جیمز دی. تامسون (James D. Thompson) یکی از برجستهترین نظریهپردازان سازمان و مدیریت در سده بیستم به شمار میرود. او با ارائه دیدگاههای نوین درباره عدماطمینان محیطی، وابستگی متقابل واحدهای سازمانی و طراحی ساختار سازمان، تاثیر عمیقی بر نظریه سازمان گذاشت. بسیاری از پژوهشگران، تامسون را از پیشگامان رویکرد اقتضایی در مدیریت میدانند؛ زیرا نشان داد ساختار و شیوه اداره سازمانها باید متناسب با شرایط محیطی و فناوریهای مورد استفاده طراحی شود.
آشنایی با جیمز تامسون
جیمز دیوید تامسون (۱۹۲0–۱۹۷۳) در ایالات متحده آمریکا زاده شد. وی تحصیلات خود را در حوزه جامعهشناسی و مدیریت ادامه داد و بخش عمده زندگی حرفهای خود را به مطالعه سازمانها و فرایندهای مدیریتی اختصاص داد.
تامسون در دورهای فعالیت میکرد که نظریههای کلاسیک سازمان با چالشهای جدید ناشی از پیچیدگی محیط کسبوکار روبهرو شده بودند. او تلاش کرد با بهرهگیری از مفاهیم جامعهشناسی و مدیریت، درک بهتری از نحوه عملکرد سازمانها در محیطهای پویا ارائه دهد.
وی در دانشگاههای مختلف آمریکا به تدریس و پژوهش پرداخت و آثارش به یکی از منابع اصلی نظریه سازمان تبدیل شد.
مهمترین آثار جیمز تامسون
کتاب سازمانها در عمل (Organizations in Action) در سال ۱۹۶۷ منتشر شد. این اثر یکی از مشهورترین کتابهای کلاسیک در زمینه تئوریهای مدیریت به شمار میرود و در آن رابطه میان فناوری، ساختار سازمانی و محیط مورد بررسی قرار گرفته است. این کتاب است.
در این کتاب، تامسون نشان داد که سازمانها برای دستیابی به اهداف خود ناچارند با عدماطمینان محیطی مواجه شوند و سازوکارهایی برای کاهش یا مدیریت این عدماطمینان ایجاد کنند. اگرچه این کتاب یک نظریه واقعی در مورد مدیریت ارائه نمیدهد اما در گسترش بسیاری نظریههای نوین مدیریت موفق عمل کرد.
این اثر کلاسیک برای متخصصان سازمانی و مدیریتی، دانشمندان علوم رفتاری، جامعه شناسان، مدیران و سیاستگذاران ارزش پیوسته دارد. علاوه بر این کتاب، مقالات متعدد او درباره نظریه سازمان، ساختارهای سازمانی، فناوری و محیط سازمانی از منابع کلاسیک مدیریت و جامعهشناسی سازمان محسوب میشوند.
دستاوردهای علمی تامسون
مهمترین دستاورد تامسون ارائه نظریه «عدماطمینان محیطی» در سازمانها است. او معتقد بود هرچه محیط سازمان پیچیدهتر و پیشبینیناپذیرتر باشد، مدیران باید سازوکارهای متفاوتی برای هماهنگی و کنترل فعالیتها به کار گیرند.
برخی از مهمترین دستاوردهای پژوهشی او در نظریههای مدیریت عبارتند از:
- نظریه سپر بلا و مرزگستری
- سطحبندی سازمان
- تصمیمگیری سازمانی
- فناوری سازمان
تامپسون با ارائه نظریه سپربلا و مرزگستری در زمینه محیط سازمان کوشید تا شیوه ارتباط سازمان با محیط را تبیین کند. در زمینه تصمیمگیری سازمانی نیز براساس نظریه سیستم اجتماعی پارسونز سه سطح را شناسایی کرد: فنی، مدیریتی و نهادی.
متناسب با این سطوح سازمان، سیستم مناسب تصمیمگیری به ترتیب عبارتند از: عقلایی، اجتماعی و باز. او این سطوح سهگانه را به زمینه فناوری سازمان نیز گسترش داد و سه نوع فناوری مشترک، متوالی و متقابل را شناسایی کرد.
تامسون همچنین سه نوع وابستگی متقابل میان واحدهای سازمانی را معرفی کرد: وابستگی تجمیعی، وابستگی ترتیبی و وابستگی متقابل دوسویه. وی نشان داد هر یک از این انواع وابستگی به شیوههای متفاوتی از هماهنگی مدیریتی نیاز دارند.
از دیگر نوآوریهای او میتوان به ارتباط میان فناوری و ساختار سازمانی، مفهوم هسته فنی سازمان، مدیریت عدماطمینان، اقتضائات سازمانی و تحلیل روابط میان محیط و سازمان اشاره کرد. اندیشههای تامسون نقش مهمی در شکلگیری و توسعه نظریه اقتضایی ایفا کردهاند.
سخن پایانی
جیمز تامسون را میتوان یکی از تاثیرگذارترین نظریهپردازان سازمان در سده بیستم دانست. او با بررسی رابطه میان محیط، فناوری و ساختار سازمانی، درک پژوهشگران و مدیران از نحوه عملکرد سازمانها را متحول کرد. بسیاری از مفاهیم امروزی در نظریه سازمان، مدیریت اقتضایی و طراحی ساختار سازمانی ریشه در آثار او دارند. تاثیر میراث فکری تامسون چنان گسترده بوده است که آثار او همچنان در زمره منابع اصلی آموزش نظریه سازمان و مدیریت قرار دارند. به همین دلیل، در میان مشاهیر مدیریت، نام جیمز تامسون بیش از هر چیز با مفهوم «عدماطمینان محیطی» و «نظریه اقتضایی» گره خورده است.
