حاکمیت شرکتی (Corporate governance) سازوکارها، فرایندها و روابطی است که بوسیله آن شرکتها کنترل شده و عملیات آنها اجرایی میشود. به دیگر سخن راهبری شرکتی ساختار قوانین، عملیات و فرایندهای مورد استفاده برای هدایت و مدیریت سازمان است. هیئت مدیره سازمان اولین و اصلیترین نیرویی است که راهبری شرکت را تحت تاثیر قرار میدهد. در این مقاله مفاهیم، تعاریف و کلیات حاکمیت شرکتی بیان میشود.
تعریف حاکمیت شرکتی (راهبری شرکتی)
طبق تعریف فدراسیون بینالمللی حسابداران، حاکمیت شرکتی عبارت است از مسئولیتها و شیوههای بکار برده شده هیئت مدیره و مدیران موظف، با هدف مشخص کردن مسیر راهبردی که ضامن دستیابی به هدفها، کنترل ریسکها و مصرف منابع باشد.
سه عنصر اصلی در این حوزه از مباحث تئوریهای مدیریت عبارتند از:
- شفافیت
- پاسخگویی
- افشای کافی
بنابراین میتوان نتیجه گرفت حاکمیت شرکتی مجموعه سازوکارهایی است که به تایید رفتار منصفانه و درست با همه ذینفعان و به تقویت شفافیت و پاسخگویی کمک میکند.
حاکمیت شرکتی، مجموعه روابطی است بین سهامداران، مدیران و حسابرسان شرکت که متضمن برقراری نظام کنترلی بمنظور رعایت حقوق سهامداران جزء و اجرای درست مصوبات مجمع و جلوگیری از سوءاستفادههای احتمالی میباشد.
حاکمیت شرکتی، شامل مجموعهای از روابط این بین مدیریت شرکت، هیأت مدیره، سهامداران و ذی نفعان دیگر است. علاوه بر آن، ساختاری ارائه میکند که از طریق آن، اهداف شرکت، ابزار دستیابی به آن، اهداف و نظارت بر عملکرد شرکت تعیین میشود. این مقوله در واقع نشان میدهد چگونه میتوان یک سازمان را هدایت کرد بدون آنکه منافع ذینفعان نادیده گرفته شود و از سوی دیگر اختیارات مدیران هم زیرپا گذاشته نشود.
تاریخچه حاکمیت شرکتی
حاکمیت شرکتی در پاسخ به پیچیدهتر شدن فعالیت شرکتها و افزایش فاصله میان مالکان و مدیران شکل گرفت. با گسترش شرکتهای بزرگ، مدیریت عملیاتی اغلب به مدیران حرفهای واگذار شد و کنترل مستقیم سهامداران کاهش یافت. این جدایی مالکیت از مدیریت زمینه بروز مسائل نظارتی و تعارض منافع را ایجاد کرد.
برای کاهش این مشکلات، سازوکارهایی برای هدایت و کنترل شرکتها توسعه یافت که به آن حاکمیت شرکتی گفته میشود. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) از نخستین نهادهایی بود که اصول حاکمیت شرکتی را بهصورت نظاممند تدوین و منتشر کرد. بر اساس این دیدگاه، حاکمیت شرکتی مجموعهای از سازوکارها و روابط میان سهامداران، هیئتمدیره، مدیریت و سایر ذینفعان را تعریف میکند.
این نظام چارچوبی برای تعیین اهداف شرکت، شیوه دستیابی به آنها و نظارت بر عملکرد سازمان فراهم میآورد. در نتیجه، حاکمیت شرکتی به عنوان ابزاری برای افزایش شفافیت، پاسخگویی و حفاظت از منافع سرمایهگذاران در سازمانها مورد توجه قرار گرفته است.
