فرضیه (Hypothesis) عبارتی آزمایشی است که رابطه مورد انتظار بین دو یا چند متغیر را به صورت روشن بیان میکند. آزمونهای آماری نیز ابزارهایی هستند که به کمک آنها میتوان دربارهٔ درست یا نادرست بودن فرضیه قضاوت کرد. نظر به اهمیت این مفاهیم در تحلیل آماری پایاننامه و انواع مقاله علمی، در این نوشتار کوشش بر آن است تا «فرضیه تحقیق و آزمون فرض آماری» مفهومسازی و تعریف شود.
تعریف فرضیه تحقیق و آزمون فرض آماری
فرضیه تحقیق (Research Hypothesis) ترجیحاً جهت دار است؛ یعنی رابطه مشخصی را بین دو یا چند متغیر بیان میکند. این رابطه، میتواند به گونههای مختلف باشد.
فرض آماری (Statistical Hypothesis) رابطه فرض آماری، رابطه بین متغیرها را بر حسب پارامترهای جامعه، بیان میکند.
آزمون فرضیه آماری (Statistical hypothesis testing) در علم آمار روشی است برای بررسی ادعاها یا فرضها درباره پارامترهای توزیع در جوامع آماری.
فرضیه تحقیق یک بیان روشن و آزمونپذیر دربارهٔ رابطه، تفاوت یا اثر میان متغیرهاست که مسیر تحلیل پژوهش را مشخص میکند. آزمون فرض آماری فرایندی است که به کمک دادهها تعیین میکند آیا شواهد کافی برای رد یا پذیرش فرضیههای پژوهش وجود دارد یا نه.
اگر براساس شواهد و قرائن موجود پژوهشگر بتواند حدسی پیرامون پارامتر مورد بررسی، مطرح کند این حدس را در قالب فرضیه بیان میکند. پس از آن نوبت به انتخاب روش مناسب برای آزمون فرضیهها است. این خود مستلزم شناخت آزمونهای آماری و انواع روشهای پارامتریک یا ناپارامتریک است.
تفاوت فرضیه و نظریه
فرضیه یک گزاره آزمونپذیر است که رابطه، تفاوت یا اثر میان متغیرها را پیشبینی میکند و در گام اجرایی با دادههای تجربی بررسی میشود. فرضیه موقتی است و تنها زمانی اعتبار مییابد که شواهد پژوهشی از آن پشتیبانی کنند.
نظریه مجموعهای منسجم از مفاهیم، اصول و روابط است که پدیدهها را توصیف و تبیین میکند. نظریه برخلاف فرضیه، بر پایه شواهد متعدد، آزمونهای مکرر و انباشت پیشینه شکل میگیرد و قدرت تعمیم و تبیین گستردهتری دارد.
به بیان ساده، فرضیه نقطهٔ آغاز آزمون علمی است و نظریه محصول نهایی فرایند علمآفرینی. نظریه و قوانین عمدتا مشتمل بر قضایای کلی و عمومی هستند و به مورد خاصی تعلق ندارند و میتوانند مصادیق زیادی داشته باشند. در حالی که فرضیه حالت کلی ندارد و مختص مسئله تحقیق است که از قضایای کلی ناشی میشود ولی در یک قلمرو خاص شکل میگیرد.
تحلیل آماری پایاننامه و رساله دکتری
راهنمای تحلیل آماری پایاننامه و رساله دکتری مدیریت:
- تحلیل دادههای آماری با روشهای کمی
- تحلیل و کدگذاری مصاحبه با روشهای کیفی
- تحلیل آماری پایاننامه کارشناسی ارشد
- تجزیهوتحلیل روشهای آمیخته رساله دکتری
شیوه فرضیهسازی
فرضیه تحقیق یک حدس علمی، منطقی و آزمونپذیر دربارهٔ رابطه، تفاوت یا اثر میان متغیرهاست. فرضیه پس از روشن شدن مسئلهی پژوهش شکل میگیرد و در واقع پاسخی اولیه، موقت و احتمالی به پرسش پژوهش است. پاسخی که پژوهشگر انتظار دارد با تحلیل دادهها درستی یا نادرستی آن مشخص شود. فرضیه همیشه بهصورت جملهی خبری نوشته میشود و نباید سوالی، مبهم یا ارزشداورانه باشد.
