تحول دیجیتال (Digital Transformation) به فرایند بهکارگیری راهبردی فناوریهای دیجیتال برای تغییر و بهبود فرایندها، مدلهای کسبوکار و شیوههای ارائه خدمات در سازمانها گفته میشود. این تحول موجب افزایش بهرهوری، نوآوری، چابکی سازمانی و رقابتپذیری در محیطهای متغیر و مبتنی بر فناوری میشود. در این مقاله مفهوم تحول دیجیتال، ابعاد و عوامل مؤثر بر آن و پیامدهای مدیریتی آن برای سازمانها در عصر انقلاب صنعتی نسل چهارم بررسی خواهد شد.
تعریف تحول دیجیتال
تحول دیجیتال، تغییری شگرف در عملکرد یک سازمان و یا یک کشور با محوریت فناوریهای تحولآفرین است. اینترنت اشیا، اینترنت افراد، رایانش ابری، اپلیکیشنهای موبایل، رسانههای اجتماعی، واقعیت مجازی و افزوده، تحلیل گری داده، هوش مصنوعی و بلاکچین از مهمترین انواعِ فناوریهای تحولآفرین هستند.
این نوع تحول به معنی استفاده تزئینی و مدگرایانه از فناوری نیست. بلکه زمانی میتوانیم مدعی تغییرات بنیادین دیجیتالی شویم که این فناوریها، مدلهای کسبوکار، تجربههای ذینفعان (مانند مشتریان و کارکنان در سطح سازمانی و شهروندان در سطح ملی) و فرایندهای عملیاتی ما را به نحو مطلوبی زیر و رو کرده باشند.
تحول دیجیتال بهمثابه تبدیل کرم ابریشمِ سازمان به پروانه است و نه تبدیل آن به تنها یک کرم ابریشمِ سریعتر. تحول دیجیتال نیاز به تغییر در رهبری، تفکر متفاوت، تشویق به نوآوری و مدلهای جدید کسبوکار و افزایش استفاده از تکنولوژی جهت بهبود تجربه کارکنان، مشتریان، تامینکنندگان، شرکا و ذینفعان است.
جورج وسترمن
براساس این استفاده که از متامورفوسیسم ناشی میشود در تحول دیجیتال باید از اساس تغییر کنید. تغییرات بنیادین دیجیتال بهزعم بسیاری از صاحبنظران این حوزه، بیش از آنکه چالشی فناورانه برای سازمانها باشد، چالشی انسانی است. مطالعات متعدد توسط شرکتهای مشاوره مدیریتِ مطرح نشان میدهد که مهمترین مانع موفقیت تغییرات زیربنایی دیجیتال، «فرهنگ» و «مهارت»های دیجیتال میباشد.
نکته مهم دیگری که باید به آن دقت کرد این است که «دیجیتالی سازی»، با «الکترونیکی کردن» متفاوت است. محیط دیجیتال، همان محیط آنلاین و الکترونیکی نیست. محیط دیجیتال، تلفیقی خواستنی از منابع آنلاین (فناوری اطلاعات) و آفلاین (فیزیکی) در راستای ساخت تجربهای جذاب برای ذینفعان بیرونی (مانند مشتریان) و داخلی سازمان (مانند کارکنان) است.
تاریخچه تحول دیجیتال
واژه تحول دیجیتال نخستین بار توسط پاتل و مککارتی (۲۰۰۰) مطرح گردید توسط وسترمن و همکاران (۲۰۱۱) مفهومسازی شد. این مفهوم یکی از کلیدواژههای انقلاب صنعتی چهارم است. واژه انقلاب صنعتی چهارم ترجمه لاتین «صنایع ۴.۰» [Industrie 4.0] در زبان آلمانی است که به سال ۲۰۱۱ در جریان یک پروژه هایتک در صنایع دولتی کشور آلمان در شهرهانوفر مطرح گردید.

