تاکسونومی در پژوهش‌های کیفی

تاکسونومی (Taxonomy) شیوه‌ای نظام‌مند برای طبقه‌بندی و سامان‌دهی مفاهیم، مقوله‌ها و سازه‌ها بر پایه شباهت‌ها و تمایزهای معنادار است. این فن در پژوهش مدیریت اهمیت دارد زیرا به پژوهشگر کمک می‌کند داده‌های کیفی یا مفاهیم نظری را به صورت ساختاریافته تنظیم کرده و چارچوبی روشن برای تحلیل و نظریه‌پردازی فراهم آورد. در این نوشتار، مفهوم تاکسونومی، مراحل تدوین آن و کاربرد آن در تحلیل مفهومی و سامان‌دهی یافته‌های پژوهشی بررسی خواهد شد.

تعریف و تاریخچه تاکسونومی

تاکسونومی یا آرایه‌شناسی شیوه‌ای نظام‌مند برای طبقه‌بندی پدیده‌ها، مفاهیم یا واحدهای مورد مطالعه بر پایه شباهت‌ها و تفاوت‌های معنادار است. این مفهوم نخست در علوم زیستی برای سامان‌دهی موجودات در قالب ساختارهای سلسله‌مراتبی به کار رفت و سپس به علوم اجتماعی و مدیریت راه یافت. در این رویکرد، عناصر یک مجموعه بر اساس شاخص‌های مشخص به گروه‌های همگن تقسیم و در صورت نیاز رتبه‌بندی می‌شوند.

گونه عددی تاکسونومی که ریشه آن به آدانسون در قرن هجدهم بازمی‌گردد، در نیمه قرن بیستم توسط ریاضی‌دانان اروپای شرقی توسعه یافت و بعدها توسط زیگنانت هلویک برای مقایسه سطح توسعه کشورها به کار گرفته شد. امروزه این روش در برنامه‌ریزی منطقه‌ای، اولویت‌بندی فعالیت‌های اقتصادی و تحلیل‌های مقایسه‌ای کاربرد گسترده دارد و بیشتر به عنوان فن طبقه‌بندی و رتبه‌بندی شناخته می‌شود تا یک راهبرد مستقل پژوهش.

محدودیت‌های روش تاکسونومی

از جمله محدودیت‌های روش تحقیق تاکسونومی عددی این است که در این روش نوع اطلاعاتی که باید تعیین گردند وابستگی بسیار زیادی به هدف انجام مطالعه دارند و ضمن اینکه تعداد این اطلاعات نیز تاثیر بسزایی بر کیفیت درجه بندی می‌گذارد، به گونه‌ای که هر چه تعداد این اطلاعات بیشتر باشد و یا اینکه هر چند موضوع این اطلاعات بیشتر توجیه کننده هدف باشد، درجه بندی دقیق تر و عادلانه تر خواهد بود.

از طرفی دیگر روش تحلیل تاکسونومی عددی به تمامی شاخص‌ها با اهمیت یکسان می‌نگرد. این روش فاقد وزن دهی به شاخص‌ها در درون مدل است. چنانچه تمایل داشته باشیم تا به برخی از شاخص‌ها وزن و اهمیت بیشتری داده شود درآن صورت داده‌های مربوط به آن شاخص را باید با وزن بیشتر و از ابتدای کار وارد مدل کنیم.

روش اجرایی آنالیز تاکسونومی عددی

تکنیک مورد بحث دارای چندین مرحله عملیاتی است و ازآن جائیکه در عمل کمتر با فضای یک بعدی سر و کار داریم یعنی کمتر اتفاق می‌افتد که طبقه بندی را بر اساس یک شاخص و یا خصوصیت واحد انجام دهیم، به ارائه فضای تاکسونومیک چند بعدی می‌پردازیم.