برای آزمون فرضیه در تحلیل آماری، فرضها در قالب یک زوج تعریف میشوند:
- فرض صفر (H0): بیانکنندهٔ نبودِ رابطه، نبودِ تفاوت یا نبودِ اثر
- فرض بدیل (H1 یا Ha): بیانکنندهٔ وجود رابطه، تفاوت یا اثر
اصلِ استنباط آماری بر این مبنا است که در علم هیچگاه نمیتوان درست بودن یک فرض آماری را صددرصد ثابت کرد؛ تنها بر اساس دادهها میتوان نشان داد که آیا شواهد کافی برای رد کردن فرض صفر وجود دارد یا خیر. اگر دادهها نشان دهد فرض صفر رد میشود، در این صورت فرضیهٔ تحقیق (فرض بدیل) پذیرفته میشود.
مثال کاربردی برای نوشتن فرضیه
در یک پژوهش هدف بررسی اعتماد پژوهشگران به سایت پارسمدیر است. براساس بازخوردهای پژوهشگران بهنظر میرسد پژوهشگران به پارسمدیر اعتماد دارند بنابراین فرضیههای آماری بهصورت زیر بیان میشود:
فرض صفر: پژوهشگران به سایت پارسمدیر اعتماد ندارند.
فرض یک: پژوهشگران به سایت پارسمدیر اعتماد دارند.
زمون فرض آماری مشخص میکند که آیا دادههای نمونه شواهد کافی برای رد کردن فرض صفر در اختیار میگذارند یا خیر. در این فرایند، پژوهشگر بررسی میکند که ادعای مطرحشده دربارهٔ یک پارامتر جامعه (میانگین، نسبت، واریانس یا یک رابطه) با دادههای موجود سازگار است یا نه.
فرضیه جهتدار و بدون جهت
فرضیه بدونجهت (Non-directional Hypothesis)
در این نوع فرضیه فقط وجود رابطه یا تفاوت بیان میشود، بدون اینکه مشخص شود جهت آن چیست. یعنی پژوهشگر نمیگوید رابطه مثبت است یا منفی، فقط ادعا میکند که رابطهای وجود دارد. این نوع فرضیه معمولاً زمانی کاربرد دارد که شواهد نظری کافی برای پیشبینی جهت دقیق رابطه وجود نداشته باشد.
نمونه:«بین کیفیت خدمت و رضایت مشتری رابطه وجود دارد.»
فرضیه جهتدار (Directional Hypothesis)
در این نوع فرضیه علاوه بر بیان وجود رابطه یا تفاوت، جهت آن نیز مشخص میشود؛ یعنی گفته میشود رابطه مثبت، منفی، افزایشی یا کاهشی است.
نمونه: «افزایش کیفیت خدمت موجب افزایش رضایت مشتری میشود.»
«فرضیه بدونجهت» صرفاً وجود رابطه را بیان میکند، نه نوع رابطه را. از سوی دیگر «فرضیه جهتدار» زمانی بهکار میرود که پیشینه پژوهشی و نظریهها پشتوانه کافی برای پیشبینی نوع رابطه فراهم کرده باشند.
فرضیه یا پرسش پژوهشی
تفاوت سوال و فرضیه تحقیق از مباحث بنیادی روش پژوهش است و بیان گزارههای تحقیق است. در پژوهشهایی که ماهیت اکتشافی دارند و هدف آنها شناسایی عناصر، توصیف وضعیت یا ارزیابی اهمیت عوامل است، فرضیهسازی جایگاهی ندارد و بهجای آن پرسش پژوهشی مطرح میشود؛ زیرا هنوز شواهد نظری کافی برای پیشبینی رابطه، تفاوت یا جهتگیری مشخص وجود ندارد.
اما زمانی که پژوهشگر بخواهد رابطه، تفاوت یا اثر میان سازهها را بررسی کند و ادبیات تحقیق نیز پشتوانه کافی برای این پیشبینی فراهم کرده باشد، لازم است فرضیه تحقیق مطرح شود. به بیان دیگر، مطالعات تبیینی و علتیابی بدون فرضیه امکانپذیر نیست.
بنابراین، هنگامی که هدف پژوهش مدلسازی، کشف الگوی روابط یا فهم چیستی یک پدیده باشد، پرسش پژوهشی مناسبترین انتخاب است. اما وقتی پژوهش قصد دارد رابطه علت و معلولی یا همبستگی بین متغیرها را بررسی کند، باید فرضیه تدوین شود.