مزایای راهبری شرکتی
موافقت با اصول حاکمیت شرکتی میتواند مزایایی هم برای صاحبان و هم برای مدیران شرکتها داشته باشد و سطح شفافیت سازمانی را افزایش دهد. از مزایای دیگر آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- بهبود دسترسی به بازارهای سرمایه و بازارهای مالی
- کمک به باقیماندن در محیط بهشدت رقابتی از طریق ادغام، مالکیت، مشارکت و کاهش ریسک
- فراهمکردن سیاست خروج (exit policy) و اطمینانیافتن از انتقال بیدردسر ثروت و داراییهای خانوادگی از یک نسلبهنسل دیگر
- بهبود کنترل داخلی و افزایش بهرهوری شرکتها
- کمک به رشد و توسعه شرکتها
مزایای راهبری شرکتی برای سهامداران عبارت است از:
- فراهمکردن انگیزههای مناسب برای مدیریت و هیئتمدیره بهمنظور پیگیری اهدافی در راستای منافع شرکت
- تسهیل فرایند نظارت مؤثر بر مدیران
- تضمین امنیت بیشتر به سهامداران در مورد سرمایهشان
- اطمیناندادن به سهامداران پیرامون آگاهی کافی از تصمیمات مربوط به مسائل اساسی شرکت
حاکمیت شرکتی فرایند سیستماتیک مستمر، تدریجی و عادی بهیود، هدایت و یادگیری شرکت است که به عملکرد پایدار شرکت و تعالی اخلاقی آن منجر میشود. دنیای سازمانی سالهای اخیر شاهد تبار فزاینده به حاکمیت شرکتی بوده و مسئولیت پذیری برای کسبوکارهای امروزی به روندی جهانی مبدل شده است. حاکمیت شرکتی از یک فرایند متعارف به عنوان یک ضرورت در مدیریت استراتژیک کسبوکار در قرن بیست و یکم تبدیل شده است.
حاکمیت شرکتی پایدار
منظور از پایداری همان عملکرد سازمان در حوزه مسئولیت اجتماعی و فعالیتهای سبزی است که با هدف حفط منابع برای نسل آینده انجام میشود. مدیران ممکن است به اندازه کافی و در حد توان خود کار نکنند، زیرا افزایش ارزش شرکت که حاصل کار سخت آنان است، با سهامداران (به نسبت سرمایهگذاری سهام سهامداران) تقسیم میشود.
در حالی که مدیران هزینه کامل کوششهای بیشتر خود را متحمل میشوند، برخی از مفسران و بسیاری از سرمایه گذاران نهادی، مدیرانی را درنظر میگیرند که از کارکنان شرکت نیستند، مدیران مستقل با خارجی. تا ساز و کار حاکمیت شرکتی برای مدیران ناظر مهم باشد نقطه شروع دگرگونی حاکمیت شرکتی آگاهی نشست به دیدگاه جمعی از ماهیت حاکمیت شرکتها است.
حاکمیت شرکتی نباید تنها بر اساس مقرارات رسمی، رویهها و دستورالعملهای جامع باشد. یک شرکتک هویتی حقوقی است که به اقدامات افراد واقعی برای اداره شدن نیاز دارد تا به درستی در خدمت مدافع جامعه باشد. حاکمیت شرکتی پایدار، تنها در صورتی امکان پذیر است تبدیل شود در اینجا هدف که کارکنان از درون تغییر کند و کمال شخصی به یک شیوه زندگی تبدیل شود. در این رویکرد عمل به مسئولیتهای اجتماعی و حفظ منابع و استفاده از منابع تجدیدپذیر باید در دستور کار سازمان قرار گیرد.
سخن پایانی
در مجموع، حاکمیت شرکتی چارچوبی برای هدایت، کنترل و نظارت بر عملکرد سازمانها فراهم میکند و نقش مهمی در ایجاد شفافیت و پاسخگویی در مدیریت ایفا مینماید. این مفهوم با تنظیم روابط میان سهامداران، هیئتمدیره، مدیران و سایر ذینفعان به بهبود کیفیت تصمیمگیریهای سازمانی کمک میکند. استقرار سازوکارهای مؤثر حاکمیت شرکتی میتواند از بروز تعارض منافع و سوءاستفاده از منابع سازمان جلوگیری کند. همچنین این نظام موجب تقویت اعتماد سرمایهگذاران و افزایش اعتبار سازمان در محیط کسبوکار میشود. توجه به اصول حاکمیت شرکتی به ارتقای کارایی، شفافیت و سلامت مالی سازمانها کمک میکند. در نتیجه، حاکمیت شرکتی به عنوان یکی از ارکان اساسی مدیریت نوین، نقشی مهم در پایداری و توسعه بلندمدت سازمانها ایفا میکند.