نظریه سازه شخصی (Personal constructs) رویکردی در روانشناسی شناختی است که بیان میکند افراد جهان پیرامون خود را از طریق مجموعهای از سازههای ذهنی دوقطبی تفسیر و معنا میکنند. ریشه تحقیقات در زمینه سیستمهای نرم در این مطالعه قرار دارد و برای فهم مباحث نگاشت شناختی باید با این نظریه آشنا شوید. در این مقاله ، مفاهیم بنیادین این نظریه، ساختار سازههای دوقطبی و کاربرد آن در مطالعه الگوهای ذهنی کنشگران بررسی میشود.
خاستگاه نظریه سازه شخصی
نظریه سازه شخصی توسط جورج کلی (George Kelly) به سال ۱۹۵۵ مطرح گردید. هر کسی یک رشته سازههای شناختی (Cognitive construct) را درباره محیط به وجود میآورد. ما رویدادها و روابط اجتماعی خود را طبق یک نظام یا الگو تعبیر میکنیم و سازمان میدهیم. ما بر اساس این الگو، درباره خودمان و افراد دیگر و رویدادها، پیشبینی هایی میکنیم و از این پیشبینیها برای هدایت کردن پاسخها و اعمالمان استفاده میکنیم.
رفتار گرایی افراد را صرفا به صورت پاسخ دهندگان منفعل به رویدادها در محیط شان در نظر میگیرد و روان کاوی، افراد را پاسخ دهندگان منفعل به ناهشیارشان میانگارد. از نظر کلی، افراد نوعی حرکت هستند و ما خود را پیش میرانیم.
او نتیجه گرفت که افراد همانند دانشمندان عمل میکنند. کلی معتقد بود روان شناسان با افرادی که مورد بررسی قرار میدهند تفاوتی ندارند. آنچه در مورد یکی کارساز است در مورد دیگری نیز موثر است؛ آنچه یکی را توصیف میکند دیگری را نیز توصیف مینماید.
تعریف نظریه سازه شخصی جورج کلی
افراد مانند دانشمندان، با تدوین کردن فرضیه هایی درباره محیط و آزمودن آنها در برابر واقعیت زندگی روزمره، دنیای تجربیات خود را درک میکنند و سازمان میدهند. ما رویدادهای زندگی خود را مشاهده میکنیم – واقعیتها یا اطلاعات تجربه خودمان و آنها را به شیوه مخصوص خودمان تعبیر میکنیم. عینک یک نفر ممکن است آبی رنگ باشد و عینک دیگری سبز رنگ. امکان دارد چند نفر به یک صحنه نگاه کنند و بسته به رنگ شیشه عینکی که نقطه نظر آنها را قاب کرده است، آن را به صورت متفاوتی ببینند. این دیدگاه خاص، این الگوی منحصر به فرد که هر کسی آن را به وجود میآورد، همان چیزی است که کلی نظام سازه نامید.
سازه روش منحصر به فرد شخص برای در نظر گرفتن زندگی است. ما انتظار داریم که سازه هایمان واقعیت دنیای ما را پیشبینی و توجیه کنند و مطابق با این انتظار رفتار میکنیم.
نظریه سازه شخصی کلی به شکل علمی، در قالب یک اصل موضوع اساسی و ۱۱ اصل تبعی ارایه شد.
اصل موضوع اساسی اعلام میدارد که فرایندهای روان شناختی ما به وسیله روش هایی که رویدادها را پیشبینی میکنیم هدایت میشوند. منظور کلی از کلمه فرایندها نوعی انرژی روانی درونی نبود. او معتقد بود که شخصیت فرایندی جاری و متحرک است. فرایندهای روان شناختی ما به وسیله سازههای ما، با شیوهای که هریک دنیای خویش را تعبیر میکنیم، هدایت میشوند. مفهوم سازی کلی، انتظاری است. ما از سازهها برای پیشبینی آینده استفاده میکنیم، طوری که درباره پیامدهای اعمالمان، اینکه اگر به صورت خاصی رفتار کنیم چه اتفاقی خواهد افتاد، عقایدی داریم.
اصول نظریه سازه شخصی
اصول اصلی نظریه سازه شخصی عبارتند از:
اصل تبعی تعبیر (construction corollary)
شباهت بین رویدادهای تکراری. هیچ رویداد زندگی یا تجربهای نمی تواند دقیقا به همان صورتی که بار اول اتفاق افتاده است، تکرار شود. ولی ویژگیها یا موضوعات مکرر نمایان خواهد شد. برخی از جنبه هایی هستند که قبلا تجربه شده اند. بر اساس همین شباهت هاست که انتظار داریم چگونه با این نوع رویداد در آینده برخورد خواهیم کرد.
