چابکی استراتژیک (Strategic Agility) توانایی سازمان برای دستیابی به هدفهای بلندمدت با تکیه بر برنامههایی انعطافپذیر و فراگیر است. این مفهوم برگرفته از مفاهیم مدیریت استراتژیک و چابکی سازمانی با دیدگاهی یکپارچه میباشد و عاملی حیاتی برای موفقیت سازمانهای امروزی است. در این مقاله کوشش میشود تا چابکی سازمانی با نگاهی استراتژیک مفهومسازی و بازتعریف شود.
تعریف چابکی استراتژیک
مفهوم چابکی استراتژیک برای نخستین بار توسط دوز و کوسن (۲۰۱۰) مطرح شده است. آنها چابکی استراتژیک را به عنوان یک توانایی مداوم برای حساسیت استراتژیک لحظه به لحظه، تعهدات جمعی چابک، تجدید و گسترش سریع و قدرتمند منابع و نیز به عنوان پادزهری میدانند که برای درد حاصل از توالی تکراری موفقیت، افول و انعطاف پذیری، بحرانها و نوسازیها مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین آنها چابکی استراتژیک را نتیجه ترکیبی از ثبات در پروسهها و افراد، ارزشها و بلند پروازیها و حساسیت و انعطاف پذیری در دیدگاه ها، سیالی در گسترش منابع و وحدت رهبری در ایجاد تعهدات جمعی قلمداد کرد.
چابکی استراتژیک توانایی سازمان در کشف فرصتهای جدید رقابتی و استفاده از دانش، داراییها و روابط برای شکار این فرصتها است. به دیگر سخن راهبرد چابک، توانایی شناسایی فرصتهای نوآورانه و کسب فرصتهای بازار رقابتی از طریق فراهم کردن داراییهای حیاتی، دانش و ارتباطات سریع و ناپیوسته است.
در تعریفی دیگر چابکی استراتژیک توانایی پاسخ به تغییرات پیشبینیناپذیر و توانایی اقدام پیشکنشی در رابطه با تغییر است. این سازه بر مفهوم توسعه و اجرای همزمان و مشترک استراتژی و نه تفکیک و جدایی آنها تأکید دارد.
مقایسه چابکی استراتژیک و عملیاتی
چابک بودن عملیاتی یعنی بهتر، سریعتر و ارزانتر کردن محصولات فعلی برای مشتریان فعلی. در مقابل چابکی استراتژیک یعنی ایجاد بازار جدید با محصولات تازه برای مشتریان تازه که یعنی نوآوری در خلق بازار. این تفاوتی است که بین این دو مفهوم وجود دارد و مفهوم چابک بودن راهبردی را به تحول دیجیتال نزدیک میسازد.
برای درک بهتر این تمایز به این نمونهها دقت کنید:
چابکی عملیاتی به بهتر کردن شمع توجه داشت اما ادیسون موفق شد لامپهای برقی تولید کند.
چابکی عملیاتی به ساخت اسبهای سریعتر تمرکز داشت اما هنری فورد خودروهای حرفهای ساخت.
در دهه ۲۰۰۰ شرکتهایی مانند نوکیا و بلکبری با هدف ساخت موبایلهای بهتر چابکی عملیاتی را دنبال میکردند. در این زمان استیو جابز با توسعه ابزارهای جدید نسل تازهای از گوشیهای هوشمند را ارائه داد.
وقتی برخی از شرکتها DVDهای بهتر میساختند، نتفلیکس امکان پخش کردن اینترنتی فیلمها را برای مشتریان فراهم آورد.
وقتی گوگل سعی میکرد جستجوی واژه کلیدی را بهبود بخشد، آمازون در جستجوی صوتی پیشگام بود.
پیشایندها و پیامدهای چابکی استراتژیک
برای تدوین استراتژیهای چابک در سازمان باید پیشایندها و پیامدهایی در نظر گرفته شود. اگر بدون فراهم کردن بسترها اقدام به برنامهریزی استراتژیک شود موفقیت بدست نخواهد آمد. نخست باید زمینهها و بسترهای لازم فراهم شود. آنگاه بر سازوکارهای تدوین استراتژی تمرکز شود و در پایان دستاوردهای مناسب قابل حصول خواهد بود.