در ابتدای کار فرض می‌کنیم قرار است که تعداد  n فعالیت مختلف را  بر اساس m شاخص مورد نظر و معرفی شده، طبقه بندی و درجه بندی کنیم:

مثلاً چهار شهر  را از نظر میزان برخورداری یا محرومیت از شاخص‌های آموزشی، بهداشتی، اقتصادی،… رتبه بندی می‌کنیم که کدام یک برخوردارتر و کدام یک محروم ترند؟

مرحله اول: تشکیل ماتریس داده‌ها

در مرحله اول روش تحقیق تاکسونومی ماتریسی را برای هر کدام از فعالیت‌ها با توجه به شاخص‌های مورد بررسی طراحی نموده به گونه‌ای که ابعاد ماتریس n.m بوده یعنی این ماتریس به تعداد فعالیت‌های مورد بررسی سطر و به تعداد شاخص ها(m )، ستون داشته باشد. به عنوان نمونه عنصر Xn.m   در این ماتریس بیانگر شاخص m ام از فعالیت n ام می‌باشد. بنابراین مشاهده می‌گردد که هر سطر این ماتریس مربوط به یک فعالیت مجزا و هر ستون نیز مربوط به یک شاخص خاص می‌باشد. از آن جا که هر کدام از این شاخص‌ها می‌توانند دارای واحدها و مقیاس‌های متفاوت از یکدیگر باشند، لذا در راستای حذف دخالت مقیاس‌های متفاوت بر نتایج کار از داخل مدل، وارد مرحله دوم روش تحلیل آنالیز تاکسونومی عددی می‌شویم.

مرحله دوم: تشکیل ماتریس استاندارد

در مرحله دوم روش تحقیق تاکسونومی با توجه به آن که شاخص‌ها با واحد‌های مختلف سنجیده می‌شوند، لذا جهت حذف اثر این واحد‌ها و جایگزینی مقیاس واحد و همین طور حذف اثر مبداء، ابتدا میانگین و انحراف معیار ستون‌ها (شاخص ها) را به دست آورده و سپس کمیت استاندارد  Zij را محاسبه می‌کنیم: در گام اول میانگین ستون‌ها را بدست می‌آوریم .

در گام بعدی انحراف معیار برای هر ستون از ماتریس Xij را بدست می‌آوریم .گام سوم آن است که عضو‌های استاندارد شده ماتریس Xij جهت همسان سازی اطلاعات ساخته شده، در قالب ماتریس جدیدی  به نام ماتریس استاندارد را تشکیل دهیم که از طریق فرمول زیر قابل محاسبه می‌باشد : ماتریس Z نیز دارای ابعاد n. m می‌باشد. و یک ماتریس استاندارد است .چون با تغییر متغیر، مقیاس‌های مختلف شاخص‌ها به مقیاس واحد تبدیل شده است.روشن است که از لحاظ آماری میانگین هر ستون ماتریس استاندارد شده Z    برابر صفر و انحراف معیار آن مساوی یک است.

با داشتن ماتریس استاندارد Z  ، قدم بعدی بدست آوردن میزان اختلاف و یا فاصله دو نقطه از نقطه دیگر ( ۱ و ۲ و ۳ و … و n ) برای هر کدام از m متغییر یا شاخص می‌باشد که حاصل آن تشکیل ماتریس فواصل می‌باشد. ( منظور از نقطه همان فعالیت مورد بررسی، در مطالعه مورد نظر می‌باشد ) .

مرحله سوم: تشکیل ماتریس فواصل

در مرحله سوم روش تحقیق تاکسونومی با توجه به اعداد استاندارد شده در ماتریس استانداردZ، فواصل مرکب را بین فعالیت‌های مختلف n گانه، برای شاخص‌های m گانه به صورت زیر به دست می‌آوریم.

در صورتی که فاصله فعالیت‌ها را دو به دو به دست آوریم ،در آن صورت ماتریس فواصل مرکب به دست می‌آید.

چون ماتریس فواصل یک ماتریس قرینه می‌باشد، می‌توان نتیجه گرفت این ماتریس متقارن بوده و قطر آن مساوی صفر است.ضمن اینکه ماتریسی مربع و با ابعاد n.n می‌باشد.عضوهای این ماتریس فاصله ترکیبی هر فعالیت را از فعالیت دیگر نشان می‌دهند و در هر سطر این ماتریس کمترین مقدار نشان دهنده کوتاه ترین فاصله بین آن فعالیت، با سایر فعالیت‌ها و یا بیشترین نزدیکی می‌باشد.

