دانش صریح و دانش ضمنی

دانش صریح و دانش ضمنی دو شکل اصلی دانش در سازمان‌ها هستند که نقش مهمی در یادگیری و مدیریت دانش ایفا می‌کنند. شناخت تفاوت این دو مفهوم به سازمان‌ها کمک می‌کند تا دانش ارزشمند خود را به‌صورت مؤثرتری حفظ، تسهیم و به‌کارگیری کنند. در این مقاله ویژگی‌ها، تفاوت‌ها و اهمیت دانش صریح و دانش ضمنی در مدیریت دانش بررسی خواهد شد.

دسته‌بندی انواع دانش

دانش را به دو نوع دانش صریح و دانش ضمنی تصور می‌کنند. دانش ضمنی معمولا در قلمرو دانش شخصی، شناختی وتجربی قرار می‌گیرد. در حالیکه دانش صریح بیشتر به دانشی اطلاق می‌گردد که جنبه عینی، عقلانی و فنی بیشتری دارد شامل داده ها، خط‌مشی ها، روش ها، نرم‌افزارها، اسناد و مواردی از این دست است.

چهار نوع دانش مشخص شده است:

  1. دانش نیروی انسانی: دانشی که در مغز اعضای سازمان وجود دارد.
  2. دانش مکانیزه: دانشی که حامل وظایف ویژه یکپارچه در سخت افزار ماشین است.
  3. دانش مستند: که به شکل بایگانی، کتاب، سند، دفتر کل، دستورات و نمودارها، و… ذخیره می‌شود.
  4. دانش خودکار: ذخیره دیجیتال دانش که مبتنی بر تسهیم و بازیابی فناوری‌محور است.

شناخت درست داده‌ها، اطلاعات، دانش و خرد نیازمند درک درست از مفهوم هرم دانش و مدیریت دانش است. براساس یک تعریف فراگیر، مدیریت دانش یافتن راهی جهت خلق، شناسایی، شکار و توزیع دانش سازمانی به افراد است. در مدیریت دانایی سازمان که رکن اساسی موفقیت سازمان‌های امروز است بحث تبدیل دانسته‌های تلویحی به دانشی روشن و آشکار اهمیت بالایی دارد.

تعریف دانش صریح و دانش ضمنی

دانش صریح به طور معمول هم به خوبی قابل ثبت و هم قابل دسترسی است. بیان دانش تلویحی با واژه‌ها دشوار است. فناوری اطلاعات به طور سنتی روی استفاده از دانش مستقیم متمرکز شده است. با این حال سازمان‌ها اکنون دریافته اند که برای انجام موثر کارهایشان نیازمند یکپارچه کردن هر دو نوع دانش هستند. از این رو در حال ایجاد روش‌های حاضر به منظور تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح هستند که می‌تواند تدوین شود و بنابراین دیگران می‌توانند آنرا ثبت و ذخیره نمایند. هدف مدیریت دانش این است که با تبدیل انواع دانش، آگاهی و دانایی سازمانی بطور موثر انتشار یابد.

دانش ضمنی (تلویحی)

دانش ضمنی (Tacit knowledge) اشاره به دانشی دارد که در ذهن افراد است و به سادگی قابل ارائه و بیان نیست. این نوع دانش را می‌توان مجموعه‌ای از تجارب، مهارت‌ها، دیدگاه‌های کاری و نظام ارزشی و ذهنی در درون فرد دانست که قابل گفتن نبوده و در هیچ پایگاه داده‌ای ذخیره نشده است. جایگاه آن را ذهن نیروی انسانی و فعالیت‌های او است. به عبارت دیگر می‌توان گفت که به مرور زمان و با ادامه جریان زندگی نوعی از دانش در درون اشخاص نهادینه می‌گردد.

دانش آشکار (صریح)

دانش صریح (Explicit knowledge) دانشی است که به سادگی قابل بیان، ارائه، ذخیره، تسهیم و انتقال است. این نوع ذخیره دانشی به آسانی قابل انتقال می‌باشد. این نوع دانش به کمک یک سری از نشانه‌ها مثل حروف، اعداد و … در قالب نوشته، صدا، عکس، نرم‌افزار و… مدون و کد‌گذاری کرد. به همین دلیل به اشتراک‌گذاری دانش صریح به راحتی امکان پذیر است. در مقابل دانش ضمنی شخصی بوده و فرموله کردن آن بسیار مشکل است. این نوع دانش از طریق تسهیم تجربیات با مشاهده و تقلید اکتساب می‌شود و قابل کدگذاری نیست.

