ارزیابی عملکرد مدیریت دانش (KMPI) فرایندی نظاممند برای سنجش میزان اثربخشی فعالیتها، فرایندها، زیرساختها و نتایج مرتبط با مدیریت دانش در سازمان است. هدف این فرایندها، شناسایی نقاط قوت، کشف شکافها و بهبود مستمر عملکرد دانشی انجام میشود. این فرایند به سازمانها کمک میکند تا میزان موفقیت خود را در خلق، ذخیرهسازی، تسهیم و بهکارگیری دانش ارزیابی کرده و مسیر توسعه سرمایه فکری را بهبود بخشند. نظر به اهمیت موضوع در این نوشتار، ارزیابی مدیریت دانش مفهومسازی و تعریف خواهد شد.
مبانی نظری ارزیابی مدیریت دانش
ارزیابی مدیریت دانش (Knowledge Management Assessment) یکی از مهمترین مؤلفههای نظام مدیریت دانش است که به سنجش وضعیت موجود و میزان تحقق اهداف دانشی سازمان میپردازد. استقرار نظام مدیریت دانش بدون ارزیابی مستمر، امکان تشخیص اثربخشی اقدامات و شناسایی فرصتهای بهبود را محدود میکند. از این رو، ارزیابی بهعنوان ابزاری برای کنترل، یادگیری و بهبود عملکرد دانشی سازمان شناخته میشود.
مبانی نظری این مفهوم بر این فرض استوار است که دانش، دارایی راهبردی سازمان محسوب میشود و همانند سایر داراییها باید اندازهگیری و مدیریت شود. در این چارچوب، ارزیابی مدیریت دانش نهتنها به بررسی فعالیتهای دانشی میپردازد، بلکه میزان تأثیر آنها بر عملکرد سازمان، نوآوری، بهرهوری و مزیت رقابتی را نیز مورد سنجش قرار میدهد.
پژوهشگران حوزه مدیریت دانش مدلهای متعددی برای ارزیابی ارائه کردهاند که برخی بر فرایندهای دانشی، برخی بر بلوغ مدیریت دانش و برخی دیگر بر نتایج و ارزشآفرینی دانش تمرکز دارند. در سالهای اخیر نیز رویکردهای مبتنی بر سرمایه فکری و شاخصهای عملکرد دانشی مورد توجه قرار گرفتهاند.
در تعریف جامع، ارزیابی مدیریت دانش را میتوان فرایند سنجش، تحلیل و پایش نظاممند فعالیتها، قابلیتها و دستاوردهای دانشی سازمان دانست که با هدف بهبود مستمر، افزایش اثربخشی و ارتقای بلوغ مدیریت دانش انجام میشود.
اهمیت ارزیابی عملکرد مدیریت دانش
بدون ارزیابی، سازمانها نمیتوانند میزان موفقیت برنامههای مدیریت دانش خود را تشخیص دهند یا اثربخشی سرمایهگذاریهای انجامشده در این حوزه را اندازهگیری کنند. ارزیابی مدیریت دانش زمینه تصمیمگیری آگاهانه برای بهبود عملکرد دانشی را فراهم میآورد.
- سنجش میزان تحقق اهداف مدیریت دانش
- شناسایی نقاط قوت و ضعف نظام دانشی
- بهبود مستمر فرایندهای دانشی
- افزایش اثربخشی سرمایهگذاریهای دانشی
- تقویت یادگیری سازمانی
- حمایت از نوآوری و بهبود عملکرد
- ارتقای بلوغ مدیریت دانش در سازمان
ارزیابی عملکرد مدیریت دانش (KMPI) مقیاسی مبتنی بر فرایند گردش دانش، اطلاعات و دادهها در یک سازمان است که مدیریت دانایی را تسهیل میکند. علاوه بر این، ارزیابی مستمر موجب میشود مدیران بتوانند تأثیر مدیریت دانش را بر نتایج سازمانی بهصورت دقیقتر مشاهده و مدیریت کنند.
ابعاد مقیاس ارزیابی عملکرد مدیریت دانش
تجزیهوتحلیل مدیریت دانش کمک میکند تا نسبت به موقعیت کنونی سازمان شناخت پیدا کرده و بدانیم توسعه باید در کدام یک از نواحی سازمانی انجام گیرد. این امر باعث میشود تا در مورد فرایند انتقال دانش و راههای انتقال آن در سازمان، اطلاعاتی را کسب کرده و در مسیر ارتقا، آسان سازی و بهینه کردن آن پیش برویم. این مقیاس از پنج رکن اصلی تشکیل شده است:
- خلق یا شناسایی دانش
- گردآوری و اکتساب دانش
- تشریک و تسهیم دانش
- بهرهبرداری از دانش
- درونیسازی و نگهداری دانش
ارزیابی عملکرد مدیریت دانش به سازمانها کمک میکند تا از فرایند گردش دانش (KCP) موثری برخوردار باشند. هر یک از ابعاد این مقیاس در فرایندی نظاممند در نهایت بهبود مستمر در عملکرد شغلی و عملکرد سازمانی را تسهیل خواهند کرد.
ایجاد یا شناسایی دانش
اولین مولفه KCP ایجاد یا شناسایی دانش است که با انواع مختلفی از دانش خواه ضمنی یا عینی سر وکار دارد و از طریق هم افزایی میان افراد با زمینههای مختلف روند آن تسریع میشود. همچنین، بسیاری از سازمانها طرحی از دانش، داده ها، اطلاعات و مهارتهای مورد نیاز داخلی و خارجی ایجاد کرده اند. یک مدیریت دانش کارا باید در شفاف سازی مهارتها ی داخلی و خارجی، بکار گرفته شود. یکی از ابزارهای تحقق این مرحله، برخورداری از نقشه دانش است. نقشه دانش، تخصصها و دانش مورد نیاز افراد و محل قرارگیری آنها در ( سازمان را مشخص میکند.