آزمون فرض آماری
در روشهای مربوط به آزمون فرض آماری، یک گزاره در مورد پارامتر جامعه آماری مورد بررسی قرار میگیرد. برای نمونه برای یک آزمون فرض آماری میتوان نوشت:
H0 : μ = ۵
این گزاره بیان میکند که میانگین جامعه یا همان μ برابر با ۵ است. گزاره مورد اشاره توسط نمونه تصادفی و روشهای آزمون فرض سنجیده شده و صحیح یا ناصحیح بودن آن با در نظر گرفتن سطح اطمینان مشخصی، تعیین میشود. به این گزارهها، فرضیه آماری نیز میگویند.
هدف اصلی آزمون این است که بررسی کند آیا شواهد نمونه برای رد کردن فرض صفر کافی هست یا خیر.
برای تصمیمگیری، یک آماره آزمون محاسبه میشود و با توجه به توزیع آن، ناحیه بحرانی (Critical Region) تعیین میگردد. اگر مقدار آماره در این ناحیه قرار گیرد، فرض صفر رد میشود؛ در غیر این صورت دلیلی برای رد آن وجود ندارد. مرز ورود به ناحیه بحرانی را مقدار بحرانی میگویند.
همچنین آستانه مقداری در آزمون فرض که بواسطه آن امکان رد فرض صفر یا عدم رد آن وجود دارد «مقدار بحرانی» (Critical Value) نامیده میشود.
سخن پایانی
فرضیه تحقیق مسیر تحلیل آماری را مشخص میکند و آزمونهای آماری ابزارهایی هستند که این مسیر را به نتیجه میرسانند. هرچه تعریف فرضیه دقیقتر و انتخاب آزمون مناسبتر باشد، پژوهش مدیریتی به نتایج معتبرتر و قابلاعتمادتری دست خواهد یافت. با شناخت انواع آزمونهای آماری و انتخاب آزمون مناسب میتوان به نتیجهگیری درستی در یک تحلیل آماری دست یافت.
منبع: حبیبی، آرش؛ سرآبادانی، مونا. (۱۴۰۱). آموزش کاربردی SPSS. تهران: ناروندانش.
سوالات متداول
خیر. فرضیهسازی تنها زمانی لازم است که پژوهشگر در پی کشف رابطه، تفاوت یا اثر باشد و ادبیات تحقیق پشتوانهٔ نظری کافی ارائه دهد. در پژوهشهای اکتشافی که هدف آنها شناسایی عناصر، فهم چیستی پدیدهها یا تدوین الگوهای اولیه است، فرضیه کاربردی ندارد و بهجای آن پرسشهای پژوهشی مطرح میشود.
پارامتر مقدار واقعی و ناشناختهای است که ویژگی یک جامعه آماری را توصیف میکند، مانند میانگین واقعی درآمد یک شهر. آماره مقدار محاسبهشده از نمونه است که برای برآورد پارامتر بهکار میرود، مانند میانگین نمونهای که از افراد انتخابشده بهدست میآید. به بیان ساده، پارامتر متعلق به «جامعه»، و آماره متعلق به «نمونه» است.
ناحیه بحرانی بخشی از مقادیر آماره آزمون است که قرار گرفتن مقدار محاسبهشده در آن به معنی رد فرض صفر است. مرز ورود به این ناحیه را مقدار بحرانی میگویند که بر اساس سطح اطمینان (مانند ۰.۰۵) تعیین میشود.
فرض صفر گزارهای است که بیان میکند رابطهای وجود ندارد، تفاوتی مشاهده نمیشود یا متغیری اثری بر متغیر دیگر ندارد. این فرض معمولاً بازتابدهندهٔ وضعیت موجود یا ادعای اولیه دربارهٔ جامعه آماری است. آزمون آماری تلاش میکند بررسی کند آیا شواهد نمونه بهاندازه کافی قوی هستند که این فرض را رد کنند.فرض بدیل گزارهای است که پژوهشگر قصد دارد آن را اثبات یا تأیید کند. این فرض دقیقاً مخالف فرض صفر است و میتواند جهتدار (رابطه مثبت یا منفی) یا بدون جهت باشد.
بله. یک فرضیه معتبر باید برای خود پشتوانه نظری داشته باشد. اگر شواهد پیشین جهت رابطه یا توقع پژوهشگر را حمایت نکنند، فرضیه علمی نیست و باید از پرسش پژوهشی استفاده شود.