کدگذاری نظری (Theoretical coding) فرایندی در نظریه داده بنیاد است که طی آن روابط میان مقولههای اصلی شناسایی و در قالب یک ساختار تبیینی منسجم صورتبندی میشود. این مرحله پیوند مفهومی میان سازهها را برقرار کرده و گذار از توصیف به تبیین نظری را ممکن میسازد. در این مقاله مفهوم کدگذاری نظری، جایگاه آن در فرایند نظریهپردازی، تفاوت آن با کدگذاری محوری و نقش آن در انسجام مدل پارادایمی بررسی خواهد شد.
تعریف کدگذاری نظری
کدگذاری نظری شیوهای از شناخت کدهای متن در گراندد تئوری است که براساس رهیافت پدیدارشونده گلیزر استوار است. گلیز در میان شیوههای گوناگون کدگذاری در تحقیق کیفی بر این روش تمرکز و تاکید دارد.
بهطور مشخص در کدگذاری نظری کوشش بر آن است تا کدها و مقولههای فرعی براساس پدیده محوری شناسایی و تدوین شوند. در اینجا روابط میان کدهای باز با در نظر گرفتن پدیده اصلی تعیین میشود تا انسجام و یکپارچگی نظریه پایانی حفظ شود.
اساس کدگذاری در پژوهش کیفی یکسان است و ریشه در هرمنوتیک و تحلیل مضمون دارد اما نگاه پژوهشگر به موضوع در شناخت کدها بسیار بااهمیت است. از دیدگاه گلیزر برای نظریهپردازی باید به ارتباط کدها به مقوله اصلی توجه بیشتری شود.
فرایند کدگذاری نظری
هنگامی که کدها و یادنوشتها (Memos) انباشه شدند باید روابط میان آنها شناسایی شود. یادنوشتهای نظری مستندی از ایدههای پژوهشگر پیرامون کدهای در حال تکامل و روابط آنهاست. در نظریهپردازی دادهبنیاد، پژوهشگران با نظریهپردازی پیرامون دادههای گردآوری شده میدانی، یادنوشتهای نظری را ایجاد میکنند. به دیگر سخن، آنها دادهها را به حسابهای نظری تبدیل میکنند.
فرایند شناخت روابط کدها همان کدگذاری نظری نام دارد. در این فرایند پژوهشگر با ایجاد فرضیههایی روابط میان کدهای باز را شناسایی میکند تا کدهای واقعی به شکل یک نظریه یکپارچه درآیند. دقت کنید منظور گلیزر از کدهای واقعی همان کدهای باز است. کدهای نظری بوسیله بههم بافتن مفاهیم شکستهشده به صورت فرضیهها، نظریه را یکپارچه میکنند.
پکارچهسازی مفاهیم، فعالیتی انظعافپذیر است که تصاویر کلی و چشماندازهایی نو ارائه میدهد. اگرچه کدهای نظری انعطافپذیر هستند با این وجود هنوز باید پایه و اساس آنها در داده باشد. این کدها نمیتوانند انتزاعات صرف باشند و از داده جدا تلقی شوند.
حساسیت نظری و کدگذاری نظری
حساسیت نظری به توانایی پژوهشگر در تشخیص مفاهیم ظریف، درک روابط پنهان میان مقولهها و دیدن الگوهای تبیینی در دادهها اشاره دارد. این ویژگی نوعی آمادگی ذهنی تحلیلی است که از تجربه، مطالعه و درگیری عمیق با دادهها حاصل میشود.
کدگذاری نظری مرحلهای است که در آن روابط میان مقولههای اصلی مشخص و صورتبندی میشود. بدون حساسیت نظری، پژوهشگر قادر نخواهد بود پیوندهای معنادار، نوع رابطهها (علّی، تعاملی، فرایندی و…) و منطق درونی نظریه را کشف کند.
بنابراین میان حساسیت نظری و کدگذاری نظری رابطهای بنیادین وجود دارد. در نتیجه میتوان گفت حساسیت نظری پیشنیاز شناختی کدینگ نظری است؛ اولی ظرفیت تحلیلی را فراهم میکند و دومی کاربرد عملی آن ظرفیت در ساخت نظریه است.
کدگذاری نظری و اشباع نظری
میان کدگذاری نظری و اشباع نظری رابطهای تکمیلی وجود دارد، اما این دو مفهوم هممعنا نیستند.
کدگذاری نظری به فرایند شناسایی و صورتبندی روابط میان مقولههای اصلی اشاره دارد؛ یعنی مرحلهای که ساختار نظریه شکل میگیرد. در مقابل، اشباع نظری وضعیتی است که در آن گردآوری داده جدید دیگر به گسترش، اصلاح یا تعمیق مقولهها و روابط منجر نمیشود.
در عمل، کدگذاری نظری تا زمانی ادامه مییابد که روابط میان مقولهها به اندازه کافی تبیین شده و داده تازه رابطه جدیدی نیافریند؛ این نقطه همان اشباع نظری در سطح نظری است. بنابراین اشباع نظری معیار کفایت کدگذاری نظری محسوب میشود.
کدهای نظری چگونگی ارتباط کدهای محتوایی را به عنوان فرضیه هایی که باید در نظریه ادغام شوند، مفهوم میکنند. آنها به پژوهشگر کمک می کنند تا سطح مفهومی را در نوشتن در مورد مفاهیم و روابط متقابل آنها حفظ کند. کدگذاری نظری به طیف وسیعی از کدهای یکپارچه (فرایندها، مدلها، و غیره) که در طیف گستردهای از رشتهها استفاده میشود، توانایی محقق را برای دیدن تناسب ظهور آنها با یک نظریه در حال توسعه افزایش میدهد.
سخن پایانی
کدگذاری نظری به این معنا است که پژوهشگر مدلی نظری پیرامون دادهها بکار گیرد. مهم این است این مدل مانند مدل پارادایمی از پیش و بهزور به دادهها تحمیل نمیشود. این مدل در فرایند نظریهپردازی گراندد تئوری و براساس دادههای موجود پدیدار میشود. بنابراین کدهای نظری درست مانند کدهای واقعی (باز) باید از مقایسه پیوسته دادهها در یادنوشتها استخراج شود و پدیدار گردد. تفصیل مفهومی کدگذاری در گراندد تئوری زمانی به پایان می رسد که روابط بین مفاهیم تفصیلی جداگانه از طریق شناسایی شود. همچنین استفاده از کدهای نظری مناسب برای دستیابی به یک چارچوب نظری یکپارچه برای گراندد تئوری پدیدار شود.
فهرست منابع
حبیبی، آرش. روش پژوهش پیشرفته. تهران: پارسمدیر.
اَلوانی، مهدی؛ آذر، عادل؛ داناییفرد، حسن. (۱۳۹۵). روش شناسی پژوهش کیفی در مدیریت: رویکردی جامع. تهران: صفار.
Charmaz, K. (2008). Grounded theory as an emergent method. Handbook of emergent methods, 155, 172.
Glaser, B. G. (1992). Basics of grounded theory analysis: Emergence vs. forcing. Mill Valley, CA: Sociology Press.