ریسکپذیری (Risk taking) به تمایل فرد یا سازمان برای پذیرش تصمیمها و اقداماتی گفته میشود که با وجود عدم اطمینان، احتمال دستیابی به منافع و فرصتهای ارزشمند را افزایش میدهند. ریسکپذیری یکی از ویژگیهای بنیادین کارآفرینان و از عوامل مؤثر بر نوآوری، توسعه کسبوکار و بهرهبرداری از فرصتهای جدید محسوب میشود. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله، ریسکپذیری مفهومسازی و تعریف خواهد شد.
تعریف ریسکپذیری
ریسک (Risk) به شرایطی گفته میشود که در آن پیامدهای یک تصمیم یا اقدام با عدم اطمینان همراه است و احتمال وقوع نتایج مطلوب یا نامطلوب وجود دارد. بنابراین، ریسک همواره با ابهام نسبت به آینده و امکان بروز فرصتها یا تهدیدها ارتباط دارد و به معنای زیان قطعی یا شکست نیست.
ریسکپذیری (Risk-taking) به گرایش یا آمادگی افراد برای پذیرش تصمیمها و اقداماتی گفته میشود که با وجود عدم اطمینان، میتوانند منافع یا دستاوردهای ارزشمندی به همراه داشته باشند. ریسکپذیری یکی از ویژگیهای شخصیتی افراد است که بر نحوه ارزیابی فرصتها، میزان تحمل ابهام و آمادگی برای ورود به موقعیتهای جدید تأثیر میگذارد.
در ادبیات مدیریت کارآفرینی، ریسکپذیری یکی از مهمترین ویژگیهای شخصیتی کارآفرینان و یکی از ابعاد کلیدی جهتگیری کارآفرینانه محسوب میشود. کارآفرینان برای شناسایی فرصتهای جدید، سرمایهگذاری در ایدههای نوآورانه و ورود به بازارهای ناشناخته ناگزیر از پذیرش سطحی از ریسک هستند. البته منظور از ریسکپذیری، پذیرش مخاطرات غیرمنطقی نیست؛ بلکه توانایی ارزیابی، مدیریت و پذیرش ریسکهای حسابشده است که میتواند به خلق ارزش و مزیت رقابتی منجر شود.
ارتباط ریسکپذیری با ریسک ادراکشده
ریسکپذیری با ریسک ادراکشده (Perceived Risk) ارتباطی نزدیک اما مفهومی متفاوت دارد. ریسک ادراکشده به برداشت ذهنی فرد از میزان احتمال زیان یا پیامدهای نامطلوب یک تصمیم اشاره دارد، در حالی که ریسکپذیری بیانگر آمادگی فرد برای اقدام با وجود همین ادراک از خطر است. بنابراین، دو فرد ممکن است یک موقعیت را به یک اندازه پرریسک ارزیابی کنند، اما فردی که ریسکپذیری بالاتری دارد، احتمال بیشتری برای اقدام خواهد داشت.
مفهوم ریسک ادراکشده نخستین بار بهصورت نظاممند توسط ریموند باوئر (Raymond Bauer) در سال 1960 در رفتار مصرفکننده مطرح شد. پس از آن، یاکوبی و کاپلان در سال 1972 ابعاد مختلف ریسک ادراکشده را توسعه دادند. در حوزه کارآفرینی نیز ریسکپذیری بهعنوان یکی از ابعاد اصلی جهتگیری کارآفرینانه، بهویژه در آثار دنی میلر و سپس کوین و اسلوین جایگاه ویژهای یافت.
پرسشنامه ریسکپذیری
ریسکپذیری و پذیرش خطر یکی از ابعاد اصلی جهتگیری کارآفرینی (گرایش کارآفرینانه) است. برای سنجش میزان خطرپذیری سازمانها میتوان از ۳ پرسش استفاده کرد. این سه پرسش در پرسشنامه کارآفرینی سازمانی «کوین و اسلوین» و همچنین «هاگس و مورگان» وجود دارد:
- در سازمان خطر پذیری یک صفت مثبت برای کارکنان در نظر گرفته میشود.
- کارکنان این سازمان برای پذیرش خطرهای حساب شده برای اجرای ایدههای جدید تشویق میشوند.
- سازمان بر شناسایی و بهره برداری از فرصتهای جدید ارائه خدمات سازمانی تاکید دارد.

