تحلیل همواژگانی (Co-Word Analysis) یک روش تحلیل محتوایی است که به ارزیابی مقوله موردنظر براساس دفعات تکرار واژگان کلیدی اسناد میپردازد. از آنجا که حجم تولید و نشر مقالههای علمی بسیار زیاد است دیگر نمیتوان به تحلیل محتوای همه مقالهها در زمینه پدیده موردنظر پرداخت. دیدگاه زیربنایی این روش آن است که براساس واژگان کلیدی یک مقاله میتوان به درک درستی از کل محتوای مقاله دست یافت. در این آموزش کوشش شده است تا تحلیل همواژگانی به صورت کامل تشریح شود.
تعریف تحلیل همواژگانی
تعاریف هم واژگانی را از نظر مفهومی معادل co-word دانسته که گاه واژه co-occurrence را به جای آن به کار برده اند. در زبان فارسی واژه نخست را هم واژگانی و واژه دوم را هم رخدادی معنا کرده اند. تحلیل هم واژگانی که براساس هم رخدادی واژگان عمل میکند، به عنوان یک روش حلیل محتوا، یکی از روشهای علم سنجی است.
علاوه بر اینها، تعریفهای دیگری نیز ارائه شده است که در زیر به آن اشاره شده است:
- نوعی تحلیل محتوا برای کشف الگوها و تعیین گرایشهای موضوعی در حوزههای مشخص پژوهشی
- اندازهگیری درجه ارتباط بین مفاهیم و اصطلاحات
- روشی مهم برای دیداری سازی روابط میان مفاهیم، اندیشه ها، و مسائل علمی
- تحلیلی کمی برای کشف شبکه مفاهیم حوزههای علمی
- روشی برای شناسایی ساختار موضوعی یک حوزه پژوهشی
- کشف روابط مفهومی میان مدارک
- شیوهای نو از مطالعات کمی در حوزه علم سنجی جهت تعیین ارتباط میان توصیفگرهای منابع
به کارگیری این روش سبب شناسایی و دسته بندی مقولات مفهومی میشود و زمینه را برای بازیابی اطلاعات در پایگاههای دانش فراهم میآورد. با توجه به تعاریف فوق، تحلیل هم واژگانی شیوهای از تحلیل محتواست. برای این انجام این روش از نرمافزار VOS Viewer استفاده میشود.
کارکردهای تحلیل همواژگانی
از طریق این روش میتوان مفاهیم اصلی یک زمینه یا حوزه علمی را شناخت. به واسطه این شناخت، الگوها و رویدادهای مفهومی، ساختار علمی، شبکه مفهومی، روابط سلسلهمراتبی مفاهیم، و مقولات مفهومی آن حوزه را کشف، ترسیم، و مدیریت کرد. تحلیل هم واژگانی، ابزاری برای کشف الگوهای پنهان و رویدادهای نوظهور مفهومی است.
مطالعات مختلف در حوزه علم اطلاعات، به خصوص در زمینه تحلیل هم واژگانی، نشان میدهد این روش میتواند در موارد زیر کاربرد داشته باشد:
- ترسیم حرکت و پویایی علم
- ترسیم ساختار حوزهها و زمینههای علمی
- ترسیم روابط میان پژوهشهای بنیانی و پژوهشهای فناورانه
- دیداری سازی شبکه مفهومی علم و فناوری
- تحلیل سیر تحول مفهومی در طول دورههای زمانی
- تعیین و تحلیل نواحی مورد پژوهش
- ارزیابی درون داد و برون داد روابط در یک شبکه پژوهشی
- دسته بندی مدارک بر اساس موضوعات
- خوشه بندی مفاهیم حوزههای علمی؛
در میان پایگاههای علمی برای نمونه میتوان به ساینس دایرکت، اسکوپوس، وب آو ساینس یا امرالد اشاره کرد. در مورد گوگل اسکولار خیلی باید احتیاط کنید. گوگل اسکولار چون از موتور جستجوگر قدرتمند گوگل استفاده میکند همه نوع مقالهای با هر کیفیتی را در نتایج ارائه میدهد بنابراین اعتبار بسیاری از مقالههای آن نامناسب است.
پیشینه تحلیل همواژگانی
نخستین مطالعات درباره بسامد واژگان در متنها به پژوهشهای جرج زیف در سال ۱۹۴۹ بازمیگردد. او با بررسی متون انگلیسی، قانون مشهور خود درباره توزیع بسامد واژهها را مطرح کرد که بعدها به قانون زیف شناخته شد.
کاربرد تحلیل واژگان در مطالعات علمسنجی در دهه ۱۹۷۰ گسترش یافت. اسمال و گریفث در سال ۱۹۷۴ از تحلیل بسامد واژگان در عناوین مقالات برای شناسایی موضوع و مفهوم اسناد استفاده کردند.
تحلیل همواژگانی بهصورت نظاممند در اوایل دهه ۱۹۸۰ در فرانسه توسعه یافت. این روش در سال ۱۹۸۳ توسط میشل کالون و همکارانش معرفی شد و بهعنوان ابزاری در علمسنجی برای ترسیم ساختار دانش به کار رفت.
از آن زمان، تحلیل همواژگانی بهعنوان جایگزین یا مکمل روشهای استنادی و هماستنادی توسعه پیدا کرد. امروزه این روش در بسیاری از کشورها برای مطالعه ساختار مفهومی حوزههای علمی استفاده میشود.