مرحله چهارم: تعیین کوتاه ترین فواصل

در مرحله چهارم روش تحقیق تاکسونومی هر عنصر ماتریس C نشان دهنده فاصله بین هر دو فعالیت در شاخص مورد نظر است. در این ماتریس در هر سطر کوتاه ترین فاصله بین دو فعالیت را مشخص کرده و در ستون جداگانه‌ای (مثلا ستون d ) می‌نویسیم.سپس، میانگین و انحراف معیار کوچکترین فواصل هر سطر یعنی همان ستون dرا محاسبه می‌کنیم.  حال برای آنکه فعالیت‌های همگن را مشخص نمائیم، فواصل حد بالا (d +) و حد پائین (d -) را طبق رابطه، محاسبه می‌کنیم:

d(+) = d + 2Sd

در این مرحله فعالیت هایی که حداقل فواصل آن‌ها مابین دو حد بالا و پائین باشد، همگن بوده و در یک گروه قرار می‌گیرند. چنانچه حداقل اختلاف بین دو فعالیت بیشتر از حد بالا و یا کمتر از حد پائین باشد، در این صورت فعالیت‌های فوق به دلیل غیر همگنی باید حذف گردند.

مرحله پنجم: رتبه بندی فعالیت‌های همگن از لحاظ معیارهای مورد بررسی

اگر در در مرحله پنجم روش تحقیق تاکسونومی تمام فعالیت‌ها در یک گروه همگن قرار نگیرند، در این صورت ماتریس داده‌ها را برای فعالیت‌های همگن تشکیل می‌دهیم، سپس استاندارد نموده و در ماتریس شاخص‌های استاندارد شده، برای تک تک شاخص ها، مورد ایده آل را در نظر گرفته و پس ازیافتن مقادیر ایده آل برای تک تک فعالیت‌ها، “برخورداری مطلوب” برای هر فعالیت را محاسبه می‌کنیم.

انتخاب مقدار ایده آل بستگی به نوع شاخص‌های مورد بررسی دارد به نحوی که چنانچه جهت شاخص‌های انتخاب شده مثبت باشد یعنی اگر مقدار شاخص هر چه بیشتر باشد، برخورداری بیشتر را نشان دهد، بزرگترین عدد هر ستون را به عنوان ایده آل در نظر می‌گیریم و چنانچه جهت شاخص منفی باشد، عدد بزرگتر نشانه عدم برخورداری است، لذا کوچکترین مقدار را به عنوان مقدار ایده آل انتخاب می‌کنیم.

مرحله ششم: محاسبه درجه برخورداری فعالیت‌های همگن

در در مرحله ششم روش تحقیق تاکسونومی شاخص تلفیقی به نام «درجه برخورداری» معرفی می‌گردد. این شاخص باید دامنه محدودی داشته باشد و بین مقادیر صفر و یک قرار می‌گیرد. هرچقدر fi به صفر نزدیکتر باشد، فعالیت مورد نظر برخوردارتر و هر قدربه یک نزدیکتر باشد، نشان دهنده عدم برخورداری فعالیت مربوطه می‌باشد. با توجه به این درجه برخورداری می‌توان فعالیت‌ها را با توجه به شاخص‌های مورد بررسی رتبه بندی و اولویت بندی نمود.

سخن پایانی

تاکسونومی بیش از آنکه یک روش پژوهش مستقل باشد، ابزاری تحلیلی برای نظم‌بخشی به دانش است. در مطالعات مدیریتی، زمانی که پژوهشگر با مجموعه‌ای از مفاهیم پراکنده، شاخص‌ها یا یافته‌های کیفی روبه‌روست، طبقه‌بندی نظام‌مند می‌تواند به شفافیت نظری و انسجام تحلیلی کمک کند. ارزش این فن در آن است که مسیر حرکت از داده‌های خام به ساختار مفهومی منسجم را هموار می‌سازد و زمینه را برای مدل‌سازی و توسعه چارچوب‌های نظری فراهم می‌کند.

منبع: روش تحقیق تاکسونومی و تکنیک به کارگیری آن نوشته غفور شیخی