سیاستگذاری گردشگری (Tourism policy) مجموعه اقدامات و تصمیمهای دولتی است که هدف توسعه و تقویت صنعت گردشگری انجام میشود. اگرچه مسئول اصلی این خطمشیگذاری دولت است اما گاهی این فرایند با مشارکت بخش خصوصی و فعالان اجتماعی نیز انجام میشود. شناخت صحیح مفهوم خطمشی و بویژه خطمشی عمومی در این حوزه نقشی حیاتی دارد. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله به تشریح سیاستگذاری گردشگری پرداخته میشود.
مبانی نظری سیاستگذاری گردشگری
از نظر تاریخی برنامهریزی و سیاستگذاری گردشگری را به پنج دوره تقسیم کردهاند:
- عصر گردشگری بدون برنامهریزی
- برنامهریزی گردشگری تامینکننده
- تکمیل برنامهریزی گردشگری تامینکننده
- توسعه گردشگری براساس نیاز بازار
- برنامهریزی گردشگری معاصر
دوره نخست، «عصر گردشگری بدون برنامهریزی» بود که در شروع پدیده گردشگری، کشورها برای آن برنامهای نداشتند. این موضوع در بسیاری از کشورهای در حال توسعه که اهمیت صنعت گردشگری را درک نکرده بودند تا مدتها ادامه داشت.
دوره دوم «آغاز دوره برنامهریزی گردشگری تأمین کننده» بود. رویکرد این دوره مهیا کردن نیازهای فیزیکی گردشگران نظیر هتل، رستوران، سیستم حمل و نقل و مشابه آن بود. در این دوره، برنامهریزی گردشگری به عنوان فرایند ساده ساخت هتل و ارتباطات حمل و نقل در مقاصد گردشگری بود.
دوره سوم با افزایش فزاینده تقاضای گردشگری، «دوره برنامهریزی گردشگری تأمین کننده» به صورت کامل شکل گرفت. مسائل زیست محیطی و جامعه میزبان در فرایند برنامهریزی ها لحاظ نگردید.
دوره چهارم «دوره برنامهریزی توسعه گردشگری براساس نیاز بازار» بود. جذب حداکثر گردشگر بر اساس ارائه خدمات مورد نیاز و علاقه مندی آنها محور برنامه ها بود.
دوره پنجم دوره «برنامهریزی گردشگری معاصر» است که توسعه پایدار گردشگری با ملاحظات زیست محیطی و مسائل جامعه میزبان محور برنامه ها شد.
در یک تقسیمبندی دیگر این موضوع به چهار رویکرد تقسیم شده است:
- اقتصادی (توجه به گردشگری براساس دیدگاه تک بعدی منافع اقتصادی)
- احتیاطی (در کنار منافع، تأثیر گردشگری بر جامعه میزبان مورد توجه قرار گرفت)
- تعادلی (توسعه گردشگری با مراعات جامعه میزبان)
- دانش پایه (اساس علمی دارد و پل میان سه رویکرد پیشین است)
تعریف سیاستگذاری گردشگری
به طور کلی، سیاستگذاری نقشه راهی است که شرایط مناسبی برای انتخاب و راهنمایی و تعیین تصمیمات حال و آینده فراهم می کند. حال اگر تصمیمگیری در خصوص مسائل ملی و سطح کلان کشور باشد، «سیاستگذاری عمومی» نامید می شود.
سیاستگذاری گردشگری فرایند تدوین اهداف، راهبردها، قوانین و تصمیمهای کلان برای هدایت، توسعه و مدیریت صنعت گردشگری است. این فرایند با مشارکت دولت، بخش خصوصی و سایر ذینفعان انجام میشود و چارچوبی برای بهرهبرداری پایدار از منابع گردشگری، افزایش رضایت گردشگران، حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی و ارتقای منافع اقتصادی و اجتماعی فراهم میکند.
مجموعه قواعد، قوانین، رهنمون، دستورالعمل و اهداف توسعه یا ارتقا و راهبردهایی که چارچوبی برای تصمیمات شخصی و جمعی به صورت مستقیم برای توسعه گردشگری در بلندمدت و فعالیتهای روزانه در مقاصد گردشگری مهیا میکنند، سیاستگذاری گردشگری است.
گولدنر و ریچی، کتاب مدیریت گردشگری
سیاستگذاری گردشگری «روش پیشرفت فعالیتها، رهنمونها، دستورات، اصول و مجموعه طرز عملها در چارچوب اخلاقی مسئله محور است. این اصول، اراده جامعه با ملت را به بهترین نحو برای کارآمدی در برنامهریزی توسعه، تولید، خدمات، بازاریابی و اهداف پایدار و رشد آینده گردشگری نشان میدهد. هدف نهایی سیاستگذاری گردشگری، ایجاد تعادل میان توسعه صنعت گردشگری، حفظ منافع جامعه میزبان و صیانت از منابع برای نسلهای آینده است.
اهمیت خطمشی توریسم در ایران
خطمشی گردشگری از این جهت مهم است که جهتگیری و کیفیت توسعه این صنعت را تعیین میکند. در شرایط کنونی، با توجه به رقابت شدید منطقهای، بحرانهای محیطی، تحولات فناورانه، و فشارهای اقتصادی، کشورها نیازمند خطمشیهایی یکپارچه، منعطف و آیندهنگر هستند. مهمترین فرصتهای موجود عبارتند از:
- تنوع اقلیمی و جغرافیایی بینظیر ایران
- توسعه انواع گردشگری تاریخی، مذهبی، اکوتوریسم، سلامت
- ظرفیت بالای گردشگری داخلی در دوران پساکرونا
- رشد فناوری و دسترسی به ابزارهای دیجیتال در بازاریابی گردشگری
- علاقه جهانی به فرهنگ و تمدن ایرانی–اسلامی
در ایران، نبود انسجام نهادی، تداخل وظایف دستگاهها، نبود نظام ارزیابی سیاستها و کمتوجهی به شواهد تجربی، از مهمترین عوامل ناکارآمدی خطمشیهای گردشگری بودهاند. بنابراین طراحی سیاستهای نوآورانه، دادهمحور و مشارکتی نهفقط یک انتخاب، بلکه ضرورتی ملی است. مهمترین چالشها عبارتند از:
- ضعف زیرساختهای حملونقل، اقامتی و ارتباطی در بسیاری از مناطق
- محدودیتهای سیاسی و دیپلماتیک در جذب گردشگر خارجی
- نبود نهاد راهبر یکپارچه و موازیکاری سازمانها
- ضعف آموزش منابع انسانی متخصص در صنعت گردشگری
- نبود نظام پشتیبان مالیاتی و حمایتی برای کسبوکارهای کوچک گردشگری
صنعت گردشگری در دهههای اخیر به یکی از پیشرانهای توسعه اقتصادی، فرهنگی و زیستمحیطی در بسیاری از کشورها تبدیل شده است. این صنعت نهتنها منبعی برای درآمدهای ملی و ایجاد اشتغال است، بلکه نقش مهمی در تقویت هویت فرهنگی، حفظ میراث و دیپلماسی عمومی ایفا میکند.
عوامل موثر بر سیاستگذاری گردشگری
باید توجه داشت که برنامههای توسعه و سیاستگذاریها در هر کشور متأثر از ماهیت حکومت و ایدئولوژی سیاسی حاکم است. این بر نظام برنامهریزی، اسناد بالادستی، برنامههای توسعه و محتوای آنها تأثیر مستقیم میگذارد. بنابراین شاید بتوان این بحث را فصل مشترک مباحث مدیریت گردشگری و مدیریت دولتی دانست.
