استرس شغلی (Job Stress) نوعی فشار روانی و جسمانی ناشی از شرایط، الزامات و تنشهای محیط کار است که زمانی ایجاد میشود که میان تواناییها، منابع و انتظارات شغلی فرد عدم تعادل وجود داشته باشد. این پدیده میتواند پیامدهایی مانند فرسودگی شغلی، نارضایتی، افت عملکرد و اختلال در سلامت روان کارکنان را به همراه داشته باشد و از مهمترین مباحث رفتار سازمانی و روانشناسی صنعتی محسوب میشود. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله، استرس شغلی مفهومسازی و مبانی نظری آن تشریح خواهد شد.
مبانی نظری استرس شغلی
مفهوم استرس نخستین بار در علوم زیستی و پزشکی مطرح شد و بعدها به حوزه روانشناسی و مدیریت راه یافت. هانس سلیه در دهه ۱۹۵۰ استرس را واکنش غیر اختصاصی بدن در برابر فشارها و محرکهای محیطی معرفی کرد و زمینه توسعه نظریههای استرس را فراهم ساخت. پس از آن، پژوهشگران رفتار سازمانی و روانشناسی صنعتی به بررسی عوامل تنشزا در محیط کار و تاثیر آنها بر عملکرد و سلامت کارکنان پرداختند.
در دهههای بعد، نظریههای متعددی برای تبیین استرس شغلی ارائه شد که از مهمترین آنها میتوان به مدل تقاضا-کنترل رابرت کاراسک، مدل عدم تعادل تلاش-پاداش یوهانس زیگریست و نظریه ارزیابی شناختی ریچارد لازاروس اشاره کرد. این دیدگاهها نشان میدهند استرس شغلی تنها ناشی از حجم کار نیست، بلکه عواملی مانند ابهام نقش، تعارض، نبود حمایت سازمانی، فشار زمانی، ناامنی شغلی و ضعف کنترل بر کار نیز در شکلگیری آن نقش دارند.
امروزه با گسترش تحول دیجیتال، رقابت شدید، دورکاری و تغییرات سریع محیطی، استرس شغلی به یکی از چالشهای مهم سازمانها تبدیل شده است. از اینرو، مدیریت استرس، بهبود کیفیت زندگی کاری، حمایت روانی کارکنان و ایجاد تعادل میان کار و زندگی از مهمترین موضوعات مورد توجه در مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی محسوب میشود.
تعریف استرس شغلی
استرس شغلی پاسخهای احساسی و فیزیکی آسیبزنندهای است که در برابر رویدادهای محیط کاری رخ میدهد. استرس شغلی را میتوان روی هم جمع شدن عاملهای استرسزا و وضعیتهای مرتبط با شغلی دانست که اکثر افراد نسبت به استرسزا بودن آن اتفاق نظر دارند.
همچنین استرس شغلی را میتوان کنش متقابل بین شرایط کار و ویژگیهای فردی شاغل تعریف کرد به گونهای که خواستههای محیط کار بیش از آن است که فرد بتواند از عهده آنها برآید. در بعضی موارد به کارگیری فرد در کاری که با تواناییها و اطلاعات او همخوانی ندارد و یا تغییر در فعالیت کاری او میتواند باعث ایجاد استرس در فرد شود.
اگرچه کار روشی برای تامین مالی و مخارج زندگی است با وجود این کار میتواند منبع فشار روانی نیز باشد. کار صرف نظر از منابع مالی برخی از نیازهای اساسی آدمی نظیر تحرک روانی و بدنی، نیازهای اجتماعی و احساسات خود ارزشمندی را ارضاء میکند. به هر حال استرس نیز جزئی از کار است و اثرات فراوانی بر عملکرد سازمان دارد.
در دهه اخیر موضوع استرس و آثار آن در سازمانها مورد توجه بسیار واقع گردیده است. زمانی که از استرس صحبت میشود بیشتر به عوارض و جنبههای منفی آن توجه میشود. با وجود این که استرس مثبت نیز وجود دارد و نباید به استرس به عنوان یک پدیده منفی نگریست. از این منظر مدیریت استرس مانند بحث مدیریت تعارض سازمانی مورد توجه قرار میگیرد.
عوامل استرس کارکنان
عواملی که باعث استرس شغلی در محیط کار میشوند را میتوان به سه دسته کلی تقسیم کرد:
فردی: مثل تضاد در نقش، ابهام در نقش، تعارض در هدفهای فردی، اتفاقات غیر منتظره شخصی و مسائل اقتصادی
سازمانی: شامل ساختار سازمانی، فرآیندهای سازمانی، خطمشیهای سازمانی، عوامل ارتباطی، الزامات شغلی، شرایط فیزیکی سازمان و مراحل حیات سازمان
محیطی: شامل عوامل اقتصادی، عوامل سیاسی و عوامل تکنولوژیکی
مهمترین عوامل استرس شغلی در محیط کار عبارتند از:
- ویژگیهای نقش: شناخت عوامل روانشناختی محیط کار را روشی میدانند که از آن راه میتوان درک درستی از استرس شغلی به دست آورد.
- گرانباری نقش: اگر فرد نتواند از عهده انجام کاری که بخشی از شغل معینی است برآید، دچار استرس خواهد شد.
- کمباری نقش: در این وضعیت از مهارتهای فرد به طور کامل استفاده نمیشود.