گردآوری و اکتساب دانش
گردآوری و اکتساب دانش مولفه دوم است. تمامی افراد در شرکت باید امکان دستیابی به پایگاهی برای کسب دانش مرتبط با کار و تصمیمگیری شان را داشته باشند. دانش گردآوری شده در شرکتها میتواند نقش مهمی در حذف موانع و ناکاراییها و همزمان بهبود عملکرد مدیریت ایفا نماید. روابط جاری با مشتریان، حمایت کنندگان، رقبا و شرکای سازمان، زمینه ساز ارائه دانش میشود. در این زمینه، ابزاری نظیر: تلفن، ویدئو کنفرانس، اینترنت و اینترانت موثر خواهند بود.
سازمان میتواند دانش جدیدی را که خود نمی تواند تولی د کند، از طریق استخدام کارشناسان و استفاده از تخصص و دانش آنها برای رسیدن به اهداف سازمانی کسب کند. یکی از دیگر راههای دستیابی به دانش جدید، همکاری و مشارکت با دیگر بخشهای صنعتی رقبا در حیطه کاری سازمان است. از این طریق میتوان از ابتکارات دیگر سازمانها استفاده کرد. هرچند، اگر دانش ایجاد شده در طی سالها از طریق فعالیتهای مدیریتی بصورت سیستماتیک گردآوری نشده باشد، برای نیازهای تصمیمگیری در آینده سودمند نخواهد بود.
به اشتراکگذاری و توسعه دانش
مولفه سوم KCP به اشتراکگذاری و توسعه دانش است که در رابطه با گسترش دانش بوده و همچنین ایجاد فرایند کاری و دانش گرایی را بیان میکند : کارکنان به خودشان به عنوان عوامل ایجاد دانش مینگرند. اگر آنها بتوانند از منبع دانشی که توسط سازمان مدیریت میشود، به دانش دست پیدا کنند، آنها قادر خواهند بود که کارهای خود را بصورتی مناسب تری تکمیل نمایند. تحقق این موضوع نیازمند یکپارچگی دانش موجود در منابع مختلف به منظور بهبود عملکرد است.
تقسیم و پراکندگی دانش در داخل سازمان، پیش شرطی حیاتی برای ایجاد اطلاعات و تجاربی است که سازمان میتواند از آنها استفاده کند. در این خصوص، استفاده از زبان دانش، حمایت فرهنگ سازمانی از اشتراک و انتقال دانش میتواند موثر باشد.
بهرهبرداری از دانش
بهره برداری از دانش، چهارمین مولفه KCP است که ممکن است در تمامی سطوح فعالیتهای مدیریتی در سازمانها به وقوع بپیوندد. اتخاذ بهترین روشها و دانش مرتبط پوشش داده نشده از سایر سازمانها ی پیشتاز و بکارگیری آن، یکی از شیوههای مرسوم بهره برداری از دانش، است. در این مرحله، تمام توجه مدیریت دانش به این نکته متمرکز است که دانش موجود در سازمانها کاربردی شود تا به سوددهی سازمان بینجامد.
متاسفانه، اهمیت داش تن بسیار دانش، اجرای آن را در هر زمان و در تمامی فعالیتهای سازمان تضمین نمی کند. بدین منظور، باید مراحلی را برای اندازهگیری دانش ضمنی و مهارتهای در دسترس تعریف نمود. برای تحقق این امر، ترکیب وظایف روزانه با وظایف مرتبط با مدیریت دانش، حمایت مدیران عالی و استفاده از دانش برای رقابت و افزایش کارایی، موثر خواهد بود .
فصل دو و ادبیات پژوهش مدیریت دانش
فصل دو شامل مبانی نظری و ادبیات پژوهش مدیریت دانش به صورت فایل ورد همراه با فهرست منابع فارسی و لاتین
سخن پایانی
ارزیابی مدیریت دانش یکی از الزامات اساسی برای موفقیت نظامهای دانشی در سازمانها محسوب میشود و نقش مهمی در سنجش اثربخشی فعالیتهای مرتبط با دانش ایفا میکند. این فرایند با فراهم کردن تصویری روشن از وضعیت موجود، به مدیران کمک میکند تا میزان تحقق اهداف دانشی، کیفیت فرایندها و تأثیر دانش بر عملکرد سازمان را ارزیابی کنند. همچنین ارزیابی مدیریت دانش امکان شناسایی نقاط ضعف، فرصتهای بهبود و موانع توسعه دانش را فراهم ساخته و زمینه تصمیمگیری مبتنی بر شواهد را تقویت میکند. در محیط رقابتی و دانشبنیان امروز، سازمانهایی که بهطور مستمر نظام مدیریت دانش خود را ارزیابی و بهبود میدهند، توان بیشتری در حفظ سرمایه فکری، توسعه نوآوری و خلق مزیت رقابتی پایدار خواهند داشت. از این رو، ارزیابی مدیریت دانش را میتوان نهتنها ابزاری برای سنجش عملکرد، بلکه سازوکاری راهبردی برای یادگیری، تحول و تعالی سازمانی دانست.
پرسشنامه ارزیابی عملکرد مدیریت دانش
منبع: داونپورت، توماس؛ و پروساک، لارنس. کتاب دانش در عمل. بوستون: انتشارات هاروارد.
