امنیت شغلی (Job Security) احساس داشتن شغل مناسب، اطمینان از تداوم آن در آینده، فقدان عوامل تهدیدکننده و شرایط مناسب کاری است. به عبارت دیگر به این معنی است که فرد مطمئن است که برای آیندهای قابل پیشبینی همچنان در کار مورد تصدی حضوی خواهد داشت. در مدیریت استراتژیک منابع انسانی باید به مسئله آینده کاری کارکنان نگاهی بلندمدت و راهبردی داشت. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله به تشریح امنیت شغلی پرداخته میشود.
تعریف امنیت شغلی
امنیت شغلی به این معنی است که کارمند اطمینان دارد در آینده دور یا نزدیک، فارغ از دخالت عوامل بیرونی، شغل خود را همچنان خواهد داشت. این عبارت همچنین یعنی کارفرما از عملکرد فرد راضی است و قصد پایان همکاری با او را ندارد.
امنیت شغلی یعنی اینکه کار ثبات داشته باشد و کارهایی که در یک مجموعه انجام میشود به چشم مدیران بیاید. وقتی کار دارای امنیت است که مدیران با کارها و مسئولیتهایت آشنا باشند و برای آن ارزش قائل شوند. درچنین حالتی کارمند میداند که کار آینده دارد و فقط مشغول انجام دادن کارهای روزمره نیست.
بهاره حسینی
امنیت شغلی به وضعیتی گفته میشود که کارکنان از تداوم اشتغال، ثبات موقعیت شغلی و حفظ حقوق و مزایای خود اطمینان نسبی داشته باشند و تهدیدی جدی برای از دست دادن شغل احساس نکنند. این مفهوم یکی از عوامل اساسی در افزایش انگیزش، تعهد سازمانی، رضایت شغلی و بهرهوری کارکنان است و نقش مهمی در حفظ سرمایه انسانی و کاهش ترک خدمت ایفا میکند. نظر به اهمیت موضوع در این نوشتار، امنیت شغلی مفهومسازی و تعریف خواهد شد.
اهمیت امنیت شغلی
امنیت شغلی یکی از مؤلفههای بنیادین مدیریت منابع انسانی و پایداری سازمان است. احساس امنیت نسبت به آینده شغلی، زمینه تمرکز کارکنان بر وظایف، افزایش اعتماد به سازمان و ارتقای کیفیت عملکرد را فراهم میکند. در مقابل، ناامنی شغلی با کاهش انگیزش، افزایش استرس، افت تعهد سازمانی و تمایل بیشتر به ترک خدمت همراه است.
- افزایش انگیزش و رضایت شغلی کارکنان
- تقویت تعهد و وفاداری سازمانی
- کاهش استرس و فرسودگی شغلی
- کاهش نرخ ترک خدمت و جابهجایی کارکنان
- افزایش بهرهوری و کیفیت عملکرد
- تقویت اعتماد متقابل میان کارکنان و مدیریت
در محیط رقابتی امروز، امنیت شغلی تنها به تضمین استمرار اشتغال محدود نمیشود، بلکه شامل ادراک کارکنان از عدالت سازمانی، ثبات سیاستهای منابع انسانی، فرصتهای رشد حرفهای و حمایت سازمان از نیروی انسانی نیز هست. ازاینرو، سازمانهایی که با برنامهریزی راهبردی، ارتباطات شفاف و نظامهای عادلانه مدیریت منابع انسانی، احساس امنیت شغلی را تقویت میکنند، از سرمایه انسانی توانمندتر، مشارکت بیشتر کارکنان و مزیت رقابتی پایدار برخوردار خواهند شد.
ابعاد امنیت شغلی
ابعاد مختلفی برای امنیت شغلی شناسایی شده است. برخی از مهمترین این ابعاد عبارتند از: تمرکز بر شغل، جابجایی کمتر در شغل، انتخاب شغل مناسب، رضایت شغلی، رضایت اقتصادی، عاطفی بودن محیط کار، احساس آرامش در کار، وابستگی به سازمان، دفاع از سازمان. نیسی مقیاسی استاندارد برای سنجش هر یک از این ابعاد ارائه کرده که با عنوان پرسشنامه امنیت شغلی موسوم است.

ابعاد امنیت شغلی
امنیت، مفهومی است که در انسان احساس فقدان یا دوری از خطر را شکل دهد. شغل را میتوان به صورتهای مختلف معنا کرد. در واژهنامههای فارسی، شغل به هر نوع کار یا فعلی که متضاد با بیکاری باشد، اطلاق میشود. اما البته این با تعریف شغل در حقوق کار یک تفاوت جدی و اساسی دارد. در حقوق کار، شغل، کار یا فعلی است که با دستمزد و درآمد همراه باشد. در واقع در حقوق کار، شغل منبع درآمدزایی و بهعبارت دیگر، منبع تأمین مالی افراد است. البته در قانون کار تعریف مشخصی از شغل ارائه نشده است. این میتواند از نقایص جدی، این قانون باشد، زیرا زمانیکه یک محقق مفهوم واقعی شغل را در قوانین نیابد، چگونه میتواند بر اساس قوانین، امنیت شغلی را مورد پژوهش قرار دهد.
شاخصهای امنیت شغلی
برای سنجش امنیت شغلی شاخصهایی وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از:
تمرکز: تمرکز بر شغل توسط افراد بیانگر وجود ثبات شغلی است که این تمرکز از دوشغله شدن افراد جلوگیری میکند.
ثبات شغلی: جابهجایی کمتر در شغل بیانگر وجود امنیت شغلی و حاصل آن تخصصی و خبرگی است. زمانیکه افراد در یک شغل خبرگی و تخصص پیدا کردند احساس امنیت خواهند کرد.
رضایت: رضایت شغلی موجب بروز خلاقیت در کار میشود و در نهایت خلاقیتها، استحکامبخش شغل کارکنان خواهد بود.
درآمد مکفی: رضایت اقتصادی موجب دلگرمی فرد در کار میشود و احساس برابری در کارکنان شکل میگیرد.
عاطفی بودن: احساسات مطلوب و عاطفی بودن محیط کار به سلامت روانی کارکنان کمک میکند.
آرامش: احساس آرامش در کار به رهایی از فشار شغلی منجر شده و در نتیجه بخشی از امنیت کارکنان که از طریق فشارهای شغلی تهدید میشود، تأمین میگردد.
تعهد: وابسته شدن فرد به سازمان بیانگر وجود امنی ت شغلی و حاصل آن تعهد سازمانی است.
تفاوت امنیت و ایمنی شغلی
باید بین دو مفهوم امنیت (Security) و ایمنی (Safety) در محیط کار تمایز قابل شوید. ایمنی صنعتی و ایمنی محیط کار یکی از مباحث اصلی بهداشت شغلی است و با مسائلی مانند سوانح شغلی (حوادث ناشی از کار) سروکار دارد. درحالیکه امنیت کاری بر اطمینان کارمند از ادامه تصدیگری در شغل تاکید میکند.
مدیران باید این احساس را در کارکنان تقویت نمایند که آنها در مشاغل خود ماندگار هستند و به این سادگی از سازمان خارج نخواهند شد. البته پژوهشگران باید دو مفهوم ترک خدمت و تعدیل نیروی انسانی را به دقت مورد پایش قرار دهند.
بدون شک امنیت شغلی برای کارمند بسیار مهم است اما برای کارفرما نیز به همان اندازه اهمیت دارد. برای یک کارفرما، گردش شغلی و داشتن کارکنان ثابت به معنای عدم ایجاد هزینههای اضافی مرتبط با روند استخدام و رشد و توسعه مداوم شرکت است. از نظر یک کارمند، این به معنای درآمد ثابت، عدم نگرانی از ضربه مالی، بدهیها و صورت حسابها است. افزایش استرس شغلی به بهرهوری و کارایی کارمندان آسیب میرساند و اغلب میتواند عوارض جانبی مانند افسردگی و کاهش خودکارآمدی شغلی داشته باشد.
سخن پایانی
امنیت شغلی برای یک کارمند حیاتی است زیرا به ایجاد ثبات در زندگی شخصی و حرفهای او کمک میکند و باعث افزایش اعتماد به نفس و افزایش بهرهوری او میشود. کارمندی که امنیت شغلی دارد میتواند برنامهریزی کند و اطمینان حاصل کند که در صورت از دست دادن شغل، بیش از حد از لحاظ مالی رنج نخواهد برد. واقعیت سخت این است که در شرایط فعلی، شغل کاملاً امن به آسانی پیدا نمیشود. مقابله با عدم قطعیتها بسیار حیاتی است تا سطح کارآیی و بهرهوری خود را از دست نرود. چنانچه کارکنان از ثبات و ماندگاری خود مطمئن باشند اثربخشی کاری آنها افزایش خواهد یافت و از انگیزه بیشتری برخوردار خواهند بود. کارکنانی که از فردای تصدی کار خود اطمینان ندارند هرگز مولد نخواهند بود و روحیه کار تیمی در آنها شکل نمیگیرد.
منبع: آرمسترانگ، مایکل. مدیریت استراتژیک منابع انسانی (راهنمای عمل). پیرسون.