پیشفرضهای تحلیل همواژگانی
تحلیل همواژگانی بر این ایده استوار است که همنشینی واژهها در یک مدرک، بازتابی از ساختار مفهومی آن است. هرچه دو اصطلاح بیشتر در کنار هم ظاهر شوند، احتمال وجود پیوند معنایی میان آنها بیشتر است.
- فرضهای بنیادین روش
- واژههای علمی آگاهانه و هدفمند انتخاب میشوند.
- همنشینی واژهها بیانگر رابطه مفهومی میان آنهاست.
- تکرار همرخدادی در متون مختلف نشاندهنده اهمیت آن پیوند در حوزه علمی است.
تأکیدهای تکمیلی پژوهشگران:
- اصطلاحات موضوعی با دقت انتخاب میشوند.
- واژهها نماینده محتوای واقعی مدرک هستند.
- شبکه واژگان، ساختار معنایی حوزه را آشکار میکند.
- کلیدواژههای نمایهسازیشده منبعی مناسب برای تحلیل همواژگانی هستند.
با سنجش میزان همرخدادی واژهها میتوان شبکه مفاهیم یک حوزه علمی را ترسیم کرد و روند تحول آن را نشان داد. این شبکه از طریق شمارش بسامد واژهها و ارتباط آنها با سایر اصطلاحات شکل میگیرد.
تفاوت تحلیل همواژگانی با تحلیل هم استنادی
تفاوت تحلیل همواژگانی (Co-word Analysis) و تحلیل هماستنادی (Co-citation Analysis) دو روش نزدیک بههم هستند. تحلیل همواژگانی نوعی مدلسازی شبکهای است که بر همرخدادی واژهها در متن مقالات تکیه دارد و برای ترسیم نقشه مفهومی یک حوزه به کار میرود. در مقابل، تحلیل هماستنادی بر هماستناد شدن منابع در فهرست منابع مقالات تمرکز دارد و شبکهای از ارتباط میان اسناد ایجاد میکند.
تفاوت اصلی در نوع داده است. تحلیل هماستنادی به اطلاعات استنادی و ارجاعات نیاز دارد، در حالی که تحلیل همواژگانی تنها به مجموعهای از مقالات و واژههای آنها وابسته است. دادههای همواژگانی معمولا در قالب ماتریس بسامد تحلیل میشوند و میتوان آنها را با روشهایی مانند خوشهبندی سلسلهمراتبی یا مقیاس چندبعدی نمایش داد.
از نظر کارکرد، تحلیل همواژگانی برای بررسی روابط مفهومی و درونی یک حوزه علمی مناسبتر است. زیرا شاخصهای هماستنادی صرفا وجود ارتباط میان اسناد را نشان میدهند، نه ماهیت موضوعی آن را. برای فهم پیوند میان علم و فناوری یا کشف ساختار معنایی یک حوزه، تحلیل واژگان متن ابزار دقیقتری به شمار میآید.
شبکه مفهومی یا واژگانی
شبکه مفهومی یا واژگانی با روش تحلیل هم واژگانی و با روش هم رخدادی واژگان ترسیم و تحلیل میشود. این روش به عنوان فنی در تحلیل محتوا، کشف روابط پنهان میان مفاهیم و روابط معنایی، و یکی از روشهای ایجاد روابط سلسلهمراتبی مفاهیم در هستی شناسی حوزههای علمی و زمینههای دانش تخصصی مطرح است.
تحلیل هم واژگانی، با خلاصه سازی مدارک در واژه هایی قدرتمند و محاسبه رخداد و هم رخدادی، تشخیص دقیق تری نسبت به حوزه موضوعی ارائه میدهد و در کنار سایر تحلیلها همچون تحلیل هم استنادی و هم نویسندگی، شاخصی مهم در علم سنجی است که در مطالعه شبکه مفهومی یا واژگانی یک حوزه، مهم ترین حوزههای پژوهشی برای شناسایی الگوهای پنهان و برجسته، روابط درونی و بیرونی مفاهیم، رویدادهای در حال ظهور، و سیاستگذاری علم و دانش به کار گرفته میشود.
تحلیل هم واژگانی میتواند به ما بگوید که توجه جامعه علمی بیشتر به چه موضوعات، زمینه ها، مسائل، پژوهش ها، و نظرات پرداخته است. حوزهها و زیر حوزههای مختلف علمی کدام اند. تا چه حد نویسندگان و پژوهشگران در هریک از مقولههای علمی مشغول به فعالیت و پژوهش هستند.
سخن پایانی
تحلیل هم واژگانی یکی از روشهای علم سنجی است که در دهه ۱۹۸۰ مطرح شد. این روش بر این فرض استوار است که استفاده از واژههای مشترک در دو یا مجموعهای از متون نشان دهنده نزدیکی آن متنها به همدیگر است. همچنین ابزار قدرتمندی در ردیابی علوم است که از طریق آن میتوان ساختار، مفاهیم، و مؤلفههای یک حوزه علمی را شناسایی کرد. همچنین پویایی علم و فناوری را به تصویر کشید. این روش برای شناسایی الگوهای پنهان و برجسته، روابط درونی و بیرونی مفاهیم، رویدادهای در حال ظهور، و سیاستگذاری علم و دانش به کار گرفته میشود.