقابتی (رقابت و همکاری)
منطق این رویکرد بر پیوند استراتژی بازاریابی رقابت و همکاری استوار است:
در رویکرد رقابتی هر شرکت میکوشد جایگاه خود را در برابر رقبا تقویت کند و سهم بیشتری از بازار و سود موجود به دست آورد. این رویکرد میتواند انگیزه نوآوری، بهرهوری و کوشش برای برتری را افزایش دهد، اما رقابت شدید گاهی موجب اتلاف منابع و کاهش منافع همه بازیگران میشود.
در رویکرد همکاری شرکتها منابع و قابلیتهای خود را برای دستیابی به منافع مشترک ترکیب میکنند. همکاری میتواند هزینهها و ریسکها را کاهش دهد و دسترسی به منابع مکمل را امکانپذیر سازد. بااینحال، همکاری بیش از اندازه نیز ممکن است استقلال شرکت را کاهش دهد یا زمینه انتقال ناخواسته دانش و ایجاد رفتار فرصتطلبانه را فراهم کند.
همرقابتی کوششی برای بهرهگیری همزمان از مزایای این دو رویکرد است. شرکتها در حوزههایی که همکاری موجب خلق ارزش بیشتر میشود شریک هستند و در حوزههایی که منافع آنها از یکدیگر جدا میشود رقابت میکنند. به این ترتیب مرز همکاری و رقابت براساس منافع استراتژیک تعیین میشود.
سطوح همرقابتی
پدیده همرقابتی میتواند در سطح میانسازمانی و درونسازمانی رخ دهد:
همرقابتی میانسازمانی زمانی شکل میگیرد که شرکتهای رقیب در زمینههایی مانند تحقیقوتوسعه، فناوری، تولید، زنجیره تأمین یا ایجاد زیرساخت مشترک همکاری کنند، در حالی که در بازار محصول همچنان با یکدیگر رقابت دارند.
همرقابتی درونسازمانی میان واحدها، تیمها یا بخشهای مختلف یک سازمان رخ میدهد. برای نمونه، دو واحد ممکن است برای دریافت بودجه و منابع با یکدیگر رقابت کنند اما همزمان برای توسعه یک محصول جدید، انتقال دانش یا تحقق اهداف کلان سازمان همکاری داشته باشند.
در هر دو سطح، مسئله اصلی ایجاد تعادل میان اشتراک منابع و دانش از یک سو و حفاظت از منافع و قابلیتهای اختصاصی از سوی دیگر است. شرکتها باید تشخیص دهند در چه حوزههایی همکاری منافع متقابل ایجاد میکند و در چه حوزههایی حفظ استقلال و رقابت ضروری است.
مزایای همرقابتی
همکاری هدفمند میان رقبا میتواند منافع متعددی برای شرکتها ایجاد کند، از جمله:
- کاهش هزینههای تحقیق، توسعه و تولید
- تقسیم ریسک سرمایهگذاریهای بزرگ
- دسترسی به منابع و قابلیتهای مکمل
- افزایش سرعت توسعه و عرضه محصول
- انتقال و خلق دانش
- توسعه فناوریها و استانداردهای مشترک
- گسترش اندازه بازار و ایجاد تقاضای جدید
- تقویت همآفرینی ارزش
البته تحقق این مزایا به مدیریت صحیح رابطه بستگی دارد. همکاری با رقیب میتواند خطرهایی مانند افشای دانش راهبردی، رفتار فرصتطلبانه، وابستگی بیش از اندازه یا تقویت توان رقابتی طرف مقابل را نیز به همراه داشته باشد. بنابراین تعیین مرزهای همکاری از الزامات اساسی این استراتژی است.
همرقابتی در عصر دیجیتال
با گسترش تحول دیجیتال، همرقابتی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. بسیاری از محصولات و خدمات دیجیتال دیگر توسط یک شرکت بهتنهایی خلق نمیشوند، بلکه حاصل تعامل مجموعهای از بازیگران در یک اکوسیستم هستند.
شرکتها برای طراحی و عرضه خدمات دیجیتال ممکن است به ارائهدهندگان فناوری، توسعهدهندگان نرمافزار، تأمینکنندگان داده و صاحبان پلتفرم دیجیتال وابسته باشند. برخی از همین شرکا ممکن است در بخش دیگری از بازار رقیب مستقیم شرکت باشند.
در چنین محیطی همآفرینی ارزش از مرزهای سازمان فراتر میرود. شرکتها با ترکیب قابلیتهای خود ارزش جدیدی برای مشتری ایجاد میکنند، اما همزمان برای جذب مشتری، کنترل دادهها، توسعه بازار و کسب سهم بیشتری از ارزش ایجادشده با یکدیگر رقابت دارند.
بنابراین همرقابتی در اقتصاد دیجیتال دیگر یک وضعیت استثنایی نیست و در بسیاری از اکوسیستمها به بخشی از منطق عادی رقابت تبدیل شده است.
سخن پایانی
همرقابتی رویکردی استراتژیک برای مدیریت همزمان همکاری و رقابت میان شرکتهاست. در این رویکرد، رقبا در حوزههایی که منافع مشترک دارند برای خلق ارزش، کاهش هزینه، تقسیم ریسک یا توسعه بازار همکاری میکنند و در حوزههای دیگر همچنان برای کسب سهم بیشتری از ارزش با یکدیگر رقابت دارند. گسترش اکوسیستمهای کسبوکار، تحول دیجیتال و وابستگی فزاینده شرکتها به منابع و قابلیتهای مکمل، اهمیت این استراتژی را افزایش داده است. بااینحال، موفقیت در همرقابتی مستلزم تعیین دقیق مرزهای همکاری، حفاظت از دانش راهبردی و ایجاد توازن میان منافع مشترک و مزیت رقابتی اختصاصی شرکت است.
References
Daft, R. L. (2007). Organization theory and design. Cengage Learning.
Moore, J. F. (1993). Predators and prey: A new ecology of competition. Harvard Business Review, 71(3), 75–86.
Moore, J.F. (1996). The death of competition: Leadership and strategy in the age of business ecosystems. HarperBusiness: New York, NY.