برنامه‌ریزی استراتژیک

برنامه‌ریزی استراتژیک (Strategic planning) فرایندی نظام‌مند است که طی آن سازمان با تحلیل محیط داخلی و خارجی، اهداف بلندمدت خود را تعیین کرده و راهبردهای لازم برای دستیابی به این اهداف را تدوین می‌کند. این فرایند به سازمان‌ها کمک می‌کند تا در شرایط رقابتی و متغیر محیطی، مسیر آینده خود را به‌صورت آگاهانه انتخاب کرده و منابع و توانمندی‌های خود را به شکل مؤثرتری به کار گیرند. در این مقاله، مفهوم برنامه‌ریزی استراتژیک، اهمیت و مراحل آن، و همچنین ابزارها و مدل‌های رایج مورد استفاده در این حوزه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

تعریف برنامه‌ریزی استراتژیک

برنامه‌ریزی استراتژیک فرآیندی است که طی آن مدیران ارشد اجرایی و عملیاتی برنامه‌ریزی استراتژیک سازمان را طراحی می‌کنند. مهمترین ویژگی این فرآیند در ماهیت کار گروهی آن نهفته است. در قالب چنین فرآیند و کارگروهی است که اعتقاد و باور به استراتژی سازمان شکل می‌گیرد و افراد درگیر در این فرآیند، احساس تعلق و مالکیت نسبت به آن پیدا می‌کنند.

این فرایند به سازمان کمک می‌کند مسیر حرکت خود را مشخص کرده و منابع و فعالیت‌ها را در راستای اهداف کلان هماهنگ سازد. برنامه‌ریزی استراتژیک فرایندی نظام‌مند و آینده‌نگر است که طی آن سازمان با تحلیل محیط داخلی و خارجی، فرصت‌ها و تهدیدها را شناسایی کرده و بر اساس مأموریت و چشم‌انداز خود، اهداف بلندمدت و راهبردهای لازم برای دستیابی به آن‌ها را تعیین می‌کند.

برنامه‌ریزی استراتژیک در کانون مباحث برنامه‌ریزی سازمان و مدیریت استراتژیک قرار دارد. استراتژی سازمان به مجموعه تصمیم‌ها و جهت‌گیری‌های کلان اشاره دارد که نشان می‌دهد سازمان چگونه می‌خواهد به اهداف بلندمدت خود دست یابد و در محیط رقابتی عمل کند. در مقابل، برنامه‌ریزی استراتژیک فرایند تدوین، طراحی و تنظیم همین استراتژی‌هاست. به بیان دیگر، استراتژی «محتوا و جهت حرکت سازمان» است، در حالی که برنامه‌ریزی استراتژیک «فرایند شکل‌گیری و تدوین آن جهت‌گیری‌ها» محسوب می‌شود.

گام‌های برنامه‌ریزی استراتژیک

برنامه استراتژیک از هفت مرحله تشکیل می‌شود:

  • چشم‌انداز سازمان
  • فلسفه وجودی (رسالت سازمان)
  • ارزش‌های محوری سازمان
  • اهداف بلندمدت
  • تدوین استراتژی سازمان
  • هدف‌گذاری کوتاه‌مدت
  • خط‌مشی سازمان
مراحل برنامه‌ریزی استراتژیک

مراحل برنامه‌ریزی استراتژیک

تحلیل‌های استراتژیک در حقیقت بانک اطلاعاتی برنامه استراتژیک را تشکیل می‌دهد. این تحلیل‌ها شامل تجزیه و تحلیل آن دسته از عوامل درونی و برون سازمانی است که تاثیر بسزایی روی آینده سازمان دارند. این تحلیل‌ها در نهایت باعث اولویت بندی موضوعاتی می‌گردد که برنامه باید به نوعی راهکار برای آن بیابد. مرحله تجزیه و تحلیل‌های استراتژیک یکی از زمان برترین مراحل فرآیند برنامه استراتژیک به شمار می‌آید، زیرا به‌طور طبیعی و ماهوی برنامه مفهومی است که برای پشتیبانی از نقاط کلیدی برنامه به یک بانک اطلاعاتی دقیق نیاز دارد.

چشم‌انداز سازمان (Vision)

چشم‌انداز سازمان توصیف می‌کند که شرکت می‌خواهد در آینده‌ای دور به چه سازمانی تبدیل شود و افق آینده آن چیست. ویژن (چشم‌انداز) عبارت است از دیدگاه‌ها و نتایجی که مدیران سازمان برای آینده درازمدت سازمان مدنظر دارند و قصد دارند که به آن برسند. چشم‌انداز در برنامه‌ریزی استراتژیک بیانگر آمال و آرزوهای مدیریت سازمان برای آینده است.

چشم‌انداز یعنی آنچه که می‌خواهیم باشیم.