تاریخچه و پیدایش تحول پیدایش
به طور کلی بحث تحول دیجیتال به صورت رسمی از اواخر سال ۱۹۹۰ مطرح شد و تقریباً ۳۰ سال است که به جزئی جدایی ناپذیر از برنامههای کسب و کارها تبدیل شده است. تحقیقات حاکی بر این است که نقطه آغازین شکل گیری بحث تحول دیجیتال کسب و کارها به انتشار مقاله نظریه ریاضی ارتباطات از دکتر کلود شانون برمیگردد. شانون با این مقاله به نوعی پایهگذار تغییر و تحولات در نوع ارتباطات ما و پیدایش سیستم ارتباطی مبتنی بر اینترنت بود.
در ادامه نیز با بهره گیری از این نظریه ارزشمند، اختراع ریزتراشه و ترانزیستور نیمه هادی در سال ۱۹۵۰ که باعث تبدیل محاسبات آنالوگ به دیجیتال شد، تغییر و تحولات مورد نیاز برای دیجیتالی شدن را رقم زدند.
اهمیت تحول دیجیتال
دلایل بسیاری را میتوان جهت رویآوردن کسبوکارها به سمت تحول دیجیتال ذکر کرد اما به نظر میرسد مهمترین دلیل آن این باشد که آنها مجبور به این کار هستند. در واقع این مسئله برای بسیاری، مسئله مرگ و زندگی است. کسبوکارها به انتخاب خود تغییر پیدا نمیکنند، چون کاری هزینهبر و پر ریسک است. کسبوکارها به سمت این تحول میروند جون نمیتوانند تکامل پیدا کنند.
در صورتی که شرکتها بخواهند موفق باشند، باید بدانند چطور فناوری را با استراتژی ترکیب کنند. به علاوه اینکه مدیران ارشد IT درمورد تداوم حیات شرکتشان و شغل خودشان نگرانند. به همین سبب بر روی اطمینان بخشی به شرکت در این زمینه، تحول دیجیتال را آغاز میکنند. تحول دیجیتال، فاصله میان انتظارات مشتری دیجیتال و ارزش واقعی تحویلی به او را از بین میبرد. حتی اگر مدیران کسبوکار، تحول دیجیتال را کاری غیر ضروری بدانند، دلایل زیادی وجود دارد که میتواند آنها را برای حرکت به این سمت توجیه کند: رقبای آنها به این سمت میروند.
تحول دیجیتال (Digital Transformation) یکپارچهسازی فناوری دیجیتال در تمام زمینههای کسبوکار بوده و به طور ریشهای به تغییر نحوه انجام عملیات آن و ارزشرسانی به مشتری تمرکز دارد. این تحولات محور کسب مزیت رقابتی پایدار در دنیای دیجیتال امروز است و به یک تغییر در فرهنگ سازمانی نیاز دارد.
ابعاد تحول دیجیتال
تعیین چند عامل مشخص بهعنوان ابعاد تحول دیجیتال از اساس اشتباه است چرا که با تحولات دیجیتالی تمامی سازهها و ساختارهای سازمانی بازتعریف میشوند. با این وجود جامعه آکادمیک همواره علاقهمند به چارچوبمند کردن مسائل است. چارچوب نظری به فهم بهتر پدیده کمک میکند اما سبب میشود تا بسیاری از جزئیات از یاد برود. با این وجود یک طرح کلی برای تحول دیجیتال بهصورت زیر است.

ابعاد تحول دیجیتال (حبیبی، ۱۳۹۴)
براساس این الگو، سازههای زیربنایی تحول دیجیتال در سازمان عبارتند از:
- زیرساختهای فنی دیجیتال
- استراتژی دیجیتال
- فرهنگ و مهارت دیجیتال
زیرساختهای فنی لازم برای تحولات دیجیتالی خود شامل بسترهای سختافزاری و نرمافزاری مناسب برای دیجیتالیشدن هستند. استراتژی دیجیتال نیز ریشه در حکمرانی دیجیتال سازمانی دارد. فرهنگ و مهارت دیجیتالی نیز مانند استراتژی دیجیتالی سازمان میتواند در دسته عوامل غیرفنی (مدیریتی) قرار گیرد. این فرهنگ خود از تجارب ناشی از فعالیتهای دیجیتالی سازمان ناشی میشود و رابطه آن با پیامدها دوسویه است.
