تحلیل کیفی

تحلیل کیفی (Qualitative Analysis) فرایندی نظام‌مند برای تفسیر داده‌های غیرعددی با هدف کشف معنا، الگو و ساختارهای مفهومی در پدیده‌های انسانی و سازمانی است. این رویکرد از طریق کدگذاری، مقوله‌بندی و تفسیر، نظریه یا چارچوب مفهومی به فهم عمیق تجربه‌ها، نگرش‌ها و زمینه‌های اجتماعی کمک می‌کند. در این مقاله مبانی نظری، مراحل اجرای تحلیل کیفی و مهم‌ترین راهبردهای آن در مطالعات مدیریتی بررسی خواهد شد.

تحلیل کیفی چیست؟

تحلیل کیفی فرایندی نظام‌مند برای تفسیر و معنا‌بخشی به داده‌های غیرعددی در پژوهش کیفی است که با هدف کشف الگوها، مقوله‌ها و روابط مفهومی انجام می‌شود. در این رویکرد، داده‌ها می‌توانند از مصاحبه، مشاهده، اسناد و متون گردآوری شوند و حتی در مواردی برخی داده‌های کمّی نیز با منطق تفسیر کیفی تحلیل گردند. محور اصلی تحلیل کیفی نه سنجش فراوانی، بلکه فهم عمیق معنا، زمینه و تجربه زیسته کنشگران است.

تحلیل کیفی ریشه در تحولات فلسفی و روش‌شناختی سده بیستم دارد و در چارچوب پارادایم‌های تفسیری و انتقادی گسترش یافته است. حوزه‌هایی مانند مردم‌نگاری، تحلیل محتوا، نظریه‌پردازی داده‌بنیاد و مطالعات فرهنگی از مهم‌ترین عرصه‌های کاربرد آن به‌شمار می‌آیند.

بااین‌حال، هر پژوهش نظری یا کتابخانه‌ای لزوماً کیفی محسوب نمی‌شود؛ تمایز اصلی در منطق تفسیر، شیوه تولید داده و نوع پرسش پژوهش نهفته است. تسلط بر تحلیل کیفی برای پژوهشگران علوم انسانی و به‌ویژه دانشجویان دکتری مدیریت اهمیت بنیادین دارد، زیرا امکان درک ژرف‌تر پدیده‌های سازمانی و اجتماعی را فراهم می‌سازد.

گردآوری داده‌ها جهت تحلیل کیفی

گردآوری داده‌ها جهت تحلیل کیفی

در تحلیل کیفی، داده‌ها با هدف فهم معنا و زمینه پدیده گردآوری می‌شوند و معمولاً از منابع متنی و میدانی به‌دست می‌آیند. مهم‌ترین شیوه‌های گردآوری عبارت‌اند از:

  • مطالعات کتابخانه‌ای: بررسی اسناد، کتاب‌ها، مقاله‌ها و متون مرتبط
  • مصاحبه: گفت‌وگو با افراد مطلع برای دستیابی به تجربه‌ها و برداشت‌های آنان

افزون بر این دو روش رایج، مشاهده مشارکتی، گروه کانونی، تحلیل اسناد سازمانی، یادداشت‌های میدانی و تحلیل محتوای رسانه‌ها نیز از دیگر شیوه‌های متداول گردآوری داده در پژوهش‌های کیفی به‌شمار می‌آیند.

آموزش روش‌های تحلیل کیفی

تحلیل کیفی روش‌های مختلفی دارد که تحلیل محتوا، تحلیل مضمون (تِم) و گراندد تئوری (نظریه‌پردازی داده‌بنیاد) از مهمترین روش‌های آن است. با آموزش روش تحقیق کیفی دانشجویان دوره دکتری مدیریت می‌توانند بخش کیفی تحقیق را انجام دهند. بخش کیفی مقدمه‌ای بر ورود به بخش کمی در یک تحقیق آمیخته است.

مراحل تحلیل محتوی کیفی

مراحل تحلیل محتوای کیفی

در تحقیقات کیفی پژوهشگر می‌تواند از طریق استدلال قیاسی و استقرائی، تمثیل و تشبیه، نشانه‌یابی، تشخیص تفاوت و تمایز، مقایسه و … که همگی به کمک تفکر و تعقل و منطق صورت می‌پذیرد، داده‌های گردآوری شده را ارزیابی و تجزیه و تحلیل نموده و به کمک ذهن مکاشفه‌ای خود نتیجه‌گیری نماید.

