گروه فکری (Groupthink) پدیدهای است که در آن اعضای یک گروه تصمیمگیر، بهدلیل فشار برای همرأیی و انسجام ظاهری، از ارزیابی انتقادی گزینهها و طرح دیدگاههای متفاوت خودداری میکنند. این مفهوم در پژوهشهای مدیریت و رفتار سازمانی جایگاه مهمی دارد، زیرا میتواند کیفیت تصمیمگیریهای راهبردی، مدیریت ریسک و یادگیری سازمانی را بهطور معناداری تحت تأثیر قرار دهد. در این مقاله، مفهوم گروه فکری، نشانهها و پیامدهای آن در سازمانها، عوامل زمینهساز شکلگیری و راهکارهای کاهش اثرات منفی آن در فرایند تصمیمگیری مدیریتی بررسی میشود.
تعریف گروه فکری
گروه فکری پدیدهای روانشناسی است که وقتی رخ میدهد که کوشش افراد یک گروه برای حفظ هارمونی گروه و همنوایی با سایر اعضاء منجر به اخذ تصمیماتی ناصحیح و غیرمنطقی شود. گروه فکری یک آفت همیشگی تصمیمگیری جمعی مانند گروه کانونی است. روشهایی مانند گروهی مانند طوفان مغزی، گروه اسمی و تکنیک دلفی برای حل مشکلات این پدیده مخرب ابداع شدهاند.
در واقع گروه فکری از انحراف در کارایی ذهنی، آزمون واقعیت و قضاوت اخلاقی حکایت میکند که ناشی از فشار درون گروهی است. بر خلاف افراد مورد آزمایش در آزمونهای تاثیر فضار اجتماعی که نسبت به یکدیگر بیگانه بودند، اعضای گروه هایی که قربانی گروه اندیشی میشوند با یکدیگر دوست بوده و کاملا متحد و منسجم میباشند.
گروه فکری یک نحوه تفکر است که در آن، اعضای گروه تحت فشار گروهی، آن چنان توافق جو میشوند که ازارزیابیهای واقع بینانه باز میمانند و به یک راه حل، که مورد نظر گروه است، دل میبندند و آن را باور میکنند. درچنین حالتی، فرد در میان جمع، هم چون یک بره بدون هیچ گونه ارادهای از خود، همان چیزی را تکرار میکندکه گروه میخواهد و همان طور میاندیشد که گروه میخواهد.
گروه فکری و رفتار گروهی سازمان
اساسا گروه فکری ناشی از فشارهایی ایجاد میشودکه گروه به اعضای خود وارد میکند و آنان را اجبارا به سمت یک توافق پیش میبرد. در این حالت، فرد باورگروهی یافته و به خود میقبولاند که آنچه گروه میگویدهمان مورد نظراوست.
در سطح سازمانی، گروه فکری میتواند رفتار سازمانی گروهی را بهصورت نظاممند دچار سوگیری کند. بهگونهای که تصمیمها ظاهراً سریع، هماهنگ و قاطع به نظر میرسند، اما از نظر محتوایی فاقد عمق تحلیلی و سنجش ریسک هستند. چنین رفتاری بهویژه در تیمهای مدیریتی، کمیتههای راهبردی و هیئتهای تصمیمگیر که با مسائل پیچیده و عدمقطعیت بالا مواجهاند، پیامدهای نامطلوبی مانند تکرار خطاهای گذشته، نادیدهگرفتن سناریوهای بدیل و کاهش یادگیری سازمانی را به همراه دارد.
هرگاه افراد در جلسه این جمله راتکرار کردند: «در تایید فرمایش آقای رئیس…» نشانه آن است که گروه دچار بیماری گروه فکری شده است. در این گونه گروه ها، اطاعت از گروه و گردن نهادن به آن ارزش وسرپیچی از گروه نیز ضد ارزش است.
وکیل مدافع شیطان
وکیل مدافع شیطان (Devil’s advocate) در صحبت عامیانه کسی است که استدلال خاصی را ارائه میکند و مواضعی میگیرد که لزوماً با هنجار پذیرفته شده مطابقت نمی کند. فرد با چنین موضع گیری، سعی میکند دیگران را در روند بحث استدلالی درگیر کند. مقصود از چنین روندی آزمودن کیفیت استدلال اصلی و تشخیص ضعفهای ساختاری آن و استفاده از آن اطلاعات به منظور بهبود یا رد کردن موضع اصلی مخالف است.
برای بسیاری از ما، اصطلاح وکیل مدافع شیطان معمولاً فیلم وکیل مدافع شیطان (با بازی بهیادماندنی آل پاچینو) را تداعی میکند. اما در فضای مدیریت و کسبوکار، وکیل مدافع شیطان یک تکنیک در تصمیمگیری گروهی است که موجب بهبود کیفیت تصمیمگیری میشود.
وکیل مدافع شیطان به کسی گفته میشود که وظیفه دارد در جلسه به مخالفت با ایدههای مطرح شده بپردازد و مراقب باشد جریان کلی اندیشیدن در گروه، به سرعت روی یک ایده متمرکز نشود.
این کار در واقع برای جلوگیری از پدیدهی گروه اندیشی است و باعث میشود که گروه، ناگهان عاشقِ ایدهی خود نشده یا به سرعت، در برابر افکار و ایدههای مدیران و اشخاص مقتدرتر جلسه تسلیم نشود. کلیسای کاتولیک به مدت ۴ قرن است که از این روش برای محک زدن جنبههای گوناگون تصمیمات استفاده میکنند. استفاده از وکیل مدافع شیطان باعث جلوگیری از پدیده گروه فکری یا قطبی شدن نظرات میشود.
نشانههای گروه فکری
پژوهشگران برای گروه فکری، نشانه هایی ذکر کرده اند که به وسیله آنها میتوان به وجود بیماری گروه فکری در گروه پی برد. مهم ترین نشانهها و عوارض ناشی از گروه فکری عبارتند از:
- توهم آسیب ناپذیری
- گریز از نقد منطقی
- یک سو نگری و تعصب گروهی
- قالب سازی
- اعمال فشار بر اعضا
- چشم پوشی از لغزشهای گروه
- اتفاق آراء و توافق جمعی بی منطق
- نادیده گرفتن اطلاعات مخالف
به بیان ساده هنگامی که آدمها به طور عمیق گرفتار گروه منسجمی شوند و اعضای گروه برای به دست آوردن وحدت نظر بکوشند، پدیده گروه فکری پدید میآید. در این شرایط گروه انگیزه ارزیابی واقعی گزینههای گوناگون را از دست میدهد.
سخن پایانی
سخن پایانی
مدیر میتواند در گروههای تصمیمگیری، اعضا را به ارزیابی دقیق دیدگاهها و نگرش نقادانه تشویق کند. او باید فضای اطمینان و آزادی برای بیان نظرهای مخالف فراهم کند. و این اطمینان را به اعضا بدهد که مخالفت، پیامد منفی ندارد. هنگام واگذاری تصمیمگیری به گروه، مدیر لازم است آزادی عمل نسبی ایجاد کند و انتظارات خود را از پیش بر گروه تحمیل نکند. پس از دستیابی گروه به یک گزینه مشخص، مدیر میتواند تصمیم نهایی را به زمان دیگری موکول کند. در این فاصله، از اعضا خواسته میشود اگر تردید، مخالفت یا ضعفی در تصمیم میبینند، دوباره بیندیشند و نظر خود را بیان کنند.
منبع: جغتاپور، پیروز. مسائل گروهی سازمان. تهران: سازمان مدیریت صنعتی.
