اشباع نظری (Theoretical saturation) نقطهای در تحقیقات کیفی است که نشان دهنده کفایت دادههای گردآوری شده جهت تحلیل و ارائه گزارش نهایی است. این مفهوم نشان میدهد مقولهها از نظر تنوع، ابعاد و روابط مفهومی به کفایت تحلیلی رسیدهاند. در این مقاله مفهوم اشباع نظری، معیارهای تشخیص آن و جایگاه آن در طراحی و پایانبندی پژوهشهای کیفی بررسی خواهد شد.
تعریف اشباع نظری
یک مقوله بسیار مهم در روش تحقیق کیفی مفهوم اشباع نظری است. در یک پژوهش کیفی زمانی نظریه دارای اعتبار است که پژوهشگر به نقطه اشباع (Saturation) رسیده باشد. برای دستیابی به نقطه اشباع باید مطالعه میدانی تا زمانی است که هیچ گواه و مدرک جدیدی از دادهها حاصل نشود ادامه پیدا کند. به عبارت دیگر وارسی کامل دادهها انجام شده باشد.
اشباع نظری وضعیتی در فرایند پژوهش کیفی است که در آن گردآوری دادههای جدید دیگر به تولید مفهوم یا مقوله تازهای منجر نمیشود.
اشباع نظری بیش از همه در نظریه دادهبنیاد مطرح است و در فرایند نمونهگیری نظری رخ میدهد. نمونهگیری نظری در نظریه بنیادی عبارت است از فرایند گردآوری دادهها برای خلق نظریه تا به موجب آن تحلیلگر، دادهها را گردآوری، کدبندی و تحلیل کند و تصمیم بگیرد چه داده هایی را گردآوری و آنها را از کجا پیدا کند تا همزمان با تکوین نظریه، آن را توسعه بدهد. این فرایند گردآوری دادهها با نظریۀ نوظهور کنترل میشود.
اشباع نظری در انواع پژوهش کیفی
اشباع نظری وضعیتی در پژوهش کیفی است که در آن گردآوری دادههای تازه دیگر به تولید مفهوم، مقوله یا رابطه جدیدی منجر نمیشود و چارچوب مفهومی به کفایت تحلیلی میرسد. این مفهوم، اما در سایر مطالعات کیفی نیز بهعنوان معیاری برای پایان دادن به گردآوری دادهها بهکار میرود.
اشباع نظری در پژوهشهای مبتنی بر مصاحبه
در مطالعات مبتنی بر انواع مصاحبه، اشباع نظری زمانی رخ میدهد که پاسخهای مشارکتکنندگان صرفاً تکرار مفاهیم پیشین باشد. یعنی ویژگی یا بُعد تازهای به مقولهها افزوده نشود. پژوهشگر با تحلیل تدریجی دادهها و مقایسه هر مصاحبه با مصاحبههای قبلی، به نقطهای میرسد که تنوع مفهومی کامل شده و روابط میان مقولهها تثبیت شده است. در این مرحله، ادامه مصاحبهها ارزش افزوده تحلیلی ایجاد نمیکند.
اشباع نظری در پژوهشهای مبتنی بر اسناد و مقالات
در مطالعات اسنادی یا مرور نظاممند پژوهشها، اشباع نظری زمانی حاصل میشود که بررسی منابع جدید به مفهوم یا طبقهبندی تازهای نینجامد. یعنی چارچوب تحلیلی موجود بتواند یافتههای جدید را بهطور کامل توضیح دهد. پژوهشگر با مرور نظاممند متون و مقایسه نتایج، به مرحلهای میرسد که الگوهای معنایی تثبیت شده و افزودن منابع بیشتر تغییری در ساختار مفهومی ایجاد نمیکند. در این وضعیت، تحلیل از نظر نظری به بلوغ رسیده است.
نقطه اشباع نظری و پایایی تحقیق کیفی
اشباع نظری کلید دستیابی به روایی و پایایی تحقیق کیفی است. نقطۀ اشباع نظری که در آخرین مرحلۀ کدگذاری نظریۀ بنیادی، یعنی کدگذاری انتخابی، رخ میدهد تبیین کننده نظریۀ بنیادی است. کدگذاری انتخابی شامل یکی از کدهای محوری به مثابه مفهوم اصلی برای پژوهشگر است. بر اساس این کدمحوری، اهداف و ایدههای پژوهشگر جستجو میشود. روند کدگذاری باز، محوری، و انتخابی سبب میشود تا دلایل و شواهد اعتبار تحقیق روشن شود.
نقطۀ اشباع نظری، بیانگر پایایی روش تحقیق نظریۀ بنیادی است. زیرا نقطۀ اشباع نظری به تکرار دادهها در تحقیق میپردازد و این تکرار دادهها و نتایج حاصله از آن، در روش شناسی، بیانگر پایایی روش تحقیق است. هنگامی که مقولۀ مرکزی به تدریج از مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی میگذرد و به اثبات میرسد.
