مدل پذیرش فناوری (TAM) مدلی برای تبیین و پیشبینی پذیرش و استفاده از فناوریهای اطلاعاتی است که بر نقش سودمندی ادراکشده و سهولت استفاده ادراکشده در شکلگیری نگرش و قصد استفاده از فناوری تأکید دارد. این مدل یکی از پرکاربردترین مدلها و نظریههای پذیرش فناوری در پژوهشهای مدیریت فناوری اطلاعات، سیستمهای اطلاعاتی و تحول دیجیتال است. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله، مدل پذیرش فناوری مفهومسازی و تعریف خواهد شد.
معرفی مدل پذیرش فناوری
مدل پذیرش فناوری (Technology Acceptance Model) چارچوبی نظری برای تبیین و پیشبینی پذیرش فناوریهای جدید توسط کاربران است. این مدل بیان میکند که پذیرش و استفاده از یک فناوری بیش از هر چیز به برداشت کاربران از سودمندی و سهولت استفاده از آن بستگی دارد. به همین دلیل، TAM یکی از پرکاربردترین مدلها در حوزه سیستمهای اطلاعاتی، مدیریت فناوری و تحول دیجیتال محسوب میشود.
این مدل توسط فرد دیویس در سال ۱۹۸۹ و با الهام از نظریه عمل منطقی (TRA) ارائه شد. دیویس در مقاله خود، دو سازه سودمندی ادراکشده و سهولت استفاده ادراکشده را بهعنوان مهمترین عوامل مؤثر بر پذیرش فناوری معرفی کرد. امروزه TAM یکی از مهمترین مبانی نظری برای مطالعه پذیرش فناوری در سازمانها، تجارت الکترونیک، بانکداری الکترونیکی، آموزش الکترونیکی، سلامت دیجیتال و سایر فناوریهای نوین به شمار میرود.
پس از معرفی مدل، پژوهشگران متعددی آن را توسعه دادند. دیویس، باگوزی و وارشاو روابط میان نگرش، قصد رفتاری و استفاده واقعی از فناوری را تکمیل کردند. بعدها ونکاتش با ارائه نسخههای توسعهیافته TAM2، TAM3 و مشارکت در نظریه یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری (UTAUT)، دامنه کاربرد این مدل را گسترش داد.
ابعاد مدل پذیرش فناوری
مدل پذیرش فناوری بر این فرض استوار است که بکارگیری یک تکنولوژی تحت تأثیر دو سازه اصلی قرار دارد:
- سودمندی ادراکشده (Perceived Usefulness)
- سهولت استفاده ادراکشده (Perceived Ease of Use)
این دو سازه نگرش و قصد استفاده از فناوری را شکل میدهند و در نهایت بر استفاده واقعی از آن اثر میگذارند. در نسخههای توسعهیافته مدل، متغیرهای دیگری مانند ریسک ادراکشده، اعتماد و شرایط تسهیلکننده نیز بهعنوان عوامل مکمل بررسی شدهاند.
سودمندی ادراکشده: میزان باور کاربر به اینکه استفاده از یک فناوری، عملکرد، بهرهوری یا کیفیت انجام وظایف را بهبود میبخشد.
سهولت استفاده ادراکشده: میزان باور کاربر به اینکه یادگیری و استفاده از یک فناوری ساده، روان و بدون تلاش زیاد خواهد بود.
این دو سازه، هسته اصلی مدل پذیرش فناوری را تشکیل میدهند و مبنای بسیاری از پژوهشهای حوزه سیستمهای اطلاعاتی و مدیریت فناوری هستند. بهطور معمول، هرچه کاربران فناوری را سودمندتر و استفاده از آن را آسانتر ادراک کنند، نگرش مثبتتری نسبت به آن خواهند داشت و احتمال پذیرش و استفاده از فناوری افزایش مییابد.
توسعه مدل پذیرش فناوری
پس از معرفی مدل پذیرش فناوری (TAM) توسط فرد دیویس در سال ۱۹۸۹، پژوهشگران برای افزایش قدرت تبیین و انطباق آن با محیطهای سازمانی، نسخههای توسعهیافتهای از این مدل ارائه کردند. هدف این توسعهها آن بود که علاوه بر سودمندی ادراکشده و سهولت استفاده ادراکشده، نقش عوامل فردی، اجتماعی، سازمانی و فناورانه نیز در پذیرش فناوری مورد بررسی قرار گیرد.
مهمترین نسخههای توسعهیافته مدل عبارتاند از:
مدل TAM2: افزودن متغیرهایی مانند تأثیر اجتماعی، تصویر ذهنی، ارتباط شغلی، کیفیت خروجی و قابلیت مشاهده نتایج. این مدل را ونکاتش و دیویس (2000) ارائه کردند.