ویژگی‌های یک چشم‌انداز خوب به صورت زیر است:

  • آرزویی روشن برای آینده
  • قابل درک، ساده و روشن
  • الهام بخش و چالشی، آرمانی و ترغیب کننده برای مشتریان
  • قابل باور
  • در راستای رسالت سازمانی
  • نقطه تفاهم تمام ذی‌نفعان
  • توصیف کننده خدمات آینده سازمان
  • حتی المقدور خلاصه
  • محکم ولی انعطاف پذیر و آماده تغییر در زمان

ماموریت یا رسالت (Mission)

تعریف فلسفه وجودی (رسالت یا ماموریت سازمان) نقطه شروع فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک بشمار می‌آید. ماموریت سازمان در واقع شالوده ایست که دیگر عناصر برنامه‌ریزی استراتژیک روی آن ساخته می‌شوند و ماموریت سازمان عبارتی است که به مفهوم سازمان هویت می‌بخشد و نقطه کانونی در تشخیص هویت و فلسفه وجودی سازمان محسوب می‌شود. هر یک از شش عنصر دیگر از برنامه استراتژیک می‌بایست بطور مستقیم از ماموریت سازمان حمایت و پشتیباتنی نمایند.

ماموریت یعنی سازمان چرا وجود دارد. چرایی وجود سازمان بر می‌گردد به:

  • نیازی که سازمان برطرف می‌کند = هدف غایی = فلسفه وجودی
  • چگونگی رفع نیاز = محصول = خروجی
  • بهره‌برداران و استفاده‌کنندگان از خروجی سازمان = مشتریان
  • چگونگی ایجاد محصول مورد رضایت بهره‌برداران = تکنولوژی
  • در نهایت وجه تمایز سازمان با دیگر سازمان‌هایی که تقریبا همین کار را می‌کنند = مزیت رقابتی

یک ماموریت (رسالت) شفاف و خوب تعریف شده، تمرکز لازم را برای بقا و توسعه بیشتر را به شما ارائه می‌کند. یعنی اگه کاملا معلوم باشد که چه کاره هستیم، از پراکندگی تصمیمات و استراتژی‌ها جلوگیری می‌شود.

ارزش‌های سازمانی

ارزش های محوری یک سازمان همان چیزهایی هستند که کارکنان به آن‌ها ارج می‌نهند و برایشان اهمیت قائلند. ارزش‌های سازمانی تعیین می‌نمایند که کجا، وقت و انرژی و پول خود را صرف کنید. ارزش‌های سازمانی شما چه بدانید و چه ندانید برانتخاب‌های روزانه شما تاثیر می‌گذارد. علت اینکه تعریف یا مشخص نمودن ارزش‌های سازمانی بهمراه تعریف چشم‌انداز مطرح شده این است که امکان دارد بخشی از چشم‌انداز ما در راستای ارزش‌هایمان نباشد، همچنین ارزش‌ها بیشترین تاثیر را بر روی استراتژی‌ها دارند. فرض کنید فریب دادن رقبا برای سازمان ما یک ضد ارزش باشد، پس مسلم است که استراتژی‌هایی که بر مبنای حیله هستند نباید انتخاب شوند.

اهداف بلندمدت

اهداف بلندمدت مشخص کننده نتایج استراتژیکی است که ماموریت و استراتژی سازمان باید به آنها دست یابد. این نتایج استراتژیک در مفهوم گسترده و عام خود، منعکس کننده آرزوها و انتظاراتی است که سازمان قصد دارد در حوزه هایی نظیر سودآوری، رشد، گسترش ابعاد و نوع فعالیت، محصولات جدید و بازارهای جدید به آنها دست یابد.

سخن پایانی

تدوین برنامه استراتژیک، مستلزم مشخص شدن فاصله عملکرد و به عبارتی فاصله بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب سازمان است. تحلیل فاصله یا شکاف اصطلاحی رایج در فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک است که هدف آن مشخص نمودن این فاصله عملکرد می‌باشد. آنچه در تحلیل شکاف باید به آن توجه شود این است که بین نتایج حاصله و نتایج مورد انتظار نباید فاصله زیادی وجود داشته باشد. به عبارت دیگر فاصله باید معنادار باشد ضمن اینکه سازمان نیز باید انگیزه لازم را برای کاهش فاصله داشته باشد. مدیران برای موفقیت در سیستم‌های برنامه‌ریزی می‌بایست همواره به تمایزهای بین برنامه‌های استراتژیک و برنامه‌های عملیاتی توجه داشته باشند. این تمایزها به شرح زیر می‌باشند.

دانلود پرسشنامه برنامه‌ریزی استراتژیک

منبع: دیوید، فرد. کتاب مدیریت استراتژیک. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی.