نرخ بازگشت سرمایه (ROI) یک نسبت مالی است که با تقسیم سود حاصل به میزان هزینه و سرمایه پرداختی برآورد میشود. هر شخص یا کسبوکار که برای فعالیتی سرمایهگذاری میکند، به دنبال بازگشت سرمایه و سودآوری است. حال این سودآوری میتواند منافع مالی یا معنوی را در پی داشته باشد. در این مقاله پیرامون نرخ بازگشت سرمایه، فرمول محاسبه، کاربرد و مزایا و معایب آن بحث خواهد شد.
به زبان ساده نرخ بازگشت سرمایه یعنی در یک کمپین تبلیغاتی نسبت سود بهدست آمده به هزینه پرداختی چقدر است. بنابراین هر چه بتوانیم در ازای سرمایهگذاری انجام شده، خروجی بهتری بگیریم و از روشهای مقرونبهصرفه ولی پربازخورد استفاده کنیم میتوانیم بیشتر به بازگشت سرمایه خود امیدوارتر باشیم.
تعریف نرخ بازگشت سرمایه (ROI)
نرخ بازگشت سرمایه (Return on Investment) یک از شاخصهای کلیدی عملکرد است. این مقیاس مالی است که به منظور محاسبه احتمال سود پس از سرمایهگذاری مورد استفاده قرار میگیرد. با استفاده از این نسبت میتوانید میزان سود و ضرر ناشی از سرمایهگذاری را با میزان هزینههای سرمایهگذاری مقایسه کنید.
بسیاری از کارشناسان و متخصصان معتقدند در زمان تدوین استراتژی بازاریابی و تصمیمگیری برای سرمایهگذاری یا تامین مالی، باید ROI را به عنوان معیار اصلی در نظر گرفت. استراتژی سازمان برای ورود به هر فعالیت تجاری باید براساس برآورد این نسبت تدوین شود.
اگر بخواهیم ساده بگوییم ROI چیست، شاید بهترین تعریف برای نسبت ROI، نسبت سود حاصله به میزان هزینه و سرمایه پرداخت شده باشد. البته سود به دست آمده ممکن است تنها جنبه مالی نداشته باشد و شامل موارد غیرمالی مانند برندسازی شود، ولی به صورت کلی منظور از برآورد ROI، درآمد و سودآوری مالی کسبوکار است.
وقتی دست کسبوکارها به ویژه استارتاپها برای هزینه کردن باز نیست، طبیعی است که بخواهند سرمایه خود را به بهترین شکل هزینه کنند. بنابراین اینجاست که نرخ بازگشت سرمایه (ROI) اهمیت بسیار زیادی پیدا میکند. به کمک ROI نهتنها میتوانیم ببینیم هزینههای تبلیغاتی صرف چه موضوعاتی شده و چگونه این هزینهها باید خرج شود. بلکه میتوانیم عملکرد تیم بازاریابی را نیز بسنجیم و ببینیم تا چه اندازه توانستهاند بهینه عمل کنند.
فرمول محاسبه نرخ بازگشت سرمایه (ROI)
نرخ بازگشت سرمایه (ROI) به بیان ساده سود حاصله از سرمایهگذاری نسبت به کل هزینه پرداختی است. براین اساس میتوان خیلی ساده با فرمول زیر ROI برآورد نمود:
نرخ بازگشت سرمایه = (کل هزینه – کل درآمد) / کل سرمایهگذاری
برای اینکه بتوانید نسبت ROI را براساس درصد حساب کنید، میتوانید نتیجه بالا را در ۱۰۰ ضرب کنید. شاید در نگاه اول با یک فرمول ساده روبهرو باشیم، اما توجه کنید که این فرمول در دل خود موارد زیادی را دارد که گاهی محاسبه آنها بهسادگی امکانپذیر نیست.
بعد از اینکه فهمیدیم نرخ بازگشت سرمایه چیست و با چه فرمولی محاسبه میشود، حالا زمان آن رسیده که ببینیم ROI چه کاربردی دارد و کجا میتوانیم از آن استفاده کنیم. شاید به راحتی بتوان کاربرد ROI در سازمان و تدوین استراتژیهای بازاریابی را حدس زد.
کاربرد نرخ بازگشت سرمایه (ROI)
یکی از اصلیترین کاربردهای ROI زمانی است که شما میخواهید ببینید در ازای سرمایهگذاری انجام شده چه خروجیای گرفتهاید و سود به دست آمده چقدر بوده است. به عنوان مثال نرخ بازگشت ۴۰ درصد خیلی بهتر از نرخ بازگشت ۲۰ درصد است و نشان میدهد عملکرد خوبی داشتید و سود خوبی هم نصیبتان شده است.
یکی دیگر از کاربردهای ROI مربوط به زمانی است که میخواهید محصول جدیدی را روانه بازار کنید. بنابراین میخواهید بسنجید محصول جدید تا چهاندازه برایتان سودآور خواهد بود. اینجاست که بعد از عرضه محصول میتوانید به کمک ROI میزان سوددهی را ارزیابی کنید. حتی اگر امکان محاسبه ROI در برخی از بازارها وجود نداشته باشد، میتوانید با شبیهسازی گروهی از مشتریان هدف خود، نرخ بازگشت سرمایه را به صورتی تقریبی بهدست آورید.
