سطوح سازمان

سطوح سازمانی (Organizational Levels) به لایه‌ها و مراتب مختلف فعالیت، تصمیم‌گیری و مدیریت در سازمان اشاره دارد. تقسیم‌بندی سازمان به سطوح مختلف موجب هماهنگی بهتر، توزیع مناسب مسئولیت‌ها و افزایش اثربخشی فرایندهای مدیریتی می‌شود. در اغلب سازمان‌ها، فعالیت‌ها در سه سطح راهبردی، میانی و عملیاتی سازماندهی می‌شوند که هر یک وظایف، اختیارات و مسئولیت‌های خاص خود را دارند. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله، سطوح سازمانی و ویژگی‌های هر سطح تشریح خواهد شد.

مبانی نظری سطوح سازمانی

بحث سطوح سازمانی ریشه در نظریه‌های مدیریت کلاسیک و بوروکراسی دارد و از اوایل قرن بیستم مورد توجه نظریه‌پردازان سازمان قرار گرفت. ماکس وبر با ارائه نظریه بوروکراسی، بر سلسله‌مراتب اداری، تقسیم کار و توزیع اختیار در سطوح مختلف سازمان تاکید کرد.

پس از او، هنری فایول با معرفی وظایف مدیریت و تفکیک فعالیت‌های مدیریتی، زمینه توسعه مفهوم سطوح مدیریتی را فراهم ساخت. در نظریه‌های کلاسیک، سازمان‌ها معمولاً دارای ساختار سلسله‌مراتبی مشخصی بودند که در آن تصمیم‌گیری از سطوح عالی به سطوح عملیاتی منتقل می‌شد.

در دهه‌های بعد و با گسترش نظریه سازمان، پژوهشگران به بررسی تفاوت نقش‌ها، مسئولیت‌ها و جریان اطلاعات در سطوح مختلف سازمان پرداختند. نظریه‌پردازانی مانند چستر بارنارد و هربرت سایمون اهمیت ارتباطات، تصمیم‌گیری و هماهنگی میان سطوح سازمانی را برجسته کردند.

بعدها در نظریه‌های نوین سازمان، موضوعاتی مانند کاهش لایه‌های مدیریتی، ساختارهای تخت، چابکی سازمانی و تمرکززدایی نیز مطرح شد. امروزه سطوح سازمانی نه تنها به عنوان بخشی از ساختار رسمی سازمان، بلکه به‌عنوان ابزاری برای هماهنگی، کنترل و مدیریت دانش در سازمان‌های پیچیده شناخته می‌شود.

سطوح سازمان از دیدگاه پارسونز

طبقه‌بندی سطوح سازمانی تامپسون برای همه سازمان‌ها سه سطح نهادی، مدیریتی و فنی در نظر می‌گیرد. این نظریه کلاسیک مدیریت جایگاه مهمی در تئوری‌های مدیریت دارد. الگوهای زیادی براساس این طبقه‌بندی مطرح شده است. برای نمونه به تبع این سطوح، مهارت‌های مدیریتی تعریف شده است یا در مطالعاتی دیگر الگوهایی برای تصمیم‌گیری سازمانی ارائه شده است. نظر به اهمیت این نظریه در مقاله حاضر به تشریح کامل سطوح سازمان پرداخته شده است.

جیمز تامپسون براساس نظریه سیستم اجتماعی پارسونز برای همه سازمان‌ها سه سطح شناسایی کرده است:

  • سطح نهادی (Institutional)
  • سطح مدیریت (Managerial)
  • سطح فنی (Technical)
طبقه‌بندی سطوح سازمان

طبقه‌بندی سطوح سازمان پارسونز

در سطح فنی، متخصصان و کارکنان فنی که در آن وارده‌ها به کالا با خدمات بدل می‌شوند. سطح مدیریت، ارتباط بین مدیران با سطح اول و مشتریان را برقرار می‌کند. ارتباط سازمان با محیط فراگیر بیرون، جامعه، فرهنگ و سیاست نیز در سطح نهادی بررسی می‌شود. مدیران سطح نهادی باید از مهارت‌های ادراکی بالاتری برخوردار باشند در حالیکه مدیران سطح فنی باید مهارت‌های عملی بیشتری داشته باشند.

سطح نهادی

این سطح وظیفه دارد که سازمان را با محیط بیرونی پیوند دهد. بعد یگانگی نهادی در این سطح قرار می‌گیرد. یگانگی نهادی به توانایی سازمان در سازگاری با محیطش اشاره می‌کند. به طریقی که یگانگی، انسجام و تمامیت برنامه‌های سازمانی خود را حفظ نماید، کارکنان از فشارها و خواسته‌های نامعقول مشتریان محافظت شوند.

سطح نهادی در بالاترین قسمت از هرم سازمان و سطوح سازمانی قرار دارد. زمانی که خواست‌های محیطی با برنامه‌های سازمانی هماهنگ نباشد، گروه‌های معترض مشتریان نمی توانند بر عملیات سازمانی اثر آنچنانی بگذارند. شناخت دقیق محیط و تصمیم‌گیری کلان سازمانی در این سطح صورت می‌گیرد.

