سیستمهای نرم (SSM) رویکردی در اندیشه سیستمی هستند که بر فهم پدیدههای پیچیده انسانی و اجتماعی از طریق تفسیر، گفتوگو و بازنمایی ذهنی مسئله تمرکز دارند. ابسیاری از مسائل سازمانی ماهیتی مبهم، چندبرداشتی و وابسته به ادراک ذینفعان دارند و با روشهای سخت و کمّی بهتنهایی قابل تبیین نیستند. در این مقاله، مبانی نظری سیستمهای نرم، تفاوت آن با سیستمهای سخت، مراحل اجرای آن و کاربردش در تحلیل مسائل پیچیده سازمانی بررسی میشود.
پیدایش سیستمهای نرم
روششناسی سیستمهای نرم برگردان پارسی Soft Systems Methodology است که با فرم کوتاه SSM نمایش داده میشود. این روششناسی برای نخستین بار در دهه ۷۰ میلادی توسط پیتر چکلند (Checkland) و همکارانش در سال ۱۹۷۸ در دانشگاه لنکستر انگلیس ابداع گردید.
در این روششناسی کوشش بر آن است تا مسائل پیچیده دنیای واقعی بدون سادهسازی و فروکاست بررسی شود. روشهای اثباتگرایانه و تحلیل آماری همیشه محدودیتهایی دارند که در نتیجه باید از برخی متغیرها یا روابط چشمپوشی کرد. مدلهای رگرسیونی و معادلات ساختاری هم از نظر تعداد متغیرها و هم از نظر تعداد روابط محدود هستند. به همین دلیل در پاسخ به بسیاری مسائل دنیای واقعی ناتوان هستند. روشهای نرم در پاسخ به چنین محدودیتها و دشواریهایی طراحی گردیدند.
مباحث SSM با تحقیق در عملیات نرم در ارتباط است. مسائل دنیای واقعی بسیار پیچیده، چندبعدی، متعامل و انتزاعی هستند که تصور ارائه این مسائل به صورتی ساختارمند بسیار دشوار است. برای حل این مسائل، نیاز به رویکردهایی کمی-کیفی است که در حوزه روش تحقیق آمیخته قرار دارد.
تعریف سیستمهای نرم
سیستمهای نرم رویکردی در اندیشه سیستمی هستند که برای فهم و ساماندهی مسائل پیچیده انسانی و اجتماعی به کار میروند؛ مسائلی که اهداف آنها روشن نیست، مرزهای مشخص ندارند و برداشتهای متفاوت ذینفعان در شکلگیری آنها نقش دارد.
برخلاف سیستمهای سخت که بر بهینهسازی فنی و مدلهای کمّی استوارند، سیستمهای نرم بر تفسیر، گفتوگو و بازنمایی مفهومی مسئله تمرکز دارند. در این رویکرد، مسئله امری عینی و از پیش تعریفشده تلقی نمیشود، بلکه در فرایند تعامل میان کنشگران و از خلال درکهای گوناگون آنان شکل میگیرد.
روششناسی سیستمهای نرم چارچوبی عملی برای کاربست این نگرش است و با بهرهگیری از مدلسازی مفهومی و یادگیری جمعی، به بازتعریف مسئله و مقایسه وضعیت موجود با وضعیت مطلوب میپردازد. هدف این رویکرد ارائه یک پاسخ قطعی نیست، بلکه فراهم کردن زمینهای برای دستیابی به اقدامهای بهبودپذیر و توافق عملی در شرایط پیچیده و چندبرداشتی است.
مقایسه مسئله نرم و مسئله سخت
در اندیشه سیستمی، پیش از انتخاب روش تحلیل، باید ماهیت مسئله بهدرستی تشخیص داده شود. همه مسائل از یک جنس نیستند؛ برخی ساختارمند و فنیاند و برخی دیگر مبهم و چندبرداشتی. تمایز میان «مسئله سخت» و «مسئله نرم» دقیقاً از همین جا آغاز میشود.
