توانمندسازی زنان (Women Empowerment) فرایندی است که با توسعه دانش، مهارت، اختیار، دسترسی به منابع و فرصتهای برابر، ظرفیت زنان را برای مشارکت مؤثر در تصمیمگیریهای فردی و سازمانی افزایش میدهد. این فرایند یکی از پیشنیازهای تحقق عدالت سازمانی، بهرهگیری بهینه از سرمایه انسانی و توسعه پایدار به شمار میرود. نظر به اهمیت موضوع، در این مقاله توانمندسازی زنان مفهومسازی و تعریف خواهد شد.
مبانی نظری توانمندسازی زنان
مبنای نظری بحث توانمندسازی بانوان ریشه در مفاهیم توانمندسازی کارکنان و مدیریت زنان در سازمان دارد. این مهم در نظریههای بازار کار زنان نیز مورد تاکید قرار دارد. نظریه توانمندسازی درحالیکه به اهمیت افزایش قدرت برای زنان واقف است، کوشش دارد قدرت را کمتر از منظر برتری فردی و بیشتر از منظر توان زنان برای خودکارآمدی و نگرش شغلی شناسایی کند.
براساس نظریه برابری زنان میخواهند به اندازه مردان در جریان اصلی توسعه قرار بگیرند. این اصلی است که در جوامع پیشرفته محقق شده اما در جوامع عقب افتاده هنوز فرسنگها دور از دسترس است. در دنیای کنونی زنان با هنجارها، ارزش ها، باورها و رسوم متفاوت از مردان متمایز شده اند. این عوامل به صورت فرهنگ رایج در طی اعصار عمل کرده است. سه دسته عوامل اصلی در نظریه توانمندسازی زنان عبارتند از:
- نگرشها (نگرش شغلی و خودکارآمدی شغلی)
- توانمندیها (دانش، مهارت و آگاهی اجتماعی و سیاسی)
- عملکرد جمعی (مشارکت سیاسی و اجتماعی)
به فرایندی که این عوامل با هم تلفیق میشوند «توانمندسازی زنان» گفته میشود. نتیجه آن دست یابی به استقلال زنان، افزایش حمایتهای اجتماعی، کنترل محیط کار و افزایش قدرت تصمیمگیری و کارایی فردی است.
توانمندسازی تغییری در زندگی افراد است که با آن به توانایی میرسند و از زندگی انسانی و شأن و کرامت برخوردار میشوند. همچنین به ویژگیهای بیرونی مانند سلامت، تحرک، آموزش و آگاهی، کسب جایگاه در خانواده، مشارکت در تصمیمگیری و میزان امنیت مادی و خصوصیات درونی مانند خودآگاهی و اعتمادبه نفس دست مییابند.
تعریف توانمندسازی زنان
توانمندسازی زنان در سازمان شامل افزایش وظایف شغلی بانوان با دادن استقلال به آنها و واگذاری اختیار تصمیمگیری در مورد شغل بدون تایید سرپرست است. به طور کلی توانمندسازی زنان ایجاد یک محیط کار است که در آن فرد مجاز به تصمیمگیری در موقعیتهای خاص مربوط به کارش باشد.
برای پیشرفت شغلی زنان در سازمان لازم است که پس از اشتغال زنان، توانمندی کافی در آنها ایجاد شود. نبود برنامههای توسعه یکی از موانع ارتقای شغلی زنان است. اگر سازمان بخواهد این موانع را بردارد و سقف شیشهای را در هم بشکند باید به بحث توانمندسازی بانوان اهمیت دهد.
توانمندسازی زنان زمانی اتفاق میافتد که کارکنان به خوبی آموزش دیده باشند، از کلیه اطلاعات مرتبط و مناسب و بهترین ابزارهای ممکن برخوردار شوند، کاملاً در تصمیمگیریهای کلیدی درگیر شوند، و منصفانه پاداش بگیرند. بانوان در سازمانهای ایرانی ورود کردهاند و سقف آرزوی آنها دیگر اشتغال صرف نیست. آنها به دنبال راه یافتن به بالای سطوح سازمان هستند و دستیابی به این هدف نیازمند توانمندسازی آنها است.