پیشایندها و پیامدهای چابکی استراتژیک
تدوین استراتژی چابک خود شامل عوامل زیر است:
- مسئولیت مشترک
- هدفهای راهبردی منتخب
- اقدام
- روشنی چشمانداز
- قابلیتهای اصلی
سازمانهایی که از نظر راهبردی چابک هستند قابلیت نوآوری و بنیاد نهادن تغییرات در فعالیتهای تولیدی آنها نیز سریع تر و زودتر از بقیه را دارا هستند. بنابراین بهتر میتوانند فرصتهای محیطی را شکار کنند و به استقبال تغییرات بروند. اگر یک شرکت اهمیت چابک بودن در سطح کلان را نادیده بگیرد، نتیجه آن بسیار بد و خطرناک میباشد.
دستیابی به چابکی استراتژیک نیازمند پیشایندهایی است که عبارتند از:
از سوی دیگر
در پایان پیامدهای چنین رویکردی عبارتند از:
- دستیابی به مزیت رقابتی
- بهبود عملکرد مالی
- بهبود عملکرد غیرمالی
استراتژی به برنامهای کلان و فراگیر برای دستیابی به هدفهای بلندمدت سازمانی دلالت دارد. بدون تردید در مسیر دستیابی به هدفهای بلندمدت فرازو و فرودهایی بسیاری وجود خواهد داشت. سازمانها ناگذیر هستند تا با تغییرات بسیاری در درون و بیرون از سازمان مواجه گردند. بنابراین باید در تدوین استراتژی سازمان بهگونهای عمل شود که بتوان با انعطافپذیری بالا به چنین تغییراتی پاسخ داد.
سازههای چابکی استراتژیک
چابکی استراتژیک در پنج توانایی که مکمل یکدیگر هستند، آشکار میشود:
- وضوح چشمانداز
- درک قابلیتهای اصلی
- اهداف استراتژیک منتخب
- مسئولیت مشترک
- اقدام
وضوح چشمانداز، نشان میدهد که سازمان در تلاش است در نهایت به آن برسد. همچنین انواع روابط و نتایجی را نشان میدهد که سازمان امیدوار است آنها را به وجود آورد.
قابلیتهای اصلی، نشاندهندۀ آگاهی سازمان از قابلیتهایش است و اینکه چگونه این قابلیتها میتوانند به کار روند تا برای مشتریان ارزش خلق کنند.
اهداف استراتژیک منتخب به آگاهی سازمان اشاره دارد پیرامون اینکه چگونه ارزش خلق کند. همچنین از این توانایی استفاده کند که مشتریانی را انتخاب کند تا آنچه را سازمان به بهترین وجه قادر است ارائه دهد، ارزشگذاری کنند.
مسئولیت مشترک، نشاندهندۀ دخالت شرکای زنجیره ارزش با پاسخگویی مشترک برای بازده است.
اقدام، نشاندهندۀ این است که سازمان چگونه از تواناییهای خود و تواناییهای شرکای زنجیرۀ ارزش را بهصورت استراتژیک استفاده میکند تا نتایجی را کسب کند.
سخن پایانی
چابکی استراتژیک به توانایی سازمان در واکنش سریع، انعطافپذیر و اثربخش به تغییرات و آشفتگیهای محیطی اشاره دارد و امروزه به یکی از عوامل کلیدی موفقیت سازمانها تبدیل شده است. افزایش رقابت، تحولات فناوری، نوسان تقاضا و عدم اطمینان محیطی، سازمانها را با ریسکها و تهدیدهای متعددی مواجه ساخته است؛ ازاینرو مدیریت تغییرات و کاهش ریسک اهمیت ویژهای یافته است. سازمانهای دارای چابکی استراتژیک با بهرهگیری از قابلیتهایی مانند انعطاف عملیاتی، سرعت پاسخگویی و هماهنگی منابع، توان سازگاری با نیازهای متغیر مشتریان و شرایط پیشبینیناپذیر بازار را به دست میآورند و از این طریق مزیت رقابتی و عملکرد برتر خود را حفظ میکنند.
منبع: درفشی، ناهید. کتاب چابکی سازمانی. تهران: انتشارات مدیریت صنعتی.