تحلیل ذی‌نفعان

تحلیل ذی‌نفعان (Stakeholder Analysis) فرایندی برای شناسایی، ارزیابی و اولویت‌بندی افراد و گروه‌های اثرگذار یا اثرپذیر از تصمیم‌های سازمان است. این مفهوم به مدیران کمک می‌کند تعارض‌ها را کاهش داده و حمایت ذی‌نفعان کلیدی را جلب کنند. در این مقاله، مفهوم تحلیل ذی‌نفعان، مراحل اجرا، ابزارهای کاربردی و نمونه‌های مدیریتی بررسی می‌شود.

تعریف تحلیل ذی‌نفعان

ذی‌نفعان را افراد یا گروه‌هایی دانسته‌اند که د رسیدن به هدف‌های سازمانی بتوانند تاثیرگذار یا تاثیرپذیر باشند. یا افراد یا سازمانی که حقوق و منافعی نسبت به عملکرد سازمان، منابع یا خروجی‌های آن داشته باشد یا بوسیله خروجی‌ها تحت‌تاثیر قرار گیرند. افراد یا گروه‌های کوچک که توان پاسخگویی، مذاکره، بحث و تغییر آینده استراتژیک سازمان را دارا هستند.

تحلیل ذی‌نفعان روش نظام‌مندی برای گردآوری و تحلیل کمی و کیفی اطلاعات در راستای تعیین کسانی است که علایق آنها باید در طول پروژه، به حساب آورده شوند. این تحلیل، علائق، انتظارات و اثر ذی‌نفعان سازمانی و نسبت آنها با هدف پروژه را شناسایی می‌کند.

جهت انجام چنین تحلیلی پرسش اصلی مطرح می‌شود:

  • ذی‌نفعان کلیدی حوزه یا سازمان موردمطالعه چه گروه‌هایی هستند؟
  • میزان تاثیرگذاری هریک از گروه‌های ذی‌نفع چگونه است؟
  • چه مناسبانی از منظر قدرت و منفعت میان گروه‌های ذی‌نفع وجود دارد؟

تحلیل ذی‌نفعان می‌تواند نقش موثر و تاثیرگذاری در فرایند مدیریت استراتژیک یک سازمان یا پروژه داشته باشد. به همین خاطر از اهمیت استراتژیک برخوردار است. این تحلیل به مدیران و مسئولان در شناخت ذی‌نفعان و عوامل موثر بر رضایت آنها کمک می‌کند.

شناسایی و تحلیل ذی‌نفعان

فرایند شناسایی افراد، گروه‌ها یا سازمان‌هایی که می‌توانند بر یک تصمیم، فعالیت یا نتیجه پروژه اثر بگذارند یا اثر بپذیرند، تحلیل و مستند سازی اطلاعات مرتبط با علایق آنها، تعامل‌شان، وابستگی‌های متقابل، نفوذ و اثر بالقوه آنها بر موفقیت پروژه است. منغعت کلیدی این فرآیند آن است که باعث تمرکز مناسب مدیر پروژه برای شناسایی هریک از ذینفعان یا گروه‌های ذی‌نفعان شود.

ذینفعان پروژه شامل افرا، سازمان هایی از قبیل مشتریان،حامیان، سازمان اجرایی و عموم مردم هستند. این افراد و گروه‌ها به صورت فعال در پروژه تعامل دارند یا علایق آنها ممکن است به صورت مثبت یا منفی از اجرا یا تکمیل پروژه تحت تاثیر قرار بگیرند. این نکته‌ای کلیدی در تحلیل ذی‌نفعان است.

به زعم برایسون این یک تعریف تقریبا محدود است، زیرا مانع کسانی است که تحت تاثیر قرارمی گیرند، اما هیچ قدرتی برای پاسخ یا مذاکره با سازمان مربوطه را ندارند. ترجیح او بریک تعریف جامع تر که گسترش به همه ذینفعان دارد. این تعریف گسترده‌تر و با مفاهیم دموکراسی و مدیریت ذی‌نفعان عدالت اجتماعی سازگارتر است.

ماتریس قدرت-منفعت

ماتریس قدرت-منفعت (Power/Interest Grid) توسط ادن و اکرمن به سال ۱۹۸۸ پیشنهاد شد. این ماتریس برمبنای دو معیار قدرت ذی‌نفعان در تاثیرگذاری بر آینده فعالیت‌ها و منفعت آنها از فعالیت‌ها و دستاوردها ترسیم می‌گردد. برایسون تغییراتی در این ماتریس ایجاد کرد و با جایگزین نمودن اندازه‌گیری منفعت به جای محور دینامیک، شکل فعای ماتریس قدرت-منفعت را ترسیم کرد. براین اساس ماتریس ذی‌نفعان را می‌توان به چهار دسته تقسیم کرد:

ماتریس قدرت-منفعت

ماتریس قدرت-منفعت

  • بازیگران کلیدی (Key Players)
  • بازیگران زمینه‌ای (Context Setters)
  • نهادها (Subjects)
  • جمعیت (Crowd)

بازیگران کلیدی قدرت و منفعت زیادی دارند. این بازیگران و نقش‌آفرینان کلیدی هستند که از تاثیرگذاری و تاثیرپذیری بالایی برخوردار هستند. استراتژی اصلی سازمان مبتنی بر مشارکت این دسته در فعالیت‌ها است.