در واقع باید بررسی شود مصرف هزینهها چه میزان اثربخشی داشت و آیا عملکرد مالی بهبود پیدا کرد. بهعنوان دانشجویان مدیریت مالی و حسابداری یا هر فردی که میخواهد سرمایهگذاری مالی کند شناخت این نسبت مفید است.
مزایا و معایب ROI
تعیین شاخصهای کلیدی عملکرد بهویژه مواردی چون ROI که به موضوعات مالی مربوط است و پیچیدگیهای خاصی دارد کار سادهای نیست. از سوی دیگر هر شاخصی میتواند مزایا و معایب خودش را داشته باشد و محاسبه آن نیز شما را دچار چالش کند. نرخ بازگشت سرمایه (ROI) نیز از این قاعده مستثنی نیست و مزایا و معایبی دارد.
اگر بخواهیم مزایای سنجش دقیق نرخ بازگشت سرمایه را بیان کنیم، میتوانیم به مهمترین موارد زیر اشاره داشته باشیم:
- سنجش کیفیت و میزان خروجی و سود در ازای هزینه و سرمایهگذاری
- ارزیابی عملکرد تیم بازاریابی در بهینهسازی هزینهها و صرفهجویی در ازای گرفتن بهترین نتایج
- بررسی میزان پتانسیل و ظرفیت برنامههای بازاریابی برای بازگشت سرمایه در کوتاه یا بلندمدت
- سنجش عملکرد پلنهای مختلف بازاریابی و نحوه تعامل مشتریان و مخاطبان
- بررسی میزان ارزش یک مشتری در طولانیمدت
- ارائه محصولات جدید متناسب با سیاستهای درآمدی و سودآوری کسبوکار
پیرامون مهمترین معایب ROI میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- اشتباه محاسباتی در ROI میتواند باعث گمراهی مدیران در سرمایهگذاری شود.
- مشکل در محاسبه دقیق سود حاصل از برخی کمپینها و مشتریها
- مشکل در تعیین میزان اثرگذاری بعضی از روشهای تبلیغاتی
- اشتباه در تشخیص منبع تبدیل کاربر به مشتری
بهبود نرخ بازگشت سرمایه
برای بهبود نرخ بازگشت سرمایه راههای مختلفی وجود دارد. افزایش سود، کاهش مخارج، بهبود راندمان و کارایی و افزایش آگاهی از برند میتوانند مصداقهای مختلفی از بهبود ROI باشند. اولین قدم برای بهبود ROI مشخص کردن تعریف دقیق و واضحی از “بازگشت سرمایه” مورد نظر شما است. تعداد فروش بیشتر، افزایش سود به ازای هر فروش، سودهای کلانتر، کاهش قیمت سر به سر، کاهش هزینههای تولید، داشتن رضایت مشتری و برندینگ مثالهای خوبی از تعریف اهداف و بازگشت سرمایه هستند. برای نمونه به جای تعریف “افزایش فروش” به عنوان هدف، “افزایش فروش در بازه زمانی مشخص، در یک منطقه خاص، از یک کانال توزیع بخصوص” را به عنوان هدف در نظر بگیرید.
مشخصترین راه بهبود نرخ بازگشت سرمایه، افزایش فروش یا بالا بردن قیمت فروش و در نهایت افزایش سود است. دیگر راه بهبود نرخ بازگشت سرمایه کاهش هزینههاست. هزینههای خود را به تعداد فروش سر به سر تقسیم کنید تا دید بهتری نسبت به راهها و فرصتهای کاهش هزینهها پیدا کنید.
توقعات خود را مورد ارزیابی دوباره قرار دهید. اینگونه نیست که هر سرمایهگذاری به صورت ریالی به شما سود برساند. به عنوان مثال ارسال ایمیل تبریک عید به مشتریان، فروش شما را افزایش نخواهد داد ولی سبب افزایش رضایتمندی و وفاداری مشتریان میشود. یا افزایش حقوق و دستمزد به کارمندان، مخارج را افزایش میدهد ولی رضایت شغلی برای کارمندان ایجاد میکند و کارایی و راندمان آنها را افزایش خواهد داد. بنابراین توقعات خود از نرخ ROI را مورد بررسی دوباره قرار دهید تا بتوانید نرخ بازگشت سرمایه را بهبود دهید.
سخن پایانی
نرخ بازگشت سرمایه (ROI) یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی عملکرد سرمایهگذاری است که نسبت سود حاصل به میزان سرمایهگذاری را نشان میدهد. این شاخص به سرمایهگذاران و مدیران کمک میکند تا گزینههای مختلف سرمایهگذاری را با یکدیگر مقایسه کرده و اثربخشی تصمیمهای مالی خود را ارزیابی کنند. هرچه مقدار ROI بیشتر باشد، سرمایهگذاری از نظر اقتصادی کارآمدتر بوده و ارزش بیشتری برای سرمایهگذار ایجاد کرده است. با این حال، برای تصمیمگیری دقیقتر، این شاخص باید در کنار عواملی مانند ریسک، زمان و اهداف سرمایهگذاری مورد بررسی قرار گیرد.
منبع: بریلی، ریچارد و همکاران. اصول مدیریت مالی. مکگرا-هیل.
