سرمایه اجتماعی سازمان (Social capital) عملکرد اثربخش گروههای اجتماعی از طریق روابط بین فردی، احساس هویت، ادراک، هنجارها و ارزشهای مشترک میباشد. این سرمایه سازمانی در نهایت به اعتماد، هماهنگی و تعامل سازنده در برابر تعارض سازمانی مخرب منجر خواهد شد. در مقاله حاضر به تارحچه، تعریف و ابعاد این مقوله بااهمیت مدیریت منابع انسانی سازمان پرداخته شده است.
تاریخچه سرمایه اجتماعی سازمان
تاریخچه سرمایه اجتماعی به اوایل قرن بیستم بازمیگردد و نخستین بار در سال ۱۹۱۶ توسط هنیفن (Hanifan) مطرح شد. وی در بررسی نقش مدارس روستایی، بر اهمیت مشارکت اجتماعی، همکاری و روابط میان افراد برای توسعه جامعه و تقویت دموکراسی تاکید کرد و مفهوم سرمایه اجتماعی را به کار برد. پس از آن، این مفهوم در دورههای مختلف توسط پژوهشگران گوناگون بازتفسیر شد.
در دهه ۱۹۵۰ برای تحلیل روابط اجتماعی در اجتماعات شهری، جین جیکوبز (Jane Jacobs) در دهه ۱۹۶۰ در مطالعات مربوط به حیات اجتماعی شهرها، و گلن لوری (Glenn Loury) در دهه ۱۹۷۰ در تحلیل نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی. با این حال، سرمایه اجتماعی از دهه ۱۹۸۰ به بعد جایگاه برجستهای در علوم اجتماعی پیدا کرد.
جیمز کلمن (James Coleman) با تاکید بر نقش شبکههای اجتماعی و اعتماد در تسهیل کنشهای اجتماعی، سهم مهمی در توسعه نظری این مفهوم داشت. همچنین پیر بوردیو (Pierre Bourdieu) سرمایه اجتماعی را به عنوان مجموعهای از منابع حاصل از عضویت در شبکههای اجتماعی معرفی کرد. رابرت پاتنام (Robert Putnam) با مطالعه نهادهای دموکراتیک در ایتالیا، نقش سرمایه اجتماعی را در توسعه اجتماعی و عملکرد نهادهای مدنی برجسته ساخت.
اکنون سرمایه اجتماعی را میتوان در کنار سرمایه فکری، سرمایه انسانی، سرمایه فرهنگی و سرمایههای اقتصادی، بخشی از ثروت ملی به حساب آورد که بستر مناسبی برای بهره برداری از سرمایه انسانی و فیزیکی (مادی) و راهی برای نیل به موفقیت قلمداد میشود.
تعاریف سرمایه اجتماعی سازمان
از سرمایه اجتماعى تعریفهای متعددى بیان شده است:
بوردیو (۱۹۸۵) سرمایه اجتماعی را مجموعهای از منابع بالفعل و بالقوه ناشی از روابط اجتماعی میداند. وی بر نقش شبکههای پایدار و روابط نهادیشده در ایجاد این دارایی تاکید دارد. به اعتقاد بوردیو، این روابط حاصل سرمایهگذاری فردی و جمعی در تعاملات اجتماعی هستند.
کلمن (۱۹۹۸) سرمایه اجتماعی را بخشی از ساختار اجتماعی میداند که دستیابی به منافع را تسهیل میکند. وی معتقد است این دارایی از طریق روابط اجتماعی، کنش جمعی را امکانپذیر میسازد.
بارت (۱۹۹۷) سرمایه اجتماعی را شبکهای ساختاریافته از روابط میان افراد تعریف میکند. وی اندازه شبکه، تراکم و سلسلهمراتب را از عوامل موثر بر این دارایی میداند. بارت بر الگوی ارتباطات و پیوندهای میان اعضای شبکه تاکید میکند.
فوکویاما (۱۹۹۹) سرمایه اجتماعی را مجموعهای از هنجارها و ارزشهای مشترک معرفی میکند. وی اعتماد، صداقت و تعهد متقابل را از مهمترین عناصر این دارایی میداند.
به اعتقاد او، این ارزشها همکاری و هماهنگی اجتماعی را تقویت میکنند.
پانتام (۲۰۰۰) سرمایه اجتماعی را شامل شبکهها، هنجارها و اعتماد اجتماعی میداند. وی معتقد است این عوامل همکاری برای دستیابی به منافع مشترک را تسهیل میکنند.