مسئله سخت
مسئله سخت مسئلهای است که هدف آن روشن، مرزهای آن مشخص و معیار ارزیابی موفقیت آن قابل سنجش است. در این نوع مسئله معمولاً درباره تعریف مسئله توافق وجود دارد و اختلاف اصلی بر سر بهترین راهحل است، نه ماهیت مسئله. برای نمونه، طراحی یک سیستم تولید با حداقل هزینه یا زمانبندی اجرای یک پروژه، مسئلهای سخت محسوب میشود. در اینجا میتوان با ابزارهای کمّی، مدلسازی ریاضی یا روشهای بهینهسازی به پاسخ رسید.
مسئله نرم
مسئله نرم مسئلهای است که درباره تعریف آن توافق وجود ندارد. ذینفعان برداشتهای متفاوتی از مسئله دارند و اهداف، ارزشها و منافع آنان در هم تنیده است. در چنین وضعیتی، پرسش اصلی «بهترین راهحل چیست» نیست، بلکه «مسئله دقیقاً چیست» اهمیت مییابد. برای مثال، بهبود فرهنگ سازمانی یا کاهش تعارض در یک سازمان، مسئلهای نرم است؛ زیرا عوامل انسانی، اجتماعی و سیاسی در آن دخیلاند و معیار سنجش واحدی وجود ندارد.
بهطور خلاصه، در مسئله سخت، مسئله روشن است و راهحل باید پیدا شود؛ اما در مسئله نرم، خود مسئله نیازمند بازتعریف و فهم مشترک است. روشهای تحلیلی سخت برای مسائل نرم کفایت ندارند، زیرا این مسائل بیش از آنکه فنی باشند، تفسیری و انسانیاند. از این رو، روششناسی سیستمهای نرم برای ساماندهی چنین وضعیتهایی طراحی شده است تا از طریق گفتوگو، مدلسازی مفهومی و یادگیری جمعی، به بهبود عملی دست یابد.
مراحل روششناسی سیستمهای نرم
مراحل اصلی روش شناسی سیستمهای نرم به شرح زیر میباشد:
- تعریف موقعیتی که گمان میرود دارای چالش باشد
- بیان موقعیت توسط کنشگران (از طریق نگاشت، تصویر غنی شده و …)
- انتخاب مفاهیمی که ممکن است با فعالیت سیستم مرتبط باشند
- جمع آوری مدلهای مفهومی در یک ساختار ذهنی
- بکارگیری این ساختار جهت کشف موقعیت در دنیای واقع
- تغییرات: تحلیل عملی و مطلوب برای موقعیت مورد نظر (حل مسئله)
- اقدام: اجرای فرایندهای تغییر

مراحل روششناسی سیستمهای نرم
بر این اساس چکلند معتقد است مراحل هفتگانه روش شناسی سیستمهای نرم باید در دو فضای اصلی، جدا گانه اجرا شوند. مراحل ۱ و ۲ و ۵ و ۶ و ۷ در دنیای واقعی مرتبط با مشکل، و همچنین مراحل ۳ و ۴ در فضای تفکر سیستمی مرتبط با دنیای واقع اجرا میشوند.
سخن پایانی
سیستمهای نرم پاسخی نظری به پیچیدگیهای انسانی در سازمانهاست؛ جایی که مسئلهها نه بهصورت فنی، بلکه بهصورت ادراکی و تفسیری شکل میگیرند. این رویکرد با تأکید بر چندگانگی دیدگاهها، فرایند یادگیری جمعی و مدلسازی مفهومی، امکان بازتعریف مسئله و دستیابی به توافق عملی را فراهم میکند. مزیت آن در ایجاد درک مشترک و کاهش تعارضهای پنهان است، نه در ارائه پاسخهای قطعی و عددی. در پژوهشهای مدیریت، بهکارگیری سیستمهای نرم میتواند زمینهای برای تحلیل ژرفتر مسائل ساختنیافته و طراحی مداخلههای واقعبینانهتر فراهم آورد.
منبع: آذر، عادل؛ خسروانی، فرزانه؛ جلالی، رضا. کتاب تحقیق در عملیات نرم. تهران: سازمان مدیریت صنعتی.