تجمیع آرای اندیشمندان در زمینه توانمندسازی زنان
پژوهشها و تجارب در زمینه توانمندسازی زنان به نقش عوامل و زمینههای بیرونی و درونی پرداختهاند. پژوهشگران معتقدند از جمله عواملی که موجب افزایش و ایجاد توانمندی زنان در عرصه فرهنگی و اجتماعی میشود شامل موارد زیر است:
- نگرشها، ارزشها و باورها
- دانش، مشارکت و تفکر نقادانه
- آموزش زنان
- توانمندی اجتماعی
- داشتن مهارتهای خاص
- مهارت و دانش آنان برای تولید
- سایر مهارتهای بهبود دهنده زندگی
- مشارکت به منزله میزان تصمیم اثرگذار
- آگاهی و ظرفیتسازی
- مشارکت و تعامل در گروههی محلی
نگرش ها، ارزشها و باورها، به ویژه باورهای مربوط به خودکارآمدی، خودارزشی و احساس کنترل که بر فرایند توانمندسازی اثرگذار است. دانش، مشارکت و تفکر نقادانه یعنی افراد با حمایت و مشارکت متقابل میتوانند پیرامون جنبههای درونی و بیرونی مشکل، تفکر نقادانه داشته باشند.
تعامل نیز یعنی زنان از طریق عمل انعکاسی میتوانند راهبردهای عملی، بسیج منابع و دانش و مهارتهای مورد نیاز برای تاثیر بر ساختارهای درونی و برونی ممکن کنند. منظور از آگاهی و ظرفیتسازی، توانایی مدیریت مولد، ایجاد ساختارهای اقتصادی جایگزین به لحاظ مالی است. همچنین شامل توانایی تعامل در حوزه عمومی و مشارکت در گروه غیرفامیل است.
راهکارهای توانمندسازی زنان در سازمانها
توانمندسازی زنان در سازمانها به معنای افزایش قابلیتها، مهارتها، اعتمادبهنفس و فرصتهای آنان برای مشارکت مؤثر در تصمیمگیریها، پیشرفت شغلی و بهرهمندی از حقوق برابر است. این مفهوم نهتنها به بهبود شرایط فردی زنان کمک میکند، بلکه باعث افزایش بهرهوری، نوآوری و توسعه پایدار در سازمانها میشود. راهکارهای توانمندسازی زنان در سازمانها عبارت است از:
آموزش و توسعه مهارتها: برگزاری دورههای آموزشی و توانمندسازی برای رشد حرفهای زنان.
ایجاد ساختارهای حمایتی: تشکیل کمیتههای ویژه برای حمایت از زنان در محیط کار.
اصلاح سیاستهای سازمانی: تدوین سیاستهایی برای جلوگیری از تبعیض جنسیتی و حمایت از توازن کار و زندگی.
افزایش حضور زنان در تصمیمگیریها: فراهم کردن فرصتهای مدیریتی برای زنان در سازمان.
حمایت از کارآفرینی زنان: ارائه تسهیلات و منابع مالی برای زنان علاقهمند به کارآفرینی.
نتایج و مزایای توانمندسازی زنان در سازمان عبارت است از:
- افزایش رضایت شغلی و بهرهوری زنان
- بهبود فرهنگ سازمانی و کاهش تبعیض
- تقویت نوآوری و خلاقیت در سازمان
- افزایش نرخ ماندگاری کارکنان و کاهش ترک شغل
- کمک به توسعه پایدار و رشد اقتصادی
توانمندسازی زنان در سازمان نهتنها به نفع خود آنها، بلکه به سود کل سازمان و جامعه است. با اجرای سیاستهای مناسب، سازمانها میتوانند از استعدادها و تواناییهای زنان بیشترین بهره را ببرند و محیط کاری عادلانهتر و پویاتری ایجاد کنند.
سخن پایانی
توانمندسازی زنان فراتر از افزایش حضور آنان در سازمانها است و بر توسعه قابلیتها، اختیارات و فرصتهای برابر تأکید دارد. تحقق این رویکرد مستلزم اصلاح ساختارهای سازمانی، رفع موانع نهادی و استقرار نظامهای شایستهسالار است. سازمانهایی که از ظرفیت زنان در سطوح مختلف مدیریتی و تخصصی بهره میگیرند، معمولاً از عملکرد، نوآوری و سرمایه انسانی پایدارتری برخوردار هستند. از اینرو، توانمندسازی زنان یکی از راهبردهای اساسی برای ارتقای اثربخشی سازمان و تحقق توسعه پایدار محسوب میشود.
منبع: ریوز، مارتا. کتاب مدیریت زنان. روتلج.