مدیریت علمی (Scientific management) یک تئوری مدیریت کلاسیک است که برای تجزیهوتحلیل و ترکیب گردش کار توسط فردریک تیلور ارائه شد. این نظریه یکی از سه نظریه اصلی تئوریهای مدیریت کلاسیک است که توسط تیلور مطرح شد. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله به تشریح و مفهومسازی «مدیریت علمی» از منظر تاریخی و نقش آن در مدیریت معاصر خواهیم پرداخت.
تاریخچه پیدایش مدیریت علمی
تیلور در سن ۱۸ سالگی کار خود را در یک کارخانه ذوب آهن قراضه شروع کرد ابتدا به عنوان کارگر ساده و سپس به دلیل شایستگی هایش به سمت سرپرستی و نهایت به ردههای بالای مدیریت کارخانه ارتقاء یافت. مهمترین ویژگی او مطالعه برای بهتر شدن کارش بود.
تیلور مهندس مکانیک بود (البته بعدها به صورت شبانه تحصیل را ادامه داد و مدرک مهندسی مکانیک دریافت کرد) که با استفاده از تجربیات خود در صنایع فولادسازی، مطالعاتی در زمینه “اصول مدیریت و مطالعه روش کار” انجام داد.
در دهه ۱۸۸۰ میلادی فردریک تیلور مطالعات خود را درزمینه زمان سنجی و حرکت سنجی، به مثابه راهی برای تعریف و بهینه سازی واحدهای مستقل نیروی کار تخصصی آغاز کرد. تا قبل از تیلور کارها بر اساس حسابهای سرانگشتی انجام میشد و از استانداردهای علمی، برنامهریزی مدیریتی و رویههای تحلیل خبری نبود.
هدف تیلور تغییر این وضعیت به شرایطی بود که نشان دهد مدیریت فعالیتی علمی است نه یک کار اتفاقی. از تیلور با عنوان پدر مدیریت علمی و موسس مکتب تیلوریسم یاد میشود. او در سال ۱۹۱۱ میلادی کتاب اصول مدیریت علمی را منتشر ساخت و در آن یادآور شد که: بهتر است هدف اصلی مدیریت، حداکثر کردن منافع کارفرما و کارمند باشد
اصول مدیریت علمی تیلور
تیلور چهار اصل ذیل را به عنوان اصول مدیریت علمی پیشنهاد کرد:
۱- مدیریت باید علمی باشد.
روش علمی جانشین روش تجربه و خطا گردد و باید با مطالعه علمی کار بهترین روش انجام کار را پیدا و به صورت دستورالعمل به کارکنان ابلاغ کرد. مطالعه علمی کار، شامل حرکت سنجی و زمان سنجی و تعیین استانداردهای تولید و کارکرد بر اساس آن است.
۲- انتخاب کارکنان باید اساس علمی داشته باشد.
با استفاده از روشها و فنون علمی، افرادی برای کار انتخاب شوند که مهارت و توانائیهای لازم برای انجام مؤثر و موفقیت آمیز آن را داشته باشند.
۳- آموزش و تربیت کارکنان باید جنبه علمی داشته باشد.
۴- ایجاد روابط نزدیک و دوستانه و روحیه همکاری بین مدیریت و کارکنان
تقسیم کار و مسئولیت به طور مساوی میان مدیران و کارکنان انجام پذیرد به طوری که برنامهریزی و کارهای فکری را مدیران و کارهای جسمی را کارکنان انجام دهند.
روشهای اجرای اصول مدیریت تیلور
۱- زمان سنجی با استفاده از روشها و ابزارهای مناسب به منظور صرفه جویی در زمان انجام کار
۲- اعمال سرپرستی چند جانبه ( بر اساس تخصص) به جای روش سنتی سرپرستی فردی
۳- استاندارد کردن کلیه وسایل و ابزار کار و اعمال و حرکات کارکنان در انجام کار
۴- اختصاص دادن یک واحد سازمانی برای برنامهریزی
۵- کاربرد اصل استثناء در مدیریت
۶- استفاده از دستور العمل و شرح وظایف برای انجام کار و تدابیر تشویقی برای انجام درست وظایف
۷- به کار گرفت نظام نرخ دستمزد متفاوت ( پرداخت دستمزد بر مبنای قطعه یا پیمانکاری)
۸- استفاده از سیستمهای راهنما برای طبقه بندی کردن محصولات تولیدی و ابزارهای به کار رفته در تولید
۹- استفاده از یک نظام کار ساده و تکراری
۱۰- به کار گرفتن روش حسابداری بهای تمام شده
اولین مطالعه او در حمل آهن قراضهها از انبار به کوره ذوب انجام شد. او با استفاده از روش تقسیم کار و مطالعه علمی توانست میزان حمل آهن را به ازاء هر کارگر از ۱۲.۵ تن به ۴۷.۵ تن افزایش دهد.