اصل تبعی فردیت (individuality corollary)
تفاوتهای فردی در تعبیر کردن رویدادها. چون افراد رویدادها را به صورت متفاوتی تعبیر میکنند، سازههای متفاوتی را تشکیل میدهند.
اصل تبعی سازماندهی (organization corollary)
روابط بین سازه ها. ما سازههای خود را بر طبق برداشتی که از روابط متقابل، شباهت ها، و تفاوتهای آنها داریم، در یک الگو سازمان میدهیم. معمولا سازههای خود را به صورت سلسلهمراتبی سازمان دهی میکنیم، طوری که برخی سازهها تابع سازههای دیگر هستند.
اصل تبعی دوگانگی (dichotomy corollary)
دو گزینه متناقض. همه سازهها دو قطبی یا دوگانه هستند. سازههای ما همیشه باید بر حسب یک جفت گزینه متناقض تشکیل شوند مانند درستی در برابر نا درستی .
اصل تبعی انتخاب (Choice corollary)
آزادی انتخاب. کلی معتقد بود ما در انتخاب کردن بین گزینه ها، مقداری آزادی عمل داریم و آن را انتخاب بین امنیت و خطر پذیری توصیف کرد. انتخاب امن که شبیه انتخابهای گذشته است، نظام سازه ما را با تکرار کردن تجربیات و رویدادها، بیشتر محدود میکند.
اصل تبعی دامنه (Range corollary)
دامنه مناسب. سازههای شخصی معدودی برای تمام شرایط مناسب هستند. برخی سازهها را میتوان در مورد شماری از موقعیتها یا افراد به کار برد، در حالی که سازههای دیگر محدودترند و احتمالا برای یک نفر یا یک موقعیت مناسب هستند.
اصل تبعی تجربه (experience corollary)
رو به رو شدن با تجربیات تازه. اگر سازهای پیشبینی معتبری برای پیامد موقعیت نباشد، در این صورت باید جایگزین یا اصلاح شود. بنابر این وقتی محیط ما تغییر میکند، سازههای خود را ارزیابی و از نو تعبیر میکنیم.
اصل تبعی تعدیل (modulation corollary)
سازگار شدن با تجربیات جدید. سازهها از نظر نفوذ پذیری تفاوت دارند. سازه نفوذ پذیر سازهای است که اجازه میدهد عناصر جدید به دامنه مناسب نفوذ کنند یا در آن پذیرفته شوند.
اصل تبعی چند پارگی (fragmentation corollary)
رقابت بین سازه ها. درون نظام سازه ما برخی سازهها با اینکه درون یک الگوی کلی، همزیست هستند، ممکن است نا سازگار باشند. وقتی تجربیات تازه را ارزیابی میکنیم، نظام سازه ما ممکن است تغییر کند.
اصل تبعی اشتراک (Commonality corollary)
شباهت افراد در تعبیر کردن رویدادها. چون افراد از نظر شیوهای که رویدادها را تعبیر میکنند تفاوت دارند، هر کسی سازههای منحصر به فردی را تشکیل میدهد. با این حال، افراد از نظر شیوهای که رویدادها را تعبیر میکنند شباهت هایی دارند.
اصل تبعی اجتماعی بودن (sociality corollary)
روابط میان فردی. اگر بخواهیم پیشبینی کنیم که چگونه یک نفر رویدادها را پیشبینی خواهد کرد، باید بدانیم که او چگونه فکر میکند. هرکسی نقشی را در ارتباط با دیگران میپذیرد. ما خودمان را با سازههای دیگران وقف میدهیم.
سخن پایانی
این نظریه انسان را همچون «دانشمندی شخصی» مینگرد که با ساخت و آزمون سازههای ذهنی، رویدادها را پیشبینی و تبیین میکند. در پژوهشهای مدیریت و علوم رفتاری، نظریه سازه شخصی مبنایی برای تحلیل ادراک مدیران، تصمیمگیری و تفاوت برداشتها از مسائل سازمانی فراهم میآورد. با این حال، سیستمهای نرم صرفاً از نظریه سازه شخصی منشأ نگرفتهاند و از جریانهای دیگری مانند اندیشه سیستمی تفسیری و رویکردهای اقدامپژوهی نیز تأثیر گرفتهاند. بنابراین بهتر است بهجای بیان قطعی، گفته شود: «نظریه سازه شخصی یکی از بنیانهای نظری مؤثر در شکلگیری رویکردهای نگاشت شناختی و مطالعات سیستمهای نرم است.»
منبع: نظریه سازه شخصی جورج کلی نوشته یحیی محمودی
Butt, T. (2008). George Kelly: The psychology of personal constructs. Macmillan International Higher Education.