حالت برگشتی آن نیز صادق است. بدین معنا وقتی که نظریۀ بنیادی به شیوه استقرائی به کشف مفهومی بنیادی میرسد، قابلیت تبدیل و تجزیه به مقولات اصلی و خرده مقولات را نیز دارد. بنابراین، مقولۀ مرکزی یا مفهوم بنیادی همان مقولات اصلی و خرده مقولات هستند که از راه کدگذاری انتخابی، به اشباع نظری رسیده است و در طول خط داستان، همۀ مقولات و خرده مقولات تحت مفهومی بنیادی که به آن نظریۀ بنیادی گفته میشود؛ استخر اج میشود.
تشخیص اشباع نظری
تشخیص اشباع نظری مستلزم مقایسه مداوم دادهها، بازبینی کدها و ارزیابی انسجام مقولههاست.
مفهوم بنیادی بیانگر اعتبار تحقیق است، زیرا در تعریفآن گفته شده است که اعتبار تحقیق یعنی همان موضوعی را بسنجد که بیانگر آن است و مفهوم بنیادی استخراج شده همان موضوع نظریۀ بنیادی است که مقولات و خرده مقولات بیانگر آن هستند.
بنابراین، نظریۀ بنیادی همانند روش پیمایشی دارای اعتبار و پایایی تحقیق است؛ با این تفاوت که اعتبار و پایایی تحقیق در نظریۀ بنیادی از راه تحلیل همزمانی اتفاق میافتد. بدین معنا که نظریۀ بنیادی همزمان با جمعآوری و نمونهگیری نظری از راه مقایسۀ مستمر و پرسش، به تجزیه و تحلیل دادهها نیز میپردازد. این سوال مهم پیش میآید که
چگونه میتوان اطمینان حاصل نمود که اشباع حاصل شده است؟
یک معیار برای کشف رسیدن به اشباع تکرار دادههای قبلی میباشد. بدین معنی که پژوهشگر با دادههایی مواجه میشود که تکراری بوده و مرتب تکرار میشوند. برای مثال زمانی که در مصاحبههای انجام شده، پژوهشگر نظرات مشابه و تکراری را دریافت میکند، میتواند حدس بزند که به اشباع دادهها دست یافته است. با این وجود پیشنهاد شده است که پس از آنکه پژوهشگر احساس کرد دادههای بدست آمده در حال تکرار هستند، چندین مصاحبه تکمیلی دیگر جهت تأیید اشباع نظری انجام دهد.
اشباع نظری و تعیین حجم نمونه
استفاده از روش اشباع دادهها بهعنوان استاندارد طلایی پایان نمونهگیری در تحقیقهای کیفی میباشد. هر چند که این روش در ابتدا در تئوری داده بنیاد مورد استفاده قرار میگرفت، اما امروزه در سایر استراتژیهای تحقیق کیفی که مبنای تئوری پردازی هم نیستند، با نام اشباع داده استفاده میشود. طبق یک تعریف، زمانی که تمام منابع اطلاعاتی، اطلاعات مشابهی را در اختیار پژوهشگر بگذارند، به اشباع رسیدهایم.
در روشهای نمونهگیری احتمالی، هدف تعمیم نتایج از یک نمونه معرف جامعه به کل جامعه مورد تحقیق است. این در حالی است که در تحقیقهای کیفی این هدف مدنظر نبوده و معیار، توصیف یا تبیین یک پدیده به مشروحترین حالت ممکن میباشد. در تحقیق کیفی، معیاری معرفی میشود که در آن رسیدن به حداکثر اطلاعات در مورد پدیده به عنوان نقطه پایان درنظر گرفته خواهد شد. این معیار در زمینه تحقیقهای کیفی، اشباع نامیده میشود. اشباع داده یا اشباع نظری رویکردی است که در تحقیقهای کیفی برای تعیین کافی بودن نمونهگیری مورد استفاده قرار میگیرد. اشباع نظری با نمونهگیری نظری که در گرندد تئوری مورد استفاده قرار میگیرد، ارتباط نزدیک تری دارد.
درواقع زمانی میتوان اذعان داشت که خصوصیات یک طبقه تئوریک به اشباع رسیده است که داده دیگری که سبب توسعه، تعدیل و یا اضافه شدن به تئوری موجود خواهد شد، به تحقیق وارد نشود. در این وضعیت اگر داده جدیدی به تحقیق وارد شود، طبقهبندی مقولات تحقیق را تغییر نخواهد داد و یا پیشنهادی برای ایجاد طبقه جدید ایجاد نخواهد کرد، یعنی در حقیقت طبق نظرات اشتراوس و کوربین این مقولات هستند که به اشباع میرسند.
سخن پایانی
اشباع نظری نه به معنای تکرار صرف دادهها، بلکه نشانه بلوغ مفهومی تحلیل است. پژوهشگر زمانی به اشباع میرسد که دادههای جدید صرفاً مؤید الگوهای پیشین باشند و هیچ ویژگی یا رابطه تازهای به مقولهها نیفزایند. تشخیص این نقطه نیازمند مقایسه مداوم دادهها، بازبینی کدها و ارزیابی انسجام نظری است. توقف گردآوری داده در نقطه اشباع، از یکسو از اتلاف منابع جلوگیری میکند و از سوی دیگر، اعتبار و انسجام چارچوب نظری را تقویت مینماید.
منبع: حبیبی، آرش. روش پژوهش پیشرفته. تهران: پارسمدیر.