در مجموع سرمایه اجتماعی موجب کاهش هزینههای مدیریتی و افزایش همکاری در سازمانها میشود. شبکههای اعتماد، انتقال دانش و یادگیری سازمانی را تقویت میکنند. این امر میتواند زمینه توسعه اجتماعی و افزایش اثربخشی سازمانی را فراهم سازد.
نظریههای سرمایه اجتماعی سازمان
به طور کلی میتوان مفاهیم مختلفی که سعی در تعریف سرمایه اجتماعی دارند را به ۳ دسته زیر تقسیم کرد :
سرمایه اجتماعی از دیدگاه بوردیو
بوردیو (Bourdieu) سه نوع سرمایه را شناسایی کرد:
- سرمایه اقتصادی
- سرمایه فرهنگی
- سرمایه اجتماعی
شکل اقتصادی سرمایه بلافاصله قابل تبدیل به پول است. سرمایه فرهنگی نوع دیگر سرمایه است که در یک سازمان وجود دارد مانند تحصیلات عالیه اعضای سازمان. این نوع سرمایه نیز در برخی موارد قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی است. سرمایه اجتماعی به ارتباطات و مشارکت اعضای سازمان توجه دارد که میتواند به عنوان ابزاری برای رسیدن به سرمایههای اقتصادی باشد.
از دیدگاه بوردیو سرمایه اقتصادی شکل غالب سرمایهگذاری است و انواع دیگر سرمایه یعنی فرهنگی و اجتماعی به عنوان ابزاری برای حصول سرمایه اقتصادی مفهوم پیدا میکنند. بنابراین میتوان گفت دیدگاه بوردیو در زمینه سرمایه اجتماعی دیدگاه ابزاری صرف است. به عبارتی اگر سرمایه اجتماعی نتواند موجب رشد سرمایه اقتصادی شود، کاربردی نخواهد داشت.
سرمایه اجتماعی از دیدگاه کلمن
کلمن (Coleman) مفهوم سرمایه اجتماعی را از ابعاد مختلف بررسی کرد. کلمن برای تعریف سرمایه اجتماعی از نقش و کارکرد آن کمک گرفت و تعریفی کارکردی از سرمایه اجتماعی ارائه داد. از نظر وی سرمایه اجتماعی عبارت از ارزش آن جنبه از ساختار اجتماعی که به عنوان منابعی در اختیار اعضا قرار میگیرد تا بتوانند به اهداف و منافع خود دست پیدا کنند.
کلمن معتقد است که سرمایه اجتماعی با کارکردش تعریف میشود؛ سرمایه اجتماعی شیئی واحد نیست بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند:
الف) همه آنها جنبههای از یک ساخت اجتماعی را شامل میشوند؛
ب) کنشهای معین افرادی را که درون ساختار هستند، تسهیل میکنند.
کلمن، سرمایه انسانی را به عنوان هدف نهایی مطرح کرده و سرمایه اجتماعی را به عنوان ابزاری برای حصول به سرمایه انسانی میداند. او در واقع با استفاده از مفهوم سرمایه اجتماعی تلاش در شناخت نقش ارزشها و هنجارها در خانواده یا شبکههای اجتماعی داشت تا بدین وسیله بتواند موجب تقویت سرمایههای انسانی شود.
سرمایه اجتماعی از دیدگاه پوتنام
تأکید عمده پوتنام به نحوه تأثیر سرمایه اجتماعی بر رژیمهای سیاسی نهادهای دموکراتیک مختلف است. وی سرمایه اجتماعی را مجموعهای از مفاهیمی چون اعتماد، هنجارها و شبکهها میداند که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه اعضای یک اجتماع شده و در نهایت منافع متقابل آنان را تامین خواهد کرد.
پوتنام، سرمایه اجتماعی را به عنوان وسیلهای برای رسیدن به توسعه سیاسی و اجتماعی در سیستمهای مختلف سیاسی میدانست. تأکید عمده وی بر مفهوم اعتماد بود و به زعم وی همین عامل بود که میتوانست با جلب اعتماد میان مردم و دولتمردان و نخبگان سیاسی موجب توسعه سیاسی شود.
