تحلیل استنادی

تحلیل استنادی (Citation analysis) روشی برای بررسی الگوهای ارجاع میان آثار علمی و سنجش ساختار ارتباطی دانش در یک حوزه پژوهشی است. این روش در چارچوب روش پژوهش مدیریت جایگاهی مهم دارد زیرا امکان شناسایی آثار تأثیرگذار، شبکه‌های دانشی و روندهای تحول فکری را فراهم می‌کند. در این نوشتار، مبانی نظری، شاخص‌های رایج، کاربردها و محدودیت‌های تحلیل استنادی به‌صورت منسجم بررسی خواهد شد.

تعریف تحلیل استنادی

تحلیل استنادی روشی برای آزمون و ارائه فراوانی‌ها، الگوها و نمودارهای مرتبط با مراجع موجود در اسناد و مقاله‌ها می‌باشد. در این روش از منبعی به منبع دیگر ردیابی صورت می‌گیرد تا به منبع اصلی دست پیدا شود. هدف نهایی پیدا کردن مهم‌ترین اسناد موجود در یک مجموعه است. مهم‌ترین منابع علمی به این منظور پایگاه‌های اسکوپوس، گوگل اسکولار، ساینس دایرکت، اشپرینگر و امرالد هستند.

روش تحلیل استنادی یکی از روش‌های کتاب سنجی است که به ارزیابی متون علمی براساس شمار استنادهای تعلق گرفته به متون می‌پردازد. این روش به پژوهشگران کمک می‌کند با پیگیری استنادها و با پی بردن بر رد یا اثبات ادعاهای خود و دیگران نتایج بهتری را ارائه کنند. پژوهشگران با پیگیری استنادها می‌توانند روش‌های خود را بهبود بخشند. تحلیل استنادی از استنادهای منابع علمی برای برقراری، تحلیل و درک میان منابع علمی یا پژوهشگران استفاده می‌کند.

از این روش برای درک ریشه تاریخی یک اندیشه می‌توان استفاده کرد. از نگاه توسعه، رویکرد به تحلیل استنادی توسعه علم را به همراه دارد. تحلیل استنادی به عنوان یک معیار بسیار مهم علم سنجی و ترسیم ساختار موضوعی رشته‌های مختلف علمی، موجب پیدایش رشته‌های مختلف علمی، موجب پیدایش رشته‌های علمی نو از طریق روابط استنادی بین رشته‌ای و یافتن مدارک استناد شده از رشته‌های مختلف به یکدیگر و در نتیجه یافتن رشته‌های ارتباط یافته با یکدیگر است.

مزایا و کاربردهای تحلیل استنادی

تحلیل استنادی کاربردهای فراوانی دارد. تسهیل مراحل تحقیق و افزایش نتایج تحقیق با استفاده از تحلیل استنادی میسر است. با استفاده از این روش می‌توان تاریخ علم را مطالعه کرد. چنانکه رابطه فکری و علمی در میان تحقیقات قبلی را می‌توان از طریق تحلیل استنادی توصیف کرد. عمده‌ترین مزایا و کاربردهای این روش عبارتند از:

  • کتاب‌سنجی
  • علم‌سنجی
  • اطلاع‌سنجی

تحلیل استنادی یکی از روش‌های معتبر در این سه حوزه است که با شمارش مدارک تولید شده، و تعداد استنادهای تعلق گرفته به آنها و اطلاعات کتاب‌شناختی آنها در تعیین نویسندگان کلیدی و مجلات هسته، مطالعه تاریخ علم، شناسایی رشته‌های نوظهور احتمالی، و سیاست‌گذاری‌های علمی کمک می‌کند.

با تحلیل استنادی می‌توان دریافت که تحولات علمی چگونه صورت می‌گیرد و مسیر هر رشته علمی کدام است. همچنین الگوی واقعی کسب اطلاعات یا پخش یافته‌های علمی و فنی چگونه است. از این دو مورد، اطلاعاتی به دست می‌آید که شامل موارد زیر است:

دانش‌پژوهان را با جامعه‌شناسی مبادله اطلاعات علمی آشنا می‌کند و آنها را قادر می‌سازد از دانش مکتوب، حداکثر بهره را ببرند.

