پیاز پژوهش (Research Onion) یک الگوی شش لایه است که فلسفه، رویکرد، استراتژی، انتخاب، بازه زمانی و روش گردآوری دادهها را مشخص میکند. بر اساس این الگو، یک پژوهش از لایههای مختلفی تشکیل میشود که در آن هر لایه متاثر از لایه بالاتر است. در مقاله حاضر کوشش بر آن است هر لایه از «پیاز پژوهش» بهصورت روشن، مفهومسازی و تعریف شود.
لایههای پیاز پژوهش
مدل پیاز پژوهش توسط ساندرز و همکاران (۲۰۰۹) ارائه شد. این لایهها عبارتند از:
- لایه نخست: فلسفه پژوهش
- لایه دو: رویکرد پژوهش
- لایه سه: استراتژی پژوهش
- لایه چهار: انتخاب پژوهش
- لایه پنج: بازه زمانی پژوهش
- لایه شش: روش گردآوری و تحلیل دادهها
این الگوی چندلایه، فرایندهای انجام پژوهش را نشان میدهد. نخستین مسئله اساسی هر پژوهش فلسفه تحقیق یا پارادایم حاکم بر آن است. پس از آن باید رویکرد پژوهشی (قیاس یا استقرا) مشخص شود. لایه سوم استراتژی پژوهشی است که براساس روشهای کمی، کیفی و آمیخته بسیار متنوع است. انتخاب پژوهش میتواند تکروش، چندروش یا آمیخته باشد. بازه زمانی نیز میتواند مقطعی یا طولی باشد. در پایان باید روشهای گردآوری و تحلیل دادهها مشخص شود.
لایه نخست: فلسفه پژوهش
نخستین لایه از پیاز پژوهش تعیین فلسفه پژوهش یا پارادایمی است که نشاندهنده جهانبینی و نوع نگاه پژوهشگر است.
فلسفه خردگرایانه (Rationalistic): این فلسفه بر پایه قدرت تفکر استوار است و فرض بنیادی این روش آن است که عقل قادر به شناخت همه پدیدهها میباشد. فلاسفه باستانی از افلاطون و ارسطو تا رنه دکارت پیرو این دیدگاه بودهاند.
فلسفه اثباتگرایانه (Positivism): فلسفه اثباتگرایانه بر پایه اصول علوم تجربی و رویکرد عینیگرا استوار است. یعنی فرض میشود واقعیت چیزی است که فرد میتواند به وسیله حواس خود آن را تجربه کند. این شیوه از اندیشه برای روش تحقیق کمی کاربرد بسیار زیادی دارد.
فلسفه تفسیرگرایانه (Interpretivism): این فلسفه بر پارادایم تفسیری و رویکردی ذهنیگرا استوار است. یعنی فرض میشود واقعیت عینی نیست و ذهنی بوده و به صورت اجتماعی ساخته میشود. این شیوه از اندیشه برای روش تحقیق کیفی کاربرد بسیار زیادی دارد.
فلسفه عملگرایی (Pragmatism): در این رویکرد فلسفی از زبان و اندیشه به عنوان ابزاری برای حل مسئله و پیشبینی استفاده میشود. در واقع فلسفه پراگماتیسم یا عملگرایی جنبش سوم در روش پژوهش علمی است و برای تحقیق آمیخته مناسب است.
فلسفه واقعگرایی (Realism): واقعگرایی انتقادی بر رویکردی دیالکتیکی استوار است و اصول فلسفه اثباتگرایی را به چالش میکشد. براساس این رویکرد فلسفی «واقعیت» قابل مشاهده نیست. واقعیت مستقل از فهم، نظریهپردازی و انتزاعات انسانی است.
لایه دو: رویکرد پژوهش
براساس جهان بینی فسلفی پژوهشگر، رویکرد پژوهشی تعیین میشود. براین اساس دو رویکرد وجود دارد:
رویکرد قیاسی Deductive Approach : استدلال قیاسی یعنی رسیدن از کل به جزء و اساس فلسفه خردگرایانه است. رویکرد قیاسی با مطالعات ارسطو آغاز شده است. در رویکرد قیاسی، فکر از طریق معلومات کلی، مجهولات جزئی را کشف میکند، یعنی از کنار هم گذاشتن واقعیات پذیرفته شده و استنتاج یک نتیجه از آن حاصل میشود (نتیجهگیری از کل به جزء). در این استدلال چنانچه مقدمهها درست باشند نتیجهها هم الزاماً درست خواهند بود. این رویکرد، به پژوهشگر کمک میکند تا با استفاده از نظریههای موجود پدیدههایی را که به وقوع میپیوندد پیشبینی کند.