تبدیل دانش صریح به دانش ضمنی

چالش اصلی مدیریت دانش در بحث دانش صریح و ضمنی، تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح است. نوناکا و تاکوچی چهار روش برای خلق و به اشتراک‌گذاریِ دانش پیشنهاد دادند. هنگامی که دانشی به اشتراک گذاشته می‌شود، می‌تواند از ضمنی به صریح، یا عکس آن تبدیل شود یا در همان حالت اولیه باقی بماند. آنها این فرایند را SECI نامیدند که شامل موارد زیر است:

  • اجتماعی کردن (Socialization)
  • برونی کردن (Externalization)
  • ترکیب کردن (Combination)
  • درونی کردن (Internalization)
مارپیچ مدیریت دانش نوناکا و تاکوچی

مارپیچ مدیریت دانش نوناکا و تاکوچی

اجتماعی کردن (ضمنی به ضمنی): دانش از طریق به اشتراک‌گذاری تجارب، سرمشق گیری، مشاهده و طوفان فکری از یک فرد به فردی دیگر منتقل می‌شود.

برونی کردن (ضمنی به صریح): هنگامی که ایده‌های خود را ابراز می‌کنید دانش ضمنی شما به دانش صریح تبدیل می‌شود که این امر نشر دانش در سازمان را ساده‌تر می‌کند.

ترکیب کردن (صریح به صریح): این ساده‌ترین شکل به اشتراک‌گذاری دانش است زیرا منابع کاربردی دانش مانند اسناد؛ ترکیب، مرتب و طبقه‌بندی می‌شوند تا دانش جدیدی را خلق کنند.

درونی کردن (صریح به ضمنی): هنگامی که دانش در سرتاسر سازمان به اشتراک گذاشته می‌شود و مورد استفاده قرار می‌گیرد به بخشی از دانش افراد تبدیل می‌شود. بنابراین مادامی که افراد دانش را درونی می‌کنند و آن را به ایده‌ها و تجارب خود اضافه می‌کنند به دانش ضمنی تبدیل می‌شود و بدین ترتیب دانش جدیدی خلق می‌کنند.

فصل دو و ادبیات پژوهش مدیریت دانش

فصل دو شامل مبانی نظری و ادبیات پژوهش مدیریت دانش به صورت فایل ورد همراه با فهرست منابع فارسی و لاتین

دانش ضمنی و تصریحی مکمل یکدیگرند این بدین معناست که برای ایجاد دانش جدید به اشتراک‌گذاری هر دوی آنها در سازمان ضروری است در چرخه اشتراک‌گذاری دانش تلویحی می‌تواند به دانش مستقیم به دانش تلویحی تبدیل گردد. به این ترتیب ذخیره دانایی در سازمان به صورتی روش بهبود پیدا خواهد کرد. آگاهی و دانایی کارمندان به سادگی قابل تسهیم خواهد بود و دانش چون خون در رگ‌ها و شریران‌های حیاتی سازمان به گردش درخواهد آمد.

سخن پایانی

دانش صریح دانش مستند است. مثل یک دفترچه راهنما ٬توسط دیگران نیز قابل استفاده است. ولی دانش ضمنی دانشی است که در ذهن است. مثل تشخیص عملکرد موتور از روی صدا. یا تکنیک‌های ظریف نقاشی که در عمل آموخته می‌شوند. دانش سریح وقتی به اشتراک گذاشته شود همه می‌توانند از آن استفاده کنند. دانش ضمنی ممکن است قابل اشتراک‌گذاری نباشد. زیرا بیان تجربه در قالب سطور و کلمات کار آسانی نیست. یک سازمان در عصر حاصر بیش از هرچیزی به دانایی نیز دارد از طریق تبدیل دانایی‌های تلویحی به دانشی آشکار می‌توان موفقیت عملکرد سازمانی را در کوتاه‌مدت و بلندمدت هدف قرار داد. پس با توجه به مطالب بیان شده می‌توان نتیجه گرفت که دانش تلویحی به عنوان محرکی مهم در فرایند خلاقیت و نوآوری نقش مهمی را به عنوان یک منبع سازمانی و عامل موفقیت در سازمان ایفا می‌کند.

پرسشنامه مدیریت دانش

منبع: داونپورت، توماس؛ و پروساک، لارنس. کتاب دانش در عمل. بوستون: انتشارات هاروارد.