بر همین اساس، گردشگری در ایران با مفاهیم اصلی خاستگاه اصلی آن دارای ماهیت و ابعاد متفاوتی است. این تفاوت به ایدئولوژی نظام حاکم بر کشور باز میگردد. صنعت گردشگری در ذات خود مفهوم جریان آزاد سرمایه، اطلاعات، انسان و اندیشه دارد. این صنعت میکوشد محدودیتها و قید و بندها را کنار بزند و در حقیقت یکی از زوایای مهم جهانی شدن است. این بدان معنا است که جهانی شدن در خدمت گسترش گردشگری و گردشگری پیش برنده فرایندهای جهانی شدن است.
کشورهایی که دارای نظام سیاسی بسته و مبتنی بر ارزش های ایدئولوژیک غیر منعطف و محلی هستند با رونق صنعت گردشگری آزاد و فراگیر بینالمللی در تناقض هستند. در نتیجه، رویکرد احتیاطی و حتی تهدید آمیز بودن گردشگری بینالمللی را در پیش می گیرند. معمولا در اسناد فرادستی برنامه جدی برای توسعه این صنعت ندارند. این بدان معنا است که رونق گردشگری بینالمللی در یک کشور بیش از آنکه بیانگر جاذبه های گردشگری فراوان آن کشور باشد، نشانگر نظام سیاسی باز، در انزوا نبودن، در شبکه بودن و تعامل با نظام بینالملل بر مبنای منافع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آن کشور است. در برنامه ها و اسناد فرادستی آن کشور سیاستگذاری، هدفگذاری و عملیاتی شده است.
سخن پایانی
سیاستگذاری گردشگری زیربنای توسعه پایدار صنعت گردشگری محسوب میشود و مسیر تصمیمگیری، سرمایهگذاری و مدیریت مقصدهای گردشگری را مشخص میکند. هرچه این سیاستها بر پایه مطالعات علمی، مشارکت ذینفعان و شناخت ظرفیتهای محلی تدوین شوند، زمینه جذب گردشگران، افزایش رقابتپذیری مقصدها و حفظ منابع طبیعی و فرهنگی نیز بهتر فراهم خواهد شد. ازاینرو، موفقیت صنعت گردشگری بیش از هر چیز به کیفیت سیاستگذاری و اجرای اثربخش آن وابسته است.
منبع: گولدنر، چارلز؛ و ریچی، برنت. اصول، رویهها و فلسفههای گردشگری. نیوجرسی: وایلی و پسران.
سوالات متداول
در ادبیات مدیریت و علوم سیاسی، «سیاستگذاری» و «خطمشیگذاری» معمولاً معادل واژه Policy Making به کار میروند و در بیشتر منابع فارسی تفاوت مفهومی میان آنها وجود ندارد. بااینحال، در برخی متون دانشگاهی، «خطمشیگذاری» ترجمه دقیقتر اصطلاح Public Policy دانسته میشود و بیشتر در مدیریت دولتی و سیاستگذاری عمومی کاربرد دارد. بنابراین در حوزه مدیریت گردشگری، استفاده از هر دو اصطلاح صحیح است، اما «سیاستگذاری گردشگری» رایجتر و برای مخاطبان عمومی آشناتر است.
سیاستگذاری گردشگری بر تعیین اهداف، قوانین و راهبردهای کلان صنعت گردشگری تمرکز دارد، در حالی که مدیریت گردشگری به اجرای این سیاستها و اداره فعالیتهای روزمره میپردازد. به بیان دیگر، سیاستگذاری مسیر حرکت را مشخص میکند و مدیریت مسئول تحقق آن مسیر است. این دو مفهوم مکمل یکدیگر هستند و موفقیت صنعت گردشگری به هماهنگی میان آنها بستگی دارد.
در بیشتر کشورها، دولت و سازمانهای متولی گردشگری مسئول تدوین سیاستهای کلان این حوزه هستند. بااینحال، اجرای موفق سیاستها مستلزم همکاری بخش خصوصی، شهرداریها، جوامع محلی، سرمایهگذاران و سایر ذینفعان است. امروزه سیاستگذاری گردشگری بیش از گذشته بر مشارکت همه بازیگران این صنعت تأکید دارد.