مدل TAM3: توسعه مدل با تمرکز بر عوامل مؤثر بر سهولت استفاده ادراکشده، از جمله خودکارآمدی، ریسک ادراکشده، ادراک کنترل بیرونی و لذت ادراکشده. این مدل را ونکاتش و بالا (2008) ارائه کردند.
مدل UTAUT: نظریه یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری که با تلفیق هشت نظریه و مدل پیشین، از جمله TAM، چارچوب جامعتری برای تبیین پذیرش فناوری ارائه کرد. این مدل را ونکاتش و همکارانش توسعه دادند.
امروزه پژوهشگران متناسب با موضوع پژوهش، متغیرهایی مانند اعتماد، ریسک ادراکشده، حریم خصوصی، امنیت اطلاعات، کیفیت سیستم و شرایط تسهیلکننده را نیز به مدل پذیرش فناوری اضافه میکنند. ازاینرو، TAM از یک مدل ساده با دو سازه اصلی به یکی از انعطافپذیرترین چارچوبهای نظری برای مطالعه پذیرش فناوری در سازمانها و محیطهای دیجیتال تبدیل شده است.
دانلود پایاننامه مدل پذیرش فناوری

عنوان: ارزیابی تمایل به خرید الکترونیکی توسط مشتری با استفاده از مدل پذیرش فناوری
مقطع: کارشناسی ارشد
مورد مطالعه: پایگاه پارسمدیر
رشته تحصیلی: مهندسی صنایع
دانشگاه: پیام نور تهران
نمره دفاع: ۲۰
پیوست: فایل کامل بهصورت ورد و پیدیاف همراه با تمامی فایلهای داده و مستندات
آشنایی با فرد دیویس
فرد دیویس (Fred Davis) از پژوهشگران برجسته آمریکایی در حوزه سیستمهای اطلاعاتی، رفتار کاربران و مدیریت فناوری اطلاعات است. وی سالها بهعنوان استاد دانشگاه و پژوهشگر در زمینه تعامل انسان و فناوری فعالیت کرد و آثار علمی او نقش مهمی در شکلگیری پژوهشهای نوین سیستمهای اطلاعاتی داشته است.
زمینه اصلی پژوهشهای دیویس بررسی رفتار کاربران در مواجهه با فناوریهای جدید و شناسایی عوامل مؤثر بر استفاده از سامانههای اطلاعاتی بود. وی در طول فعالیت علمی خود مقالات متعددی در زمینه پذیرش فناوری، تصمیمگیری کاربران و رفتار سازمانی منتشر کرد که بسیاری از آنها به آثار کلاسیک این حوزه تبدیل شدهاند.

فرد دیویس
تأثیر علمی دیویس فراتر از ارائه یک مدل نظری است. پژوهشهای او مبنای صدها مطالعه در حوزههای مدیریت، فناوری اطلاعات، تجارت الکترونیک، آموزش الکترونیکی، سلامت دیجیتال و دولت الکترونیک قرار گرفته و نام او را در زمره تأثیرگذارترین پژوهشگران حوزه سیستمهای اطلاعاتی قرار داده است.
سخن پایانی
مدل پذیرش فناوری یکی از تأثیرگذارترین نظریههای حوزه سیستمهای اطلاعاتی است که نشان میدهد موفقیت یک فناوری تنها به قابلیتهای فنی آن وابسته نیست، بلکه برداشت کاربران از سودمندی و سهولت استفاده نقش تعیینکنندهای در پذیرش آن دارد. به همین دلیل، این مدل مبنای توسعه بسیاری از پژوهشها و مدلهای جدید در زمینه پذیرش فناوری، تحول دیجیتال و رفتار کاربران قرار گرفته است. ازاینرو، مدیران سازمانها با توجه همزمان به عوامل فناورانه، انسانی و سازمانی میتوانند احتمال پذیرش فناوری، موفقیت استقرار سامانههای اطلاعاتی و تحقق منافع حاصل از سرمایهگذاریهای فناوری را افزایش دهند.
دانلود اصل مقاله مدل پذیرش فناوری فرد دیویس
References
Davis, F. D. (1989). Perceived usefulnes, perceived ease of use, and user acceptance of information technology. MIS Quarterly, 13(3), 319–340. https://doi.org/10.2307/249008
Davis, F. D., Bagozzi, R. P., & Warshaw, P. R. (1989). User acceptance of computer technology: A comparison of two theoretical models. Management Science, 35(8), 982–1003. https://doi.org/10.1287/mnsc.35.8.982
