چارچوب نظری (Theoretical framework) به مجموعهای از مفروضات بنیادی لازم برای محدود و معین کردن موضوع یا مضمون یک علم یا یک نظریه گفته میشود. این مفهوم جایگاهی محوری در بحث روش تحقیق دارد و برای نظریه و نظریهپردازی در مدیریت بسیار با اهمیت است. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله کوشش بر آن است تا «چارچوب نظری پژوهش» مفهومسازی و تعریف شود.
تعریف چارچوب نظری پژوهش
چارچوب نظری پژوهش ساختاری مفهومی و منسجم است که بر پایه یک یا چند نظریه معتبر شکل می گیرد و روابط میان مفاهیم یا سازه های اصلی پژوهش را به صورت نظام مند تبیین می کند. این چارچوب نشان می دهد پژوهشگر از چه منظر نظری به مسئله می نگرد. متغیرهای پژوهش را چگونه تعریف می کند، و چه نوع رابطه ای میان آنها انتظار دارد.
چارچوب نظری یک شبکه منطقی، توسعه یافته، توصیف شده و کامل بین متغیرهایی است که از طریق فرایندهایی مانند مصاحبه، مشاهده، بررسی ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش فراهم آمده است.
غلام خاکی
از دیدگاه روش شناختی، چارچوب نظری حلقه اتصال میان مبانی نظری و فرضیه هاست. بدین معنا که نظریه های انتخاب شده را به ساختاری هدفمند تبدیل می کند که مستقیم در طراحی مدل، تدوین فرضیه و تفسیر یافته ها کاربرد دارد. در واقع، این بخش صورتبندی نظری مسئله تحقیق به صورت مستند و قابل اتکا است.
شیوه نگارش چارچوب نظری پژوهش
در پژوهش های مدیریت و علوم اجتماعی که با رویکرد قیاسی انجام می شوند، حرکت پژوهش از نظریه به سوی فرضیه و آزمون تجربی است. بر این اساس، فصل دوم پایاننامه ساختاری مرحلهای دارد و هر بخش زمینه بخش بعدی را فراهم می کند.
نخست، مبانی نظری نوشته می شود؛ در این بخش نظریه ها، دیدگاه ها و سازه های مرتبط با موضوع به صورت تحلیلی و نقادانه بررسی می شوند. هدف، روشن ساختن بستر مفهومی مسئله پژوهش و شناسایی مفاهیم کلیدی و روابط میان آنهاست.
در گام دوم، پیشینه پژوهش ارائه می شود؛ یعنی مرور نظام مند مطالعات انجام شده برای نشان دادن وضعیت دانش موجود، نتایج پیشین و خلأهای پژوهشی. این بخش جایگاه پژوهش را در میان مطالعات گذشته و همافزایی نظری را مشخص میسازد.
در گام سوم، بر پایه مبانی نظری و پیشینه، چارچوب نظری پژوهش تدوین می شود. در این مرحله پژوهشگر با رویکردی قیاسی، یک طرح نظری منسجم را برمی گزیند که سازهها و روابط میان آنها را به صورت هدفمند تبیین می کند. این چارچوب مبنای تدوین فرضیهها و زمینه ساز طراحی مدل مفهومی پژوهش است.
بنابراین، در مطالعات قیاسی، توالی منطقی چنین است:
مبانی نظری ← پیشینه پژوهش ← چارچوب نظری ← مدل مفهومی.
چارچوب نظری در این میان نقش حلقه اتصال میان ادبیات نظری و صورت بندی عملیاتی مدل پژوهش را ایفا می کند.
مقایسه چارچوب نظری و مدل مفهومی
چارچوب نظری پاسخ می دهد «چرا این متغیرها باید با هم مرتبط باشند؟» اما مدل مفهومی نشان می دهد «این ارتباط چگونه و در چه ساختاری بررسی خواهد شد؟». در نتیجه، مدل مفهومی ترجمان عملیاتی چارچوب نظری در یک پژوهش مشخص است و بدون چارچوب نظری منسجم، مدل مفهومی پشتوانه تبیینی نخواهد داشت.
مدل مفهومی پژوهش
مدل مفهومی دنباله طبیعی طرح نظری مسئله پژوهش است که بصورت عملی نشانهها و خط سیرهایی را که در پایان برای اجرای مشاهده و تحلیل در نظر گرفته خواهند شد، به یکدیگر مرتبط میسازد. اما آنچه چارچوب نظری را از مدل مفهومی متمایز میکند عملی بودن یا عملیاتی بودن مدل مفهومی است که باید به عنوان راهنمای مشاهده بکار رود.
کارکرد مدل مفهومی پژوهش، فراهم آوردن زمینه و تسهیل در قالببندی فرضیهها است. در نتیجه میتوان گفت مدل مفهومی از مفاهیم و فرضیههایی تشکیل شده است که باهم ارتباط تنگاتنگی دارند و مجموعاً چارچوب تحلیلی منسجمی را تشکیل میدهند.
چارچوب نظری
چارچوب نظری مبنایی است که تمام پژوهش بر مبنای آن اجرا میشود. این چارچوب یک شبکه منطقی، توسعه یافته، توصیف شده و کامل بین متغیرهایی است که از طریق فرایندهایی مانند مصاحبه، مشاهده و بررسی ادبیات موضوع (پیشینه پژوهش) فراهم آمده است. مدل تحلیلی با استدلالی قیاسی از نظریهها به فرضیههای پژوهش ختم میشود. اگر فرضیهها در قالب یک شکل ترسیم شود به مدل مفهومی تحقیق ختم میشود.
سخن پایانی
چارچوب نظری جهت گیری مفهومی پژوهش را تعیین کرد. مبانی نظری بستر تحلیل را فراهم ساخت و پیشینه پژوهش جایگاه مسئله را روشن کرد. پژوهشگر نظریه های رقیب را بررسی کرد. سپس یک طرح نظری منسجم را برگزید. این طرح روابط میان سازه ها را تبیین کرد و مبنای تدوین فرضیه ها شد. در نهایت مدل مفهومی بر اساس آن ساخته شد. پژوهشگران با مطالعه، درک و شناخت دقیق نظریهها میتوانند به فرضیهسازی و تدوین مدل تحقیق خود دست یابند.
منبع: حبیبی، آرش. روش پژوهش پیشرفته. تهران: پارسمدیر.