- ناسازگاری نقش: هنگامی اتفاق میافتد که پذیرش مجموعهای از الزامات شغلی با پذیرش مجموعهای دیگر در تضاد است.
- ویژگیهای شغل: آهنگ کار، تکرار کار، نوبت کاری و ویژگیهای مربوط به وظیفه چهار ویژگیاصلی استرسزای شغل هستند.
- روابط میان فردی: کیفیت روابط کارکنان در محیط کار بر میزان استرس شغلی تاثیر دارد.
- ساختار و جو سازمانی: ساختارهایی که قدرت تصمیمگیری بیشتری به کارکنان خود میدهند استرس کمترس ایجاد میکنند.
- روش مدیریت منابع انسانی: شیوههای کار در مدیریت منابع انسانی بر میزان استرسهای وارده بر افراد تاثیر دارد.
- فناوری و خصوصیات مادی: در رابطه با متغیرهای مادی استرس زمانی رخ میدهد که حداقل شرایط زیستی فراهم نباشد.
مدیریت استرش شغلی
مدیریت استرس (Stress Management) و سایر موضوعات مرتبط با استرس مانند مقابله با استرس و روشهای کاهش استرس و عوامل استرس زا و استرس شغلی، از جمله بحثهای رایجِ روزگار ما هستند.
آموزش مدیریت استرس ممکن است به سرعت نشانههای استرس را کاهش دهد مانند مشکلات اضطراب و اختلال درخواب؛ همچنین مزیت به صرفه بودن و سهولت اجرا را دارند. گرچه، برنامههای مدیریت استرس دو ضرر مهم هم دارند: اثرات مفید این آموزشها کوتاهمدت هستند، به علاوه این آموزشها اغلب اهمیت دلایل ریشهای استرس را انکار میکنند زیرا بر کارمند متمرکز هستند نه بر محیط.
یکی از راههای کاهش استرس شغلی دعوت از مشاوران و کارشناسان جهت مشاوره در زمینه راههای توصیه شده در بهبود شرایط کاری میباشد. این نگرش مستقیمترین راه برای کاهش استرس در کار است که شامل شناسایی جنبههای موفق کار و طراحی استراتژی برای کاهش یا حذف عوامل استرسزا میباشد. مزیت نگرش این است که به طور مستقیم با دلایل ریشهای استرس در کار سر و کار دارد. گرچه، مدیران گاهی با این نگرش موافق نیستند زیرا باعث تغییرات در کارهای معمول یا برنامههای تولیدی، یا تغییراتی در ساختار سازمانی میشود.
به عنوان یک قاعده کلی، فعالیتهایی که برای کاهش استرس شغلی در محل کار انجام میگیرند باید اولویت را به تغییرات سازمانی برای بهبود شرایط کاری قرار دهند. ترکیبی از تغییرات سازمانی و مدیریت استرس مفیدترین روش برای پیشگیری از استرس در محیط کار میباشد.
روشهای پیشگیری از استرس شغلی
ارائه یک راه حل کلی و جامع برای پیشگیری از استرس ممکن نیست اما میتوان دستورالعملهایی برای پیشگیری از آن بیان کرد. در تمام موقعیتها، فرایندی برای برنامههای پیشگیری استرس شامل سه مرحله متمایز میشود: تعیین مشکل، مداخله، و ارزیابی.
حداقل آمادگی برای جلوگیری از استرس شامل موارد زیر میباشد:
- ایجاد آگاهی عمومی درباره استرس شغلی
- اطمینان از حمایت مدیران مافوق از برنامه
- مشارکت کارمندان در مراحل پیشگیری
مشارکت کارمندان به همراه مدیران با هم در یک گروه حل مشکل میتواند یک نگرش ویژه و مفید برای توسعه برنامه پیشگیری استرس باشد. بر طبق یک مکتب فکری، تفاوت در مشخصات فردی مانند شخصیت و شیوه سازگاری فرد، مهمترین عوامل در ایجاد استرس کاری در افراد است. به عبارت دیگر، چیزی که برای یک نفر استرسزا است ممکن است برای دیگری مهم نباشد. این دیدگاه استراتژیهای پیشگیرانهای را به دنبال داشته است که تمرکز بر کارمندان و راههایی برای کمک به آنها برای سازگاری با موقعیتهای مختلف شغلی است.
سخن پایانی
استرس شغلی یکی از پدیدههای اجتنابناپذیر محیط کار است که میتواند هم آثار مثبت و هم پیامدهای منفی بر عملکرد کارکنان و سازمان داشته باشد. سطوح متعادل استرس گاهی موجب افزایش انگیزش، تمرکز و آمادگی افراد برای مواجهه با چالشها میشود، اما فشارهای شدید و مستمر میتواند به کاهش عملکرد، فرسودگی، اختلالات روانی و آسیبهای جسمانی منجر گردد. از اینرو، توجه به مدیریت استرس، بهبود شرایط کاری، آموزش مهارتهای مقابلهای و ایجاد تعادل میان الزامات شغلی و توانایی کارکنان، نقش مهمی در حفظ سلامت نیروی انسانی و ارتقای اثربخشی سازمان دارد.
منبع: بیکر، شعبان؛ بیکر، موسی. مدیریت رفتار سازمانی. تهران: پارسمدیر.