پرسشنامه ریسکپذیری
این سه پرسش را با طیف لیکرت مطرح کنید. به این ترتیب میتواید میزان خطرپذیری و میل به پذیرش ریسک را در یک سازمان بسنجید. در واقع ذهن به گونهای خلق شده که انسان را از خطر حفظ کند و در همین حالت موجود، در یک نقطه امن بدون حرکت نگاه دارد. چرا که حرکت و تجربه کردن کارهای مختلف ممکن است آسیبی به شما وارد کند و ذهن وظیفه خودش میداند تا شما را از این خطرات دور کند. البته این گونه خطرات در بیشتر مواقع ذهنی است و احتمال وقوع آنها به شدت پایین است.
دستاوردهای پژوهشی نشان میدهد بیشتر ترسها واقعی نیستند و ذهن انسان این ترسها را برای او نمایان میکند. همانگونه که گفته شد ذهن نسبت به ناشناختهها از خود واکنش تدافعی نشان میدهد و سعی دارد افراد را در محدوده امن خودشان که تجربه نکردن ناشناخته هاست باقی بگذارد.
اهمیت ریسکپذیری
افراد دارای ریسکپذیری بالا، معمولاً در مواجهه با شرایط نامطمئن، با تحلیل و پذیرش ریسکهای منطقی تصمیمگیری میکنند، در حالی که افراد با ریسکپذیری پایین، تمایل بیشتری به اجتناب از موقعیتهای مخاطرهآمیز دارند.
پذیرش خطر، شرط لازم برای خلق ارزش، نوآوری و دستیابی به فرصتهای جدید است. در محیطهای رقابتی و متغیر، تصمیمگیری بدون پذیرش سطحی از ریسک امکانپذیر نیست. بسیاری از دستاوردهای علمی، فناوری و کارآفرینانه حاصل تصمیمهایی بودهاند که با عدم اطمینان همراه بودهاند. البته ریسک زمانی ارزشمند است که بر پایه تحلیل، اطلاعات و ارزیابی منطقی پذیرفته شود.
اهمیت ریسکپذیری عبارتند از:
- شناسایی و بهرهبرداری از فرصتهای جدید
- تقویت نوآوری و خلاقیت
- افزایش انعطافپذیری در برابر تغییرات
- ایجاد مزیت رقابتی پایدار
- تسهیل رشد و توسعه کسبوکار
- افزایش توان تصمیمگیری در شرایط عدم اطمینان
- ارتقای یادگیری از تجربهها و شکستها
- تقویت روحیه کارآفرینی و آیندهنگری
پذیرش خطر به معنای بیاحتیاطی یا تصمیمگیری هیجانی نیست. بلکه به معنای آمادگی برای پذیرش ریسکهای حسابشده با هدف دستیابی به نتایج مطلوب است. سازمانها و افرادی که توانایی ارزیابی و مدیریت ریسک را دارند، معمولاً در بهرهگیری از فرصتها موفقتر عمل میکنند و ظرفیت بیشتری برای نوآوری، رشد و خلق ارزش دارند.
تفاوت ریسکپذیری و ریسک کردن
شاید در نگاه اول فکر کنید که ریسکپذیری همان ریسک کردن است اما باید بدانید که تفاوتی بین این دو وجود دارد. همانگونه که مطرح شد ریسکپذیری یک ویژگی است که از بدو تولد همه افراد وجود دارد همچنین ریسکپذیری در انسانها یک صفت است.
اما ریسک کردن به نوعی یک مهارت است همانند دیگر مهارت هایی که در زندگی میتوانیم با آگاهی و تمرین آن را کسب کنیم. بنابر این ممکن است هر فردی ویژگی ریسکپذیری را دارا باشد اما در ریسک کردن که یک مهارت است ضعف داشته باشد.
به عنوان مثال پر خاشگری و زود از کوره در رفتن یک صفت اخلاقی است اما اینکه چقدر با اصول و راه کارهای مدیریت خشم آشنا هستید یک مهارت است که به این ترتیب ریسکپذیری با مهارت ریسک کردن متفاوت است که افراد بسیاری تفاوت این دو را به خوبی نمیدانند.
سخن پایانی
ریسکپذیری به معنای پذیرش مخاطرات بدون محاسبه نیست، بلکه توانایی تصمیمگیری آگاهانه در شرایط عدم اطمینان و پذیرش ریسکهای منطقی برای دستیابی به فرصتهای ارزشآفرین است. در مقابل، ریسک ادراکشده بر ارزیابی ذهنی افراد از میزان خطر تمرکز دارد و میتواند بر رفتارهای کارآفرینانه اثر بگذارد. ازاینرو، موفقیت کارآفرینان بیش از آنکه به پذیرش ریسکهای بزرگ وابسته باشد، به توانایی مدیریت، ارزیابی و کنترل ریسکهای ادراکشده بستگی دارد
منبع: دراکر، پیتر. کتاب کارآفرینی و نوآوری. مکگرا هیل.