کدگذاری ابزار اصلی تحلیل کیفی

کدگذاری هسته مرکزی تحلیل کیفی به‌شمار می‌آید و فرایندی نظام‌مند برای تبدیل داده‌های خام به مفاهیم و مقوله‌های تحلیلی فراهم می‌کند. این فرایند معمولاً در سه گام

  • کدگذاری باز برای استخراج مفاهیم اولیه
  • کدگذاری محوریبرای برقراری پیوند میان مقوله‌ها
  • و کدگذاری انتخابی برای یکپارچه‌سازی و شکل‌دهی چارچوب نهایی

انجام می‌شود. تسلط بر کدگذاری، شرط دستیابی به تبیین منسجم و معتبر در پژوهش‌های کیفی است.

افزون بر این، کدگذاری صرفاً برچسب‌گذاری مکانیکی داده‌ها نیست. بلکه فعالیتی تفسیری و تحلیلی است که نیازمند مقایسه مداوم داده‌ها، بازاندیشی مفاهیم و بازبینی پیوسته مقوله‌هاست. پژوهشگر در جریان کدگذاری باید از یادداشت‌های تحلیلی برای ثبت بینش‌ها و شکل‌گیری ایده‌های نظری بهره گیرد تا مسیر گذار از داده به نظریه روشن و مستند باقی بماند.

۱- کدگذاری باز

اشتراوس و کوربین کد‌گذاری باز را اینگونه توصیف می‌کنند “بخشی از تحلیل که مشخصاً به نامگذاری و دسته‌بندی پدیده از طریق بررسی دقیق داده‌ها مربوط می‌شود”. به عبارت بهتر در این نوع کدگذاری مفاهیم درون مصاحبه‌ها و اسناد و مدارک بر اساس ارتباط با موضوعات مشابه طبقه بندی می‌شوند.

نتیجه این مرحله، تقطیر و خلاصه کردن انبوه اطلاعات کسب شده از مصاحبه‌ها و اسناد به درون مفاهیم و دسته بندی‌هایی است که در این سوالات مشابه هستند. در روش کدگذاری نظری، دو گرایش برای تحلیل داده‌ها وجود دارد. برخی از پژوهشگران به تحلیل جز به جز می‌پردازند. یعنی متون و داده‌ها را خط به خط و کلمه به کلمه مورد تحلیل قرار می‌دهند. برخی نیز به دلیل وقت گیر بودن این روش تنها نکات و مضامین کلیدی را کدگذاری می‌کنند.

۲- کدگذاری محوری

هدف از کدگذاری محوری ایجاد رابطه بین مقوله‌های تولید شده (در مرحله کدگذاری باز) است. این عمل معمولا بر اساس الگوی پاردایمی انجام می‌شود و به نظریه پرداز کمک می‌کند تا فرایند نظریه پردازی را به سهولت انجام دهد. اساس ارتباط دهی در کدگذاری محوری بر بسط و گسترش یکی از مقوله‌ها قرار دارد. دسته بندی اصلی (مانند ایده یا رویداد محوری) بعنوان پدیده تعریف می‌شود و سایر دسته بندی‌ها با این دسته‌بندی اصلی مرتبط می‌شوند. شرایط علّی موارد و رویدادهایی هستند که منجر به ایجاد و توسعه پدیده می‌گردند.

زمینه به مجموعه‌ای ویژه از شرایط، و شرایط مداخله گر به مجموعه گسترده‌تری از شرایط اشاره دارند که پدیده در آن قرار دارد. راهبرد‌های کنش یا تقابل، به اقدامات و پاسخ‌هایی اشاره می‌کنند که بعنوان نتیجه پدیده رخ می‌دهند و در نهایت ستاده‌های خواسته یا ناخواسته این اقدامات و پاسخ‌ها به پیامدها اشاره دارند.

۳- کدگذاری انتخابی

کدگذاری انتخابی عبارت است از فرآیند انتخاب دسته بندی اصلی، مرتبط کردن نظام‌مند آن با دیگر دسته بندی ها، تأیید اعتبار این روابط، و تکمیل دسته بندی هایی که نیاز به اصلاح و توسعه بیشتری دارند. کدگذاری انتخابی بر اساس نتایج کدگذاری باز و کدگذاری محوری، مرحله اصلی نظریه پردازی است. به این ترتیب که مقوله محوری را به شکل نظام‌مند به دیگر مقوله‌ها ربط داده و آن روابط را در چارچوب یک روایت ارائه کرده و مقوله هایی را که به بهبود و توسعه بیشتری نیاز دارند، اصلاح می‌کند. دانشجویان دوره دکتری مدیریت آموزش تحلیل کیفی را جدی بگیرید.