رویکرد استقرایی Inductive Approach : استدلال استقرایی یعنی رسیدن از جزء به کل و اساس فلسفه تجربی است. در این رویکرد فکر با استفاده از معلومات جزئی و برقراری ارتباط بین آنها حکم کلی را استنتاج مینماید. در این رویکرد، مشاهدهها بر رویدادهای مشخصی در یک طبقه صورت میگیرد و سپس بر اساس مشاهده حوادث یا رویدادها، استنباط در مورد تمام طبقهها انجام میشود.

تفاوت رویکرد قیاسی و استقرایی
لایه سه: استراتژی پژوهش
استراتژی پژوهش برنامهای فراگیر است که شیوههای گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها را براساس فلسفه تحقیق تعیین میکند. در پیاز پژوهشی ساندرز، استراتژی پژوهش به این میپردازد که پژوهشگر با چه طرح کلی و مسیری عملی به پرسش پژوهش پاسخ میدهد.
استراتژی پژوهش، چارچوب اجرایی گردآوری و تحلیل دادههاست و بسته به هدف، پرسش و ماهیت پدیده انتخاب میشود. مهمترین استراتژیها عبارتاند از:
- آزمایشی: بررسی رابطه علّی از طریق دستکاری متغیر مستقل و کنترل شرایط، با هدف سنجش اثر.
- پیمایشی: گردآوری داده از گروهی نسبتا بزرگ، معمولا با پرسشنامه، برای توصیف یا تبیین الگوها و روابط.
- مطالعه موردی: بررسی عمیق یک مورد خاص (سازمان، فرد، رویداد یا فرایند) در بافت واقعی آن.
- قومنگاری: مطالعه عمیق یک گروه یا فرهنگ از طریق مشاهده مشارکتی و تعامل بلندمدت.
- نظریهپردازی دادهبنیاد: تولید نظریه برآمده از دادهها، نه آزمون نظریههای پیشین.
- پژوهش تاریخی: تحلیل اسناد و رخدادهای گذشته برای فهم روندها و تحولات.
- پژوهش کنشی: پژوهش همراه با مداخله آگاهانه برای بهبود عمل در یک موقعیت واقعی.
استراتژی پژوهش نقشه راه عملی پژوهش است که نشان میدهد پژوهشگر با چه منطق و چه ابزار کلی به سراغ مسئله میرود. این بحث از منظر ساندرز با انواع تحقیق همپوشانی دارد. با این وجود در کتاب طرح پژوهش از کرسول بهتر تشریح شده است.
لایه چهار: انتخاب پژوهش
منظور از انتخابهای پژوهشی نوع دادههای پژوهش است که از این نظر سه انتخاب وجود دارد:
- روشهای کمی: طرحهای آزمایشی، غیرآزمایشی (توصیفی)
- روشهای کیفی: تحلیل روایت، پدیدارشناسی، قومنگاری، گراندد تئوری، مطالعه موردی
- روشهای آمیخته: اکتشافی، تبیینی، مثلثسازی و آشیانهای
در لایۀ چهارم پژوهشگر از حیث توسل به کمی سازی رفتار پدیده مورد نظر، میتواند هر یک از روشهای کمی، کیفی یا ترکیبی را اتخاذ نماید. در روش کمی، دادههای متناسب با موضوع به صورت کمی و عددی تبدیل میشوند که دادههای کمی معمولاً از طریق پرسشنامه گردآوری میشوند.
لایه پنج : بازه زمانی پژوهش
لایه پنجم پیاز پژوهشی ساندرز مشخص میکند که مطالعه پدیده در یک مقطع زمانی واحد انجام شده یا در چند مقطع و در طول زمان. بر این اساس، پژوهشها به دو دسته مقطعی و طولی تقسیم میشوند. بیشتر پژوهشهای مشاهدهای، اکتشافی، توصیفی و تبیینی که یک پدیده را در زمانی مشخص بررسی میکنند، مقطعی هستند. در مقابل، پژوهشهایی که دادههای یک پدیده را در فواصل زمانی مختلف گردآوری میکنند، طولی بهشمار میآیند. مطالعات روندپژوهی، نسلی و پانل از گونههای پژوهشهای چندمقطعی محسوب میشوند.
روش مقطعی (Cross-sectional): در این روش، دادهها درباره یک یا چند صفت در یک بازه زمانی کوتاه (مانند یک روز، هفته یا ماه) گردآوری میشود. هدف، توصیف جامعه یا بررسی روابط متغیرها در همان مقطع است. بخش عمده پژوهشهای مدیریتی، بهویژه در مقطع کارشناسی ارشد، از نوع پیمایشی-مقطعی هستند.
مطالعه طولی (Longitudinal): در پژوهش طولی، دادهها در طول زمان گردآوری میشوند تا تغییرات و روابط متغیرها بررسی شود. این روش برای مطالعه روندها و تحولات مناسب است؛ مانند بررسی تغییرات ثبتنام دانشجویان یا تحول مهارتها در چند سال.