سازههای میانجی در دستیابی به اهداف تحول دیجیتال عبارتند از:
- معماری دیجیتال سازمان
- مدیریت داده و امنیت دیجیتالی
- نوآوری دیجیتال سازمان
معماری دیجیتال مفهومی کلان است که هم از منظر فنی و هم از منظر منابع انسانی قابل تعریف است. این عامل خود نیز بر امنیت داده و امنیت دیجیتال تاثیر میگذارد. همچنین نوآوری دیجیتال دیگر سازهای است که همراه با معماری و امنیت بر بلوغ دیجیتال سازمان و تحول در مدیریت تولید و عملیات تاثیر میگذارد. این عوامل در نهایت به ارائه محصولات دیجیتال و خدمات دیجیتال منتهی میشوند.
اجرای تحولات دیجیتالی
اجرای تحول دیجیتال مستلزم تغییر هماهنگ در راهبردها، فرایندها، فناوریها و فرهنگ سازمانی است. سازمانها برای تحقق این تحول باید رویکردی مرحلهای و مبتنی بر اهداف راهبردی اتخاذ کنند.
- تدوین راهبرد دیجیتال همراستا با اهداف سازمان
- توسعه زیرساختهای فناوری و مدیریت داده
- ارتقای مهارتهای دیجیتال کارکنان و تقویت فرهنگ نوآوری
- بازطراحی فرایندهای سازمانی با بهرهگیری از فناوریهای نوین
- ایجاد سازوکارهای حکمرانی و نظارت بر پروژههای دیجیتال
در مجموع، موفقیت در اجرای تحول دیجیتال نیازمند تعهد مدیریتی، سرمایهگذاری در فناوری و توسعه سرمایه انسانی است. سازمانهایی که این فرایند را بهصورت نظاممند مدیریت میکنند، توانایی بیشتری برای سازگاری با تغییرات و ایجاد مزیت رقابتی پایدار خواهند داشت.
سخن پایانی
در مجموع، تحول دیجیتال فرایندی بنیادین برای بهرهگیری راهبردی از فناوریهای نوین بهمنظور بهبود فرایندها، خدمات و مدلهای کسبوکار به شمار میرود. این تحول تنها به بهکارگیری ابزارهای دیجیتال محدود نمیشود، بلکه مستلزم تغییر در شیوههای تفکر، تصمیمگیری و انجام فعالیتها در سازمان است. در حوزه سازمان و مدیریت، تحولات دیجیتالی زمینهساز افزایش چابکی، نوآوری، بهرهوری و تصمیمگیری مبتنی بر داده میشود و به مدیران کمک میکند تا سازمانها را در محیطهای رقابتی و متغیر امروز بهصورت مؤثرتر هدایت کنند. بنابراین، توجه به راهبردهای تحول دیجیتال و توسعه قابلیتهای دیجیتالی، به یکی از الزامات اساسی مدیریت سازمانهای معاصر تبدیل شده است.
فهرست منابع
حبیبی، آرش. (۱۳۹۴). تحول دیجیتال. فصلنامه بازاریابی پارسمدیر، ۱(۱)، ۱۰۲-۱۰۷.
Patel, K., & McCarthy, M. P. (2000). Digital transformation: the essentials of e-business leadership. McGraw-Hill Professional.
Westerman, C., Bonnet, D., Ferraris, P., & McAfee, A. (2011). Digital Transformation: A roadmap for billion-dollar organizations. MIT Center for digital business and capgemini consulting, 1, 1-68.