رابرت پاتنام نیز معتقد است که سرمایه اجتماعی سازمان برخلاف سرمایههای متعارف دیگر، یک کالای عمومیِ مشترک است و در مالکیتِ خصوصیِ بهرهبرداران نیست. پاتنام، سرمایه اجتماعی را با سه مؤلفه «اعتماد»، «هنجارها» و «شبکهها» مفهومسازی میکند و به زعم وی این سه مؤلفه، معمولاً خودتقویتکننده و خودافزاینده هستند. به بیان بهتر، هر کدام از آنها، تقویتکننده دیگری است.
در واقع سرمایه اجتماعی مجموعهای از سازمان اجتماعی از جمله اعتماد، هنجارها و شبکهها اشاره دارد که قادرند کارایی جامعه را با تسهیل کنشهای تعاونی بهبود بخشند. پاتنام در تعریفی دیگر بیان میکند سرمایه اجتماعی آن دسته از ویژگیهای زندگی اجتماعی، شبکهها، هنجارها و احتمالات که مشارکتکنندگان را قادر میسازد تا به شیوهای موثرتر اهداف مشترک خود را تعقیب نمایند.
سرمایه اجتماعی از دیدگاه ناهاپیت و گوشال
به اعتقاد ناهاپیت و گوشال سرمایه اجتماعی جمع منابع بالفعل و بالقوه در دسترس افراد که ناشی از شبکه روابط متعلق به فرد یا واحد اجتماعی است، میباشد. سرمایهی اجتماعی هم شامل شبکه و هم شامل داراییهاست که احتمال بسیج شدن آن از طریق شبکه وجود دارد. نهاپیت و گوشال سرمایه اجتماعی سازمان را عاملی مؤثر در ایجاد و مشارکت در دانش سازمانی میدانند. آنها سه عامل سرمایه شناختی، سرمایه ساختاری و سرمایه ارتباطی را به عنوان ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی مطرح کردند.
سرمایه اجتماعی هنجارها و شبکه هایی است که مردم را قادر میسازد تا دست به کنش جمعی بزنند. این تعریف ساده چندین مقصد را برمیآورد. اولاً نه بر پیامدها بلکه بر منابع سرمایه اجتماعی متمرکز است. عده زیادی از جامعه شناسان، علمای سیاست و اقتصادانان برای یافتن پاسخ سوالهای متعددی در رشتههای خود به مفهوم سرمایه اجتماعی متوسل شدهاند.
بحث سرمایه اجتماعی سازمانی نیز با نظریههای ناهاپیت و گوشال قوت گرفت و توجه مدیران سازمانها به این سرمایه بیشتر معطوف شد. آنچه بر ابهامات فراوان این تئوری (سرمایه اجتماعی) میافزاید، تعاریف متعدد در حوزههای گوناگون توسط افراد مختلف است. چنانچه در بررسی ادبیات موضوع با انبوهی از تعاریف روبرو میشویم که در حوزههای متفاوتی ارائه شدهاند.
سخن پایانی
سرمایه اجتماعی یکی از مهمترین داراییهای نامشهود در سازمان و جامعه بهشمار میآید. این مفهوم بر نقش اعتماد، هنجارهای مشترک و شبکههای ارتباطی در تسهیل همکاری و کنش جمعی تاکید دارد. روابط اجتماعی اثربخش میتوانند هماهنگی، یادگیری و انتقال دانش را تقویت کنند و زمینه دستیابی به اهداف مشترک را فراهم سازند. برخلاف سرمایه فیزیکی و انسانی، این دارایی در بستر تعاملات انسانی شکل میگیرد و ماهیتی کاملا ارتباطی دارد. توسعه روابط مبتنی بر اعتماد میتواند هزینههای مدیریتی را کاهش داده و اثربخشی سازمانی را افزایش دهد. به همین دلیل، این مفهوم در سالهای اخیر به یکی از مباحث مهم در مدیریت، جامعهشناسی و توسعه سازمانی تبدیل شده است.
References
Bourdieu, P. (1985). The forms of capital. In J. G. Richardson (Ed.), Handbook of theory and research for the sociology of education (pp. 241–258). Greenwood Press.
Burt, R. S. (1997). The contingent value of social capital. Administrative Science Quarterly, 42(2), 339–365.
Coleman, J. S. (1988). Social capital in the creation of human capital. American Journal of Sociology, 94, S95–S120.
Fukuyama, F. (1999). Social capital and civil society. International Monetary Fund.
Putnam, R. D. (2000). Bowling alone: The collapse and revival of American community. Simon & Schuster.