شناسایی مقوله‌ها (مضامین)

در یک تحقیق کیفی که با هدف طراحی مدل یا ارائه الگو انجام می‌شود باید مقوله‌های مختلف تشکیل دهنده یا تبیین کننده پدیده مورد مطالعه شناسایی شوند. در یک تحقیق کیفی پیرامون پدیده مورد مطالعه از طریق مصاحبه یا ادبیات پژوهش داده‌های اولیه گردآوری می‌شود. با استفاده از یک روش مناسب و سپس کدگذاری داده‌های گردآوری شده باید مقوله‌های زیربنایی پدیده مورد مطالعه شناسایی شود. این مقوله‌ها معمولاً به مقوله‌های اصلی و فرعی تقسیم می‌شوند. براساس روش پیشنهادی اترید استرلینگ (۲۰۰۱) مقوله‌ها به سه دسته قابل تقسیم است:

  • مقوله‌های پایه
  • مقوله‌های سازمان‌دهنده
  • مقوله‌های فراگیر

کلید اصلی درک این بحث شناسایی مقوله‌های اصلی (فراگیر) و مقوله‌های خُرد (پایه) است. مقوله‌های سازمان‌دهنده همیشه وجود ندارد اما مقوله‌های اصلی و فرعی حتما باید شناسایی شوند. مقوله‌های اصلی همان عوامل اصلی هستند که برای طراحی الگو مورد استفاده قرار خواهند گرفت. در نهایت مقوله‌های فرعی نیز گویه‌های سنجش مقوله‌های اصلی می‌باشند.

اعتبارسنجی تحلیل کیفی

سنجش روایی و پایایی در تحقیقات کیفی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. مفاهیمی چون اعتبار و پایایی در حوزه روش‌شناسی، با رویکرد اثبات‌گرایی با اصول و قوانین مشخص و جهان‌شمولی به کاربرده می‌شوند. در دوره پسا اثبات‌گرایی کنونی توجه به تحقیقات کیفی بیشتر از گذشته نمود دارد. اکنون اصول اثبات‌گرایی، حالت جهان‌شمولی خود را از دست داده‌اند.

صاحب‌نظران حوزه تحقیق کیفی بر کاربرد تکنیک‌های معمول اعتبار و پایایی حوزه کمی در پژوهش کیفی از تاکید دارند و برخی نیز رویکرد متفاوتی اتخاذ کرده اند. استفاده از دلفی فازی، ابزار گلین یا برنامه CASP از جمله شیوه‌های سنجش روایی و پایایی تحقیق کیفی است.

یکی از مباحث روش تحقیق کیفی سنجش میزان پایایی کدگذاری‌های پژوهش است. پایایی پرسشنامه اشاره به آن دارد که چقدر می‌توان به نتایج حاصل از پرسشنامه اعتماد کرد اما سنجش پایایی انواع مصاحبه در تحقیق کیفی قواعد خاص خودش را دارد. پژوهشگران معمولاً از روش‌های پیشنهادی لینکلن و گوبا برای سنجش روایی و پایایی تحقیق کیفی استفاده می‌کنند. با این وجود روش‌های کمی نیز برای سنجش پایایی تحقیقات کیفی ارائه شده است. هولستی، اسکات، کوهن و کریپندورف روش‌هایی برای سنجش پایایی ارائه کرده‌اند.

سخن پایانی

تحلیل کیفی عبارت از مجموعه فعالیت‌هایی (چون مشاهده، مصاحبه و شرکت گسترده در فعالیت‌های پژوهشی) است، که هرکدام به‌نحوی محقّق را در کسب اطلاعات دست اول، درباره موضوع مورد تحقیق یاری می‌دهند. تحلیل کیفی با تمرکز بر معنا و زمینه، امکان درک چندلایه و ژرف از پدیده‌های پیچیده را فراهم می‌سازد و مکمل ارزشمندی برای رویکردهای کمّی به‌شمار می‌آید. دقت در گردآوری داده‌ها، شفافیت در کدگذاری و توجه به اعتبار و اعتمادپذیری یافته‌ها، شرط دستیابی به نتایج معتبر در این رویکرد است. بهره‌گیری آگاهانه از تحلیل کیفی می‌تواند به تولید دانش بومی، غنی‌سازی نظریه‌ها و ارائه بینش‌های کاربردی در حوزه مدیریت بینجامد.

منبع: حبیبی، آرش. روش پژوهش پیشرفته. تهران: پارس‌مدیر.