سطح اداری

این سطح وظیفه دارد که مدیریت درونی سازمان را اداره نماید و بر آن نظارت داشته باشد. ابعاد نفوذ مدیر، مراعات، ساخت دهی و تأمین منابع در این سطح قرار دارند. نفوذ مدیر به توانایی سازمان در تأثیرگذاری بر عمل و تصمیمات مدیران ارشد اشاره می‌کند. مدیر با نفوذ، ترغیب کننده بود و با رییس ناحیه به طور اثربخشی کار می‌کند؛ اما در عین حال در فکر و عمل خود استقلال دارد.

در این میان، ساخت دهی به این معناست که رفتار مدیر در حوزه مشخص کردن مناسبات و روابط کاری با کارکنان، انتظارات شغلی و استانداردهای عملکرد است و روش‌های انجام کار را به روشنی تعریف می‌کند. پشتیبانی منابع به این موضوع اشاره می‌کند که منابع و مواد اداری مورد نیاز برای واحدهای اداری در دسترس باشند.

سطح فنی

در سطح فنی، به محصول واقعی سازمان پرداخته می‌شود. محصول محصول مورد نظر بسته به کارکرد سازمان، متفاوت خواهد بود. در سازمان‌ها، فعالیت‌های کارکنان و به طور اخص، فراگردهای خدماتی و یادگیری در این دسته قرار می‌گیرند. این سطح شامل ابعاد روحیه و تاکید علمی است. روحیه به احساس اطمینان، اعتماد، همدردی و دوستی که در بین کارکنان وجود دارد، اشاره می‌کند. کارکنان احساس خوبی به یکدیگر داشته و در عین حال، احساس می‌کنند که کار خود را به خوبی انجام می‌دهند.

سطوح سازمانی در عصر دیجیتال

در عصر تحول دیجیتال و انقلاب صنعتی چهارم با گسترش هوش مصنوعی، مفهوم سطوح سازمانی دستخوش تغییرات بنیادین شده است. سازمان‌های سنتی که بر ساختارهای سلسله‌مراتبی و کنترل متمرکز استوار بودند، به تدریج جای خود را به ساختارهای شبکه‌ای، چابک و داده‌محور داده‌اند. در این رویکرد جدید، مرز میان سطوح راهبردی، میانی و عملیاتی تا اندازه زیادی کاهش یافته و جریان اطلاعات به‌صورت لحظه‌ای و هوشمند میان بخش‌های مختلف سازمان برقرار می‌شود.

فناوری‌های دیجیتال و سامانه‌های هوشمند موجب شده‌اند بسیاری از وظایف کنترلی و عملیاتی که پیش‌تر در سطوح میانی انجام می‌شد، به‌صورت خودکار مدیریت شوند. در نتیجه، نقش مدیران میانی از کنترل مستقیم به تسهیل‌گری، هماهنگی و تحلیل داده تغییر یافته است. همچنین در سازمان‌های هوشمند، تصمیم‌گیری دیگر صرفاً در سطوح عالی متمرکز نیست و کارکنان دانش‌محور در سطوح مختلف سازمان در فرایند تصمیم‌سازی مشارکت دارند.

در انقلاب صنعتی پنجم نیز تاکید بر هم‌افزایی میان انسان و فناوری، انسان‌محوری، پایداری و هوش مصنوعی مشارکتی افزایش یافته است. از این‌رو، سطوح سازمانی در حال حرکت به سمت ساختارهای منعطف، غیرمتمرکز و یادگیرنده هستند که در آنها همکاری شبکه‌ای، یادگیری مستمر و پردازش هوشمند اطلاعات نقش اساسی دارد. امروزه توانایی سازمان در مدیریت داده، دانش و ارتباطات دیجیتال، مهم‌تر از تعداد لایه‌های سلسله‌مراتبی تلقی می‌شود.

سخن پایانی

سطوح سازمانی یکی از مهم‌ترین مباحث ساختار و طراحی سازمان محسوب می‌شود و نقش مهمی در هماهنگی فعالیت‌ها، توزیع اختیار و تحقق اهداف سازمان دارد. هرچه مرز وظایف و مسئولیت‌ها در سطوح مختلف سازمان روشن‌تر باشد، فرایند تصمیم‌گیری و اجرای عملیات نیز اثربخش‌تر خواهد بود. سازمان‌های امروزی با توجه به تحولات محیطی و فناوری، به سمت کاهش پیچیدگی سلسله‌مراتب و افزایش انعطاف‌پذیری حرکت کرده‌اند. از این‌رو، شناخت صحیح سطوح سازمانی می‌تواند به بهبود ساختار، ارتباطات و عملکرد سازمان کمک کند.

Thompson, J. D. (1967). Organizations in action: Social science bases of administrative theory. Transaction publishers.