لایه شش: روش گردآوری دادهها
در لایه ششم، پژوهشگر بر اساس رویکرد، استراتژی و روش انتخابشده در لایههای پیشین، ابزار و شیوه گردآوری دادهها را تعیین میکند؛ مانند پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده. در برخی پژوهشها، استفاده همزمان از چند شیوه نیز امکانپذیر است.
این مدل، جهانبینی و مبنای فلسفی پژوهشگر بنیان همه تصمیمهاست و از انتخاب رویکرد تا گردآوری و تحلیل دادهها را جهت میدهد.
در روش کمی، دادهها معمولا از طریق پرسشنامه و طیفهایی مانند لیکرت، بوگاردوس یا افتراق معنایی گردآوری و به عدد تبدیل میشوند. در روش کیفی، دادهها به صورت متنی و یا انواع مصاحبه، جمعآوری و به همان شکل تحلیل میشوند. همچنین در روش آمیخته، بسته به هدف پژوهش از هر دو نوع داده استفاده میشود.
پیاز پژوهش ایرانی
دانایی فرد و همکاران (۱۳۸۳) نیز بر اساس مدل ساندرز و همکاران، یک پیاز پژوهش ایرانی ارائه کردند که شامل لایههای زیر است:
- مبانی فلسفی پژوهش
- جهتگیریهای پژوهش : کاربردی، بنیادی، ارزیابی و توسعهای
- رویکردهای پژوهش : قیاسی، استقرایی و ترکیبی
- روششناسی پژوهش : کیفی، کمی، آمیخته
- روش گردآوری دادهها : کتابخانهای، میدانی و آزمایشگاهی
- راهبردهای پژوهش : پیمایشی، همبستگی، تجربی، تاریخی، مطالعه موردی، قوم نگاری و دادهبنیان
- اهداف پژوهش : توصیفی، اکتشافی، پیشبینی
- ابزارهای گردآوری دادهها : مشاهده، مصاحبه، پرسشنامه، اسناد و مدارک
از منظر اخلاق پژوهش، آنچه با عنوان «پیاز پژوهش ایرانی» ارائه شد، بهطور آشکار بر مدل پیاز پژوهش ساندرز استوار است. اما ارجاع روشن و نظاممند به منبع اصلی و تبیین حدود اقتباس، بازطراحی یا نوآوری بومی در آن مشاهده نمیشود. در پژوهش علمی، اقتباس ساختاری از یک الگوی نظری شناختهشده مستلزم تصریح منبع، توضیح تغییرات اعمالشده و تفکیک سهم نوآوری پژوهشگران از چارچوب اصلی است. فقدان این شفافیت، مدل ارائهشده را از منظر اخلاق پژوهش محل تردید میسازد و آن را بیش از آنکه توسعهای نظری تلقی کند، به بازنامگذاری یک الگوی موجود نزدیک میکند.
از نظر محتوایی و منطقی نیز این مدل با اختلاط سطوح تصمیمگیری پژوهش مواجه است. مفاهیمی مانند اهداف پژوهش، روششناسی، راهبرد پژوهش و ابزار گردآوری دادهها که از نظر منطقی دارای تقدم و تأخر و رابطه زیرمجموعهای هستند، بهعنوان لایههایی همعرض در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. این چیدمان، منطق پیازی حرکت از مبانی انتزاعی به تصمیمهای اجرایی را تضعیف کرده و به جای تسهیل تفکر روششناختی، به فهرستسازی مفاهیم روش تحقیق انجامیده است. در نتیجه، مدل از انسجام نظری لازم برای ایفای نقش یک چارچوب راهنمای پژوهش برخوردار نیست.
سخن پایانی
پیاز پژوهش ساندرز یادآور این نکته بنیادین است که پژوهش علمی مجموعهای از انتخابهای پراکنده نیست، بلکه زنجیرهای منسجم و منطقی از تصمیمهاست. هر لایه، از جهانبینی و رویکرد گرفته تا روش گردآوری دادهها، بر لایههای بعدی اثر میگذارد و ناسازگاری در هر بخش میتواند اعتبار کل پژوهش را تضعیف کند. کاربرد اصلی پیاز پژوهش در این است که به پژوهشگر کمک میکند پیش از اجرا، درباره منطق روششناختی پژوهش خود بیندیشد و بداند چرا از یک مسیر خاص استفاده میکند، نه مسیرهای دیگر. از این رو، پیاز پژوهش نه یک الگوی دستوری، بلکه ابزاری برای تفکر روشمند در طراحی پژوهش است.
منبع: حبیبی، آرش. (۱۴۰۰). روش پژوهش پیشرفته. تهران: نارون دانش.
Saunders , Mark ; Lewis, Philip; Thornhill, Adrian (2009). Research methods for business students. Fifth edition. Harlow: Pearson Education