ثانیاً، کتابداران را با مجموعه جامعه‌شناختی مبادله اطلاعات علمی آشنا می‌کند. این روش کتابداران را قادر می‌سازد که مجموعه‌ای برای کتابخانه خود فراهم آورند که در تحولات علمی و فرهنگی جامعه، اثر باارزشی داشته باشد.

انواع تحلیل استنادی

از آغاز شکل‌گیری تحلیل استنادی، پژوهش‌های فراوانی در این زمینه انجام شده است. این پژوهش‌ها تنها به رابطه میان یک سند و متن ارجاع‌دهنده محدود نبوده‌اند. بر پایه همین رابطه، ارتباط میان خود متن‌ها نیز بررسی شده است. همچنین پیوند میان اسناد با یکدیگر موضوع مطالعه قرار گرفته است. به همین سبب و برای سهولت بررسی این‌گونه پژوهش‌ها، شاید بتوان آنها را از لحاظ شیوه عمل به دو گروه عمده تقسیم کرد:

  • تحلیل استنادی عمودی
  • تحلیل استنادی افقی

نتایج این تحلیل‌ها مبنایی برای شناسایی آثار بنیانی فراهم کرده است. افزون بر این، از آن‌ها برای تمایز آثار معتبر از آثار کم‌اعتبار استفاده می‌شود.

تحلیل استنادی عمودی

غرض از تحلیل عمودی، کشف قواعد حاکم بر رابطه متن و زنجیره اسناد آن است. یعنی هر مقاله علمی به‌عنوان حلقه‌ای از یک زنجیره در قیاس با مقالات قبل و بعد از خود سنجیده می‌شود. البته برخلاف علم‌الحدیث، این‌گونه تحلیل بر آن نیست که سخنی یا بیانی را در زنجیره ناقلان دنبال کند تا به معصوم برسد، بلکه یکی از فعالیت‌هایی که در آن حوزه و با استفاده از این نوع تحلیل صورت می‌گیرد، تعقیب یک اندیشه از طریق ردگیری استنادها (Citation tracing) جهت رسیدن به نخستین طراح یک فکر، یا بداعت در یک حوزه علمی، و به قولی، به‌منظور استفاده در تدوین تاریخ علوم است.

تحلیل استنادی افقی

منظور از تحلیل افقی کشف رابطه احتمالی میان خود مآخذ (سندها) و یا خود مقالات (متن‌ها) است. هرگاه بپذیریم که میان یک مقاله و مآخذش رابطه‌ای هست، پس اگر دو مقاله در مآخذ خود مشترک باشند، یا دو مأخذ در مقالاتی پیوسته در کنار یکدیگر مورد استفاده قرار گیرند، باید میان آن دو مقاله با یکدیگر و این دو مأخذ با یکدیگر از لحاظ موضوعی شباهتی موجود باشد.

  • نوع اول: اشتراک در مأخذ (Bibliographic coupling)
  • نوع دوم: اشتراک در متن (Co-citation)

معادل‌های فارسی بر مبنای تعبیر مفهومی این دو اصطلاح آمده نه بر اساس معنای لغوی آنها. چون این دو تحلیل، در روش خود با یکدیگر متفاوتند و در واقع در دو جهت مخالف حرکت می‌کنند.

سخن پایانی

در جمع‌بندی می‌توان گفت تحلیل استنادی ابزاری کارآمد برای ترسیم نقشه نفوذ علمی و شناسایی کانون‌های اثرگذاری در یک حوزه دانشی است. این روش با بهره‌گیری از داده‌های ارجاعی، امکان سنجش جایگاه پژوهشگران، نشریات و جریان‌های فکری را فراهم می‌سازد. با این حال، اتکای صرف به شمار ارجاعات می‌تواند به ساده‌سازی بیش از حد کیفیت علمی بینجامد و زمینه سوگیری را ایجاد کند. از این رو، تحلیل استنادی زمانی بیشترین اعتبار را دارد که در کنار سایر روش‌های ارزیابی علمی و تحلیل کیفی به کار گرفته شود.

Moed, H. F. (2005). Citation analysis in research evaluation. Springer.