همکاران تیلور در مدیریت علمی
در کنار فردریک وینسلو تیلور، شماری از پژوهشگران و مهندسان صنعتی در توسعه مدیریت علمی نقش تعیینکنندهای داشتند.
هنری گانت با طراحی نظام دستمزد تشویقی و تأکید بر آموزش نظاممند کارگران، بعد انگیزشی را تقویت کرد و با ابداع «نمودار گانت» ابزار مؤثری برای برنامهریزی و زمانبندی تولید فراهم ساخت. این نمودار هنوز از ابزارهای پایه مدیریت پروژه به شمار میآید.
فرانک گیلبرت و لیلیان گیلبرت رویکرد حرکتسنجی و زمانسنجی را بسط دادند. آنها مفهوم تریبلیگ (Therblig) بهمعنای واحدهای پایه حرکات انسانی در انجام کار شامل جستوجو، گرفتن، حمل، نگهداشتن و رها کردن را نوآوری کردند. با تجزیه یک فعالیت به تریبلیگها، میتوان حرکات غیرضروری را حذف و توالی کار را بهینه کرد؛ این رویکرد مبنای علمی کارسنجی و زمانسنجی در مهندسی صنایع شد.
هارینگتون امرسون بر کارایی عملیاتی، تقسیم کار و استانداردسازی تأکید داشت. مجموع این تلاشها موجب شد مدیریت علمی از یک ایده فردی فراتر رود و به یک جریان منسجم مهندسی در طراحی شغل، اندازهگیری کار و افزایش بهرهوری تبدیل شود.
انتقادات وارده بر مدیریت علمی تیلور
اگر میخواهید با انتقادات به نظریههای کلاسیک مدیریت و مدیریت علمی تیلور آشنا شوید فیلم عصر مدرن Modern Times از چارلی چاپلین را تماشا کنید. نظریههای مدیریت علمی و اصول تقسیم کار تا آنجا پیشروی کرد که اساساً کارکنان به چرخ دندههای ماشین بزرگ تولید انبوه تبدیل شدند. مدیریت نظریههای کلاسیک انسان را موجودی اقتصادی-عقلائی دانسته اند و تاثیر روابط اجتماعی و ساختار غیر رسمی و انگیزه و احساسات را بر افراد نادیده میگرفتند. و عدهای فلسفه مدیریت علمی تیلور را مغایر با روح دموکراسی میدانستند.
تیلور نسبت به کار تیمی دیدگاه منفی داشت و معتقد بود: هر وقت کارکنان به طور گروهی کار میکنند، کارآیی هر یک از آنها تا سطح ضعیف ترین عضو گروه تنزل پیدا میکند. تیلور بر ضرورت علمی کردن فعالیتهای هر شغل و تدوین قوانین حرکت برای انجام آن تأکید داشت. و به این دلیل که به تمامی عناصر دخیل در تولید یک نوع نگاه میکرد و کارگر را مثل سایر ابزارکار در نظر گرفته بود، انتقاداتی وارد شد.
سخن پایانی
اصول مدیریت علمی تیلور که بر اساس کارسنجی، زمان سنجی، فردسنجی استوار بود، مقدمه تحولات عظیمی در افکار و فنون مدیریت درصنایع و موسسات دولتی کشورهای مختلف جهان شد. با استفاده از اصول مدیریت علمی تیلور و نطریههای او، کارآمدتر و عقلانی تر کردن سازمانها از طریق کاربرد روشهای علمی و برنامهریزی و طراحی وظایف سازمانی امکان پذیر شد. هر چند منظور او عمدتا تاکید بر استفاده از این روشها در سطح وظایف عملیاتی و تولیدی بود ولی با رواج اندیشه و اصول مدیریت علمی تیلور، این روشها در همه فعالیتهای سازمانی کاربرد پیدا کرد.

