رهبری زهرآگین (Toxic leadership) ترکیبی از نگرشها، انگیزهها و رفتارهای خودخواهانه رهبران سازمانی است که اثر معکوس بر عمکلرد افراد و سازمان دارد. این سبک رهبری کمترین نگرانی و مشغله ذهنی را نسبت به زیردستان و نیروی انسانی سازمان دارد. جو سازمانی را بسیار مسموم کرده و اثرات کوتاهمدت و بلندمدت زیانآوری برای سازمان دارند. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله سبک رهبری زهرآگین بررسی شده است.
تعریف رهبری زهرآگین
رهبری زهرآگین سبکی از رهبری است که در آن رفتارهایی نظاممند و تکرار شونده از سوی رهبر، کارفرما یا سرپرست بروز کرده و منافع مشروع سازمان را از طریق ایجاد مانع در دست یابی به اهداف، انجام وظایف، تحلیل منابع با کاهش اثربخشی، انگیزش نیروی انسانی و رضایت کارکنان، مورد تهدید قرار میدهد.
رهبران زهرآگین را افرادی معرفی کردهاند که به موجب رفتارهای مخرب و صلاحیتهای شخصی ناکارآمد، باعث ایجاد آسیب جدی و پایدار در افراد، گروهها، سازمانها، جوامع و حتی سازمان ملل میشوند. در چنین سازمانی فلات شغلی بسیار بالا است و فرسودگی شغلی و گرایش به ترک خدمت زیاد است.
این افراد باعث آلوده کردن محیط میشوند و روند آلودگی ممکن است به مرورزمان موجب احساس بی اعتمادی، ترس، عدم اطمینان، پیشبینی ناپذیر بودن، پیشگویی کردن و تهدید در سازمان شود. این احساسات منفی کارکنان، پیامدهای بدی را بر رفتار و نگرش آنان ایجاد مینماید. همچنین ضرر غیرقابل جبرانی را بر سازمان و جامعه وارد میکند. باتوجه به این مطالب میتوان گفت که توجه به سبک رهبری مدیران دولتی این شهر از اهمیت خاصی برخورد است.
مثلث سمی
سه دسته از عوامل که در ظهور این رهبران نقش داشته است از آنها به عنوان مثلث سمی نام برده میشود.
- ویژگیهای منفی شخصیتی
- ویژگیهای منفی زیردستان
- ویژگیهای منفی محیطی
نخستین ضلع این مثلث را ویژگیهای منفی شخصیتی رهبران تشکیل میدهد. از جمله فقدان امانت داری، جاه طلبی افراطی، خودبزرگ بینی، خودبینی و تکبر، عدم مراعات اصول اخلاقی، حرص و طمع، ریسک گریزی، نیاز شخصی به قدرت، خودشیفتگی، نگاه منفی به زندگی و غیره شکل میدهند. ویژگیهای زیردستان نیز در بروز این پدیده اهمیت فراوانی دارد.
به عنوان مثال، زیردستانی با نیازهای اولیه برآورده نشده، سطح بلوغ پابین، جاه طلبی، ارزشها و باورهای موافق (متجانس) با رهبر و توجه صرف به ارزشها و امیال شخصی، زمینه ی مساعدی برای ظهور این دسته از رهبران را فراهم میکنند. در نهایت برخی ویژگیهای منفی محیطی نیز دخیل هستند. محیطهای نایایدار یا بسیار پایدار، تهدید ادراکشده محیطی، ارزشهای فرهنگی، فقدان ساز و کارهای رسمی واپایش و غیره، عناصر ضلع سوم مثلث زهرآگین به شمار میروند.
اهمیت مسئله رهبری زهرآگین
مفهوم رهبری زهرآگین برای نخستین بار توسط جین لیمن پلومن، پژوهشگر آمریکایی مطرح شد. او معتقد بود برخی از رهبران گرایشات و رفتارهایی را از خود بروز میدهند که به افتراق و فطببندی در بین زیر دستان منجر میشود. از نظر وی، این سبک رهبری علاوه بر مباحث سیاسی، در مسایل تجاری و سازمانهای مختلف نیز مشاهده میشود.
از نظر پلومن ریشه اصلی فساد سازمانی در این نوع سبک از رهبری نهفته است. اگر رهبران سازمانها دارای صلاحیت و شایستگی رهبری نباشند، اثرات خطرناک و ناخواستهای را برای سازمان به همراه خواهند داشت. بی کفایتی رهبری، شرارت، فساد، خرابکاری، رفتار غیراخلاقی و رفتار مجرمانه از جمله این اثرات هستند.
این سبک رهبری بویژه در ساختار سازمانهای دولتی بسیار مشاهده میشود. بسیاری از موارد فساد اداری در ایران در این سبک رهبری سازمانی ریشه دارد. اگر به درستی به شناخت جنبههای مختلف این امر پرداخته نشود اثرات آن دامن همه را خواهد گرفت.
سازمانی که در مدیریت آن از سبک رهبری زهرآگین استفاده میکند بستر مناسبی برای فاسد فراهم میآورد. رهبری زهرآگین در سطح وسیع و گسترده و بصورت عمدی و نفاق افکنانه قدرت سازمانی را در خدمت منافع شخصی خود قرار میدهد. این رهبر نوع خاصی از روابط را در سازمان تعریف و پیاده میکند. به این ترتیب روابط کاری سالم و سازنده، متزلزل و کارائی و کارکرد گرایی اثربخش در سازمان از بیخ و بن تخریب میشود.
سخن پایانی
رهبری سمی به سبکی از رهبری اشاره دارد که رفتار رهبر در آن مسموم، مخرب و سرشار از ویژگیهای ناشایست مانند ترور شخصیت، تخریب، نفاقافکنی، استثمار، فریبکاری و سوءاستفاده است و محیط کاری را به فضایی آکنده از آزار کارکنان، قلدری، بیعدالتی، تقلب و تعارض تبدیل میکند؛ در چنین شرایطی تحمیل بار کاری ناعادلانه و ترویج روحیه ستیزهجویی نیز تشدید میشود. مطالعه و ارزیابی این رفتارها، بهویژه از طریق رویکردهای بالینی، میتواند بینش عمیقی برای شناسایی و اصلاح همزمان رفتار رهبران در سازمانها فراهم آورد و به بهبود و تعالی رهبری منجر شود. از اینرو، خشکاندن ریشه رهبری زهراگین از طریق آموزش، آگاهسازی، سنجش مستمر و مداخله بهموقع، ضرورتی حیاتی برای سلامت و پایداری سازمانها به شمار میآید.