هربرت الکساندر سایمون (Herbert Simon) دانشمند برجسته آمریکایی، از تاثیرگذارترین اندیشمندان سده بیستم در حوزههای مدیریت، روانشناسی کار، اقتصاد و علوم رایانه بود. شهرت اصلی او به دلیل ارائه نظریه «عقلانیت محدود» و پژوهشهای گسترده در زمینه تصمیمگیری انسانی است که دیدگاه سنتی عقلانیت کامل را به چالش کشید. سایمون با پیوند دادن مدیریت به علوم شناختی، بنیان بسیاری از مطالعات نوین تصمیمگیری، هوش مصنوعی و رفتار سازمانی را فراهم کرد.
آشنایی با هربرت سایمون
هربرت سایمون (۱۹۱۶–۲۰۰۱) در شهر میلواکی آمریکا زاده شد و تحصیلات خود را در رشته علوم سیاسی به پایان رساند. علاقه او به چگونگی تصمیمگیری انسانها سبب شد تا مرزهای سنتی علوم اجتماعی را درنوردد و در حوزههای گوناگونی از مدیریت و اقتصاد تا روانشناسی و هوش مصنوعی فعالیت کند.
سایمون بخش عمده فعالیت علمی خود را در دانشگاه کارنگی ملون گذراند. در آنجا به همراه گروهی از پژوهشگران، نخستین گامهای علمی در توسعه هوش مصنوعی را برداشت. او معتقد بود انسانها در تصمیمگیری هرگز به اطلاعات کامل، زمان نامحدود یا توان پردازش بینهایت دسترسی ندارند. از این رو مدیران و افراد به جای یافتن بهترین راهحل ممکن، معمولاً به راهحلی رضایتبخش دست مییابند.
این دیدگاه که بعدها با عنوان «عقلانیت محدود» شناخته شد، انقلابی در نظریههای مدیریت و اقتصاد ایجاد کرد و موجب شد پژوهشگران توجه بیشتری به محدودیتهای ذهنی، اطلاعاتی و محیطی تصمیمگیرندگان داشته باشند.
در سال ۱۹۷۸ سایمون به دلیل پژوهشهای بنیادین خود درباره فرایند تصمیمگیری در سازمانها موفق به دریافت جایزه نوبل اقتصاد شد؛ افتخاری که جایگاه او را به عنوان یکی از بزرگترین متفکران مدیریت و علوم رفتاری تثبیت کرد.
مهمترین آثار سایمون
کتاب رفتار اداری (Administrative Behavior) به سال 1947 مشهورترین اثر سایمون که بسیاری آن را یکی از تاثیرگذارترین کتابهای تاریخ مدیریت میدانند. وی در این کتاب فرایند تصمیمگیری را محور اصلی مدیریت معرفی کرد و مبانی نظری عقلانیت محدود را تشریح نمود.
سازمانها (Organizations) به سال 1958 با همکاری جیمز مارچ نوشته شد و به بررسی رفتار افراد و گروهها در سازمانها پرداخت. اثر مزبور یکی از آثار کلاسیک رفتار سازمانی محسوب میشود.
سایمون به سال 1969 کتاب «علوم مصنوعی» را نوشت. او در این کتاب به بررسی طراحی نظامهای انسانی، سازمانها و سامانههای هوشمند پرداخت و بسیاری از مفاهیم بنیادین علوم طراحی و هوش مصنوعی را مطرح کرد. کتاب «مدلهای انسان» به سال 1957 مجموعهای از مقالات درباره تصمیمگیری، رفتار اقتصادی و محدودیتهای شناختی انسان که نقش مهمی در توسعه اقتصاد رفتاری ایفا کرد.
حل مسئله انسانی (Human Problem Solving) به سال 1972 منتشر شد. این اثر که با همکاری آلن نیول نگاشته شد، از آثار کلاسیک روانشناسی شناختی و هوش مصنوعی به شمار میرود و به بررسی سازوکارهای ذهنی حل مسئله میپردازد.
سخن پایانی
هربرت سایمون را میتوان معمار اندیشه تصمیمگیری نوین دانست. او نشان داد که مدیران و انسانها برخلاف تصور نظریههای کلاسیک، موجوداتی با عقلانیت نامحدود نیستند. بلکه در چارچوب محدودیتهای اطلاعاتی، زمانی و شناختی تصمیم میگیرند. آثار او نهتنها مدیریت و اقتصاد را دگرگون کرد، بلکه بر شکلگیری علوم شناختی، هوش مصنوعی و اقتصاد رفتاری نیز تاثیر عمیقی گذاشت. امروزه کمتر حوزهای از علوم انسانی و اجتماعی را میتوان یافت که از اندیشههای این متفکر بزرگ بهرهمند نشده باشد.