بازیگران زمینه‌ای منفعت کم ولی قدرت زیادی دارند. برای این گروه باید از استراتژی جلب رضایت استفاده کرد. نباید این گروه از سازمان ناراضی باشند چرا که می‌توانند با قدرتی که دارند دردسر ایجاد کنند. برای نمونه سازمان‌های دولتی و نهادهای قانونی در این دسته قرار می‌گیرند.

سازمان‌ها و نهادها منفعت زیاد ولی قدرت اندکی دارند. استراتژی مناسب تحلیل ذی‌نفعان برای این دسته اطلاع‌رسانی از شرایط و فعالیت‌ها است

منظور از جمعیت یا گروه‌های بی‌تفاوت آن دسته از افرادی هستند که قدرت و منفعت چندانی ندارند. برای این گروه نیازی نیست تا زمان و هزینه چندانی صرف شود.

ذی‌نفعان کلیدی سازمان

ذی‌نفعان شامل افراد، گروه‌ها و سازمان‌هایی هستند که از یک سیاست، برنامه یا پروژه تأثیر می‌پذیرند یا بر آن اثر می‌گذارند. این تأثیرگذاری می‌تواند مثبت یا منفی باشد و در موفقیت یا شکست پروژه نقش مهمی ایفا کند.

توانایی مدیر پروژه در شناسایی و مدیریت صحیح ذی‌نفعان می‌تواند احتمال موفقیت پروژه را به شکل قابل توجهی افزایش دهد. ازاین‌رو، تحلیل ذی‌نفعان یکی از اقدامات ضروری در آغاز و اجرای هر پروژه محسوب می‌شود. از مهم‌ترین گروه‌های ذی‌نفع می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • مدیران و اعضای تیم پروژه
  • مشتریان و کاربران نهایی
  • سرمایه‌گذاران و تأمین‌کنندگان
  • نهادهای دولتی و قانونی
  • ساکنان محلی و جامعه پیرامونی پروژه

تحلیل ذی‌نفعان به شناسایی روابط میان ذی‌نفعان و میزان نفوذ آن‌ها کمک می‌کند. این فرایند زمینه ایجاد ائتلاف‌ها، تقویت همکاری‌ها و مدیریت تعارض‌های احتمالی را فراهم می‌سازد. همچنین نیازها و انتظارات ذی‌نفعان در مراحل مختلف پروژه ممکن است تغییر کند و باید به‌صورت مستمر بررسی شود.

مدیران پروژه معمولاً با ذی‌نفعانی روبه‌رو هستند که منافع، انتظارات و میزان قدرت متفاوتی دارند. از آنجا که تأمین کامل خواسته‌های همه ذی‌نفعان امکان‌پذیر نیست، اولویت‌بندی آن‌ها اهمیت زیادی دارد. در این زمینه، ماتریس قدرت–علاقه یکی از ابزارهای رایج برای دسته‌بندی ذی‌نفعان بر اساس میزان نفوذ و سطح منفعت آن‌ها است.

سخن پایانی

تحلیل ذی‌نفعان ابزاری راهبردی برای شناخت بازیگران کلیدی و مدیریت روابط سازمان با گروه‌های اثرگذار است. استفاده صحیح از این رویکرد می‌تواند کیفیت تصمیم‌گیری، کاهش تعارض‌ها و موفقیت اجرای برنامه‌ها را بهبود دهد. سازمان‌هایی که انتظارات و منافع ذی‌نفعان را به‌درستی شناسایی می‌کنند، در دستیابی به اهداف بلندمدت و ایجاد تعامل پایدار موفق‌تر خواهند بود. این تحلیل به مدیران پروژه و مدیران طرح کمک می‌کند تا ذینفعان مهم در هر ناحیه شناسایی شده و همچنین مشخص شود که هریک از ذینفعان به چه اطلاعاتی نیاز دارند و با چه شیوه ایی به آن‌ها اطلاع رسانی شود و چه زمانی باید این اطلاعات به دست آن‌ها برسد.

  References

Freeman, R. E. (1984). Strategic management: A stakeholder approach. Pitman Publishing.

Freeman, R. E. (1994). The politics of stakeholder theory: Some future directions. Business Ethics Quarterly, 4(4), 409–۴۲۱.

Freeman, R. E., Harrison, J. S., & Wicks, A. C. (2007). Managing for stakeholders: Survival, reputation, and success. Yale University Press.

Freeman, R. E., Harrison, J. S., Wicks, A. C., Parmar, B., & De Colle, S. (2010). Stakeholder theory: The state of the art. Cambridge University Press.

Freeman, R. E., & Reed, D. L. (1983). Stockholders and stakeholders: A new perspective on corporate governance. California Management Review, 25(3), 88–۱۰۶.

Phillips, R., Freeman, R. E., & Wicks, A. C. (2003). What stakeholder theory is not. Business Ethics Quarterly, 13(4), 479–۵۰۲.